در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  معماري در عصر طاهريان
نویسنده :  سيد احمد موسوي
كلمات كليدي  :  طاهريان، معماري، عبدالله بن طاهر، مسجد، مدرسه، عمران، راه سازي
طاهریان مانند دیگر مردمان عالم و عارف و زمامداران دانا و خردمند به خدمات عمرانی عام المنفعه نیز می­پرداختند و حتی المقدور وسائل آسایش و آرامش و رفاه مردم را فراهم می­آوردند، اگر چه تقریبا بیشتر و یا به بیان دقیقتر تمام آثار آن زمان از بین رفته است اما در عین حال آثار آنها در کتابها بر جای مانده است که در این نوشتار به آنها پرداخته خواهد شد. طاهریان همگی مایل به توسعه مظاهر تمدنی و بر پا داشتن بناهای زیبا و با شکوه بوده­اند و خواستار آن بوده­اند که هر جا که بوده­اند را مترقی و آباد نمایند و در اصلاحات و عمران مناطق کوشیده­اند. زیرا با قدرت و نیروی که داشته­اند به جنگها و نا امنی­ها پایان بخشیده و امنیت را گه پایه پیشرفت و فعالیت است برقرار می­نمودند.
 
عبدالله بن طاهر و تلاش برای عمران و آبادانی
عبدالله بن طاهر که معروفترین حاکم طاهری است در آبادی و پیشرفت خراسان و نیشابور کوشش بسیار کرد. او به آسایش کشاورزان و برزگران علاقه زیادی نشان می­داد و عاملان خویش را به رعایت حال آنها توصیه نمود. گردیزی می­نویسد: در این باب به همه عاملان خویش نامه فرستاد و نوشت حجت برگرفتم شما را تا از خواب بیدار شوید و از خیرگی بیرون آیید و صلاح خویش بجوئید و با برزگران مدارا کنید و کشاورزی که ضعیف گردد او را قوت دهید و به جای خویش باز آرید که خدای عزوجل ما را از دستهای ایشان طعام کرده است و از زبانهای ایشان سلام کرده است و بیدادگران بر ایشان حرام کرده است.[1]
عبدالله بن طاهر هر جا که بوده است حتی اگر مدتی کوتاه نیز بوده، دست به اصلاح و عمران زده است و یا آثار تخریب شده گذشتگان را ترمیم و مرمت نموده است. در سالهای 209-210 که بر حصار و قلعه کیسوم در شام دست یافت و این شهر را از دست نصر بن شبث خارجی گرفت و آن را گشود، فورا دست به کار آبادانی شد با احداث کانالهایی، تنظیم آبیاری و ترتیب جدول بندی، زمینها را سیرآب ساخت و برای کشت و زرع آماده نمود و باغها احداث گردید و دستور ترمیم خرابیهای شهر و رفع نواقص عمارت قلعه و حصار آن را داد و شهر را آباد گردانید.[2]
عبدالله بن طاهر که مدتی کوتاه را نیز برای آرام نمودن مصر در شهر فسطاط به سر می­برد، در آنجا نیز منشاء خدمات عمرانی گردید. در این شهر مسجد جامعی وجود داشت که در زمان عمرو عاص ساخته شده بود و به آن مسجد جامع عمرو عاص می­گفتند که قدیمی­ترین مسجد مصر نیز به شمار می­رفت. عبدالله بن طاهر در قسمت غربی این مسجد تغییراتی ایجاد نمود و آن را مقداری توسعه داد به طوری که دو برابر وضع سابق خود گردید بعد از این آن را تاج الجوامع نامیدند.[3]
عبدالله همچنین مدتی در دینور یکی از شهرهای مشرق اسلامی سکونت داشت و در این ایام کاخی بر پا نمود که  در آن باغ و دیگر وسائل آسایش را فراهم آورد. این کاخ تا زمان دینوری همچنان بر پا بوده است و معروفیت داشته است و به نام کاخ عبداللهی مشهور بوده و ابوحنیفه دینوری آن را خود دیده است.[4] همو وقتی وارد نیشابور گردید آن شهر را آبادانی بسیار بخشید. میدانی در شهر احداث نمود که بسیار وسیع بود و آن را به نام نیای خویش، حسین بن مصعب نام گذاری نمود و سالیان طولانی به همین نام باقی بوده است.[5] همچنین قبرستانی مهم و معتبر در آن شهر بنا نهادند که افراد خاندان طاهری در آن مدفون می­گشتند و آن را مقابر الحسینین نامیدند.[6] البته در این گورستان بسیاری از علماء و دانشمندان نیز دفن گردیده و از همین رو به گورستان سادات نیز معروف گشت.[7]
 
طاهریان بغداد و ساخت آثار در عراق 
طاهریان تا زمانی که در بغداد و سامرا بودند اقدامات بسیاری برای عمران و آبادانی آنها نمودند. به گونه­ای که یکی از مداخل و دروازده­های ورودی بغداد به نام اسحاق بن ابراهیم مصعبی نام­گذاری گردیده بود و به نام باب اسحاق شناخته می­شد.[8] همچنین یکی از نهرهای که در جانب غربی سامرا کشیده شد نامش النهر الاسحاقی بود که عمارت و مزارع زیادی اطراف آن را احاطه می­کرد. این نهر از تکریت شروع می­شد و نزدیکی المطیره به دجله می­ریخت و درآمد و مالیات زیادی را سالیانه به خزانه حکومت عائد می­کرد.[9] طاهر نیز محله­ای را در شهر بغداد بنا نهاد که به کوی طاهری شهرت یافت و کاخ معروف طاهر در بغداد نیز در این محله بوده است. و عالمان  و دانشمندان زیادی در این محله پرورش یافتند کاخ طاهر را القبه الطاهریه نیز نامیده­اند.[10] فندق طاهر، نام نهری بود که از نهر بزرگ صراه منشعب می­شد و دور بغداد می­­گشت از باب الانبار، باب الحدید و... می­گدشت و کمی بالاتر از خانه اسحاق بن ابراهیم طاهری به دجله می­ریخت. طاهر علاوه بر اینها باغی را نیز در بغداد احداث کرده بود که به نام وی بستان طاهری معروف بود.[11]
 
تاسیس مدارس
تاریخ بناء مدارس در ایران به دو دوره تقسیم شده است. دوره پیش از تاسیس نظامیه­ها و دوره بعد از آن. نظامیه­ها در زمان نظام­الملک وزیر سلاجقه تاسیس گردیدند. در این نوشتار  بحث مربوط است به دوره اول و به طور ویژه آنچه مربوط به طاهریان می­گردد. از مدارس نیشابور عصر طاهری می­توان از مدرسه صابونیه نام برد.[12]
 
تاسیس مرکز ستاره شناسی در نیشابور
طاهریان در توسعه علوم و لوازم و ملزومات آن به طور جدی می­کوشیدند به گونه­ای که نقل شده است که اولین مرکز ستاره شناسی در زمان طاهر بن عبدالله در نیشابور بنیاد نهاده شد.[13]
 
مناره و گلدسته مساجد
مسجد جامع ابومسلم مناری داشته که برخی آن را کوتاه می­پنداشته­اند از این رو در هنگام حکومت منصور بن طلحه بن طاهر برادرزاده عبدالله بن طاهر در نیشابور، وی منار مسجد را خراب نموده و مناری قوی­تر و بلندتر بر افراخت و عمارت منار را به زینت و تذهیب آراسته نمود و حتی از طریق علم هندسه توانستند از این مناره به عنوان ساعت آفتابی نیز استفاده نمایند.[14]
وقتی که عبدالله بن طاهر امیر خراسان شد وی مناره مسجد جامع بزرگ نیشابور را که به دستور ابومسلم خراسانی ساخته شده بود مناسب و درخور مسجدی با این وسعت ندانست، لذا دستور داد تا منار دیگری برای این مسجد بزرگ ساختند و همچنین بر تعمیرات و تزئینات آن افزود.[15] منصور بن طلحه که در واقع مهندس خاندان طاهری بوده است در ساختمان این مناز نقش مهمی بر عهده داشته است، زیرا مهندسی و معماری این منار کاملا به او واگذار گردیده بود. طول و ارتفاع منار عبداللهی (منسوب به عبدالله بن طاهر) از منار ابومسلم بلندتر و از لحاظ ساختمان قویتر و محکمتر و همچنین روکش آنبه زیورها و طلا کاری آراسته شده بود. منصور بن طلحه این منار را به گونه­ای ساخته بود که در تمام ایام سال از سایه آن اوقات و ساعات معلوم می­گردید؛ اما بعدها و بر اثر مرور زمان و حدوث زلزله­ها اندکی در آن انحراف و کجی ایجاد شد.[16]
 
ساختمان کتابخانه­ها
عبدالله بن طاهر سعی می­نمود طرحهای بزرگ را مانند آنچه در بغداد جاری می­شود در خراسان نیز ایجاد نماید یکی از این طرحها ایجاد یک کتابخانه­ و مرکز علمی با الهام گرفتن از بیت الحکمه بغداد عباسی بود و علمیات کتاب­داری، کتاب شناسی، کتاب­نویسی و کتاب­خوانی را در نیشابور محل تاسیس این کتابخانه بر پا نمود و همچنین حلقه­های تحصیل و تدریس نیز در این مرکز علمی دایر گردید. در مورد این کتابخانه باید گفت که وسعت آن و حجم و مقدار کتب موجود در آن چندان از کتابخانه معروف بیت­الحکمه بغداد کوچکتر نبوده است به گونه­ای که کتابخانه طاهریان را «خزاین»؛ یعنی به صورت جمع به معنای کامل و مجهز و پر دامنه یاد نموده­اند.[17]
کتابخانه طاهریان حاوی کتب نفیس زمان خود بود و چنین به نظر می­رسد که عبدالله بن طاهر در جلب انواع کتابها حتی آنهایی که بسیار کمیاب و نایاب بوده­اند همت بسیار زیادی گمارده است. کتبی مانند کتاب نفیس «العین» خلیل بن احمد فراهیدی فقط در کتابخانه طاهریان نیشابور وجود داشته است. شاید این کتاب را طاهریان از عهد خود خلیل بن احمد فراهیدی که در خراسان می­زیست به دست آورده باشند، زیرا چنان چه نقل شده است خلیل بن احمد، عالم نحوی شیعی به سختی در بصره می­زیست و چون زندگی بر او بسیار تنگ شد، آهنگ خراسان نمود. علما و مردم بصره او را تا بازار مربد بصره مشایعت نمودند. خلیل بن ایشان گفت: مفارقت شما بر من بسیار ناگوار است؛ ولی به ناچار می­روم و اگر به اندازه لازم و قوت لایموت، نانی از آرد باقلا (یعنی ارزانترین نان) تهیه می­شد در این شهر می­ماندم. و چون هیچ کدام از آن مردم آن را نیز بر عهده نگرفت از ایشان جدا شده و به سوی خراسان عزیمت نمود.[18] به این ترتیب محتمل است که خلیل بن احمد یک نسخه از کتاب خود را به خراسان برده باشد و همان نسخه هم در خراسان مانده باشد و بعدا به کتابخانه بزرگ طاهریان راه یافته باشد. و در آن زمان فقط همان یک نسخه از کتاب العین وجود داشته است.[19]­
شاید کتابخانه بزرگ طاهری قبل از عبدالله بن طاهر ساخته شده باشد؛ ولی عبدالله در عظمت این کتابخانه نقشی بی­بدیل داشته است و او بوده است که آن را تجهیز و منظم و پر رونق ساخت است.[20]
غیر از کتابخانه بزرگ و مرکزی طاهریان، کتابخانه­های متعدد دیگری در آن هنگام ساخته شد. یاقوت حموی که سه سال از عمر خود را در مرو گذرانیده است از دوازده کتابخانه معتبر و سرشار از کتاب مرو سخن رانده است و اضافه می­کند که این کتابخانه­ها به راحتی در دسترس مراجعان قرار دارند.[21]
 
بنای شادیاخ
یکی از بزرگترین معماریهای دوره طاهری مربوط به بنای شهر شادیاخ است. داستان بنای این شهر در کتاب تاریخ نیشابور چنین آمده است: «آنگاه كه عبدالله بن طاهر بعنوان والى خراسان به نيشابور در آمد و در آن جا ساكن شد، از بسيارى لشكر او جاى بر ايشان تنگ شد، بناچار ساكن سراى مردمان شدند، از راه غصب. و مردم از ايشان سختيها مى‏ديدند و چنان اتفاق افتاد كه يكى از سپاهيان او در سراى مردى ساكن شد كه آن مرد را زنى زيبا بود. و آن مرد سخت اهل غيرت بود. بناچار از فرط غيرت بر همسر خويش سراى خود را ترك نكرد. يك روز آن مرد سپاهى بدو گفت: برو و اسب مرا آب ده. آن مرد نتوانست كه خلاف فرمان آن مرد سپاهى كند و از سوى ديگر ياراى آن را نداشت كه همسر خويش را تنها رها كند. بناچار به همسر خويش گفت: تو برو و اسب او را آب ده تا من متاع منزل را پاسدارى كنم. آن زن رفت و زنى زيبا بود. رفتن اين زن مصادف بود با بر نشستن عبدالله بن طاهر. عبدالله آن زن را ديد و او را سخت زيبا يافت و ازين كه او به چنين كارى پرداخته در شگفت شد. او را طلبيد و بدو گفت: چهره و وضع تو مى‏نمايد كه افسار كشيدن اسب و آبيارى آن در خور تو نيست، داستان تو چيست؟ آن زن گفت: «اين كارى است كه عبدالله بن طاهر نفرين شده بر گردن من نهاده است» آنگاه عبدالله را از ماجرا آگاه كرد. عبدالله سخت در خشم شد و لاحول بر زبان آورد و با خود گفت: مردم نيشابور از تو بديها و سختيها ديدند، اى عبدالله!» سپس عريفان لشكر خويش را فرمان داد تا در سپاه آواز در دادند كه «هر كس از ايشان در شهر شب را بسر آورد خونش و مالش حلال خواهد بود» و عبدالله خود به شادياخ رفت و در آنجا سرايى از براى خويش بنا كرد و فرمان داد تا لشكر نيز در پيرامون او سراهاى خويش را بنا كنند و بدين گونه شادياخ آبادان شد و محلّه‏اى بزرگ گرديد و پيوسته مدينه نيشابور و از جمله محلّات نيشابور شد.»[22]
در کتاب مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی نقل می­کند که شادیاخ یم بنای تنها نبوده است و مجموعه­ای از بناها و امکانات مورد نیاز را در بر داشته است و ظاهرا طاهریان در شادباخ کاخهای زیادی داشتنه­اند[23] همچنان که قصرهای دیگری در «میان»، «بامیان» و بلخ داشتند.[24] یعقوبی نیز با تعریف از شکوه شادیاخ آن را از بناهای معتبر و عجیب دانسته است.[25]
 
احداث راهها
راه نخستین و طبیعی­ترین وسیله ارتباطی انسان است. گردش چرخهای اجتماعی بدون راه امکان پذیر نیست. به طوری که امروزه راه را در هر کشور از عوامل تمدن به شمار آورده­اند. در ایران و در دوران بعد از اسلام حفظ امنيت راهها، همواره مورد توجه امرا و سلاطين محلى بود. در نامه تاريخى و مشروح طاهر بن حسين به فرزندش، عبد اللّه، از جمله چنين مى‏خوانيم: «... در امنيت راهها بكوشى و آسايش مردم را تأمين كنى.»[26] و بنا بر نقل تواریخ نیز هیچکس مانند عبدالله بن طاهر نتوانست راهها را در نظم و انظباط کامل در آورد و امنیت را برقرار سازد.[27]
با انتقال مامون خلیفه عباسی از مرو به بغداد و سپردن خراسان به طاهریان، رفته رفته مرو مرکزیت و موقعیت خود را از لحاظ دارالاماره خراسان از دست داد و پس از حدود پنجاه سال مرکز خراسان از مرو به نیشابور منتقل گردید. از این رو نیشابور به سرعت رو به توسعه نهاد و همه چیز را به خود جذب و جلب کرد و به همین جهت راه خشکی که از نیشابور می­گذشت نیز بسیار رونق یافت.
 
یکی از راهها
مرو ­– مرورود: پنج منزل بلخ و ترمد و قوادیان از منازل «وخش» و «هلاورد» كه دو شهر باشكوه مستحكم است مى‏رسد، و سپس به شهر «شومان» كه پيوسته به مملكت هاشم بن بانيجور و خاندان هاشم است، سپس به «حديلى» كه شهر داود بن ابى داود است، سپس به «واشجرد» كه شهر مرزى با عظمت و سرزمينى با وسعت است و هفتصد دژ استوار دارد و اين بدان خاطر است كه از این استحکامات به  تركان حمله ور می­شوند.[28]
احداث رباطها
در ناحیه نسا نزدیکی عشق آباد در محل شهر «فراوه» در راه خوارزم، ابتدا رباطی بوده است که توسط عبدالله بن طاهر یا به دستور او ساخته شده بود. در این رباط که از سه قلعه متصل به هم تشکیل شده بود هزار مرد جنگی به حالت آماده باش به منظور حفظ و حمایت کشور از هجوم و تجاوز ترکان سکونت داشتند. این رباط رفته رفته مردم را به خود جلب کرد و مردم به سبب احساس امنیت در اطراف آن مستقر شده و سکونت نمودند و بالاخره شهری شد به نام شهر «فراوه».[29]
در این عهد رباط دیگری ساخته شد در شش فرسخی ابیورد، این یکی از رباط­های بسیار بزرگ منطقه بود که چهار ورودی داشته است و در وسط آن نیز مسجد و مصلائی وجود داشته است بعدا این رباط از توابع ابیورد گردید.[30] طاهر بن علی بن طاهر بن حسین ذوالیمینین در محل شهر «فربر» رباطی ساخت که مرکز تجمع افراد نظامی و جنگجو بود و رفته رفته مردم در اطراف آن ساکن شدند و توسعه زیادی یافت و شهر «فربر» را تشکیل داد که انگور آن مشهور گشت.[31]
 
تاسیسات آبیاری
طاهریان که خود مردمی از کشاورز زادگان پوشنگی بودند که مردم آن به شغل کشاورزی اشتغال داشتند. در جهت مصالح مردم مخصوصا در بخش کشاورزی کوشیدند. در زمان طاهریان کشاورزی بسیار رونق یافت و دامنه­اش وسعت یافت، چاه­های زیاد و کاریزهای بسیار حفر شد و به قدری آب در نیشابور و اطراف آن زیاد شد که برخی آن آبها را هم اندازه آبهای جیحون و سیحون[32] و برخی دیگر هم اندازه دجله دانسته­اند.[33] البته خود اینها بعدا منجر به ایجاد مشکلاتی شدند و درباره کیفیت تقسیم آب و طرز استفاده از قنوات که در آن زمان مشکل عمده کشاورزان بوده است و در خراسان و نیشابور پیوسته بر سر تقسیم آب میان کشاورزان دعوی و خصومت روی می داد و در آن زمان در کتب فقه و اخبار چیزی در این باب وجود نداشت عبدالله بن طاهر از فقهای خراسان و بعضی از فقهای عراق خواست که قوانین و احکام مناسب جهت رفع دعاوی و حل مشکلات وشکایات عامه تدوین نمایند و لذا به دستور او کتابی درباره رسم نگاهداری قنوات و کیفیت تقسیم آبها تالیف یافت به نام «کتاب قنی» که تا مدتها ملاک و مرجع قضاوت در این باره بوده است.[34]
 


[1] . گردیزی، ابو سعيد عبد الحى بن ضحاك، تاريخ گرديزى، تحقيق عبد الحى حبيبى، تهران، دنياى كتاب، چ اول، 1363ش.ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ، ص 137.
[2] . الحموی، شهاب الدين ابو عبد الله ياقوت بن عبد الله، معجم البلدان، بيروت، دار صادر، ط الثانية، 1995، ج 4، ص 497.
[3] . عبدالوهاب، حسن، تاریخ المساجد، ص 25-29.
[4] . دینوری، احمدبن داوود، اخبارالطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، قم، منشورات الرضی، 1368، ص 402.
[5] . اصطخری، ابو اسحاق ابراهيم بن محمد الفارسى، ‏مسالك الممالك(ليدن افست بيروت)،  دار صادر، 2004 م‏، ص 149.
[6] . اصطخری، پیشین، 146.
[7] . حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاكم نيشابورى‏، تاريخ نيشابور، تهران، نشر آكه، چ اول 1375 ش‏، ص 223.
[8] . این طیفور، احمد، کتاب بغداد، قاهره، مكتب نشر الثقافة الاسلامیة، ص 144.
[9] . الحمیری، محمد بن عبد المنعم، الروض المعطار فى خبر الاقطار، بيروت، مكتبه لبنان، چاپ دوم، 1984 م‏، ص 133.
[10] . شابشتی، الدیارات، بغداد، مکتبه المثنی، 1386ق، ص 86
[11] . يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب، البلدان، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 2536 ش‏، ص 26.
[12] . جرفادقانى، ابو الشرف ناصح بن زفر، تحقيق جعفر شعار، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ سوم، 1374ش. ص 214.
[13] . سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران، ترجمه سیدمحمدتقی فخرداعی گیلانی، تهران، افسون، 1379، ص 249.
[14] . یادگاری، عبدالمهدی، طاهریان خراسان سلسله خاندان از یاد رفته در زنجیره تاریخ ایران و فرهنگ و ادب آن، تهران، ژرف، چ اول، 1388، ص 479.
[15] . یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان،  بیروت، دارالکتب العلمیه، 1422ق، ص 54.
[16] . حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاكم نيشابورى‏، تاريخ نيشابور، تهران، نشر آكه، چ اول 1375 ش‏، ص 219.
[17] . ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، تهران، امیرکبیر، 1366، ص 42.
[18] . الاربلی، علی بن عیسی بن ابی الفتح، کشف الغمه فی معرفه الائمه، بی جا، مکتبه الحیدریه، 1427، ص 123.
[19] . ابن ندیم، الفهرست، ص 42.
[20] . اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین، ‌الاغانی، مصر، ‌وزاره الثقافه و الارشاد القومی، الموسسه المصریه العامه، ‌1963م،  ج 6، ص 175-176.
[21] . متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1364، ص 293.
[22] . حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاكم نيشابورى‏، تاريخ نيشابور، تهران، نشر آكه، چ اول 1375 ش‏، ص 268-269.
[23] . اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، تحقیق سیداحمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی تا، ج 2، ص 363.
[24] . ابن حوقل، ابو القاسم محمد بن حوقل النصيبى، صورة الارض، بيروت، دار صادر، افست ليدن، 1938 م‏، ج 2، ص 447.
[25] . یعقوبی، البلدان، ص 54.
[26] . ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی ، ج 1، ص 592.ش
[27] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 508.
[28] . یعقوبی، البلدان، ص 68.
[29] . یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 1، ص 812.
[30] . همان، ج 1، ص 104.
[31] . لسترنج، جغرافیای سرزمینهای خلافت شرقی، ص 125.
[32] . حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص 213.
[33] . مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، بی جا، مکتبه مدبولی، چ 3، 1411ق، ج 2، ص 435.
[34] . گردیزی، ابو سعيد عبد الحى بن ضحاك، تاريخ گرديزى، تحقيق عبد الحى حبيبى، تهران، دنياى كتاب، چ اول، 1363ش، ص 301.

 


0/5 - (0)
 
 
 
1393/01/29
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas