در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  ذو الرمه
نویسنده :  زينب ابراهيمي
كلمات كليدي  :  ذو الرمه، عصر اموي، مَيِّه، عبدالملك، بلال بن ابي برده
ذوالرّمه شاعری سیاه چرده و زشت روی بود.[1] ذو الرمه در لغت به معنای صاحب تكه ريسمان پوسيده است، كه براي انتسابش به اين نام داستان‌های بسیار به او نسبت داده‌اند.[2] برخی این نام را برگرفته از ابیاتی از شعر وی می‌دانند.[3] نام وی غيلان پسر عقبة بن بهيس بن مسعود بن حارثة بن عمرو بن ربيعة بن ساعدة بن كعب، از قبیله‌ی بنی عدی[4] و کنیه‌اش ابا الحارث و لقبش ذو الرّمّة التمیمی، از فحول شعرای عرب طبقه‌ی دوم عصر اموی[5] و از مفاخر شعر عرب است بدان حد كه گفته‌اند: «شعر عربي به امراءالقيس آغاز و به ذوالرّمه ختم شده است.»[6]
او را از تابعین به شمار آورده‌اند.[7] وی در سال 77 ق. مقارن با خلافت عبدالملک بن مروان در شام متولد شد و بیشتر عمرش را در صحراء گذراند. او چنان شیفته صحراء بود که پیوسته زیر سایه‌ی درخت سدری در بادیه می‌نشست و شعر می‌سرود، به گونه‌ای که آن را درخت ذی الرمه می‌خواندند.[8] ذی الرمه سفرهای بسیاری به وادی‌های یمامه و بصره داشته است.[9]
برادران ذو الرمه، هشام و مسعود، نیز هر دو شاعر بودند. هشام بزرگتر و مسعود کوچکتر از ذو الرمه بود،[10] امّا قبل از ذو الرمه وفات یافت.[11] ذو الرمه از تابعین بود و از عبدالله بن عباس حدیث روایت کرده، چنان که أبو محارب، أبو عمرو بن العلاء، و عيسى بن عمر نحوي از ذوالرمه حدیث نقل کرده‌اند.[12]
ذوالرمه، شیفته «ميّه»، دختر مقاتل بن طلبة بن قيس بن عاصم شد[13] که شاعره‌ای از قبیله‌ی بنو منقر بود که در سال 150 هجری وفات یافت[14] و چون میّه پیش از او به خانه‌ی شوهر رفته بود، ذوالرمه را از خود راند. وی پس از آن به زنی خرقاء نام دل باخت.[15] پس از چندی ذوالرمه به مدیحه سرایی درباره‌ی بلال بن ابی برده، فرزند ابو موسى اشعرى پرداخت. ابی برده ابتدا رییس شرطه و بعد قاضى و سپس حاکم بصره شد.[16]
 
ویژگی‌های شعر در عصر اموی
شعر در این دوره با وجود تغييرات چشمگيري که از لحاظ اسلوب، معاني، خيال و عاطفه داشته؛ اما مضامین اشعار بازمانده از شاعران این دوره بیانگر بازگشت به ارزشهاي جاهلي است و ايستادن بر اطلال و دمن، بارزترين دليل بر بازگشت جاهلانه است.[17] فاسد بودن حاكمان اموی، افتخار و عصبيت آن‌ها به اصل و نسب و قبيله از ويژگيهاي بارز اين عصر محسوب مي­شود.
شعر ذوالرمه که شاعر عصر اموی است، بر این ویژگی‌ها استوار است و نمایانگر شعر کهنی است که «شعر اشتر» می‌خوانند. مراد از این اصطلاح شعری است که در آن شاعر پیوسته بر «اطلال» (بازمانده خیمه) می‌گرید و تنها از اشتر و حیوانات نادر و تخیّلی سخن می‌گوید.[18]
اخبار و اشعار ذوالرمه را اصفهانی در الاغانى آورده‌ است.[19] اهمیّت ذوالرمه زائیده‌ی نقش ناقل و جامع اوست تا ارزش اشعارش. وی میلی تمام به الفاظ غریب و مصطلحات کهن داشت و تمام اقبال وی از این جا ناشی می‌شد که شعر جاهلی را نیکو می‌دانست و برای لغت شناسان عرب معدنی سرشار بود و حجتی قاطع. به طوری که برخی مورخان ادب وی را آخرین شاعر اصیل عرب دانسته‌اند در حالی که وی بیشتر ناظم زبر دست شعر است تا شاعر واقعی. چنان که هرگز نتوانست شعری که از جان جوشیده‌ باشد، بسراید و بیشتر به تقلید پیشینیان می‌پرداخت و حتی گاه قطعات کاملی از ایشان را به خود نسبت می‌داد. به همین جهت هرگز مدایح و هجاهای او چندان نیرومند و نافذ نبود.[20]
اسلوب ذوالرمه نیز ميل به الفاظ غريب و اصطلاحات كهن عصر جاهلي مي­باشد.[21]
اشعارش بيشتر در مدح حكّام اموى و وصف و غزل است. او را در طبقه- اخطل و فرزدق و جرير بحساب مى‏آورند جز اينكه تقواى اسلامى را رعايت نكرده و شعرش را در خدمت امويان قرار داده و كوشید در سايه دوستى و ستایش امویان و کارگزاران آنان منافع خود را تأمین کند. چنان که گویند: وی قصیده‌ای در مدح عبدالملک بن مروان سروده است.[22]
گويند روزی ذوالرمه در سوق الابل اشعار خود را مى­خواند، فَرَزدَق رسيد و به شنودن گفته­هاى او ايستاد. ذوالرّمه به او گفت: «اى ابا فراس! اين گفته­ها چون بينى»؟ گفت: «بسى نيكو». گفت: «پس چگونه است كه مرا در عداد شعرا نمی‌آورند»؟! فرزدق گفت: «از آنكه گريستن تو بر ويرانه­ها و اوصاف تو در چراگاه اشتران است ».[23]
وی در سال 117ق در روزگار خلافت هشام بن عبدالملك در 44 سالگی در اصفهان و به قولی در بادیه بر اثر بیماری آبله وفات یافت.[24]
گروهی اشعار وی را جمع و روایت کرده‌اند. روایت ابوالعباس (احول) جمع میان تمام روایات است. سکری[25] نیز آن را جمع و مطالبی بیش از دیگران بر آن افزوده است. حریش بن تمیم به روایت از پدرش شعر ذوالرمه را از سکری نقل کرده است. همچنین هلال بن میاس و منتجع بن نبهان آن را جمع و ابوعبیده آن را از منتجع روایت کرده است.[26]
ديوانش اوّلين بار در انگلستان توسّط مكارت نى در سال 1919 ميلادى چاپ شده است.          
ابو اسماعيل سعيد بن ابى المفاخر اصفهانى معروف به سكّرى است، 
 
 
 


[1] . ابن كثير الدمشقى، أبو الفداء اسماعيل بن عمر، البداية و النهاية، ، بيروت، دار الفكر، 1407/ 1986.ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ ،ج‏9،ص:319
[2] . عطوي، علي نجيب، ذوالرّمه: شاعر الطبيعه و الحب، بی‌جا، دارالكتب العلميه، 1994،ج1،ص :181
[3] . العانی، سامی مکی، معجم القاب الشعراء، النجف الاشرف، مطبعة النعمان، 1971م، ص: 95
[4] . الجمحی، محمد بن سلام، طبقات الشعراء، بیروت – لبنان، دار الکتب العلمیة، 1408ق/ 1988م، ص: 165
[5] . البلاذرى،انساب الأشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، 1417/1996،ج‏11،ص:286؛ الزركلى، خير الدين، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و  المستعربين و المستشرقين، بيروت، دار العلم  للملايين، ط الثامنة، 1989.ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ،ج‏5،ص:124
[6] . الصالحى الشامى، محمد بن يوسف، سبل الهدى و الرشاد فى سيرة خير العباد، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى، 1414/1993.ُُُُُُُّّّّّّّ،ج‏1، پاورقی ص: 226؛ الأعلام،ج‏5،ص:124 ؛ اصفهاني، ابوالفرج، برگزيده‌ي اغاني،ج1، ترجمه‌ي دكتر محمد حسين مشايخ فريدني،ج1، شركت انتشارات علمي فرهنگي تهران 1368، ج1، ص: 571
[7] . التميمي السمعانى، أبو سعيد عبد الكريم بن محمد بن منصور، الأنساب، تحقيق عبد الرحمن بن يحيى المعلمى اليمانى، حيدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانية، ط الأولى، 1382/1962.، ج6،ص:14
[8] . أنساب‏الأشراف،ج‏11،ص:286
[9] . سبل الهدى و الرشاد، ج‏1، ص: 226   
[10] . الأعلام،ج‏8،ص:87
[11] . الأعلام،ج‏7،ص:218
[12] . الأنساب،ج‏6،ص:14؛ الذهبى، شمس الدين محمد بن احمد، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الأعلام، تحقيق عمر عبد السلام تدمرى، بيروت، دار الكتاب العربى، ط الثانية، 1413/1993.ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ،ج‏7،ص:356
[13] .  ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، ديوان المبتدأ و الخبر فى تاريخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأكبر، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، ط الثانية، 1408/1988، ج‏2،ص:378
[14] . الأعلام،ج‏7،ص:342
[15] . ج.م. عبدالجلیل، تاریخ ادبیات عرب، آذرتاش آذرنوش، مؤسسه انتشاراتی امیر کبیر، تهران، 1373، ص: 70
[16] . آفرينش‏وتاريخ/ترجمه،ج‏2،ص:795
[17] . سبل الهدى و الرشاد، ج‏1، ص: 226   
[18] . ج.م. عبدالجلیل، تاریخ ادبیات عرب، ص: 69
[19] . اصفهانی، الاغانی، ج 16 ص 110
[20] . پیشین، تاریخ ادبیات عرب، ص: 70  
[21] . اصفهاني، ابوالفرج، برگزيده‌ي اغاني، ج1، 571 - 572
[22] . أعيان‏الشيعة، ج‏2، ص: 305؛ تاريخ‏الإسلام،ج‏7،ص:357
[23]. ابن الجوزى، أبو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد، المنتظم فى تاريخ الأمم و الملوك، تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى، 1412/1992. ،ج‏7،ص:72
[24] . ذهبي، تاريخ الإسلام،358؛ الأعلام،ج‏5،ص:124
[25] . حسن بن سعید سکری از نسابان بود و کتاب انساب بنی عبد المطلب را تألیف کرده است. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه‌ی تجدد، م. رضا، بی جا، چاپ‌خانه‌ی بانک بازرگانی ایران، 1346، چاپ دوم، ص: 178
[26] . ابن ندیم، الفهرست، ص: 262

 

 


2/5 - (1)
 
 
 
1393/09/26
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید