در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  توليد Production
نویسنده :  سعيد كريمي
كلمات كليدي  :  توليد، هزينه، مصرف، منابع توليد، توليد ناخالص ملي
واژه Production در لغت به معانی استخراج، فرآورده، محصول، کار، عمل، نتیجه، ارائه و تولید آمده است[1] و در اقتصاد، خلق مطلوبیت از طریق فعالیت انسانی است. تولید از نظر علم اقتصاد، دربردارنده خلق اشیا توسط انسان نیز هست؛ ولی شامل دیگر فعالیت‌های خدماتی چون حفاظت و نگهداری، پاکیزه‌سازی و ... هم می‌شود.[2]
 در یك تعریف كلی­تر، تولید عبارت است از هرگونه فعالیت و كار (صرف انرژی) كه عنصر یا عناصری از طبیعت را به مصرف انسان نزدیك كند؛ برای مثال كشت گندم كه  از یك دانه گندم چندین ده­دانه به‌وجود می­آورد؛ یعنی خاك را به مصرف نزدیك می­سازد.[3] تولید را ایجاد فایده و مطلوبیت برای ارضای خواسته­های افراد می­دانند؛‌ در عین حال تولید، رشته­ای از فعالیت‌های انسانی است كه عوامل تولید توسط آنها با یكدیگر تركیب شده و كالاها و خدمات مورد نیاز افراد را فراهم می­كند. تولید كردن یعنی ایجاد فواید اقتصادی جدید. مفهوم تولید، علاوه‌بر جریان تغییر كالاها، شامل كلیه خدماتی است كه در بهبود فایده كالا مؤثر بوده و به‌هنگام نیاز در دسترس افراد قرار می­گیرند.
تولیدكنندگان اقتصادی برای كسب سود بیشتر عوامل تولیدی را به‌گونه‌ای مناسب با یكدیگر تركیب می­كنند. همچنین روند فعالیت‌های تولیدی آنها چنان است كه كمترین هزینه­های تولیدی را برای یك سطح تولید مشخصی به‌دنبال دارد. به این ترتیب، علاوه‌بر تولید و مباحث مربوط به آن، هزینه­های تولید نیز نقش مهمی در فعالیت‌های اقتصادی ایفا می­كنند.[4]
مباحث تولید، بخش‌های عمده­ای از علم اقتصاد را تشكیل می­دهد. میزان تولیدات و ارزش اقتصادی آن یكی از مهم‌ترین ابزار اندازه­گیری موفقیت‌های اقتصادی كشوهاست. به‌نظر ژان باتیست سی (Jean Baptiste Say: 1767-1832)، هر كالایی هنگامی تولید تلقی می­شود، كه ارزش آن برای مصرف‌كننده مساوی هزینه‌های تولید باشد. تولیدكننده­ای كه كالایی را تولید كند و قادر به فروش آن نباشد، در حقیقت چیزی تولید نكرده است.[5]
كلپام (John Harold Clapham: 1873-1946) با نوشتن "قوطی­های خالی اقتصادی" كه در مجله اقتصادی كمبریج چاپ شد، بدعت بزرگی گذاشت. قوطی­های اقتصادی بنا به ادعای كلپام خالی­اند؛ چیزی جز عناصر تشكیل‌دهنده نظام مارشالی نبود. نظامی كه در آن مارشال (Alfred Marshall: 1842-1924) به صنایع با هزینه­های افزایش‌یابنده و كاهش‌یابنده اشاره دارد و معتقد است كه باید مشمول پرداخت مالیات و دریافت مساعدت مالی شوند.[6]
تولید ناخالص ملی در یك كشور به ارزش پولی کالاها و خدمات اقتصادی تولید شده توسط خانوار، واحدهای اقتصادی، سازمان‌های غیر انتفاعی، ‌اتحادیه­ها، سازمان‌های خیریه و غیره در طی یك زمانی معین كه به‌طور معمول یك سال است، اطلاق می­شود. تولید ناخالص داخلی به ارزش كالاها و خدمات تولیدشده، توسط عوامل تولید یك كشور به قیمت تجاری، گفته می­شود.
فعالیت‌های تولیدی باعث ایجاد انواع مختلفی از كالاها می­شوند كه عبارتند از:
كالاهای تولیدی؛ این كالاها موجب تولید كالا و خدمات دیگری می­شوند.
كالاهای مصرفی؛ این كالاها پس از اتمام مراحل تولید، برای مصرف به‌دست مردم می­رسد. هدف از تولید، رفع نیازهای مردم و جوامع است. رفاه اقتصادی جوامع نیز با تولید ارتباط دارد. افزایش تولیدات و تأمین نیازهای افراد، افزایش رفاه اقتصادی را به‌دنبال خواهد داشت. به این ترتیب، ازدیاد تولیدات، یكی از مهم‌ترین اهداف اقتصادی كلیه كشورها است.
 
منابع تولید[7]
در علم اقتصاد مجموعه عواملی كه موجب ایجاد كالاها و خدمات می­شوند، منابع یا عوامل تولید نام دارند. از تركیب انعطاف‌پذیری و قابلیت تغییرپذیری مزیت عوامل تولید، می‌توان كالاهای متنوعی تولید كرد. این منابع به منابع تولیدی اقتصادی نیز معروف­اند. برخی منابع، مانند اكسیژن موجود در هوا فراوان بوده و افراد برای دریافت آنها پولی پرداخت نمی­كنند. منابع تولید اقتصادی عبارتند از:
منابع طبیعی؛ طبیعت سرچشمه كلیه كالاهای مادی است كه در زمره عوامل تولید قرار دارد و همواره ثابت است. برخی از این منابع در شكل طبیعی قابل استفاده­اند. برخی با ایجاد تغییراتی قابل بهره‌برداری­اند، البته تنها افزایش و تنوع این منابع عامل پیشرفت اقتصادی نیست؛ بلكه وجود انسان‌های شایسته برای بهره‌برداری از آنها الزامی است.
منابع انسانی؛ سرچشمه این منابع جمعیت است. میزان جمعیت و نحوه تركیب و میزان تخصص آنها، توانمندی و كارآیی بالقوه نیروی انسانی را مشخص می­كند. با افزایش میزان موالید این منابع نیز افزایش پیدا می­كند. بهبود تغذیه و افزایش بهداشت و صد البته سرمایه­گذاری آموزشی در سرمایه انسانی نیز كارآیی اقتصادی جوامع را بالا می­برد.
سرمایه مادی؛ سرمایه عبارت است از كلیه كالاهای سرمایه­ای كه فعالیت‌های تولید با استفاده از آنها انجام می­شود. سرمایه، محصول فعالیت نظام اقتصادی است كه با تلاش­های نیروی انسانی و استفاده از منابع طبیعی به‌دست می­آید. از آن‌جایی كه سرمایه به‌شكل مستقیم نیازهای انسان را برطرف نمی­كند، آن‌را واسطه تولید نام نهاده­اند.
سرمایه، بازده تولید را بالا می­برد و یكی از منابع ایجاد درآمد است. نقش سرمایه در تولید، ازدیاد نتایج كار و محصول تلاش افراد است. این منبع تولیدی، به‌مرور زمان از بین می­رود. تنها راه جلوگیری از نابودی آن، صرف بخشی از منابع تولیدی برای تولید سرمایه یا كالاهای سرمایه­ای است.
فن‌آوری؛ فن‌آوری، حاصل تركیب علم و عمل و نتیجه انباشت تجربیات تحقیقاتی مبتنی بر كوشش و اصلاح سعی و خطا است. از راه فن‌آوری، یادگیری سریع‌تر انجام می­شود و تحقیقات متعدد نیز ارتقای كیفیت تولید را براساس متحوّل ساختن فن‌آوری امكان­پذیر می­كند.
 
تابع تولید
مفهوم تابع تولید عبارت است از ارتباط میان منابع تولید، خدمات تولید و تولید محصول در واحد زمان.[8] تابع تولید بیانگر این مطلب است كه تولید یك كالای مشخص به چه عواملی نیاز دارد؛ ‌برای مثال چه‌قدر سرمایه، نیروی انسانی و مواد اولیه می­خواهد؟. تابع تولید نشان می­دهد كه چگونه با تركیب حداقل عوامل تولید می­توان حداكثر محصول را به‌دست آورد. به‌عنوان مثال برای تولید یك كالا به عوامل و منابع تولیدی مانند زمین، نیروی انسانی و سرمایه نیاز است.
­سطح فن‌آوری، تابع تولید یك مؤسسه اقتصادی را نشان می­دهد. پیشرفت‌های حاصل در فن‌آوری باعث ایجاد تغییراتی در امر تولید می­شود؛ پس تابع تولید را برای زمان خاصی از تولید در نظر می‌گیرند.[9]
به‌طور مثال برنج با وجود زمین و امكانات ویژه تولید، به نیروی انسانی و كارگر نیازمند است. با توجه به جدول زیر در ابتدا با استخدام یك كارگر میزان 15 كیلو برنج به‌دست می‌آید. در مراحل بعدی با افزایش تعداد كارگران، بالطبع محصول بیشتری به‌دست خواهد آمد. جدول زیر روند تغییرات را نشان می­دهد.
محصول کل
تعداد کارگران
15
1
45
2
85
3
135
4
175
5
با توجه به جدول بالا، منحنی تابع تولید این محصول به‌شكل زیر رسم می­شود.
 

                        

 
تابع تولید کاب-داگلاس، یکی از معروف‌ترین توابع تولید در اقتصاد است. پل داگلاس (PaulH.douglas: 1892-1976) اقتصاددان برجسته آمریكایی در سال 1928 تابع تولیدی را پیشنهاد كرد كه بعدها به تابع تولید كاب-داگلاس معروف شد. داگلاس با استفاده از كارهای اولیه چارلز. دبلیو. كاب (Charles W.Cobb: 1943-Live) به برآورد آماری توابعی دست زد كه محصول صنایع تولیدی مختلف را به‌صورت تابعی از نیروی كار و سرمایه مورد استفاده نشان داد. به‌كمك این تابع، وی توانست سهم نیروی كار و سرمایه را در تولید مشخص كند و از این راه، متوجه شد كه این ارقام با ارقام سهم مزد و سود از درآمد بخش صنایع تولیدكننده مطابقت دارد. هرچند این امر عجیب به‌نظر می­رسید. با این حال، افراد دیگری یافته­های وی را در مورد كشورهای مختلف و زمان‌های متفاوت استفاده كردند.[10]
 
منحنی امكانات تولید
جدول تولید در فعالیت‌های اقتصادی، تركیبات مختلف كالاها را با یكدیگر نشان می­دهد. با ترسیم جدول امكانات تولید، منحنی امكانات تولید یا منحنی تبدیل به‌دست می­آید.
مهم‌ترین مفهوم در رابطه با بحث تولید چند محصول، منحنى امکانات تولید است که بعضاً به آن منحنى یا تابع تبدیل (Transformation Function) نیز مى‌گویند. منحنی امکانات تولید، ترکیب‌های حداکثر ستانده را که اقتصاد می­تواند با به‌کار گرفتن همه منابع موجود تولید کند، نشان می­دهد. منحنی مرز (منحنی امكانات تولید) دال بر رابطه مبادله است؛ تولید مقدار بیشتری از یک کالا به‌طور ضمنی به‌معنای تولید کمتر کالای دیگر است. نقاط بالای منحنی، داده­هایی را نشان می­دهد که از آنچه در دسترس اقتصاد است­، بیشتر است. نقاط داخل منحنی بیانگر ناکارآمدی است. با به‌کار گرفتن کامل داده‌های موجود، اقتصاد می­تواند ستانده خود را تا حد منحنی مرز، افزایش دهد.[11]
براساس نتایج حاصل از منحنی درمی­یابیم كه این منحنی، دارای شیب منفی است؛ به این معنا كه تولید بیشتر كالای x لزوما مستلزم تولید كمتر از كالای y است. شیب این منحنی نسبت به مبدأ مختصات مقعر است؛ یعنی حركت از بالا به پایین شیب خطوط مماس كم كم افزایش پیدا می­كند.[12]
كالای X به واحد
كالای Y به واحد
0
80
10
75
20
65
30
50
40
30
50
0
 
                               
 
انواع تولید
1) تولید با یك عامل متغیر[13]
برای تولید، مقادیر متفاوتی از محصول در نسبت‌های متفاوت، فرض می­كنیم كه یك عامل متغیر وجود دارد. دوره­ای كه در نظر می­گیریم، دوره كوتاه‌مدت است؛ كه تمام عوامل، به‌جز یكی ثابت در نظر گرفته می­شود. شكل این تابع، به‌صورت زیر ترسیم می­شود كه در آن، تولید كل با TP و تولید متوسط با AP و تولید نهایی با MP نمایش داده می­شود. تولید كل عبارت از حداكثر محصول قابل حصول از هر تعداد كارگر، تولید متوسط نیروی كار، عبارت از تقسیم تولید كل بر تعداد كارگران و محصول نهایی عبارت است از محصول اضافی منتسب به افزایش كمّی در مقدار عامل متغیر؛ كه با یك كارخانه ثابت به‌كار گرفته می­شود. محصول نهایی را غالبا با تغییر متغیر به مقدار یك واحد به‌دست می‌آوریم. تولید نهایی ابتدا افزایش و سپس كاهش می­یابد و نهایتا هنگامی كه كارگر اضافه می­شود، تولید كل را كاهش می­دهد و مقدارش را منفی می­نماید.
 
                               
 
2) تولید یکسان؛ تولید با دو یا چند عامل متغیر به تولید یكسان معروف است. منحنی تولید یکسان مکان هندسی تمام مقادیر کار و سرمایه است که سطح معینی از محصول را به‌دست می­دهد.[14] منحنی‌های تولید یکسان به سه شکل L، خطی و کاب داگلاس که عموما به‌شکل محدب است، وجود دارند. در منحنی L شکل، سرمایه و نیروی کار تولید، به نسبت ثابت مصرف می‌شوند و فعالیت در نقطه­ای به‌جز رأس منحنی یکسان، ناکارآ خواهد بود، در منحنی خطی، جانشینی كامل میان عوامل تولید وجود دارد كه به‌معنای ثبات نسبت جانشینی میان عوامل تولید است و در تابع کاب داگلاس، حالتی متعادل میان دو حالت افراطی خطی و L شکل به‌شمار می­رود. منحنی تولید یکسان برای تابع کاب-داگلاس دارای حالت متعارف محدب است.[15]
 
اشكال فعالیت‌های تولیدی
تولید به‌شكل امروزی، حاصل یك‌سری تغییرات و تحولات اقتصادی است. در جوامع ابتدایی، اقتصاد جنبه روستایی داشت، ابزار كار در حد ابتدایی بود و خانواده­ها با كمك یكدیگر نیازهای خود را رفع می‌كردند. با گذشت زمان، در قرن هجدهم و با ظهور انقلاب صنعتی، گسترش علوم و پیشرفت تمدن، سبب رشد صنایع شده و فعالیت‌های تولیدی پیچیده­تر شدند.[16] فعالیت‌های تولیدی به دو شكل انجام می­شود كه عبارتند از:[17]
شكل مستقیم؛ در این حالت، افراد بدون تهیه و تدارك وسایل مستقیم، نیازهای خود را رفع می­كنند؛ مانند تهیه آب از رودخانه­ها و چشمه­سارهای طبیعی.
شكل غیر مستقیم؛ در شكل دوم افراد برای رفع نیازهای خود از قبل وسایل تولید را آماده و سپس از این مواد تولیدی استفاده می­كنند؛ برای مثال ایجاد یك سد، آب مورد نیاز جوامع را تأمین می­كند. سودمندی این روش با وجود هزینه­های بالای آن از نظر اقتصادی بیشتر است.
از نظر محاسبه مقادیر كلی، مفهوم تولید از دو نظر خدمات و خود مصرفی محدود می­شود كه عبارتند از: [18]
تولید خانوادگی؛ مقدار قابل توجهی از تولید در داخل خانواده­ها انجام گرفته و مصرف می­شود. چنین خدماتی که در داخل خانواده­ها انجام می­شود (مانند تهیه غذا و پوشاك)، ارزیابی نمی­شود؛ زیرا محاسبه این خدمات با مشكل مواجه است. علاوه‌بر این، مقداری از محصولات كشاورزی كه در واحدهای تولید خانوادگی تهیه می­شود، از طرف خانواده كشاورز در محل تولید مصرف می­شود و این خودمصرفی برحسب شرایط مختلف و خاصه درجه رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی، زیاد یا كم است.
تولیدات مادی و غیر مادی؛ ممكن است تولید جنبه مادی داشته باشد؛ مانند آهن و گندم و یا غیر مادی باشد، مانند تبلیغات برای یك كالا و دفاع از یك متهم و معالجه یك بیمار. در مورد دوم، خدمت تولید می‌شود، بدون این‌كه ماده جدید ایجاد شده باشد؛ اما در هر دو مورد، كالاها و خدمات و به‌عبارت جامع‌تر آنچه تولید شده احتیاجات را رفع می­كنند.


[1]. حییم، سلیمان؛ فرهنگ معاصر انگلیس به فارسی و فارسی به انگلیسی، تهران، فرهنگ معاصر، 1386، ص526.
[2]. مریدی، سیاوش و نوروزی، علیرضا؛ فرهنگ اقتصادی، تهران، پیشبرد و نگاه، 1373، ص295.
[3]. توانايي فرد، حسن؛ فرهنگ تشريحي اقتصاد، تهران، جهان‌رايانه، 1385، ص817.
[4]. قنادان، محمود؛ کلیات علم اقتصاد، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1386، چاپ اول، ص103.
[5]. هوفمان، يورگين؛ نظريه­ها و زندگي متفكرين بزرگ اقتصاد، ترجمه طهماسب محتشم دولتشاهي، تهران، ارديبهشت، 1367، ص85.
[6]. بلاگ، مارك؛ اقتصاددانان بزرگ جهان، ترجمه حسن گلريز، تهران، ني، 1375، ص82.
[7]. قنادان، محمود؛ پیشین، ص105 تا 108.
[8]. فرهنگ، منوچهر؛ فرهنگ علوم اقتصادي، تهران، مؤسسه عالي علوم سياسي و امور حزبي، 1351، ص976.
[9]. قديري اصلي، باقر؛ كليات علم اقتصاد، تهران، سپهر، 1368، ص118.
[10]. قنادان، محمود؛ پیشین، ص109و 110.
[11]. بگ، دیوید، فیشر، استانلی و دورنبوش، رودیگر؛ علم اقتصاد اقتصاد خرد؛ ترجمه محمد حسین تیزهوش، جنگل، 1385، چاپ اول، ص14.
[12]. دهقاني، علي؛ نظريه اقتصاد خرد، تهران، لادن، ص18 و 19.
[13]. چ. موریس، او. فیلیپس؛ تحلیل اقتصادی نظریه و کاربرد "اقتصاد خرد"، ترجمه اکبر کمیجانی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384، چاپ نهم،ج1، ص286 و 287.
[14]. سالواتوره، دومينيك؛ اقتصاد خرد، ترجمه احمد یزدان‌پناه، تهران، چاپ و نشر بازرگانی، 1385، چاپ سوم، ج1، ص255 و جمعی از نویسندگان؛ مجموعه مقالات اقتصاد خرد و کلان، مترجمین احمد جعفری صمیمی وغلامعلی فرجادی، نشر دانشگاه مازندران، وثقي، 1378، چاپ اول، ص127.
[15]. نیکلسون، والتر؛ نظریه اقتصاد خرد اصول اساسی و مباحث تکمیلی، محمدمهدی عسگری، تهران، دانشگاه امام صادق، 1387، ج1، ص507.
[16]. پورهمايون، علي اصغر؛ اقتصاد، تهران، موسسه عالي حسابداري، 1348، ج1، ص215و 216.
[17]. همان، ص182و 183.
[18]. عدل طباطبايي، عبدالرضا؛ اصول علم اقتصاد، تهران، مؤسسه عالي حسابداري، 1345، ج1، ص345 و 346.

 

 


2.4/5 - (14)
 
 
 
1393/06/07
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas