در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  كفران نعمت
نویسنده :  سيده معصومه جوادي زاويه
كلمات كليدي  :  نعمت، كفران، ناسپاسي، شكر
  واژه کفران، به معنای پوشاندن چیزی است[1] و از آنجا که شخص در واقع سعی در پوشاندن ارزش نعمت می­کند به عمل او کفران نعمت می­گویند.
شخص در مواجهه با نعمات الهی، یا نعمت را در قلب خود بی­اهمیت می­شمارد، یا با زبان سخنی می­گوید که نشانه بی­اعتنایی نسبت به نعمت و بی­ارزش بودن آن است و یا گاهی در عمل به آن اهمیت نمی­دهد و بجای استفاده نیکو و بجا از آن، نعمت­های الهی را در مسیر سوء و نابجا استفاده می­کند که این همان مصداق کفران نعمت است.[2] لذا امام صادق(ع) می­فرمایند: شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود.[3]
 
کفران نعمت در آیات
   در قرآن آیات بسیاری در نکوهش کفران نعمت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:
«و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت، اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است[4]
 
در آیه دیگری، در سوره نمل خداوند، شکر و کفران نعمت را فایده و ضرری برای خود بنده می­داند؛ زیرا اگر خداوند، بندگان را از ناسپاسى برحذر مى­دارد و به سپاس­گزارى دعوت مى­نماید بخاطر این نیست که براى او تفاوتى مى­کند؛ چرا که خداوند در فرض ناسپاسى نیز در بسیارى از اوقات به لطف و کرم خویش ادامه مى­دهد شاید بیدار شوند و خود را از انعام پروردگار، بر اثر ناسپاسى محروم نکنند بلکه این شکرگزاری به سود خود بنده می­باشد:
«.. و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می­کند و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است که) پروردگار من غنی و کریم است[5]
و در آیه­ای دیگر برای کسانی که کفران نعمت می­کنند مثلی زده و می­فرماید:
«خداوند (براى آنها كه كفران نعمت می­كنند) مثلى زده است: منطقه آبادى را كه امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزيش بطور وافر از هر مكانى فرا می­رسيد اما نعمت خدا را كفران كردند و خداوند بخاطر اعمالى كه انجام می­دادند لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانيد[6]
 
کفران نعمت در روایات
  با توجه به روایات بسیار گسترده در باب کفران نعمت درمی­یابیم که یکی از بزرگ­ترین موانعی که در مسیر تکامل روح انسان و تهذیب نفس موجود است، ناسپاسی از نعمات خداوند و ترک تشکر از آنهاست که ائمه معصومین(ع) در بیانات متعددی زشتی و عواقب شوم آن را بیان کرده­اند:
1.  در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که می­فرمایند: گناهی که زودتر از همه گناهان عقوبتش دامان انسان را می­گیرد، کفران نعمت است.[7]
2.  امام علی(ع) می­فرمایند: کفران نعمت، سبب لغزش قدم­ها و سلب نعمت­ها می­گردد.[8]
3.  امام سجاد(ع) می­فرمایند: گناهانی که نعمت­های الهی را تغییر می­دهند، ظلم بر مردم و تغییر دادن عادت در امور خیر و کفران نعمت و ترک شکر است.[9]
 
عوامل کفران نعمت
1.   داشتن آرزوهای دراز:
داشتن آرزوهای دراز، انسان را به آنچه ندارد و شاید هرگز هم به آنها نرسد، دلبسته و امیدوار می­کند. به همین جهت آدمی نعمت­های الهی­ را که در دست دارد کوچک می­شمرد و نسبت به آنها بی­اعتناست و شکر آنها را بجا نمی­آورد، لذا پیامدهای شوم کفران نعمت در دنیا و آخرت گریبان­گیر او می­شود.
امام علی(ع) می­فرمایند: از آرزوهای دراز بپرهیزید که زیبایی نعمت­های الهی را از نظر شما می­برد و آنها را نزد شما کوچک می­کند و به کمی شکر (و کفران نعمت) از سوی شما منتهی می­شود.[10]
 
2.  عدم معرفت نسبت به نعمت­ها:
گاهی قصور در شکر نعمت­ها از این سرچشمه می­گیرد که انسان نسبت به نعمت­ها، معرفت کامل و وافی ندارد و اصولا به نعمت­های الهی نمی­اندیشد.
توجه به نعمت­های مادی و معنوی، از جمله هدایت انبیاء و نزول کتاب آسمانی و... به انسان نشان خواهد داد که خداوند چه مواهب عظیمی را در اختیار او قرار داده است[11] و موجب برانگیخته شدن حس شکرگزاری در انسان خواهد شد، اما متأسفانه بشر تا نعمتی از او سلب نشود قدر و منزلت آن را ندانسته و شکر آن را بجا نمی­آورد.
 
3.  ناچیز شمردن نعمت­ها:
یکی دیگر از عوامل ناشکری، به حساب نیاوردن نعمت­های ارزشمند خداوند است که در اختیار ما قرار داده است و ادعا کردن به این که خداوند نعمتی به من نداده است. لذا خداوند در قرآن کریم درباره فزونی نعمت­ها می­فرماید:
«و اگر نعمت­های خدا را بشمارید، هرگز نمی­توانید آن را احصا[12] کنید[13]
 
4.  مقایسه کردن خود با سایر افراد:
  یکی دیگر از عوامل ناسپاسی و کفران نعمت مقایسه کردن سطح زندگی افراد با هم است. هر چقدر توجه انسان نسبت به زندگی دیگران بیشتر می­شود، به همان اندازه توجه و رضایتش از زندگی خود کاسته می­شود و به مرور زمان و با پیش­روی آن منجر به کفران نعمت و طلبکاری ازخداوند می­گردد.
 
عواقب کفران نعمت
  ناسپاسى و کفران نعمت آثار سوء گسترده­اى از نظر معنوى و مادى در زندگى انسان­ها دارد که به بیان برخی می­پردازیم:
1.  عدم معرفت خدا:
ناسپاسى از نعمات خداوند سبب می­شود كه انسان از معرفت خدا دور بماند و اين بزرگترين خسران و زيان است. بزرگان علم در مورد انگيزه معرفة الله به سراغ اين مسأله رفته­اند كه شكر نعمت، نخستين انگيزه شناخت پروردگار است؛ زيرا تشكر و سپاسگزارى از بخشنده نعمت، يك امر وجدانى است؛ انسان هنگامى كه خود را غرق نعمت می­بيند و می­داند اين همه نعمت در درون و برون وجود او است و اینها از خود او نيست به فكر تشكر از بخشنده نعمت می­افتد و همين امر راه خداشناسى را براى او هموار می­سازد ولى ناسپاسان نه اعتنائى به نعمت دارند و نه بخشنده نعمت و لذا از معرفة الله نيز محروم می­شوند.[14]
 
2.   عدم تشکر از مخلوق:
  ناسپاسى در برابر نعمت­هاى خالق سبب می­شود كه انسان در برابر مخلوق نيز ناسپاس می­شود، نه تنها ارزشى براى محبتها وخدمات بى­شائبه ديگران قائل نشود، بلكه خود را طلبكار آنان بداند و اين صفت سبب تنفر و بيزارى مردم از چنين افرادی می­شود و به اين ترتيب ناسپاسان گرفتار انزواى اجتماعى و نداشتن يار و ياور، در برابر مشكلات زندگى خواهند شد.[15]
 
3.   زوال نعمت:
  کفران نعمت منجر به زوال نعمت­ها می­شود؛ زيرا خداوند حكيم است نه بى­حساب چيزى به كسى می­بخشد و نه بى­جهت چيزى را از كسى می­گيرد اما آنها كه ناسپاسى می­كنند با زبان حال می­گويند ما لايق اين نعمت نيستيم و حكمت خداوند ايجاب می­كند كه اين نعمت را از آنها بگيرد و آنها كه شكر نعمت را بجا می­آورند در واقع می­گويند ما لايق و شايسته ايم، نعمت را بر ما افزون کن.
امام صادق(ع) در این­باره می­فرمایند: اگر سپاسگزاری کنی نعمت­ها پایدار است و اگر کفران ورزی، دیری نمی­پاید.[16]
 
4.  مجازات زود­رس:
کفران نعمت یکی از صفات مهلکه­ای است که مجازاتش خیلی زود در همین دنیا نیز گریبان انسان را می­گیرد. امام رضا(ع) در این­باره می­فرمایند: سریع­ترین مجازات­ها، مجازات کفران نعمت است.[17]
 
5.  عدم احساس خوشبختی:
  کسانی که نعمت­های ارزشمند و بی­شمار خداوند را نمی­بینند و آن را انکار می­کنند و همیشه نق می­زند که خدا به ما چیزی نداده و یا کسانی که از نعمت­های خدا در راه گناه استفاده می­کنند، هیچ­وقت در دنیا احساس خوشبختی و رضایت نمی­کنند و پیوسته احساس کمبود و خلأ می­کنند.
 
6.  سلب آرامش:
  یکی از عواقب کفران نعمت، سلب آرام از زندگی آدمی است. خداوند در آيات 15تا 17 سوره سبأ به اين علل و عوامل اشاره مي­كند و از مردم مي­خواهد كه با بهره­گيري درست از نعمت­ها و شكر و سپاس آن زمينه های بقاء و استمرار آسایش را فراهم آورند.[18]
 
 
راه درمان
1.  کسب معرفت نسبت به انواع نعمت­ها:
  نخستین راه تحصیل شکرگزاری، کسب معرفت و تفکر در انواع نعمت­های ظاهری و باطنی خداوند است؛ چرا که توجه و تفکر در این نعمات، ریشه­های ناسپاسی را در انسان می­سوزاند و روح شکرگزاری را در انسان تقویت می­کند.[19]
 
2.  توجه به زندگی افراد پایین­تر:
یکی دیگر از راه­های مؤثر در درمان ناسپاسی توجه به زندگی افرادی است که در سطح پایین­تری قرار دارند و از نعمات کمتری برخوردار هستند.
انسان هر قدر در زندگی افراد کم بضاعت بنگرد، روح شکرگزاری در او تقویت می­شود؛ چرا که خود را در جایگاه او تصور می­کند و ازاینکه زندگی مانند او ندارد، خدا را شکر می­کند. اما بر عکس، هر چه به زندگی انسان­های بالاتر بنگرد وسوسه­های شیطانی او را به ناسپاسی و ناشکری دعوت می­کنند.
 
3.   توجه به اهمیت شکرگزاری:
  توجه به آیات و روایاتی که در باب شکرگزاری وارد شده است، انسان را به کسب این صفت و بهره­مندی از عواقب آن ترغیب می­کند. پیامبر اکرم(ص) در این­باره می­فرمایند: کسی که چیزی بخورد و شکر کند، اجر او مثل کسی است که برای خدا روزه گیرد و کسی که بدن او صحیح باشد و شکر نماید، اجر او مثل اجر مریضی است که صبر کند و اجر غنی شاکر، مثل اجر فقیر قانع است.[20]
 
4.  توجه به بلای نازل شده:
انسان باید به این مسأله بيانديشد كه هر مصيبت و بلايى از بلاهاى دنيا که بر او فرود آيد بدتر از آن هم تصور می­شود، لذا باید شكر كند كه گرفتار بدتر از آن نشود.
نقل شده است كسى به يكى از بزرگان شكايت برد و گفت: دزد به خانه من آمده و همه چيز را با خود برده است، به او گفت: برو شكر خدا كن كه اگر به جاى آن دزد شيطان به خانه تو می­آمد و ايمان تو را می­برد چه می­كردى؟[21]
 
 


[1] - اصفهانی، راغب؛ ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن کریم، ترجمه خسروی حسینی، سید غلامرضا، تهران، انتشارات مرتضوی، 1375، چاپ دوم، ص451، ذیل ماده کفر
[2] - مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب، 1378، ج3، ص60
[3] - کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی، ترجه مصطفوی، سید جواد، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت(ع)، ج2، ص95
[4] - ابراهیم / 7
[5] - نمل / 40
[6] - نحل / 112
[7] - مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء ، 1403 ق، چاپ دوم، ج66، ص70
[8] - آمدي، عبدالواحد بن محمد ؛ غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه: هاشم رسولي محلاتي، قم، دارالکتاب الاسلامي، 1381، ج4، ص630
[9] - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین، ج70، ص375
[10] - آمدي، عبدالواحد بن محمد ؛ پیشین، حدیث1375
[11] - مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج3، ص63 و 64
[12] - به معنی شمارش کردن
[13] - نحل / 18
[14] - مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج3، ص62
[15] - همان
[16] - کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق؛ پیشین، ج2، ص77
[17] - حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، بیروت-لبنان، احیاء تراث عربی، 1370 ، ج16، ص312
[18] - سبأ / 15- 17
[19] - نراقی، احمد؛ معراج السعاده، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت، چاپ اول، 1385 ، ص680
[20] - همان، ص675
[21] - فیض کاشانی، محسن؛ المحجه البیضاء فی تهذیب الحیاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به حوزه علمیه قم ، ج7، ص227

 


1.8/5 - (6)
 
 
 
1393/08/01
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas