نویسنده: علی مهدوی
«انما لك من دنیاك ما اصلحت به مثواك؛ همانا بهره تو از دنیایت همان است كه خانه آخرت خود را آباد ساخته ای»(نهج البلاغه، نامه 34)
مطابق آیات قرآن، خداوند آن قدر به قارون ثروت داده بود كه مردان قوی نمی توانستند دسته كلید گنجهای او را جابه جا كنند:
«ان مفاتحه لتنوا بالعصبه اولی القوه»(قصص:76).
مردم با ایمان آن عصر به قارون چند نصیحت میكردند:
1- به او میگفتند خیلی سرمست و مغرور مشو:
«لاتفرح ان الله لایحب الفرحین»
آنهایی كه مغرور و سرمست مال دنیا میشوند همه چیز را فراموش میكنند و بیتردید خداوند نیز اینان را دوست نمیدارد. منظور از لاتفرح این نیست كه شاد نشو و خوشحال مباش، بلكه مقصود، شادیها و تفریحهای مذموم است. به بیان بهتر منظور، مستیهای مغرورانه و انحراف انگیز برخاسته از باد نخوت است كه فرد به ثروت خود مینازد و میبالد. پر واضح است كه غرور برخاسته از ثروت و مال دنیا جز انحراف از حق و پشت كردن به فرمان الهی نتیجه ای ندارد و خدا هم چنین افرادی را دوست نمی دارد.
2- نصیحت دوم آنها این بود:
«وابتغ فیما ءاتاك الله الدار الآخره»
این نعمتهایی را كه خدا به تو داده، وسیله رسیدن به آخرت قرار بده و به كمك آن، سرای آخرت خود را آباد كن.
«ابتغاء» به معنای در جستجوی چیزی بودن است؛ «وابتغ» یعنی با این ثروت و سرمایه در جستجوی سرای آخرت باش و آن را هدف خویش بدان؛
3- سفارش دیگر آنان این بود كه:
«و لاتنس نصیبك من الدنیا»
بهره خودت را از دنیا فراموش مكن و بهره ات را از دنیا بستان و از دنیا هم لذت ببر؛ ولی در كنار آن مبادا آخرت را فراموش كنی.
چون تمام همّ و غمّ قارون رسیدن به لذایذ دنیا بود، مردم مومن با او نصیحت میكردند كه: به فكر آخرت خود باش و فراموش نكن كه آنچه برای تو از این لذایذ و نعمتهای دنیایی میماند، همان چیزی است كه به وسیله آن آخرت خود را آباد میسازی. آن بهره و نصیبی كه نباید از دنیا فراموش كنی همین است كه همه نعمتهای این دنیا را در راه آخرت صرف كنی. نعمتهای دنیا را مصرف كن و از آن لذت ببر، اما به گونه ای كه برای سعادت آخرت تو مفید باشد. لذت بردن از خوبیهای مشروع دنیا اگر در راه عبادت خدا و به منظور كسب قوت برای انجام وظایف الهی باشد، برای آخرت مفید است.
با توجه به مطالب فوق به نظر میرسد عبارت انما لك من الدنیا ما اصلحت به مثواك در كلام امیرالمومنین علی(ع) اشاره به همین مطلب دارد. مفهوم «لك» در عبارت فوق همان نصیب و بهره از دنیاست و كلمه «انما» نیز از ادات حصر است و مفهوم انحصار را میرساند یعنی همانا بهره تو از دنیا چیزی جز این نیست كه با آن آخرت خود را آباد سازی همان گونه كه خداوند متعال در آیه كریمه میفرماید: لاتنس نصیبك من الدنیا، بهره خودت از دنیا را فراموش نكن. آن بهرهای كه قارون فراموش میكرد و لازم بود به وی تذكر داده شود بهره او از دنیاست كه آن را وسیلهای برای آخرت قرار دهد. منظور حضرت این است كه بهره انسان از دنیا و چیزی كه از این دنیا به نفع انسان است، بهره بردن از آن برای آخرت است و الا اگر دنیا در هر مسیر دیگری غیر از این راه هزینه و صرف گردد نتیجهای جز زیان ندارد، چه اگر آدمی دنیا را در مسیر دنیا و به خاطر دنیا صرف كند سرمایهای را كه میتوانسته با آن منافع بی شماری كسب كند از دست داده است. در واقع اگر این سرمایه در راهی جز تجارت آخرت صرف شود، دیگر سودمند نیست و نمیتوان آن را بهره و فایده نامید.