در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  قال النبي(ص): «مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً كَانَ كَمُبْتَدِئِهَا وَ مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْ‏ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّي‏ يَرْكَبَهُ»
تاریخ  :  1390/12/09
خلاصه  :  هركه عمل بدي را شايع كند، چون عامل آن است و هركه مؤمني را به كاري عيب كند، نميرد تا مرتكب آن شود.» (نهج الفصاحة، مجموعه كلمات قصار حضرت رسول(ص)، ص 775)
 
حفظ آبرو
 
آبرو به معنی«عرض» به كسر عين، هر چيزى را گويند كه آدمى از عيب در آن و نقصان آنننگ داشته باشد، خواه در او باشد و خواه در كسى از متعلقان او[1] و یا آنچه از اصالت و بزرگى كه انسان بدان مى‏بالد و افتخار مى‏كند.[2]
 
اهمیت آبرو در اسلام
 یکی از ارکان بسیار مهم که اسلام بر آن تأکید بسیاری داشته، آبروی مؤمن بوده تا آنجا كه هم به خود مؤمنان دستور می‌دهد كه آبروی خود را حفظ كنند و هم به دیگران می‌فرماید آبروی مؤمنان را حفظ نمایند. در کتب روایی آمده است،پايه‏هاى دين اسلام هفت چيز است: نخستين پايه آن، عقل است كه بنياد شكيبايى است و دومين، آبرودارى‏ و راست‌گويى و...[3]
در موارد بسیاری خداوند متعال از بندگان خویش می‌طلبد که آبروی برادر مؤمن خویش را حفظ کنید و به انحاء مختلف وی را در ورطه‌ی بی‌آبروی قرار ندهید؛ آبروی مؤمن را بازیچه وقت‌گذرانی خویش و پرکردن اوقات یکدیگر قرا ندهید، شاید شما کلامی را به اشتباه به کسی نسبت دهید، حال ایشان چگونه باید از عهده این بی‌آبروی برآید و یا اصلاً به‌طور صحیح به کسی واقعه‌ی بدی را نسبت دهید، این احتمال را نمی‌دهید که شاید ایشان توبه کرده باشد و از آن گناه دست کشیده باشد؛ اى بنده خدا! در عيب‌جويى از بنده‏اى كه مرتكب گناهى شده شتاب مكن، شايد گناه او بخشيده شود و بر نفس خويش ايمن مباش كه گناه كوچكى انجام داده‏اى، شايد بر همان گناه عذاب شوى. پس هر كس از شما به عيب ديگرى آگاهى يافت، بايد از عيب‌جويى او خوددارى كند، زيرا به عيب خود نيز آگاه است.[4]
 
اموال در جهت آبروداری
از آنجایی که حفظ آبرو از واجبات دین است، لذا دستورات اخلاقی اسلام نیز حول محور آن بیانات دلنشینی را بیان می‌فرماید؛ از جمله: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):
«كُلُ‏ مَعْرُوفٍ‏ صَدَقَةٌ وَ كُلُّ مَا أَنْفَقَ الْمُؤْمِنُ مِنْ نَفَقَةٍ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ وَ أَهْلِهِ كُتِبَ لَهُ بِهَا صَدَقَةً وَ مَا وَقَى بِهِ عِرْضَهُ كُتِبَ لَهُ صَدَقَةً الْخَبَر...:[5]
 
هر كار خيرى صدقه است، و آنچه كسى خرج خود و اهل و عيال خود كند، به‌عنوان صدقه براى او نوشته مى‏شود، و آنچه انسان براى حفظ آبرو و شرف خود صرف كند، هم‌چون صدقه براى او نوشته مى‏شود.»
قال الرّضا(ع):
«خَيرُ المالِ مَا وُقِيَ به العرضُ... :
نيكوترين مال آن است كه عرض (جان، آبرو، حيثيّت) انسان به‌وسيله آن حفظ شود.»[6]
 
قال علی(ع):
«حَصِّنوا الاعراضَ بالاموالِ...[7]:
در حصار كنيد عرض‌ها را به مال‌ها، يعنى مال را صرف كنيد از براى نگاه‌داشتن آبروی خود.»
 
حفظ آبروی خویشتن
مطالبی در باب حفظ آبروی دیگران ذکر شد، اما روایات متعددی مبنی بر حفظ آبرو و اهمیت آن که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست، آمده است و انسان را به تأمل وا می‌دارد؛ به‌طور مثال:
حضرت امیر(ع) در باب طلب مال از کسی می‌فرماید:
«بذل الوجه الى اللئام الموت الاكبر:[8]
روانداختن به‌سوى لئيمان مردن بزرگ‌تر است.
 
ظاهر اين است كه «بذل رو» در اينجا به معنى بى‏قدر ساختن و خوار نمودن رو باشد، اما به هر تقدير معنى اين است كه ريختن آبروى خود نزد لئيمان؛ يعنى بخيلان يا مردم فرومايه پست‌مرتبه مرگ بزرگ‌تر است، يعنى از مرگ حقيقى بدتر و دشوارتر است.
یا در جای دیگری بیان می‌دارد:
«بذل ماء الوجه فى الطلب اعظم من قدر الحاجة و ان عظمت و انجح فيها الطّلب:[9]
بخشيدن آبرو درطلب نیازی، بزرگ‌تر است از اندازه‌ی حاجت تو، هرچند آن حاجت مهم بوده و برآورده شود.»
 
که در اینجا هم تکیه بر اين است كه آبرو را براى هيچ حاجتى نبايد ريخت، چون حاجت هرقدر هم بزرگ باشد و برآورده شود، نمی‌تواند با آبرو برابرى کند.»
دوباره ایشان در یک عبارت بسیار شیوا می‌فرماید: «آبروى‏ تو بسته است (محفوظ مى‏باشد)سؤال و درخواست آنرا مى‏چكاند (مى‏ريزد) بنگر آنرا پيش چه کسی مى‏ريزى (از مردم پست چيزى نخواه كه اگر خواسته‏ات را انجام ندهد شرمنده مى‏گردى و اگر روا سازد هميشه تو را فروتن مى‏خواهد).»[10]
 
موارد جواز آبروریزی
گاهي به‌خاطر اهم و مهم انسان اجازه دارد به شخصي توهين كند، آبرويش را بريزد كه از جمله آن مي‏توان موارد جواز غيبت را برشمرد؛ مثلاً گاهي حفظ نظام اقتضا مي‌كند شخصي مورد عتاب قرار گيرد، نظير نامه پرعتاب حضرت امير(ع) به نماينده خود كه چرا سر سفره كذايي شركت كردي؟ و نظير بعضي از عتاب‏هاي حضرت امام(ره) به بعضي از مسئولين.[11]
و یا در عبارت دیگر حضرت رسول(ص)می‌فرماید:
«ثلاثة لا تحرم عليك‏ أعراضهم‏ المجاهر بالفسق و الإمام الجائر و المبتدع:[12]
سه كس هستند كه آبرويشان محترم نيست؛ آنكه به فسق تجاهر كند و پيشواى ستمگر و بدعت‏گذار.»


[1]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسين، شرح آقا جمال‌الدين خوانسارى بر غررالحكم و دررالكلم، 7جلد، دانشگاه تهران-تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‏3، ص406.
[2]. بستانى، فؤاد افرام و مهيار، رضا، فرهنگ ابجدى، 1جلد، انتشارات اسلامي‌-‌تهران، چاپ دوم، 1375ش، ص605.
[3]. ابن شعبه، حسن‌بن على‌ و ‌‌حسن‌زاده، صادق، تحف العقول‌/‌‌ترجمه حسن‌زاده، 1جلد، انتشارات آل عليّ عليه‌السلام‌-‌قم، چاپ اول، 1382ش، ص329.
[4]. شيخ حر عاملى محمدبن حسن و ‌افراسيابى نهاوندى، على، جهادالنفس وسائل‌الشيعة‌/‌‌ترجمه افراسيابى، 1جلد، نهاوندى‌-‌قم، چاپ اول، 1380ش، ص159.
[5]. نورى، حسين‌بن محمدتقى، مستدرك‌الوسائل و مستنبط‌المسائل، 28 جلد، مؤسسة آل‌البيت عليهم‌السلام‌-‌قم، چاپ اول، 1408ق، ج‏7، ص239.
[6]. حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على‌ و ‌آرام، احمد، الحياة‌/‌‌ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‌-‌تهران، چاپ اول، 1380ش، ج‏3، ص298، به نقل از بحار الانوار، ج 72، ص352.
[7]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسين، شرح آقا جمال‌الدين خوانسارى بر غررالحكم و دررالكلم، 7جلد، دانشگاه تهران‌-‌تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‏3، ص406.
[8]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسين، شرح آقا جمال‌الدين خوانسارى بر غررالحكم و دررالكلم، 7جلد، دانشگاه تهران‌-‌تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‏3، ص264.
[9]. همان، ص265.
[10]. شريف‌الرضى، محمدبن حسين‌ و ‌فيض‌الاسلام اصفهانى، على نقى، ترجمه و شرح نهج‌البلاغة (فيض‌الإسلام)، 2جلد، مؤسسه چاپ و نشر تأليفات فيض‌الإسلام‌-‌تهران، چاپ پنجم، 1379ش، ج‏6 ، ص1248.
[11]. قرائتی، محسن، مجموعه فیش‌های تبلیغی 1، ذیل کلمه آبرو، ص6.
[12]. پاينده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، 1جلد، دنياى دانش‌-‌تهران، چاپ چهارم، 1382ش، ص403.

 


0/5 - (0)
 
 
 
1393/05/01
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas