دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

باقر آل حیدر (شیخ باقر آل حیدر)

No image
باقر آل حیدر (شیخ باقر آل حیدر)

شیخ باقر آل حیدر

(متوفاى 1333ق)

عنوان مقاله: سردار مجاهدان

نویسنده: نورالدین على لو

آل حیدر

قبیله «آل حیدر» از خانواده هاى اصیل و معروف به علم و ادب شهر «سوق الشیوخ» عراق است. این شهر از توابع استان ناصریه عراق مى باشد. و در کنار رودخانه فرات و شمال غربى بصره قرار دارد. سوق الشیوخ طوایف زیادى را در خود جاى داده است که از معروف ترین آن ها، «آل حیدر» در محله «حویزه» مى باشند. این طایفه در پیشرفت علمى و فرهنگى منطقه نقش اوّل را داشته است.

آل حیدر در حوزه نجف اشرف نیز موقعیت خاصى داشت. نسب این دانشور بزرگ چنین است: شیخ باقر فرزند على فرزند محمد على فرزند حیدر فرزند خلیفه فرزند کرم الله فرزند دنانه فرزند مذکور فرزند غانم فرزند اوتال بطائحى مجیراوى شروقى منتفکى نجفى، مشهور به آل حیدر.[1]

خاندان آل حیدر

براى آشنایى بیشتر با خاندان آل حیدر به نام چند شخصیت از این بیت شریف اشاره مى کنیم.

1. شیخ محمد على فرزند شیخ حیدر: وى پدر بزرگ شیخ باقر و اولین شخص از خاندان آن حیدر است که براى تحصیل علم به نجفمهاجرت کرد. شیخ محمد على معاصر علامه سید محمد مهدى بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطا بود و کتاب «وافیة الاصول» از یادگارهاى اوست که در سال 1229ق تألیف شد و نسخه خطى آن نزد شیخ اسد موجود بود.[2]

2. جمیل صادق آل حیدر: وى در سال 1354ق در سوق الشیوخ پا به عرصه گیتى نهاد و در سال 1420ق به عالم آخرت سفر کرد. جمیل از شاعران و ادیبان زمان خود و عضو انجمن هاى ادبى نجف و انجمن ادیبان عراق بود. از آثار وى مى توان به چندین کتاب اشاره کرد: 1. رؤیة جدید فى تاریخنا الاسلامى، 2. ارجوزة فى ادبار سوق الشیوخ، 3. موجز تاریخ آل حیدر، 4. ادب و ادبا سوق الشیوخ، 5. ارجوزة فى تاریخ الرابطة الادبیة.[3]

3. محمدجهز حیدر: متولد 1346ق، «سوق الشیوخ» و داراى دیوان و کتاب هیفا روایة شعریه بود.[4]

4. شیخ اسد فرزند محمد حیدر مجیراوى نجفى: وى در سال 1327ق در شهر نجف اشرف متولد شد و از محضر عالمان زمان خود بهره گرفت. از اساتید وى در نجف مى توان به شیخ محمد رضا آل یاسین و آیت الله سید ابوالقاسم موسوى خویى اشاره کرد. شیخ اسد در کشور کویت به ارشاد و تبلیغ مى پرداخت و در سال 1405ق در همان کشور مرحوم و در نجف مدفون شد.

آثار زیادى از وى به یادگار مانده، از جمله: 1. احسن الطب، 2. الامام الصادق والمذاهب الاربعة که بارها در ایران، نجف و... به چاپ رسیده، 3. تاریخ الکوفه، 4. الشیعة فى قفص الامام، 5. الصحابة فى نظر الشیعة الامامیه، 6. عائشة والتشریع الاسلامى، 7. مع الحسین(علیه السلام)فى نهضته، 8. مع العربى التاثر.[5]

5. شیخ محمد فرزند عیسى حیدر: وى از شاگردان شیخ محمد طه نجف بود که در سال 1334ق درگذشت. کتاب نورالابصار فى الرجعة و دیوان شعر از آثار علمى اوست و شیخ طالب، على، اسد و منصور نیز از یادگارهاى این عالم بزرگوار هستند.[6]

تولد

خانواده شیخ على حیدر شاهد تولد فرزندى بود که بعدها براى خاندان آل حیدر موقعیت خاصى به ارمغان آورد. او را که در شهر نجف اشرف[7] به دنیا آمد، باقر نامیدند.

در عرصه تحصیلات

باقر تحصیلات خود را در خانه علم و ادب و در محضر پدر آغاز کرد. او دروس مقدمات را فرا گرفت و پایه هاى علوم حوزوى را یکى پس از دیگرى گذراند. وى براى افزایش دانسته ها راهى نجف اشرف شد و پدرش را هم که مقیم سوق الشیوخ بود، به شهر نجف آورد. شیخ باقر سطوح عالى فقه و اصول را از محضر مجتهدان و فقهاى نجف فرا گرفت، آن گاه به درس میرزاى شیرازى راه یافت. در آن روزگار اعتبار علمى درس میرزا از همه اطراف و اکناف به گوش فضلا مى رسید. لذا شیخ باقر نیز مانند دیگر پژوهشگران، نجف را به قصد سامرا ترک کرد و در محضر آیت الله میرزا محمد حسن مجدد شیرازى زانوى ادب بر زمین زد و دو سال به تحصیل پرداخت و از افاضل شاگردان میرزا گردید. شیخ باقر علاوه بر تحصیل، در بحث نیز شاگردان زیادى را به دور خود جمع کرد. در جرگه ى مدرسان برجسته ى حوزه هاى علمیه سامرا و نجف درآمد. او با رحلت میرزاى شیرازى به کاظمین رفت و مدتى در شروفیه و سرانجام در نجف به درس و بحث پرداخت. این شهر از محضر آیت الله شیخ محمد کاظم آخوند خراسانى و آیت الله شیخ محمد طه نجف بهره برد و خود نیز بعد از مدتى بر مسند تدریس نشست. در این بین بود که خبر درگذشت پدر به گوش او رسید.[8]

پدر

شیخ على فرزند شیخ محمد على حیدر در سال 1237 (ق) متولد شد. او پس از طى دروس مقدمات به سطوح عالى راه یافت و از محضر بزرگان حوزه نجف مانند شیخ مرتضى انصارى، و آیت الله سید حسین ترک (متوفاى: 1299ق و... بهره مند گردید. وى که علاوه بر شرکت در بحث اساتید بزرگ نجف، خود به تدریس پرداخت، براى عمل به مضمون آیه «لولا نفر...» به سوق الشیوخ بازگشت و به رسیدگى به امور مادى و معنوى اهالى پرداخت و مرجع دینى آنان شد. شیخ علاوه بر پرورش شاگردان، آثار زیادى در فقه و اصول از خود به یادگار گذاشت. از جمله: 1. منظومة فى المنطق، 2. منظومه فى الاصول، 3. التجوید، 4. شرح مختصر تفتازانى، 5. غریب القرآن، 6. حاشیة على حاشیة التهذیب فى المنطق، 7. کتاب فى الرجال، 8. حاشیة على الرسائل، 9. حاشیة على قوانین الاصول، 10. سوامخ الاسفار، 11. الخلل، 12. الرهن، 13. الزکاة.

شیخ سرانجام در سال 1314ق در سوق الشیوخ درگذشت. پیکرش بعد از تشییع به شهر نجف منتقل و در باب طوسى حرم مطهر علوى دفن شد.[9]

اساتید

شیخ باقر از اساتید بنام بهره برد، از جمله:

1. پدر شیخ بود. مبادى و مقدمات علوم را تا سطح، از محضر وى آموخت.

2. میرزا محمد حسن مجدد شیرازى: از اساتید فقه و اصول او در سامرا بود وى در شمار شاگردان برجسته میرزا به حساب مى آمد.[10]

3. محمد کاظم آخوند خراسانى: شیخ باقر از منتقدان علمى مطالب کفایه بود، از جمله در مسأله حکمت عقلیه با استاد به بحث و مناظره پرداخت.

4. آیت الله شیخ محمد طه نجف فرزند مهدى تبریزى: وى در سال 1241ق در نجف متولد شد و با جدّیت و اخلاص در تحصیل علم به مرتبه والاى علمى و معنوى رسید، چنان که بعد از میرزاى شیرازى از مراجع بلند آوازه اى بود که علاوه بر تربیت شاگردان زیادى چون شیخ باقر، کتابهاى ارزشمندى به نگارش درآورد. از آثار علمى او مى توان به این کتاب ها اشاره کرد: 1. الفوائد النجفیه، 2. اتقان المقال فى احوال الرجال، 3. رسالة فى التقیه، 4. شرح على منظومة سید بحرالعلوم، 5. شرح کتاب الزکوة از شرایع الاسلام و... .

طه نجف در سال 1323ق در نجف دار فانى را وداع گفت.[11]

اجازات

مجتهد سوق الشیوخ داراى اجازه اجتهاد از استاد خود آیت الله شیخ محمد طه نجف بود و آیت الله سید محمد طباطبایى آل بحر العلوم(1261 ـ 1326ق) نویسنده کتاب «بلغة الفقیه» نیز علاوه بر امضاى اجازه اجتهاد طه نجف، براى وى اجازه اجتهاد دیگرى صادر کرد.[12]

بر کرسى تدریس

شیخ باقر در کنار تحصیل در نجف و سامرا، به تدریس پرداخت و شاگردان زیادى را تربیت کرد. از میان آنان مى توان به شیخ جعفر حیدر و علامه فقیه و مصلح نامدار سید عبدالحسین شرف الدین عاملى اشاره کرد.[13]

رهبرى و مرجعیت

شیخ باقر خبر هجران پدر را دریافت کرد و بعد از برگزارى مراسم، با اصرار زیاد اهالى سوق الشیوخ و تأیید مراجع بزرگوار نجف مانند شیخ محمد طه نجف و آخوند خراسانى راهى موطن شد و زعامت مردم را به عهده گرفت. وى خانه پدر را رونق بیشترى داد و به حل و فصل مسائل مردم مشغول شد. در اثر تقوا و علم در بین مردم و دولتمردان جایگاه ویژه اى پیدا کرد، به گونه اى که بیش از پدر داراى نفوذ کلام شد. او در ترویج دین و اتحاد عشایر منطقه نیز سهم بسزایى داشت.[14]

در عرصه شعر و ادب

در عرصه شعر و ادب نیز ذوقى سلیم و طبعى مطبوع داشت و اشعارش در موضوعات مختلف، خصوصاً در مراثى و مدایح ائمه اطهار(علیهم السلام)مکاتبه و مشاعره با علما و شعرا، گویاى عمق این تبحر است.

از امتیازات شعر وى، خیال قوى و احساس ظریف بویژه در اشعار عاشورایى است. نمونه اى از اشعار وى در رثاى امام حسین(علیه السلام) را مى خوانیم:

اِن لم اکن باکیا یوم الحسین دما *** لا والهوى لم اکن ارعى له ذمما

لا اشکر العین الا أن بکت بدم *** او لا فیالیتها تشکو قذاً و عما

و انت یا قلب اِن لم تنثر قطعا *** فى ادمعى لم تکن فى الحب منتظما

ان کنت مرتضعا من حبّ فاطمة *** لا تترک الدمع من احشاک منظما

فقد جرت لحسین دمعها بدم *** فجارها فى اکبعا وابک الحسین دما[15]

مضمون اشعار: اگر در روز شهادت امام حسین(علیه السلام) خون گریه نکردم، قسم مى خورم به محبت امام حسین(علیه السلام) که حرمت او را مراعات نکرده ام. آرى، چشم من شکر گزار نخواهد بود، مگر این که بر امام(علیه السلام) خون گریه کند. اگر خون گریه نکرد، از درد و کورى چشم شکایت مى کند. اى قلب، اگر تکه تکه نشوى در اشک هاى من در محبت امام حسین(علیه السلام) جایگاهى نخواهى داشت. اگر از محبت حضرت زهرا(علیها السلام)مى خواهى سیراب بشوى، از درون گریه کردن را بر امام ترک مکن. حضرت زهرا بر امام حسین(علیه السلام) خون گریه کرد، تو هم با حضرت زهرا بر امام(علیه السلام) خون گریه کن.

آثار

نوشته هاى بر جاى مانده از شیخ گویاى مقام و منزلت علمى و ادبى اوست. در این جا به اختصار به آن ها اشاره مى کنیم:

1. حاشیة على قوانین الاصول: این کتاب حاشیه اى بر «قوانین الاصول» میرزا ابوالقاسم قمى است و در سال 1312ق تألیف شد. شیخ علاوه بر نظریات خود به قول دیگر حاشیه نویسان اشاره کرده است. نویسنده الذریعه مى گوید:

«نسخه خطى این اثر در کتابخانه شخصى شیخ جعفر فرزند شیخ باقر در نجف بود.»[16]

2. حاشیة ارجوزة فى المنطق: این اثر منظوم حاشیه بر «ارجوزة فى المنطق» پدر بزرگوار شیخ باقر مى باشد. نسخه خطى این کتاب در سامرا در کتابخانه شخصى مجدد شیرازى نگهدارى مى شود.[17]

3. دیوان: دیوان شیخ مشتمل بر مراثى ائمه اطهار(علیهم السلام) و در برگیرنده حدود 3000 هزار بیت مى باشد. نسخه خطى این دیوان در کتابخانه شخصى شیخ جعفر آل حیدر در نجف نگهدارى مى شود.[18]

4. ارجوزة فى المنطق، 5. ارجوزة فى التجوید، 6. منظومة فقهیة، 7. منظومة فى الاصول، 8. تقریرات: این کتاب محاضرات فقهى استادش سید محمد حسن شیرازى مى باشد.[19]

حضور در جبهه نبرد

با آغاز جهگ جهانى اول در سال (1914 م) و با اعلان جنگ دولت هاى متفقین علیه دولت عثمانى، نیروهاى متجاوز انگلیسى، بندر فاو ـ در جنوب عراق ـ و شهر بصره را اشغال کردند و تصمیم گرفتند به طرف شهرهاى دیگر عراق پیشروى کنند. دولت عثمانى که خود را در برابر نیروهاى خارجى ناتوان مى دید، دست به دامان علما و مراجع تقلید شد. مراجع نجف و حوزه هاى علمیه با تلگراف و نامه هاى مختلفى از جمله آیت الله شیخ باقر به مراجع بزرگوار شیخ الشریعه اصفهانى، شیخ محمدجواد حولاوى، محمد تقى شیرازى و...[20] آنان در جریان تجاوز قرار گرفتند و مردم را به دفاع فرا خواندند و فتاوى متعددى براى جهاد صادر کردند. حتى بعضى علما و مراجع املاک شخصى خود را رهن گذاردند تا ودیعه حاصل از آن را صرف جهاد و مجاهدان کنند که مى توان به آیت الله محمد سعید حبوبى (1266 ـ 1332ق) اشاره کرد.[21]

به این ترتیب مردم به نداى مراجع لبیک گفتند و هزاران مجاهد و بسیجى داوطلب همراه با علماى بزرگ عازم جبهه هاى نبرد شدند. نیروهاى نظامى عثمانى در سه جبهه مهم مستقر شده بودندجبهه مرکزى قرنه، جبهه شعیبه و منطقه اهواز. علما نیز در سه جبهه رهبرى را به عهده گرفتند. در قرنه آیت الله شیخ الشریعه و آیت الله مصطفى کاشانى، در منطقه اهواز آیت الله مهدى خالصى و... و در شعیبه آیت الله حبوبى و شیخ باقر حیدر عهده دار هدایت سپاه اسلام شدند. علما در مسیر حرکت مردم را به جهاد تشویق مى کردند، به گونه اى که شمار داوطلبان را در جبهه شعیبه حداقل ده هزار بسیجى تخمین زده اند. آنان در کنار آیت الله شیخ باقر حیدر قرار گرفتند و در نبرد با نظامیان انگلیسى بیش از هزار نفر به هلاکت رسیدند.

آیت الله شیخ باقر بیش از ده هزار رزمنده را آماده کرد و خود نیز در میان عشایر و قبایل منطقه در جبهه حضور پیدا کرد و با رسیدن جواب تلگرف هاى علماى نجف به اهالى منطقه حکم جهاد و دفاع داد تا از مرزهاى اسلامى دفاع کنند. نکته مهم این که تأمین آذوقه و تجهیزات جنگى منطقه به عهده این مجاهد سرافراز بود. در این میان شاید به دلیل تلاش فراوان و رنج بسیار و شاید به دلیل توطئه دشمن آیت الله شیخ باقر مریض شد و رزمندگان دور فرمانده خود را گرفتند. از طرفى فرمانده عثمانى سلیمان عسگرى بک در منطقه هم خودکشى کرد. با مریضى فقیه فرزانه میان رزمندان تشتت پیدا شد و مجاهدان شیخ را در سر راه خود به سوق الشیوخ رساندند.[22]

تلگراف ها

براى آشنایى با جایگاه علمى و معنوى آیت الله شیخ باقر حیدر و همگام بودن وى با سایر مراجع عالیقدر حوزه ها، به چند نمونه از تلگراف هاى علما و پاسخ هاى وى اشاره مى کنیم.

1) سوق الشیوخ

جناب مستطاب العلام الشیخ باقر حفظه الله

بصرهعموم تجار محترمین

امروز به عموم مسلمین و کافه امت حضرت سید المرسلین(صلى الله علیه وآله وسلم) از عرب و عجم خصوصاً به عشایرى که ساکن حدود و مقیم در ثغورند واجب و فریضه الهیه است که با تمام جد و اهتمام حفظ بلاد اسلام و کفارى که حمله به حدود نمایند، آن ها را برگردانیده و دماغشان را بر خاک بمالند و هر کس در این واجب شرعى الهى سستى و تهاون نماید استخفاف به امر خدا و رسول خدا کرده و خذلان دنیا و آخرت را براى خود پسندیده، این تلگرام ما را به عموم مسلمین برسانید.[23]

الاحقر خادم الشریعه مصطفى غروى کاشانى»[24].

2) از سامره (به) سوق الشیوخ

حضرت حجت الاسلام شیخ باقر حیدر

بسم الله الرحمن الرحیم هو المستعان ولا حول ولا قوة الاّ بالله

بعد از عرض سلام اظهار مى شود که جناب شما امروز شایسته ترین کسى است که حرکت کند و جمیع قبائل را هم حرکت دهد براى مدافعه بصره، زیرا حفظ ثغور مسلمین و بلاد اسلام واجب و سعى و کوشش در دفع کفار (از) اهم فرایض الهیه است. ان شاء الله سریعاً ما را از اطاعه عشائر بر اوامر الهیه و حفظ بیضه اسلام اطلاع دهید.[25]

محمد تقى الشیرازى.[26]

3) سوق الشیوخ

جناب ناصرالاسلام و ناشر الاحکام الشیخ باقر الشیخ حیدر

تلگراف شما رسید و نهایت موجب حزن و پریشانى خاطر شد، به عموم مسلمین حکم وظیفه دفاع و حفظ بیضه اسلام را نشر دادیم و فریضه رب العالمین را بر همه گوشزد کردیم و خودمان هم آماده و حاضریم و منتظر وقت و رسیدن تکلیف هستیم ان شاء الله.[27]

الاقل الشیخ الشریعة اصفهانى.[28]

4) سوق الشیوخراعبة الاسلام الشیخ باقر

تلگراف شما با تلگراف اهل بصره رسید، ما هم آن ها را امر مى کنیم که از ما به عموم شعائر و کافه مسلمین برسانند که تمام آن ها امروز مأمورند به یک واجب دینى و فریضه الهیه و آن حفظ بیضه اسلام و دفاع در برابر کفار است. عشائرى که با هم دشمن اند میان شان به زودى اصلاح کن مردانه با تمام کوشش، ان شاء الله مؤید بنصیر الله باشید.[29]

على رفیش.[30]

5) سوق الشیوخ

شیخ باقر حیدر

تلگراف شما رسید و ما عموم مسلمین را امر کردیم که بیضه اسلام را حفظ کرده و مدافعه کفار را به جان هایشان اجرا نمایند و شما هم به عموم مسلمین و رؤسا و به جمیع عشایر برسانید که واجب است که جان و مال را فداى اسلام کرده و تهاون ننمایند.[31]

محمد جواد حولاوى.[32]

فرزندان

1. شیخ جعفر حیدر: پسر بزرگ شیخ باقر بود. در سال 1302ق در نجف اشرف متولد شد. دروس مقدماتى را از محضر پدر آموخت و در کنار پدر به سامرا هجرت کرد، ولى طولى نکشید که به نجف بازگشت و از محضر نام آوران علمى نجف مثل شیخ عبدالرسول جواهرى، شیخ محمد جواد جزائرى و سید حسین حمامىبهره مند شد. شیخ جعفر بعد از وفات پدر، در سال 1333ق به شهر سوق الشیوخ کوچ کرد و در آن جا در جاى پدر نشست و به تبلیغ دین و پرورش جوانان پرداخت. حل و فصل امور و گشایش امور مردم ـ مانند پدر ـ در دست وى قرار گرفت. این عالم ربانى در 12 شوال 1372ق دار فانى را وداع گفت و در صحن شریف امام على(علیه السلام) به خاک سپرده شد.

شیخ جعفر بعد از خود، چهار فرزند به یادگارگذاشت، از جمله آن ها شیخ موسى و شیخ محمد را مى توان نام برد. بعد از شیخ جعفر پسرش شیخ موسى به امور مردم و مسائل شرعى و دینى رسیدگى مى کرد.[33]

2. شیخ محمد حسن حیدر: در سال 1305ق در سوق الشیوخ متولد شد و بعد از تحصیلات در زمان ملک فیصل، به کارهاى سیاسى پرداخت و مدتى نماینده پارلمان و نائب رئیس مجلس نواب عراق گردید. وى علاوه بر کارهاى سیاسى به کارهاى علمى و ادبى نیز مى پرداخت. از آثار وى مى توان به دیوان شعرى اشاره کرد. این شاعر پر آوازه در هشتم ذى حجه سال 1363ق در بغداد چشم از جهان فرو بست.

3. شیخ صادق حیدر.

مرگ در جهاد

فقیه نامدار و مجاهد گرانمایه شیخ باقر در حال جهاد و دفاع به شدت بیمار شد و رزمندگان وى را روى دست به شهر سوق الشیوخ بازگرداند، اما طولى نکشید که این مجاهد رزمنده مرگ سرخ را پذیرا شد.

ما احتمال مسموم سازى وى توسط انگلیسى ها را نمى توانیم نادیده بگیریم.

او در محرم الحرام سال 1333ق به ملکوت اعلى پیوست. بنابر فرمایش شیخ آقا بزرگ وى در شمار مجاهدان قرار داشت. خداوند متعال جزاى خیر دهد و با شهدا محشورش بدارد، ان شاء الله.

آرى مرگ وى تأثیر عمیقى در جبهه ها گذاشت و رزمندگان را مأیوس کرد. پیکر مطهر وى از سوق الشیوخ به طرف شهر نجف اشرف حمل و در صحن علوى و در کنار بارگاه نورانى امیرالمؤمنین(علیه السلام) به خاک سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامى باشد.[34]



[1]. شعراء الغرى، على خاقانى، ج 1، ص 363 ـ 375تاریخ مدینة سوق الشویخ، عبدالکریم محمد على، ص 7، ص 47، 169ماضى النجف و حاضرها، جعفر باقر آل محبوبه، ج 2، ص 192.

[2]. ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 199.

[3]. معجم المؤلفین المعاصرین، ج 1، ص 153معجم المؤلفین والکتاب العراقیین، صباح نورى مرزوک، ج 2، ص 106المنتخب من اعلام الفکر و الادب: 90.

[4]. المنتخب من اعلام الفکر والادب: 427.

[5]. معجم المولفین المعاصرین، محمد خیر رمضان یوسف، ج 1، ص 102ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 199موسوعة مؤلف الامامیه، مجمع الفکر الاسلامى، ج 6، ص 249اعلام العراق الحدیث، ج 1، ص 117.

[6]. ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 199.

[7]. محل تولد را «سوق الشیوخ» ذکر کردهاند. مشاهیر المدفونین فى الصحن العلوى الشریف، کاظم عبود الفتلاوى، ص 65معجم المؤلفین، عمر رضا کحاله، ج 3، ص 36دائرة المعارف تشیع، ج 6، ص 592.

[8]. ترجمه هدیة الرازى، آقا بزرگ تهرانى، ص 116اعیان الشیعة، محسن امین، ج 3، 536ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 193معارف الرجال، محمد حرز الدین، ج 1، ص 143، شعراء الغرى، ج 1، 363 ـ 367 و معجم رجال الفکر و الادب، محمد هادى امینى، ج 1، ص 459.

[9]. ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 196.

[10]. گلشن ابرار، ج 1، ص 386.

[11]. معارف الرجال، ج 1، ص 140نقباء البشر، ج 3، ص 961.

[12]. معارف الرجال، ج 1، ص 142.

[13]. مشاهیر المدفونین فى الصحن العلوى الشریف، کاظم عبود الفتلاوى، ص 65شعراء الغرى، ج 1، ص364.

[14]. شعراء الغرى، ج 1، ص 363ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 193، علماى مجاهد، محمد حسن رجبى، ص 19.

[15]. شعراء الغرى، ج 1، ص 363 ـ 375.

[16]. الذریعة، آقا بزرگ تهرانى، ج 8، ص 138.

([17])همان، ج 1، ص 499.

[18]. همان، ج 9، ص 519.

[19]. ماضى النجف و حاضرها: ج 2، ص 194.

[20]. جهادیه، محمد حسن کاووسى عراقى، ص 83، 87، 93.

[21]. مجله تاریخ معاصر ایران، ش 1، 1376، ص 14 ـ 13دور العملاء الشیعة فى مواجهة الاستعمار، سلیم المحسنى، ص 84.

[22]. تاریخ مدینة سوق الشیوخ، ص 82 ـ 83ماضى النجف وحاضرها، ج 2، ص 194نقباء البشر، ج 1، ص216.

[23]. جهادیه، به کوشش محمد حسن کاوسى عراقى و نصر الله صالحى، ص 89.

[24]. آیتالله سید مصطفى فرزند حسین کاشانى غروى به سال 1260ق متولد شد و تحصیلات خویش را نزد میرزاى شیرازى، و شیخ محمد کاشانى و دیگران فرا گرفت. وى از مراجع جهادى عالم ربانى و پدر آیتالله سید ابوالقاسم کاشانى است. از آثار تألیفى وى: رسالة فى التجزى، حاشیه ریاض المسائل، رسالهاى در منجزات مریض، رساله در جبهة الظن است. عاقبت در سال 1337ق در کاظمین دار فانى را وداع گفت و به ملکوت اعلى پیوست. معارف الرجال ج 2، ص 13ریحانة الادب ج 5، ص 21، احسن الودیعة، ج 1، ص205.

[25]. جهادیه، همان، ص 83.

[26]. حضرت آیتالله شیخ محمدتقى فرزند محب على شیرازى (1258 ـ 1338ق) در شیراز متولد و در نجفدرگذشت و در کربلا مدفون شد. شرح حال وى در گلشن ابرار، ج 1، ص 451 و منابع دیگر آمده است.

[27]. جهادیه، همان، ص 87.

[28]. حضرت آیتالله شیخ الشریعه فتح الله، فرزند محمد جواد نمازى شیرازى معروف به آقا شریعت و شیخ الشریعة، در اصفهان به سال 1266ق متولد و در سال 1339ق در نجف رحلت کرد و در صحن شریف علوى مدفون گردید. گلشن ابرار، ج 1، ص 471.

[29]. رساله جهادیه، همان، ص 90.

[30]. آیتالله على رفیش فرزند یاسین رفیش نجفى در سال 1260ق در شهر نجف اشرف پا به عرصه گیتى نهاد. تحصیلات خود را در محضر اساتیدى، مانند شیخ محمد حسین کاظمى، سید حسین کوهکمرى و میرزا حبیب الله رشتى سپرى کرد و یکى از اعاظم و بزرگان مراجع نجف در زمان خود بود. وى در کنار تربیت شاگردان، کتاب هایى را در منطق، فقه و اصول به رشته تحریر درآورد. این مرجع بزرگوار و مجاهد در حمله استعمارگران ایتالیایى به طرابلس غرب «لیبى» و حمله انگلیسىها به عراق در جنگ جهانى اول مسلمانان را به دفاع و جهاد علیه دشمنان اسلام دعوت کرد. عاقبت در سال 1334ق جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد. (ماضى النجف و حاضرها، ج 3، ص 22نقباء البشر، ج 4، ص 1555معارف الرجال، ج 2، ص 128، علماى مجاهد ص 230.)

[31]. جهادیه، همان، ص 93.

[32]. آیتالله شیخ محمد جواد حولاوى فرزند مشکور در سال 1247ق در نجف متولد شد و تحصیلات خود را نزد اساتیدى چون شیخ مرتضى انصارى، میرزا حبیب الله رشتى، و میرزا محمد حسن شیرازى فرا گرفت و به درجه والاى اجتهاد رسید. و در جریان جنگ جهانى اول و هنگام تجاوز نیروهاى انگلیسى به خاک عراق و تصرف بندر «فاو» علیه انگلیسىها اعلام جهاد کرد. این فقیه نامدار در سال 1335ق دار فانى را وداع و در نجف در کنار بارگاه ملکوتى على(علیه السلام) آرام گرفت. در ضمن از آثار وى مىتوان به حاشیه بر کفایة الطالبیین و رساله عملیه اشاره کرد. نقباء البشر، ج 1، ص 341معارف الرجال، ج 2، ص 222.

[33]. نقباء البشر، ج 1، ص 279ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 195 ـ 196.

[34]. نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانى، ج 1، ص 215ماضى النجف و حاضرها، ج 2، ص 197تاریخ مدینة سوق الشیوخ، ص 82 ـ 83.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

مشخصات فردی

نام شیخ باقر
نام خانوادگی آل حیدر
نام پدر على
نام معروف شیخ باقر آل حیدر
خاندان آل حیدر
مکان تولد عراق،نجف اشرف
تاریخ فوت (شمسی) 1294
تاریخ فوت (قمری) 1333
مکان فوت عراق،ناصریه،ناصریه>سوق الشیوخ
مکان دفن عراق،نجف اشرف،حرم امام علی علیه السلام

تالیفات

No image

دیوان

No image

ارجوزة فى المنطق

No image

ارجوزة فى التجوید

No image

منظومة فقهیة

No image

منظومة فى الاصول

No image

تقریرات

مطلب مکمل

کتاب گلشن ابرار - جلد هشتم

کتاب گلشن ابرار - جلد هشتم

مجموعه گلشن ابرار خلاصه ای از زندگی و شرح حال علمای اسلام است که تا کنون هشت جلد از آن تألیف شده است.

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS