در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  خاندان وثوق
نویسنده :  معصومه جمشيدي
كلمات كليدي  :  وثوق، وثوق الدوله،مشروطه، قاجار، پهلوي، قرارداد1919
این خاندان نیز مانند خانواده­های قوام، شکوه، ارفع­قوامی منسوب به میرزاهاشم از فرزندان میرزامحسن آشتیانی می­باشند. هاشم­خان در دربار آقامحمدخان به فرماندهی سواران مازندران منصوب شد و فرزند او میرزاتقی­خان قوام­الدوله به مناصب بزرگ در زمان محمدشاه و ناصرالدین­شاه منصوب گردید.[1]
 
حسن ­وثوق­الدوله
    میرزاحسن­خان فرزند ارشد میرزاابراهیم خان معتمدالسلطنه پسر میرزامحمد قوام­الدوله، پسر میرزاتقی قوام­الدوله، پسر آقاهاشم آشتیانی، پسر آقامحسن آشتیانی و خواهرزاده حاج میرزاعلی­خان امین­الدوله (صدراعظم مشهور مظفرالدین شاه قاجار بود).[2] وی در فروردین 1254ش (ربیع­الاول 1292ق)  متولد شد. او از هفت سالگی به فراگرفتن درس فارسی و مقدمات عربی پرداخت و در جوانی در مدرسه مروی قسمتی از فلسفه را نزد شیخ علی نوری و قسمتی از فقه را نزد سید عبدالکریم لاهیجی فراگرفت و سپس به آموختن زبان فرانسه و تتبع در ادبیات فارسی پرداخت.[3]
 
خانواده
وی از همسر اول خود یک پسر و هشت دختر داشت که عبارتنداز: افسر همسر دکتر امیراعلم، عشرت همسر امیراکرم قراگزلو، توران همسر یدالله عضدی، ملکه وثوق همسر نظام­الدین امامی، قمر همسر دکتر جواد آشتیانی، منصوره همسر دکتر معاون، بتول همسر دکتر امینی، مهین همسر سابق دکتر طبا و بعداً همسر غلام اسفندیاری و پسرش علی وثوق که در نخست­وزیری دکتر امینی مدتی معاون نخست­وزیر بود.[4] وثوق­الدوله در اواخر عمر با یک خانم جوان ازدواج کرد که از او نیز دو فرزند داشت.[5]
 
ورود به سیاست
در 1313ق از طرف ناصرالدین­شاه وثوق­الدوله لقب گرفت. (البته دو سال قبل یعنی در 1895م لقب «وثوق­الملک» گرفته بود)[6] و در کنار پدر به استیفای آذربایجان پرداخت. در شعبان 1324ش و همگام با مشروطه­خواهان به مجلس اول شورای ملی راه یافت و به نیابت ریاست[7] و نیز ریاست کمیسیون مالیه و بودجه مجلس رسید. از این پس برادرش (قوام­حضور) با پدر همکاری می­کرد و رفته رفته استیفای آذربایجان به قوام حضور (عبدالله وثوق) محول شد.[8] در اینوقت وثوق­الدوله کردستان و خمسه را هم ضمیمه آذربایجان کرده بود.[9] اهمیت کمیسیون مالیه در مجلس اول از آن جهت بود که مأمور جرح و تعدیل حقوقات مردم بود.  پس از توپ بستن مجلس در 1326ق بدون شغل در تهران زندگی می­کرد. در فتح تهران در 1327ق اول دفعه وزیر مالیه شد و تا 1335ق اغلب وزیر مالیه یا خارجه بود. در 1335ق به ریاست وزراء منصوب گردید و بعد از ده ماه منفصل گردید.[10] از دیگر کارهای وثوق در این کمیسیون به همراه سایر اعضای آن، کاهش حقوق اعضای خاندان سلطنتی در شوال 1325ق (زمان محمدعلی شاه) بود.[11] تحرکات خیابانی در زمان وزارت خارجه وثوق رخ داد.[12]
همچنین یکی از اعضای محکمه انقلابی شیخ فضل­الله نوری، وثوق­الدوله فراماسونر بوده است.[13]
کابینه او که کابینه هفتم از ابتدای جنگ و کابینه چهل و چهارم از ابتدای مشروطیت بود معروف به کابینه قرارداد بود.[14] به گفته بهار کابینه وثوق دو سال خوب کار کرد. غائله گیلان و اصفهان و کاشان ختم شد. غائله تبریز هم می­رفت حل شود که دولت سقوط کرد و دولت مشیرالدوله روی کار آمد. ضربت جدید در این دو سال و اختلاف جدید مربوط به عقاید افراد، راجع به قرارداد و هرج و مرج بعد از آن بود.[15] در باب غائله گیلان ابتدا وثوق­الدوله محسن صدر (صدرالاشراف) را که از اعضای کابینه­اش بود مأمور کرد تا میرزاکوچک خان جنگلی را با مذاکره به همراهی با دولت وادارد.[16]
عمده کاری که وثوق­الدوله شروع کرد دستگیری افراد کمیته مجازات بود. کمیته­ای که با انگیزه­های شخصی و حس وطن­دوستی شروع به کشتن افراد مورد سوءظن خود می­کردند. سرانجام با عزم وثوق­الدوله در 1297 ش بساط یکساله این کمیته برچیده شد و غیر از دو نفر از عاملین که فرار کردند بقیه اعدام یا تبعید شدند.[17] از دیگر اقدامات او می­توان به دستگیری و مجازات یاغیان و گردنکشان و غارتگران اموال مردم و نیز اعزام نمایندگانی به کنفرانس صلح پاریس نام برد.[18]
 
وثوق و قراداد 1919
طرفداران احمدشاه می­گفتند که شاه از نظر وطن­پرستی مخالف این قرارداد بوده است.[19] وثوق­الدوله از سرسپردگان انگلیس بود که با این قرارداد ایران را رسماً به تحت­الحمایگی انگلیس درآورد.[20] اسناد و مکاتبات تاریخی وی با سفرای دول دیگر بخصوص عثمانی در موضوعات مختلف موجود است.[21]
وثوق­الدوله در مقابل امضای این قرارداد رشوه و امتیازاتی نیز از دولت انگلیس برای خود می­گیرد.[22] امتیازاتی که به حق، امنیت و رفاه خود را از پیش به طور کامل در نظر گرفت و تضمین کرد.[23]
وی در جریان این قرارداد عده­ای از مخالفین را هم تبعید کرد. از جمله احتشام­السلطنه که در خاطراتش می­گوید: «وثوق­الدوله رییس­الوزراء و همکارانش یعنی عاقدین و حامیان قرارداد 1919 برای تبرئه خود سعی کردند مرا حامی سیاست آلمان و متهم به دوستی با آلمانها نمایند...».[24]
سرانجام تحت فشار افکار عمومی وثوق­الدوله مجبور به استعفا شد و مشیرالدوله مأمور تشکیل کابینه شد. مشیرالدوله بلافاصله قرارداد را ملغی اعلام کرد.[25] انگلیسیها نیز در صدد برآمدند طرح دیگری برای اجرای مطامع خود بریزند.[26]
وثوق­الدوله اولین زمامداری است که برای گذراندن قرارداد 1919 از مجلس، رسماً در انتخابات نمایندگان مجلس دخالت نمود و تمام وکلا را به میل و تصویب شخص خود انتخاب کرد.[27]
خاطره تلخ این قرارداد تا مدتها در اذهان ملت ایران باقی بود. از جمله کسانی که بعدها به مناسبتهای مختلف در نطق­های خود در مجلس از آن و عامل آن (وثوق­الدوله) به شدت انتقاد می­کرد دکتر مصدق بود.[28]
بعد از مدرسه سپهسالار در تهران ساختمان مدور آجری نوسازی بود که به آن عمارت فرهنگستان می­گفتند و رضاشاه نوآور و طالب تجدد لابد آن را ساخت تا ایران هم مثل فرانسه «آکادمی» داشته باشد و میرزاحسن خان وثوق­الدوله اولین رییس این فرهنگستان بود که شاید خواسته بودند داستان قرارداد 1919 را به لطف آکادمی از پرونده او بزدایند.[29]
در تاریخ ایران فقط دو برادر به مقام نخست­وزیری رسیدند و آن دو وثوق­الدوله و قوام­السلطنه بودند. حتی در زمانی در یک کابینه هم وزارت داشتند.[30]
 
عبدالله وثوق
معروف به معتمدالسلطنه فرزند ابراهیم­خان معتمدالسلطنه و برادر صلبی وثوق­الدوله و قوام­السلطنه است. مادر وی سلطنت­خانم دختر بدیع­الدوله میرزاعمادالدوله همدانی بود. او در 1262ش تولد یافت و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی فراگرفت و چند سالی نیز در اروپا در امور مالی تحصیل و مطالعه کرد. بعد از ورود به تهران وارد خدمت دولت شد و در وزارت مالیه اشتغال ورزید ولی چون استعداد و هوش دو برادر دیگر خود را نداشت نتوانست ترقی کند. مدتی معاون وزارت مالیه بود[31] و چندی نیز کفالت آن وزارتخانه را عهده­دار شد. در دوره چهارم از اردبیل به وکالت مجلس رسید و در ادوار پنجم و ششم نیز وکیل بود. قوام­السلطنه در1326 که انتخابات دوره پانزدهم را انجام داد برادر خود عبدالله را از زابل وکیل کرد. وثوق در 75 سالگی در تهران درگذشت و در مقبره خانوادگی در قم در ایوان اتابک مدفون گردید. ماژور مسعودخان کیهان و سرلشگر فولادوند دامادهای وثوق بودند.[32] وی همچنین یکی از امضاکنندگان استیضاح از کابینه مستوفی بود که در 29/10/1306 توسط آقای فاطمی تقدیم مجلس شد.[33]
 
علی وثوق
علی وثوق فرزند حسن وثوق­الدوله و برادرزن علی امینی بود. وی پیش از جنگ جهانی دوم دوره اقتصاد را در آلمان گذرانده و در وزارت دارایی به کار اشتغال داشت. در هنگام نخست­وزیری دکتر علی امینی وی چندی معاون نخست­وزیر بود.[34] قابل ذکر است که نورالدین الموتی پس از خروج از حزب توده از طرف علی امینی  مدتی به عنوان قیم فرزندان وثوق­الدوله انتخاب شد و به خاطر درصد معینی که از اموال می­گرفت ثروت قابل توجهی به دست آورد.[35]
در بررسی تاریخ خاندان پهلوی به شخص دیگری بر می­خوریم که با نام وثوق می­باشد ولی در منابع ذکر نشده که وی با این خاندان (وثوق) ارتباط دارد ولی از آنجا که وی از اهالی آشتیان است خلاصه­ای از زندگی او را در زیر آوردیم. یکی از علل ابهام این است که به نام اجداد این شخص اشاره نشده است.
 
احمد وثوق
فرزند مرتضی آشتیانی معروف به وثوق­لشکر، در 1278ش در آشتیان تولد یافت. پس از تحصیلات مقدماتی و اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل عازم فرانسه گردیده و دانشکده افسری سن­سیر را به اتمام رسانید و در 1304ش خدمت خود را با درجه ستوان دومی در ارتش ایران آغاز کرد. مراحل ترقی را پس از طی دوره دانشگاه جنگ طی نمود و در 1321ش به درجه سرهنگی رسید. مشاغل مهم وی از این به بعد معاونت لشکر دوم و فرماندهی آمادگاه تعلیماتی مرکز و بالاخره فرماندهی لشکر شرق (خراسان) است. در 1326ش با احراز درجه سرتیپی به ریاست رکن سوم ستاد ارتش و معاونت دانشگاه جنگ رسید و در 1330ش درجه سرلشکری گرفت و به معاونت وزارت جنگ منصوب شد و مدتی نیز در غیاب سپهبد نقدی وزیر جنگ وقت کفالت آن وزارتخانه را عهده­دار بود. سپس به فرماندهی ژاندارمری کل کشور منصوب شد و پس از چند ماه مجدداً به معاونت وزارت دفاع ملی گمارده شد.[36] در مرداد 1331 و در کابینه دکتر محمد مصدق به کفالت وزارت دفاع ملی رسید که انتخاب او مورد اعتراض برخی از نزدیکان مصدق نیز واقع شد.[37] مدتی نیز ریاست دانشگاه جنگ را بر عهده گرفت و در کابینه سپهبد زاهدی به معاونت وزارت جنگ برگزیده شد. سپس به آمریکا با سمت ریاست میسیون نظامی رفت. در کابینه­های حسین علاء، دکتر اقبال و مهندس شریف­امامی عهده­دار وزارت جنگ گردید و در 1337ش به درجه سپهبدی نائل آمد. در اسفند 1339ش در ترمیم کابینه شریف­امامی کنار رفت. سپهبد وثوق در 1354 د ر76 سالگی درگذشت. وی در اواخر عمر داستانی از زندگی خود را تحت عنوان «خاطراتی از پنجاه سال تاریخ معاصر» انتشار داد. هنگام محاکمه ارتشبد عبدالله هدایت پای وثوق نیز به دادگاه کشیده شد و او هم محاکمه و چند ماهی زندانی شد.[38] وی داماد سرلشکر عبدالرضا افخم ابراهیمی بوده است.[39]


[1] - عاقلی، باقر؛ خاندانهای حکومتگر ایران، تهران، علم، چاپ اول، 1381، ص191
[2] - عاقلی، باقر؛ مشاهیر رجال، تهران، گفتار، چاپ یکم، 1370، ص 157
[3] - صفائی، ابراهیم؛ وثوق الدوله، تهران، چاپ اول، 1374، کتاب سرا، ص10.
[4] - الموتی، مصطفی؛ بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال 57، لندن، پکا، 1374، ج1، ص212
[5] - همان، ص213
[6] - چرچیل، جورج­پ؛ فرهنگ رجال قاجار، ترجمه غلامحسین میرزاصالح، تهران، زرین، 1369، چاپ اول، ص208
[7] - افشار، ایرج؛ اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده، بی جا، جاویدان؛ 1359، ص170
[8] - صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه، بی­جا، جاویدان، چاپ دوم، 1362، ص415 و 416
[9] - مستوفی، عبدالله؛ تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه یا شرح زندگانی من، تهران، زوار، 1371، چاپ سوم، ج2،ص323
[10] - علوی، سیدابوالحسن؛ رجال عصر مشروطیت، بی­جا، اساطیر، 1363، چاپ اول ص126 و 127
[11] - طلوعی، محمود؛ بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، تهران، علم، 1373، چاپ دوم، ج1، ص121
[12] - مکی، حسین؛ تاریخ بیست ساله، ج 1، تهران، علمی، 1370، چاپ سوم، ص56
[13] - ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، 1373، چاپ ششم، ج2، ص67
[14] - هدایت ، مهدیقلی ؛ طلوع مشروطیت، امیر اسماعیلی، تهران، جام، 1363، اول، ص210
[15] - بهار ، محمدتقی ؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج 1، تهران، امیر کبیر، 1386، سوم ، ص29
[16] - سید ضیاءالدین طباطبایی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، چاپ اول، ص183
[17] - مسعود انصاری، عبدالحسین؛ خاطرات سیاسی و اجتماعی (مروری بر پنجاه سال تاریخ)، تهران، علمی، 1374، چاپ اول، ص181 و 182
[18] - عاقلی، باقر؛ زندگینامه و شرح حال وزرای امورخارجه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی، 1379، چاپ اول،ص 141و 142
[19] - اردلان، امان­الله؛ خاطرات حاج عزالممالک اردلان، تهران، نامک، چاپ اول، 1372، ص155
[20] - نصیری، محمدرضا؛ اسناد و مکاتبات تاریخی ایران قاجاریه، تهران، کیهان، چاپ اول، 1372، ج4، ص146
[21] - همان، اسناد شماره 61،62،65،66،70،73،82،93
[22] - ناهیدی آذر،عبدالحسین؛ جنبش آزادیستان شیخ محمد خیابانی، تبریز، نشر اختر، چاپ اول، 1379، ص188
[23] - شیخ­الاسلامی، محمدجواد؛ سیمای احمدشاه قاجار، تهران، گفتار، 1375، چاپ سوم، ج1، ص222
[24] - خاطرات احتشام­السلطنه، به کوشش سید محمدمهدی موسوی، تهران، زوار، چاپ اول، 1366، ص4
[25] - بهار، پیشین، ص29ـ30.
[26] -اقبال آشتیانی، عباس و عاقلی، باقر؛ تاریخ ایران پس از اسلام،تهران، نامک، 1378، چاپ اول، ص749و 750
[27] - بامداد، مهدی؛ رجال، تهران، زوار، 1363، چاپ سوم، ج4، ص186
[28] - مکی،حسین؛ خاطرات سیاسی حسین مکی، تهران، علمی، چاپ اول، 1374، ج1،  ص299 و 492
[29] - طباطبایی، حسن؛ حکایتهایی از رجال عصر پهلوی، تهران، نشر آبی، 1382، چاپ اول، ص142
[30] - شعبانی، علی؛ هزارفامیل، تهران، زرین، چاپ اول، 1375، ص143
[31] - غنی، سیروس؛ ایران برآمدن رضاخان، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نیلوفر، چاپ اول، 1377، ص251
[32] - انتخابات مجلس پنجم به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1384 ، ج1، چاپ اول، ص309 و 310
[33] -اطلاعات 80 سال، ج1، ص47 (روزنامه اطلاعات مورخ 29/10/1306)
[34] - دکتر علی امینی به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص428.
[35] - رشیدیان­ها به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379 ، ج1، چاپ اول، ص356
[36] - عاقلی، باقر؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، نشر علم و گفتار، 1380، چاپ اول، ص1691
[37] - عاقلی، باقر؛ خاندانهای حکومتگر ایران، پیشین، ص226
[38] - پایگاههای انقلاب اسلامی، مساجد به روایت اسناد ساواک کتاب اول مسجد جلیلی تهران، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات،1388،  چاپ اول، ص304
[39] - انتخابات مجلس پنجم به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص312

 

 


4/5 - (1)
 
 
 
1393/06/11
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas