"تمییز اعداد"، از مجموعه مباحث "تمییز" است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد از این رو به خوانندهی محترم توصیه میشود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل "تمییز" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. اعداد، الفاظ مبهمی هستند که نیاز به تفسیر و رفع ابهام دارند و این رفع ابهام ممکن است با تمییز و غیر آن صورت گیرد. بحث از تفسیر و رفع ابهام عدد با توجه به اینکه عدد بر دو گونه "عدد صریح" و "عدد کنایی" است، در دو بخش مورد بررسی قرار میگیرد:
بخش اول: عدد صریح
عدد در این نوع، اسمی است که به صراحت بر کمیّت، ترتیب و یا نسبت اشیاء معدود و قابل شمارش دلالت دارد.
[1] تفسیر کننده (مفسِّر) و رفع کننده ابهام در عدد صریح بر سه گونه است:
الف. مفرد و منصوب
در برخی موارد تمییز مفرد و منصوب از عدد صریح، رفع ابهام میکند:
1. اعداد مركب؛
[2] مانند: «
وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيباً»؛
[3] در این آیه شریفه "اثْنَيْ عَشَرَ" از اعداد مرکب بوده که توسط تمییز مفرد منصوب (نَقيبا) تفسیر شده است.
2. اعداد معطوف
[4] مانند: «
إِنَّ هذا أَخي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً»؛
[5] در این آیه شریفه "تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ" از اعداد معطوف بوده که توسط تمییز مفرد منصوب (نَعْجَةً) تفسیر شده است.
3. اعداد عقود؛
[6] مانند: «
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَة»؛
[7] در این آیه شریفه "ثَلاثينَ" و "أَرْبَعينَ" از اعداد عقود بوده که توسط تمییز مفرد منصوب (لَيْلَةً) تفسیر شده است.
[8]
ب. جمع و مجرور
از عدد "ثلاثة" تا "عشرة" در اعداد مفرد
[9]، مفسِّر جمع و به جهت اضافه، مجرور بوده و از جهت مذکر و مؤنّث بودن، مخالف عدد است؛
[10] مانند: «
سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً»؛
[11] در این آیه شریفه "سَبْعَ" و "ثَمانِيَةَ" از اعداد مفرد بوده که توسط مفسِّر جمع و مجرور ("لَيالٍ" و "أَيَّامٍ") تفسیر شدهاند.
ج. مفرد و مجرور
"المأة"، "الألف"، مثنای این دو
[12]، جمع این دو
[13]، "الملیون" و "الملیار" از اعداد مفرد هستند که برای مذکر و مؤنّث یکسان بوده و مفسِّر آنها مفرد و مجرور است؛
[14] مانند: «
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ»؛
[15] در این آیه شریفه "مِائَة" از اعداد مفرد بوده که توسّط مفسِّر مفرد و مجرور (عام) تفسیر شده است.
بخش دوم: عدد کنایی (غیر صریح)
اعداد کنایی، الفاظ مخصوصی هستند که از عدد کنایه آورده میشوند
[16] و عبارتند از: "کَم"، "کأیِّن"، "کذا"، "بِضع" و "بِضعة" و "نَیِّف".
[17] در ادامه به نحو مستقل به مفسِّر هر یک از این اعداد اشاره میشود:
1. "کم"
"کم" بر دو قسم "کم استفهامی" و "کم خبری" بوده که در ادامه به مفسِّر هر یک اشاره میشود:
مفسِّر "کَم استفهامی" بر دو گونه است:
1. مفرد و منصوب؛
[19] مانند: «کَم عبداً مَلَکتَ»؛ در این مثال "کَم" استفهامی توسّط مفسِّر مفرد و منصوب (عبداً) تفسیر شده است.
2. مفرد و مجرور
[20] و این تنها در صورتی که "کَم" به حرف جرّ، مجرور شده باشد، جایز است؛
[21] مانند: «علی کَم جذعٍ بُنی بیتک»؛ در این مثال "کَم" استفهامی با حرف جرّ "علی" مجرور شده و توسّط مفسِّر مفرد و مجرور (جذعٍ) تفسیر شده است.
مفسِّر "کَم خبریّة" بر چهار گونه است:
1. مفرد و مجرور به اضافه؛
[23] مانند: «کَم أجیرٍ فی بیت أبی»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط مفسِّر مفرد و مجرور به اضافه (أجیرٍ) تفسیر شده است.
2. جمع و مجرور به اضافه؛
[24] مانند: «کَم کُتبٍ لی»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط مفسِّر جمع و مجرور به اضافه (کُتبٍ) تفسیر شده است.
3. مفرد و مجرور به "مِن"؛
[25] مانند: «کَم مِن مرَّةٍ شاهدتهُ»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط مفسِّر مفرد و مجرور به "مِن" (مرَّةٍ) تفسیر شده است.
4. مفرد و منصوب؛
[26] مانند: «کَم عَمةً لَكَ يَا جَريرُ و خَالةً فَدْعَاءُ قَدْ حلَبَتْ عليَّ عِشَارِي»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط تمییز مفرد و منصوب (عَمةً) تفسیر شده است.
مفسِّر "کَأیّن" بر دو گونه است:
الف. مفرد و مجرور به "مِن"؛
[28] مانند: «
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها»؛
[29] در این مثال "کَأیّن" توسّط مفسِّر مفرد و مجرور به "مِن" (آیَة) تفسیر شده است.
ب. مفرد و منصوب؛
[30] مانند: «...فکأیِّن آلِماً حُمَّ ...»؛ در این مثال "کَأیّن" توسّط تمییز مفرد و منصوب (آلِما) تفسیر شده است.
مفسِّر "کذا" مفرد و منصوب است؛
[32] مانند: «اشتَرَیتُ کذا و کذا کتاباً»؛ در این مثال "کذا" توسّط تمییز مفرد و منصوب (کتاباً) تفسیر شده است.
مجرور شدن مفسِّر "کذا" به حرف جرّ "من" به اتفاق عالمان نحو جایز نیست اما بعضی
[33] جرّ آن را به سبب اضافه در صورت عدم تکرار و عطف نشدن، جایز دانستهاند؛ همچون "کذا ثوبٍ" و "کذا أثوابٍ".
[34]
مفسِّر "بِضع" و "بِضعَة" جمع و مجرور است؛
[36] مانند: « غُلِبَتِ الرُّومُ* في أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ* في بِضْعِ سِنين»؛
[37] در این آیه شریفه "بِضع" توسّط مفسِّر جمع و مجرور (سِنين) تفسیر شده است.
مفسِّر "نیّف" مفرد و منصوب است؛
[39] مانند: «ثلاثونَ و نیِّف رجلاً»؛ در این مثال "نیّف" توسّط تمییز مفرد و منصوب (رجلاً) تفسیر شده است.
[1] . الصفایی البوشهری، غلامعلی، بداءة النحو، قم، مدیریت حوزه علمیه قم، 1385 هـ.ش، چاپ اول، ص339.
[2] . از عدد یازده تا عدد نوزده را اعداد مرکب گویند. حسن، عباس؛ النحو الوافی، بیروت، مکتبة المحمدی، 1428هـ.ق، چاپ اول ، ج4، ص395.
[3] . المائدة/12، «و از آنها، دوازده نقيب [سرپرست] برانگيختيم».
[4] . اعداد معطوف در میان اعداد عقود محصور شدهاند به عنوان مثال اعدادی که میان بیست و سی یا میان سی و چهل یا ... قرار گرفتهاند. حسن، عباس؛ پیشین، ج4، ص397.
[5] . ص/23، «اين برادر من است و او نود و نه ميش دارد».
[6] . اعداد عقود عبارتند از: عشرون، ثلاثون، اربعون، خمسون، ستّون، سبعون، ثمانون و تسعون. حسن، عباس؛ پیشین، ج4، ص396.
[7] . الأعراف/142، « و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم سپس آن را با ده شب [ديگر] تكميل نموديم به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش [با او]، چهل شب تمام شد».
[8] . الغلاييني، مصطفی؛ جامع الدروس العربیّة، لبنان، دار احیاء التراث العربی، 1425هـ . ق، چاپ اوّل، ص468.
[9] . از یک تا ده اعداد مفرد هستند که عدد یک و دو به مفسِّر نیاز ندارند و عدد سه تا ده مفسِّرشان جمع و مجرور است. حسن، عباس؛ پیشین، ج4، ص393.
[10] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص468.
[11] . الحاقّة/7، «[خداوند] اين تندباد بنيانكن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت».
[12] . "مأتان" و "الفان".
[13] . "مئات"، "مئون"، "ألوف" و "آلاف".
[14] . الصفایی البوشهری، غلامعلی، پیشین، ص340.
[15] . البقره/ 261، «خدا او را يكصد سال ميراند».
[16] . الصبان، محمد بن علی؛ حاشیة الصبان علی شرح الأشمونی علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، 1429هـ ق، ج4، ص1518.
[17] . الصفایی البوشهری، غلامعلی، پیشین، ص343.
[18] . "کَم استفهامی" به معنای عدد است و با آن از کمیّت چیزی سؤال میشود. الصبان، محمد بن علی، پیشین، ج4، ص1518.
[19] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ شرح شذور الذهب فی معرفة کلام العرب، دار الهجرة، 1410هـ.ق، چاپ دوّم، ص255.
[20] . دلیل جرّ مفسِّر، اضافه شدن "کَم" به آن و یا به جهت حرف جرّ "مِن" مقدّر است. الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ شرح الرضی علی کافیة ابن الحاجب، قم، دار المجتبی، 1431هـ.ق، چاپ اول، ج 3،ص 154.
[22] . "کَم خبریّة" به معنای عدد کثیر است. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج4، ص1519.
[23] . عبد الرحمن بن أبی بکر؛ البهجة المرضیّة فی شرح الألفیة، دار الحکمة،1376هـ.ش، چاپ چهارم، ص 359.
[24] . الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ الفوائد الضیائیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1430 هـ.ق، چاپ اول، ج2، ص89.
[25] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص469.
[26] . الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ پیشین، ج 3،ص 154.
[27] . "کَأیّن" از نظر معنا مانند "کَم خبریّة" و از کاف تشبیه و "أیّ" منوّن ترکیب شده است. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج4، ص1527 و 1528.
[28] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص471.
[29] . یوسف/105، «و چه بسيار نشانهاى [از خدا] در آسمانها و زمين كه آنها از كنارش مىگذرند».
[30] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، پیشین، ج4، ص435.
[31] . "کذا" از کاف تشبیه و اسم اشاره (ذا) ترکیب شده و مجموع آن دو به منزله یک کلمه است و به معنای "کَم" میباشد. الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ پیشین، ج2، ص87.
[32] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص471.
[34] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، تهران، موسس الصادق، 1386 ش، چاپ اول، ج1، ص 206.
[35] . "بضع و بضعة" برای کنایه از عدد سه تا نه به کار میروند و به عدد مفرد ملحق میشوند و احکام عدد مفرد در آن نیز جاری میشود. الصفایی البوشهری، غلامعلی، پیشین، ص343.
[36] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، پیشین، ج4، ص393 پ3.
[37] . الروم/2-4، «روميان مغلوب شدند! * [و اين شكست] در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از [اين] مغلوبيّت بزودى غلبه خواهند كرد ... * در چند سال»
[38] . "نیِّف" برای کنایه از عدد یک تا نه و بعد از عدد عقود به صورت عطف بر آن و همیشه به صورت مذکر به کار میرود. حسن، عباس؛ النحو الوافی، پیشین، ج4، ص393 پ3.