در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  تمييز اعداد
نویسنده :  مريم مظفّري
كلمات كليدي  :  تمييز عدد صريح، تمييز عدد كنايي، عدد مركّب، عدد معطوف، عدد عقود، عدد مفرد
  "تمییز اعداد"، از مجموعه مباحث "تمییز" است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد از این رو به خواننده­ی محترم توصیه می‌شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل "تمییز" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. اعداد، الفاظ مبهمی هستند که نیاز به تفسیر و رفع ابهام دارند و این رفع ابهام ممکن است با تمییز و غیر آن صورت گیرد. بحث از تفسیر و رفع ابهام عدد با توجه به اینکه عدد بر دو گونه "عدد صریح" و "عدد کنایی" است، در دو بخش مورد بررسی قرار می­گیرد:
 
بخش اول: عدد صریح
  عدد در این نوع، اسمی است که به صراحت بر کمیّت، ترتیب و یا نسبت اشیاء معدود و قابل شمارش دلالت دارد.[1] تفسیر کننده (مفسِّر) و رفع کننده ابهام در عدد صریح بر سه گونه است:
الف. مفرد و منصوب
   در برخی موارد تمییز مفرد و منصوب از عدد صریح، رفع ابهام می­کند:
1.    اعداد مركب؛[2]  مانند: «وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقيباً»؛[3] در این آیه شریفه "اثْنَيْ عَشَرَ" از اعداد مرکب بوده که توسط تمییز مفرد منصوب (نَقيبا) تفسیر شده است. 
2.    اعداد معطوف[4] مانند: « إِنَّ هذا أَخي‏ لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً»؛[5] در این آیه شریفه "تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ" از اعداد معطوف بوده که توسط تمییز مفرد منصوب (نَعْجَةً) تفسیر شده است.
3.    اعداد عقود؛[6] مانند: «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَة»؛[7] در این آیه شریفه "ثَلاثينَ" و "أَرْبَعينَ" از اعداد عقود بوده که توسط تمییز مفرد منصوب (لَيْلَةً) تفسیر شده است. [8]
ب. جمع و مجرور
  از عدد "ثلاثة" تا "عشرة" در اعداد مفرد[9]، مفسِّر جمع و به جهت اضافه، مجرور بوده و از جهت مذکر و مؤنّث بودن، مخالف عدد است؛[10] مانند: «سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً»؛[11] در این آیه شریفه "سَبْعَ" و "ثَمانِيَةَ" از اعداد مفرد بوده که توسط مفسِّر جمع و مجرور ("لَيالٍ" و "أَيَّامٍ") تفسیر شده­اند.
ج. مفرد و مجرور
  "المأة"، "الألف"، مثنای این دو[12]، جمع این دو[13]، "الملیون" و "الملیار" از اعداد مفرد هستند که برای مذکر و مؤنّث یکسان بوده و مفسِّر آنها مفرد و مجرور است؛[14] مانند: «فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ»؛[15] در این آیه شریفه "مِائَة" از اعداد مفرد بوده که توسّط مفسِّر  مفرد و مجرور (عام) تفسیر شده است.
 
بخش دوم: عدد کنایی (غیر صریح)
  اعداد کنایی، الفاظ مخصوصی هستند که از عدد کنایه آورده می­شوند[16] و عبارتند از: "کَم"، "کأیِّن"، "کذا"، "بِضع" و "بِضعة" و "نَیِّف".[17] در ادامه به نحو مستقل به مفسِّر هر یک از این اعداد اشاره می‌شود:
1.    "کم"
  "کم" بر دو قسم "کم استفهامی" و "کم خبری" بوده که در ادامه به مفسِّر هر یک اشاره می‌شود:
الف. "کَم استفهامی"[18]
  مفسِّر "کَم استفهامی" بر دو گونه است:
1.    مفرد و منصوب؛[19] مانند: «کَم عبداً مَلَکتَ»؛ در این مثال "کَم" استفهامی توسّط مفسِّر مفرد و منصوب (عبداً) تفسیر شده است.
2.    مفرد و مجرور[20] و این تنها در صورتی که "کَم" به حرف جرّ، مجرور شده باشد، جایز است؛[21] مانند: «علی کَم جذعٍ بُنی بیتک»؛ در این مثال "کَم" استفهامی با حرف جرّ "علی" مجرور شده و توسّط مفسِّر مفرد و مجرور (جذعٍ) تفسیر شده است.
 
ب‌.  "کَم خبریّة"[22]
  مفسِّر "کَم خبریّة" بر چهار گونه است:
1.    مفرد و مجرور به اضافه؛[23] مانند: «کَم أجیرٍ فی بیت أبی»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط مفسِّر مفرد و مجرور به اضافه (أجیرٍ) تفسیر شده است.
2.    جمع و مجرور به اضافه؛[24] مانند: «کَم کُتبٍ لی»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط مفسِّر جمع و مجرور به اضافه (کُتبٍ) تفسیر شده است.
3.    مفرد و مجرور به "مِن"؛[25] مانند: «کَم مِن مرَّةٍ شاهدتهُ»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط مفسِّر مفرد و مجرور به "مِن" (مرَّةٍ) تفسیر شده است.
4.    مفرد و منصوب؛[26] مانند: «کَم عَمةً لَكَ يَا جَريرُ و خَالةً    فَدْعَاءُ قَدْ حلَبَتْ عليَّ عِشَارِي»؛ در این مثال "کَم" خبری توسّط تمییز مفرد و منصوب (عَمةً) تفسیر شده است.  
 
2.    "کَأیّن"[27]
  مفسِّر "کَأیّن" بر دو گونه است:
 الف. مفرد و مجرور به "مِن"؛[28] مانند: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها»؛[29] در این مثال "کَأیّن" توسّط مفسِّر مفرد و مجرور به "مِن" (آیَة) تفسیر شده است.
ب. مفرد و منصوب؛[30] مانند: «...فکأیِّن آلِماً حُمَّ ...»؛ در این مثال "کَأیّن" توسّط تمییز مفرد و منصوب (آلِما) تفسیر شده است.
 
3.    "کذا"[31]
  مفسِّر "کذا" مفرد و منصوب است؛[32] مانند: «اشتَرَیتُ کذا و کذا کتاباً»؛ در این مثال "کذا" توسّط تمییز مفرد و منصوب (کتاباً) تفسیر شده است.
  مجرور شدن مفسِّر "کذا" به حرف جرّ "من" به اتفاق عالمان نحو جایز نیست اما بعضی[33] جرّ آن را به سبب اضافه در صورت عدم تکرار و عطف نشدن، جایز دانسته‌اند؛ همچون "کذا ثوبٍ" و "کذا أثوابٍ".[34]     
 
4.    "بِضع" و "بِضعَة"[35]
  مفسِّر "بِضع" و "بِضعَة" جمع و مجرور است؛[36] مانند: « غُلِبَتِ الرُّومُ* في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ* في‏ بِضْعِ سِنين»؛[37] در این آیه شریفه  "بِضع" توسّط مفسِّر جمع و مجرور (سِنين) تفسیر شده است.
 
5.    "نیّف"[38]
  مفسِّر "نیّف" مفرد و منصوب است؛[39] مانند: «ثلاثونَ و نیِّف رجلاً»؛ در این مثال "نیّف" توسّط تمییز مفرد و منصوب (رجلاً) تفسیر شده است.
 


[1] . الصفایی البوشهری، غلامعلی، بداءة النحو، قم، مدیریت حوزه علمیه قم، 1385 هـ.ش، چاپ اول، ص339.
 
[2] . از عدد یازده تا عدد نوزده را اعداد مرکب گویند. حسن، عباس؛ النحو الوافی، بیروت، مکتبة المحمدی، 1428هـ.ق، چاپ اول ، ج4، ص395.
[3] . المائدة/12، «و از آنها، دوازده نقيب [سرپرست‏] برانگيختيم».
[4] . اعداد معطوف در میان اعداد عقود محصور شده­اند به عنوان مثال اعدادی که میان بیست و سی یا میان سی و چهل یا ... قرار گرفته­اند. حسن، عباس؛ پیشین، ج4، ص397.
[5] . ص/23، «اين برادر من است و او نود و نه ميش دارد».
[6] . اعداد عقود عبارتند از: عشرون، ثلاثون، اربعون، خمسون، ستّون، سبعون، ثمانون و تسعون. حسن، عباس؛ پیشین، ج4، ص396.
[7] . الأعراف/142، « و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم سپس آن را با ده شب [ديگر] تكميل نموديم به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش [با او]، چهل شب تمام شد».
[8] . الغلاييني، مصطفی؛ جامع الدروس العربیّة، لبنان، دار احیاء التراث العربی، 1425هـ . ق، چاپ اوّل، ص468.
[9] . از یک تا ده اعداد مفرد هستند که عدد یک و دو به مفسِّر نیاز ندارند و عدد سه تا ده مفسِّرشان جمع و مجرور است. حسن، عباس؛ پیشین، ج4، ص393.
[10] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص468.
[11] . الحاقّة/7، «[خداوند] اين تندباد بنيان‏كن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت».
[12] . "مأتان" و "الفان".
[13] . "مئات"، "مئون"، "ألوف" و "آلاف".
[14] . الصفایی البوشهری، غلامعلی، پیشین، ص340.
[15] . البقره/ 261، «خدا او را يكصد سال ميراند».
[16] . الصبان، محمد بن علی؛ حاشیة الصبان علی شرح الأشمونی علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، 1429هـ ق، ج4، ص1518.
[17] . الصفایی البوشهری، غلامعلی، پیشین، ص343.
[18] . "کَم استفهامی" به معنای عدد است و با آن از کمیّت چیزی سؤال می­شود. الصبان، محمد بن علی، پیشین، ج4، ص1518.
[19] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ شرح شذور الذهب فی معرفة کلام العرب، دار الهجرة، 1410هـ.ق، چاپ دوّم، ص255.
[20] . دلیل جرّ مفسِّر، اضافه شدن "کَم" به آن و یا به جهت حرف جرّ "مِن" مقدّر است. الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ شرح الرضی علی کافیة ابن الحاجب، قم، دار المجتبی، 1431هـ.ق، چاپ اول، ج 3،ص 154.
[21] . همان.
[22] . "کَم خبریّة" به معنای عدد کثیر است. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج4، ص1519.
[23] . عبد الرحمن بن أبی بکر؛ البهجة المرضیّة فی شرح الألفیة، دار الحکمة،1376هـ.ش، چاپ چهارم،  ص 359.
[24] . الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ الفوائد الضیائیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1430 هـ.ق، چاپ اول، ج2، ص89.
[25] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص469.
[26] . الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ پیشین، ج 3،ص 154.
[27] . "کَأیّن" از نظر معنا مانند "کَم خبریّة" و از کاف تشبیه و "أیّ" منوّن ترکیب شده است. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج4، ص1527 و 1528.
[28] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص471.
[29] . یوسف/105، «و چه بسيار نشانه‏اى [از خدا] در آسمانها و زمين كه آنها از كنارش مى‏گذرند».
[30] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، پیشین، ج4، ص435.
[31] . "کذا" از کاف تشبیه و اسم اشاره (ذا) ترکیب شده و مجموع آن دو به منزله یک کلمه است و به معنای "کَم" می­باشد. الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ پیشین، ج2، ص87.
[32] . الغلاييني، مصطفی؛ پیشین، ص471.
[33] . همچون کوفیین.
[34] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، تهران، موسس الصادق،  1386 ش، چاپ اول، ج1، ص 206.
[35] . "بضع و بضعة" برای کنایه از عدد سه تا نه به کار می­روند و به عدد مفرد ملحق می­شوند و احکام عدد مفرد در آن نیز جاری می­شود. الصفایی البوشهری، غلامعلی، پیشین، ص343.
[36] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، پیشین، ج4، ص393 پ3.
[37] . الروم/2-4، «روميان مغلوب شدند! * [و اين شكست] در سرزمين نزديكى رخ داد امّا آنان پس از [اين] مغلوبيّت بزودى غلبه خواهند كرد ... * در چند سال»
[38] . "نیِّف" برای کنایه از عدد یک تا نه و بعد از عدد عقود به صورت عطف بر آن و همیشه به صورت مذکر به کار می­رود. حسن، عباس؛ النحو الوافی، پیشین، ج4، ص393 پ3.
[39] . همان، ص397.

 


3/5 - (2)
 
 
 
1393/06/08
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas