رمانی است که در آن مسایل اجتماعی، سیاسی و یا مذهبی با جهتگیری تعلیمی، مورد نظر است. هدف و نیّت اصلی این نوع رمان، معطوف ساختن توجه مردم به کاستیها و نقصانهای اجتماعی است.
[1] به عبارت دیگر، رمانی است که بر نفوذ جامعه و اوضاع اقتصادی و نیز بر شخصیّتها و وقایع داستان تأکید میورزد و تأثیر اقتصاد و وضعیت و موقعیت اجتماعی را بر رفتار و سلوک انسان در زمان و مکان معیّن مورد ارزیابی و بررسی قرار میدهد و مفهوم ضمنی و صریح "تز" اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را تصویر میکند.
[2]
رمان اجتماعی، اغلب با نیّت ارشادی، یا احتمالا به منظور ایجاد تغییرات بنیادی در جامعه نوشته میشود. بنابراین رماننویس سعی میکند مردم را متوجه کمبود و نقایص جامعه کند و نظریهای را بهعنوان راه حل مشکلی از مشکلات اجتماع طرح کرده، به طریقی دربارهي آن بحث کند. البته باید دانست که رمان اجتماعی به هیچ وجه، همیشه رمان عقیدتی یا تبلیغی نیست. تحلیل و بررسی جدی مسایل اجتماعی، هنگامی جزء یکی از ارکان رمانها درآمد که انقلاب صنعتی به وقوع پیوست و حاصل توجه همهجانبهي رمان به زندگی کارگران و خانوادههایشان، منجر به نوشته شدن رمانهایی نظیر "روزگار سخت" از چارلز دیکنز، نویسندهي انگلیسی شد. جورج الیوت، رماننویس انگلیسی نیز در رمان "میدل مارچ" تحلیل و بررسی مسایل اجتماعی یکی از شهرهای انگلستان را موضوع داستان خود قرار داده است. رماننویسان آمریکای شمالی نیز اغلب به بررسی جدی مسایل اجتماعي علاقه نشان دادهاند، مثلا بانو "بیچر استو"، رماننویس اهل آمریکا با "کلبهي عمو تام" به کاوش در شرایط زندگی و جایگاه اجتماعی سیاهان آمریکا پرداخت. این مضمونی بود که پیوسته دستمایهي آثار نویسندگانی چون ریچارد رایت و الیسون، رماننویسان آمریکایی شد.
[3]
شاخهای از رمان اجتماعی به بررسی وضعیت طبقهي کارگر میپردازد. این نوع از رمانها اصولا با قضایا و مسایلی سر و کار دارند که بیشتر بر اوضاع و احوال محیطی و فرهنگی زندگی کارگران تمرکز مییابد تا امور شخصی و اختصاصی و خصوصیّتهای روانی.
این نوع رمان در نیمهي دوم قرن نوزدهم بهوجود آمد. پیش از آن کارگران در داستانهای کوتاه و رمانها همچون دوزخیان یا گدایان ترحمانگیزی تصویر میشدند و از نیمهي دوم قرن نوزدهم به بعد، طبقهي کارگر شخصیّت واقعی خود را در عرصهي ادبیات پیدا میکند و آگاه به ارزش و منزلت خود، نقش حساس خود را در رمان به نمایش میگذارد. به همین دلیل است که به آن عنوان "رمان پرولتاریایی" نیز دادهاند. معروفترین نمونههای آن "خوشههای خشم" از جان اشتاین بک، نویسندهي آمریکایی و "مادر" نوشتهي ماکسم گورکی، رماننویس روسی است.
از خوشههای خشم، جان اشتاین بک بهعنوان ادیسهي پرولتاریایی کشاورزی آمریکا نام برده شده است. اشتاین بک از بهرهکشی طبقات رژیم سرمایهداری و نتایج آن بر طبقهي کارگر و خانوادهاش پرده برمیدارد و اوضاع و احوال کارگران میوهچین موسمی غرب آمریکا را در رمانش به نمایش میگذارد.
[4]
نوعی دیگر از رمان اجتماعی وجود دارد که در آن به تحلیل دقیق انتقادی و موشکافانهي معضلی اجتماعی میپردازد و با پردازش حوادث و شخصیّتها این تحلیل را گسترش میدهد، به این نوع رمان، رمان انتقادی ـ اجتماعی میگویند. این نوع رمان بر آن نیست تا اندیشه یا عقیدهای ویژه را تبلیغ یا به خواننده تحمیل کند. کلبهي عمو تام از بیچر استاو را میتوان جزء این نوع رمانها آورد.
[5]
نخستین رمانهای اجتماعی فارسی در سالهای پس از جنگ جهانی اول (1914 ـ 1918م) پدید آمد. البته باید گفت که در دورهي مشروطه، لزوم داستانهایی که باعث آگاهی و بیداری مردم بشود، کاملا درک میشد.
داستاننویسی ايران تا پيش از مشروطه چندان با واقعيّت اجتماعی پيوندی نداشت و کمتر داستانی مانند "سمک عیّار" میتوان پیدا کرد که رگههای اجتماعی داشته باشد.
ارتباط ايرانيان با مغرب زمين و اطلاع از تحولات صنعتی، موجب ظهور آگاهیهای تازهای نسبت به نقش مردم در ادارهي زندگی، ادارهي جامعه و ساختار زندگي عمومي در ايران شد و به ظهور طبقهي متوسط شهری جديدی انجاميد كه معادلات جامعهي سنتی را به هم ريخت و ارزشهای كهنه و نو را در قلمرو اخلاق، ساختار قدرت، ذوق هنری و شكلهای ادبی و زبان روياروی هم قرار داد. در اين ميان داستان واقعگرا و اجتماعی كه مولود جامعهي شهری جديد بود پديدار شد. ادبيات اجتماعي و سياسي مشروطه، ذهنيّت مردم شهرهای بزرگ به ويژه پايتخت را از جانب آرمانهای ماورائی به سوی زندگی زمينی و انسانمدار سوق داد.
باید در نظر داشت در اين زمان، نوشتن از واقعيتهای اجتماعی به راحتی مقدور نبود با اين همه احساسات فزايندهي وطندوستی و ميل به استقلال سرزمين ايران با نگارش رمان تاريخی اوج گرفت. بخشی از مشروطهطلبان از خاندان قاجاری و شاهزادگان و اشرافزادگان برای تثبيت موقعيّت و نظام حكومتی مبتنی بر حاكميّت اشراف سخت در تكاپو بودند و رمان تاريخی را برای احيای عظمت ايران باستان و بازآفرينی الگوهاي بزرگ حكومت شاهانه به كار گرفتند. رمان تاريخی در واقع برآمده از يك احساس نوستالژيك هم بود كه اضطراب طبقهای را كه از تغييرات اجتماعی جديد ميترسيد، تسكين ميبخشيد.
رمان تاریخی که رفته رفته به زمان تاريخي و واقعيتهاي نزديك به روزگار نويسنده نزديك ميشد، به تدريج از سالهای 1300شمسی جای خود را به رمانهاي اجتماعی داد. داستاننويسی فارسی پا به پای دگرگونیهای اجتماعي به جانب واقعيتهای اجتماعی حركت كرد و همّت خود را متوجه تشريح جزئيات زندگی و مناسبات و روابط اجتماعی موجود كرد. در واقع شناخت بهتر زندگی برای تغییر آن از اهداف رئالیسم ایرانی است و پایتخت کشور بیشتر از هر جا در اثر تأثیر شدید مدرنیسم غربی آمادگی این تغییر را داشت.
[6]
داستان "سیاحتنامهي ابراهیم بیک" یا "بلای تعصب او" نوشتهي زینالعابدین مراغهای را میتوان زیربنای رمان اجتماعی فارسی دانست. نخستین نمونههای رمان اجتماعی در سالهای 1300شمسی پدید میآیند و نویسندگان این رمانهای اجتماعی سالهای پیش از مشروطیّت و یأس عمومی از به نتیجه نرسیدن انقلاب را منعکس میکنند. نخستین رمان اجتماعی که زندگی مردم و جامعه را تصویر میکند و به وضع تأسفانگیز و حقارتبار زنان ایرانی در آن سالها میپردازد و در سالهای پس از جنگ جهانی اول و تقریبا همزمان با نشر "یکی بود و یکی نبود" جمالزاده پدید آمد و در سال 1303شمسی منتشر گردید رمان "تهران مخوف" نوشتهي مرتضی مشفق کاظمی است.
[7] این رمان الگوی بسیاری از نویسندگان پس از خود، از جمله عباس خلیلی، نویسندهي رمان "روزگار سیاه، انتقام و اسرار شب" شد. چندی بعد، محمد مسعود، نخستین رمان خود، "تفریحات شب" را نوشت و سپس، "در تلاش معاش" و "اشرف مخلوقات" را پدید آورد که جملگی فساد اجتماعی دورهي رضاشاه پهلوی و سرگردانی و آوارگی جوانان آن دوره را مینمایانند. آنگاه نوبت به محمد حجازی میرسد که با رمان اجتماعی "زیبا" گزارشی واقعگرایانه از دستگاه اداری در دههي 1290ش به دست میدهد. در دهههای 1320 و 1330ش نیز رمانهایی با مضامین اجتماعی پدید آمدند که برخی از آنها از این قرارند: "دختر رعیت" از محمود اعتمادزاده، "نیمه راه بهشت" از سعید نفیسی، "چشمهایش" از بزرگ علوی، "آفت" از حسینقلی مستعان و "مدیر مدرسه" از جلال آلاحمد. بهترین رمان اجتماعی دههي 1340ش بیتردید "شوهر آهو خانم" علیمحمد افغانی است.
روند نگارش رمانهای اجتماعی در دههي 1350ش نیز همچنان ادامه داشت و رمانهای اجتماعی ارزشمندی در این سالها پیدا شد که از آن شمارند: "دل کور" از اسماعیل فصیح که بحرانهای اجتماعی ناشی از جنگ جهانی دوم و رشد نظام سوداگری را باز مینمایاند، "پر کاه" از محمود گلابدرهای که توصیفی از فاصلهي طبقاتی و فقر فرهنگی کارگران و کارفرمایان را ارائه میدهد، "همسایهها" از احمد محمود که مراحل رشد و تکوین یک نوجوان را بر گسترهي روزگار ملی شدن صنعت نفت و دورهي فعالیتهای حزبی دههي 1330ش را نشان میدهد، "سگ و زمستان بلند" از شهرنوش پارسیپور که وضعیت اجتماعی دختری جوان را در برخورد با مشکلات یک مبارز که از زندان آزاد شده، مینمایاند.
[8]
[6]. فتوحی، محمود؛ شکلگیری رئالیسم ایرانی، کنفراس بینالمللی جایگاه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه داکار بنگلادش، 1385، ص2
[8]. انوشه، حسن؛ پيشين، ص 657