در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  ياران امام حسين(ع) (2)
نویسنده :  سيد علي اكبر حسيني
كلمات كليدي  :  تاريخ، امام حسين(ع)، جنادة بن حارث سلماني، جندب بن حجير خولاني، جون، جوين بن مالك تميمي، حارث بن امرءالقيس كندي
جنادة بن حارث سلمانی[1]
   در منابع از او به نام­های متعددی یاد شده است؛ برخی از منابع از او با عنوان جنادة بن حارث یاد کرده­اند[2] و در بعضی دیگر از منابع از او با نام جنادة بن حرث[3] و در برخی دیگر نیز از او با نام جبار یاد شده است.[4] طبری نیز با نام جابر بن حارث سلمانی[5] و بلاذری با نام جیاد بن حرث سلمانی از او یاد کرده­اند.[6]
جناده از شیعیان معروف کوفه و از شیعیان مخلص امیرالمؤمنین(ع) بود.[7] او در زمان قیام مسلم در کوفه با او همراه شد؛ اما با شکست قیام از کوفه خارج شد[8] و به همراه عمرو بن خالد صیداوی و سعد -غلام عمرو بن خالد صیداوی- و نیز مجمع بن عبدالله عائذی و پسرش، به همراه غلام نافع بجلی و به راهنمایی طرماح بن عدی طایی از بیراهه­ها گذشتند و خود را در منزل عذیب الهجانات به خدمت امام(ع) رساندند. هنگامی که بر امام حسین(ع) وارد شدند حر به آنها اشاره کرد و به امام حسین(ع) گفت: «این چند نفر از مردم کوفه­اند من آن­ها را بازداشت کرده و یا به کوفه بر می­گردانم.» امام(ع) رو به حر کردند و فرمودند: «من به تو اجازه چنین کاری را نمی­دهم و همان طوری که خود را از گزند تو حفظ می­کنم، از آنان نیز محافظت خواهم کرد، زیرا این­ها نیز همانند اصحابی که با من از مدینه آمدند، از یاران من به شمار می­آیند، پس اگر بر آن پیمان که با من بستی استواری، آن­ها را رها کن و گرنه با تو می­جنگم.» حر نیز به ناچار از بازداشت آنان صرفنظر کرد. [9]
در برخی از منابع روایت شده که در روز عاشورا جنادة (جابر) بن حارث سلمانی به همراه عمرو بن خالد صیداوی و سعد -غلام عمرو- و نیز مجمع بن عبدالله عائذی به میدان رفتند و نبرد سختی انجام دادند، دشمن آن­ها را در محاصره گرفت، از این روی آنان از امام(ع) طلب کمک کردند و امام(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) را به کمک آنان فرستاد با ورود عباس(ع) به میدان، محاصره شکست و آنان نجات یافتند. اما آنان با آن  که زخمی شده بودند؛ اما مایل به بازگشت به سوی امام(ع) نبودند، از این­رو دوباره با سپاه دشمن به مبارزه برخاستند و همگی آنان در یک محل به شهادت رسیدند که دشمن مجدداً به آنان حمله­ور شد، آنان به نبرد پرداختند تا اینکه همگی به شهادت رسیدند.[10] حضرت عباس(ع) به سوی امام(ع) بازگشت و شهادت آنان را به اطلاع امام(ع) رساند. وقتی امام(ع) از شهادت آنان با خبر شد بارها برای آنان از خداوند طلب مغفرت نمود.[11]
اما در برخی دیگر از منابع نقل شده که او از امام حسین(ع) اجازه میدان گرفت و به میدان رفت و پس از به هلاکت رساندن هجده نفر سرانجام به دست دشمنان به شهادت رسید.[12]
 
جنادة بن کعب بن حرث انصاری
   او به همراه همسرش -ام عمرو بنت جناده- و پسر نوجوانش -عمرو- از مکه با کاروان امام حسین(ع) همراه گردید و با ایشان از مکه به کربلا آمده بود.[13] جناده در روز عاشورا به مانند دیگر یاران اباعبدالله الحسین(ع) در حمایت از امام خود(ع) به میدان رفت. در حالی که رجز می­خواند:
       انا جنادة انا ابن الحارث                        لست بخوار و لا بناکث
       عن بیعتی حتی یرثنی و ارثی               الیوم ثاری فی الصعید ماکثی
«من جناده­ام فرزند حارث؛ من ناتوان و پیمان­شکن نیستم. بر بیعت خویش پایبندم تا وارثانم بر آن ایستادگی کنند؛ امروز روزی است که بلندای پیکرم در خاک جای می­گیرد.» [14]
 و سرانجام پس از مدتی کارزار به درجه رفیع شهادت نائل آمد.[15] او را نیز از شهدای حمله اول برشمرده­اند.[16]
 
جندب بن حجیر خولانی
   او از اصحاب رسول خدا(ص)[17] و از بزرگان و سرشناسان شیعه و از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) بود. جندب در جنگ­های امیرالمؤمنین(ع) از جمله صفین حضور داشت و در این جنگ امیر قبایل کنده و ازد در سپاه حضرت(ع) بود.[18]
او قبل از برخورد کاروان امام حسین(ع) با حر بن یزید به خدمت آن حضرت(ع) رسید و به کربلا آمد.[19] و سرانجام در رکاب امام خویش به شهادت رسید.[20] گفته  شده که او نیز به مانند بسیاری از یاران امام(ع) در آغاز جنگ و در جریان حمله نخست به شهادت رسید. [21] 
از جندب بن حجیر خولانی در زیارت ناحیه مقدسه یاد شده است؛ در این زیارت آمده: «السلام علی جندب بن حجیر الخولانی
 
جَون بن حویّ مولی ابی­ذر غفاری[22]
   جون، غلامی از اهالی سرزمین نوبه بود. حضرت علی(ع) او را به یکصد و پنجاه دینار از فضل بن عباس خریده و او را به ابوذر غفاری بخشیده بود، و او نیز جون را از قید بندگی آزاد کرده بود. چون ابوذر به دستور عثمان به «ربذه» تبعید شد، او نیز به همراه ابوذر به ربذه رفت، و در سال سی و دو هجری هنگامی که ابوذر وفات یافت، به مدینه بازگشت و در خدمت امیرالمؤمنین علی(ع) قرار گرفت. او از شیعیان امام علی(ع) شناخته می­شد. پس از شهادت علی(ع) با امام حسن(ع) همراه شد تا این که امام حسن(ع) نیز به شهادت رسید. پس از شهادت آن حضرت(ع) جون به امام حسین(ع) پیوست[23] و همراه ایشان از مدینه به مکه و سپس از آن­جا به عراق آمد.[24]
جون در ساخت و تعمیر سلاح جنگ مهارت داشت از این­رو، در شب عاشورا خیمه­ی ویژه­ای برای خود برپا ساخته بود تا سلاح یاران امام حسین(ع) را تعمیر و اصلاح کند.[25] روایت شده که جون در روز عاشورا خدمت امام(ع) رسید و از آن حضرت(ع) اجازه نبرد خواست. امّا امام(ع) به او اذن جهاد نداد و به جون فرمودند: «تو از جانب ما مأذونی و بیعت از تو برداشته شده است تو برای عافیت همراه ما آمده­ای، خود را در مشقّت مینداز!» او خود را بر قدم­های امام(ع) انداخت و در حالی که پاهای آن حضرت(ع) را می­بوسید، می­گفت: «من در راحتی باشم و در سختی شما را تنها بگذارم؟ به خدا سوگند هر چند که بوی بدن من بد، و حَسَب من رفیع نیست؛ ولی امام بزرگواری چون تو بوی مرا خوش و بدنم را مطهر و رنگ روی مرا سفید می­کند و به بهشتم مژده می­دهد! بخدا سوگند که از شما جدا نگردم تا خون سیاه من با خون شریف شما آمیخته گردد!»، پس امام(ع) به او اجازه جهاد دادند[26] و او وارد معرکه جنگ شد، در حالی که این رجز را می­خواند:
        کیف تری الفجّار ضرب الاسود                   بالمشرفیّ القاطع المهنّد
        اذبّ عنهم باللّسان والید                         ارجو به الجنّة یوم المورد
«چگونه اهل فجور می­بینند، مبارزه­ی غلام سیاه را با شمشیر مشرفی و جدا کننده؟ من با دست و زبان از آل پیامبر(ص) دفاع کنم، امیدوارم روز قیامت بهشت نصیبم گردد».[27]
 او کارزار سختی کرد و بیست و پنج نفر از سپاه دشمن را به خاک انداخت.[28] تا این که بر اثر جراحات وارده بر زمین افتاد. در این هنگام، ابا عبدالله الحسین(ع) بر بالینش آمد و در حق او این گونه دعا فرمود: «اللّهم بیّض وجهه، و طیّب ریحه و احشره مع الأبرار، و عرّف بینه و بین محمّدٍ(ص) و آل محمّدٍ(ص)؛ پروردگارا! سیمایش  را سفید، و بوی او را خوش گردان، و با ابرار و نیکان محشورش فرما، و او را با محمّدٍ(ص) و آلش، آشنا و معاشر گردان.»[29]
 نقل شده است هنگامی که بنی­اسد برای دفن شهداء، به معرکه جنگ آمدند، بعد از چند روز دیدند که بوی خوشی -چون مشک- از پیکر پاره پاره­ی جون متصاعد است.[30]
جون نیز از جمله شهدایی است که در زیارت ناحیه مشمول سلام و تحیت امام جواد(ع) قرار گرفته است، در این زیارت آمده است: «السّلام علی جون بن حویّ ابن حریًّ مولی ابی­ذرّ الغفّاری؛ سلام بر جون غلام ابی­ذر غفاری».
 
جوین بن مالک تمیمی
   جوین بن مالک از شیعیان قبیله­ی بنی­تمیم بود. او به همراه جمعی از مردان قبیله­اش جهت جنگ با امام حسین(ع) از کوفه خارج شده بود! و چون ابن­سعد شرط­های امام(ع) را نپذیرفت، او نیز همانند گروه دیگری از سپاهیان کوفه شبانه اردوگاه سپاه عمر بن سعد را ترک کرده به سپاه امام(ع) پیوست.[31] او نیز از جمله یارانی بود که در جریان حمله نخست به شهادت رسیده است.[32]
 
حارث بن امرءالقیس کندی
   حارث بن امرءالقیس از شجاعان و عباد بنام بود و در پی حضور در جنگ­ها شهرتی بدست آورده بود. او با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمده بود! و چون آن­ها شروط امام حسین(ع) را نپذیرفتند، به امام(ع) پیوست[33] و حارث در رکاب آن حضرت(ع) جنگید تا این که در حمله نخست به فیض شهادت رسید.[34]
 
حارث بن نبهان[35]
   نبهان -پدر حارث- غلام حمزه سید الشهداء -عموی پیامبر(ص)-[36] و مردی شجاع بود.[37] حارث به امام علی(ع) پیوست و با ایشان همراه بود تا این که امام(ع) به شهادت رسید، سپس امام حسن(ع) را همراهی کرد و پس از شهادت حضرت(ع) به امام حسین(ع) ملحق شد.[38] او به همراه کاروان حسینی(ع) به کربلا آمد، و در روز عاشورا و در حمله نخست به فیض شهادت رسید.[39]
 
حباب بن عامر بن کعب بن تمیمی
   حباب بن عامر از ساکنان کوفه و از شیعیان این شهر بود. با ورود مسلم بن عقیل -نماینده ویژه امام حسین(ع)- به کوفه حباب به محضرش شتافت و با او بیعت کرد. حباب بن عامر با مسلم همراه بود تا این که مردم کوفه بیعت شکستند و مسلم را تنها گذاشتند، پس حباب کوفه را به قصد پیوستن به امام(ع) ترک کرد و سرانجام موفق شد، در بین راه به کاروان امام(ع) ملحق گردد.[40] او پس از پیوستن به کاروان حضرت(ع) پیوسته ملازم امام(ع) بود تا این که او نیز به مانند دیگر یاران وفادار امام حسین(ع) سرانجام در کربلا به شهادت رسید.[41] او از جمله شهدایی بود که در حمله نخست به شهادت رسیده است.[42]
در برخی از منابع از او با نام حباب بن حارث نیز یاد شده است.[43]
 
حبشی بن قیس نهمی[44]
   او از طایفه نهم یکی از تیره­های قبیله آل همدان بود. جد او سلمة بن طریف از اصحاب رسول گرامی اسلام(ص) به شمار می­آمد.[45] حبشی بن قیس قبل از آغاز جنگ بین سپاه امام حسین(ع) و سپاه عمر سعد به لشکر امام(ع) پیوست و  سرانجام در رکاب آن حضرت(ع) در کربلا به شهادت رسید[46]
 
حجاج بن بدر سعدی
   حجاج بن بدر از شیعیان بصره بود. امام حسین(ع) قبل از حرکت به سوی کوفه، نامه­هایی را به سران و اشراف پنج قبیله بصره نوشت و توسط یکی از موالیان خود، سلیمان بن رزین به سوی آن­ها فرستاد و آنان را به همراهی قیام دعوت کردند. یزید بن مسعود نهشلی قوم خود بنی­تمیم و بنی­حنظله، بنی­سعد و بنی­عامر را جمع کرد و ضمن سخنانی آنان را به یاری فرزند رسول خدا(ص) دعوت کرد که با موافقت بسیاری از آنان همراه بود. از این­رو او نامه­ای به امام(ع) نوشت و توسط حجاج بن بدر سعدی آن را به سوی امام(ع) فرستاد.[47] حجاج نامه ابن­مسعود را از بصره به خدمت امام(ع) آورد و خود نیز امام(ع) را تا کربلا همراهی نمود،[48] حجاج در حمله نخست[49] و به نقلی دیگر در بعد از ظهر روز عاشورا به شهادت رسید. از حجاج بن بدر نیز به مانند بسیاری دیگر از شهدای کربلا در زیارت ناحیه مقدسه یاد شده و مورد سلام و درود امام جواد(ع) قرار گرفته است، در این زیارت آمده: «السّلام علی حجاج بن بدر السعدی»
 
مالک بن دودان(ذودان)
   در برخی از منابع از مالک بن دودان به عنوان یکی از شهدای واقعه کربلا نام برده شده است. نقل شده که او در حالی که رجز می­خواند:
             الیکم مالک الضرغام                 ضرب فتی یحمی عن الکرام
             یرجو ثواب الله ذی الانعام           سبحانه من ملک علّام
«آماده ضربت باشید از جوانی که نامش مالک است و مانند شیر از بزرگواران دفاع می­کند و ثواب خدای بخشنده و مالک و دانا و منزه را امید دارد.»
به مبارزه پرداخت تا اینکه سرانجام پس از کشته و زخمی کردن شماری از دشمنان، به دست سپاهیان عمر بن سعد به شهادت رسید.[50]


[1]. بواسطه نسبت او به سلمان که یکی از تیره­ها و بطون قبیله مراد است به او جنادة بن حارث سلمانی گفته شده است. السماوی، محمد؛ ابصار العین فی انصار الحسین(ع)، تحقیق محمد جعفر الطبسی، مرکز الدرسات الاسلامیه لممثلی الولی الفقیه فی حرس الثورة الاسلامیه، چاپ اول، ص 144.
[2]. المحلی، حمید بن احمد؛ الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، صنعاء، مکتبة بدر، چاپ اول، 1423، ج 1، ص 211 و شیخ طوسی؛ رجال الشیخ الطوسی، قم، جامعه مدرسین، 1415، ص 99.
[3]. الخوارزمی، الموفق بن احمد؛ مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی­تا، ج 2، ص 21.
[4]. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر - داربیروت، 1965، ج 4، ص 74.
[5]. الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967،ج 5، ص 446.
[6]. البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، 1977، ج 3، ص 198.
[7]. المحلی، پیشین، ص 211 و السماوی، پیشین، ص 144.
[8]. همانها.
[9]. البلاذری، پیشین، ص 171 - 172 و الطبری، پیشین، ص 404 - 405 و ابن اثیر، پیشین، ج 4، ص 49.
[10]. الطبری، پیشین، ج 5، ص 446 و ابن اثیر، پیشین، ج 4، ص 74 و السماوی، پیشین، ص 116 و 144.
[11]. السماوی، پیشین، ص 116.
[12]. ابن شهرآشوب؛ مناقب آل ابیطالب، قم، علامه، 1379ق، ج 4، ص 104.
[13]. السماوی، پیشین، ص 158.
[14]. الکوفی، ابن اعثم؛ الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1991، ج 5، ص 110 و الخوارزمی، پیشین، ص 21 و ابن شهر آشوب، پیشین، ص 104.
[15]. همانها.
[16]. السماوی، پیشین، ص 158.
[17]. النمازی الشاهرودی، علی؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، ابن المؤلف، چاپ اول، ج 2، ص 240.
[18]. همان.
[19]. السماوی، پیشین، ص 174 و النمازی، پیشین، ص 240 و الامین، محسن؛ اعیان الشیعه، تحقیق حسن الامین، بیروت، دارالتعارف، بی­تا، ج 4، ص 243.
[20]. المحلی، پیشین، ص 211.
[21]. السماوی، پیشین، ص 174.
[22]. در برخی منابع از او با نام «حوی» نام برده شده است. رجوع شود به انساب الاشراف، پیشین، ص 185 و الفتوح، پیشین، ص 108 و الکامل فی التاریخ، پیشین، ص 59. ابن شهر آشوب نیز در کتاب خود از او با نام جوین بن ابی مالک یاد کرده است. المناقب، پیشین، ج 4، ص 103.
[23]. النمازی الشاهرودی، علی؛ مستدرک سفینة البحار، تحقیق حسن بن علی النمازی، قم، جامعه مدرسین، 1418، ج 2، ص 138.
[24]. موسوی زنجانی، السید ابراهیم؛ وسیلة الدارین فی انصار الحسین، بیجا، چاپ سوم، 1410، ص 115.
[25]. البلاذری، پیشین، ج 3، ص 185 و الطبری، پیشین، ج 5، ص 420.
[26]. ابن­شهر آشوب، پیشین، ج 4، ص 103 و حلی، ابن­نما؛ مثیر الاحزان، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، 1406، ص 63 و سید بن طاوس؛ اللهوف، تهران، جهان، 1348ش، ص 108 - 109.
[27]. الخوارزمی، پیشین، ص 19.
[28]. ابن­شهر آشوب، پیشین، ج 4، ص 103.
[29]. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، اسلامیه، بی­تا، ج 45، ص 23 و النمازی الشاهرودی، مستدرک سفینة البحار، پیشین، ج 2، ص 138.
[30]. البحرانی، عبدالله؛ العوالم الامام الحسین(ع)، تحقیق مدرسه الامام المهدی(عج)، قم، مدرسه الامام المهدی(عج)، چاپ اول، 1407، ص 267.
[31]. السماوی، پیشین، ص 194.
[32]. همان.
[33]. همان، ص 173.
[34]. المحلی، پیشین، ص 210 و السماوی، پیشین، ص 173.
[35]. سماوی در کتاب خود از او با نام الحرث بن نبهان یاد کرده است. السماوی، پیشین، ص 98.
[36]. المحلی، پیشین، ص 210.
[37]. السماوی، پیشین، ص 98 و النمازی الشاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، پیشین، ج 2، ص 281.
[38]. همانها.
[39]. المحلی، پیشین، ص 210 و ابن شهرآشوب، پیشین، ص 113 و السماوی، پیشین، ص 98.
[40]. السماوی، پیشین، ص 195 و الامین، پیشین، ج 4، ص 383.
[41]. همانها.
[42]. ابن­شهرآشوب، پیشین، ص 113.
[43]. ابن­شهر آشوب، پیشین، ص 113.
[44]. ابن­حجر نام او را "خفینه" ذکر کرده است. العسقلانی، ابن­حجر؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1995،ج 3، ص 199.
[45]. همان.
[46]. السماوی، پیشین، ص 134 و الامین، پیشین، ج 4، ص 386.
[47]. السماوی، پیشین، ص 213 و الامین، پیشین، ص 564.
[48]. همانها.
[49]. همانها.
[50]. ابن شهرآشوب، پیشین، ص 104.

 


2.6/5 - (7)
 
 
 
1393/04/19
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas