نویسنده: زهرا حق شناس
تمام عرصههای حیات بشری جهت سیر تكاملی خویش، نیازمند مدیر و مدبری كاردان و عالم میباشد تا امورات و جوانب زندگی انسان به نحو احسن و عالی تنظیم گشته و با برنامه ریزی صحیح و سنجیده حل و فصل شود. حتی در زندگی اجتماعی و خانوادگی نیز تامین احتیاجات اعضا و خانواده نیازمند یك مدیر و سرپرست خانوار میباشد تا با تعیین وظایف و حقوق افراد، زندگی جریان عادی و بهینه خود را طی نماید. به طور كلی حل تمامی مسائل و بحرانهای روزمره زندگی و جامعه نیازمند مدیریت بهینه و كارآمد است.مدیریت در فرهنگ فارسی به معنای گرداننده، اداره كننده (كسی كه كاری را اداره میكند)، كارگردان و قوام دهنده است. در فرهنگ اسلامی نیز مدیریت عبارت است از ایجاد هماهنگی در اجزای یك نظام و فراهم كردن زمینه رشد و تعالی انسانها از طریق ارائه خدمت شایسته به آنها، مطابق قرآن برای سیر به سوی خداوند. با این تعریف مدیریت به دو قسمت تقسیم میگردد: مدیریت احساسات و تمایلات نفسانی و روحانی شخص و مدیریت و رهبری نظام و جامعه اسلامی توسط رهبر دینی. انسان باید علاوه بر اداره امورات زندگی شخصی و اجتماعی خویش توان هدایت و مدیریت احساسات نفسانی و تمایلات مادی و معنوی خود را داشته باشد و با یك برنامه ریزی دینی و مذهبی بتواند غرایز و احساسات خود را در مسیری كه شرع و قوانین دینی مشخص ساخته است قرار دهد. و در بعد كلان نیز جامعه اسلامی و ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حیات مسلمانان باید توسط یك مدیر و رهبر آگاه به مسائل دینی و مذهبی اداره و مدیریت گردد تا به وسیله این دو نوع مدیریت سعادت زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان تامین گردد. همچنین در كلام علی(ع) آمده: زمامدار در جامعه مانند رشته مهرههایی است كه آنها را در كنار هم گرد آورده و به هم پیوند میدهد. اگر رشتهها بگسلد، مهرهها از هم جدا شده وپراكنده میشوند و مادام كه این رشتهها نباشد هیچ گاه گرد هم نیایند. همان گونه كه یك كشتی توسط ناخدا اداره میشود و از توفانها و امواج سهمگین دریا به ساحل آرام میرسد زندگی و امورات آدمی نیز در تمامی ابعاد نیازمند مدیریت است. بحث مدیریت در قرآن و سنت ریشه دارد چرا كه در قرآن آمده: «یدبّر الامر من السّماء الی الارض». خدا اول مدیر و مدبر نظام احسن هستی است و اگر لحظهای عنایت و لطف باری تعالی از مجموعه عالم برداشته شود، جهان كن فیكون خواهد شد. خداوند با علم و قدرت نامتناهی خود آسمانها و زمین را با برنامه و هدف قبلی خلق كرده است و جریانات و امورات هستی و موجودات جهان را مدیریت و رهبری مینماید. و اقتضای مدیریت و تدبر ذات اقدس حق این است كه بر بشر منت گذارده و رسولان خود را با ادله و براهین برای تحقق حاكمیت الهی، مبعوث به رسالتشان كند. خداوند در طول تاریخ بشر ارسال رسل و امامان از یك سو و نازل كردن وحی و اصول مذهبی در شكل كتاب آسمانی از سوی دیگر زندگی و سعادت انسانها را مدیریت كرده است و هدف برپایی قسط و عدالت اجتماعی در كل جهان است. مدیریت انبیا الهی نیز عموماً بر اساس شیوه مدیریت اسلامی بوده است. هدف انبیای تربیت انسانهای حق طلب و دیندار و ایجاد جامعه ای خدا پرست و ایده آل برای حیات شایسته و با ارزشمند انسانها است كه در آن تمامی مردم به حق و حقوق خود رسیده اندو حق هیچ محروم و مستضعفی ضایع نگشته است. مدیریت در دین اسلام همان رهبری و اداره تك تك افراد برای ایجاد جامعه ای آرمانی و اسلامی است.
یك مدیر كاردان و شایسته در اداره و رهبری یك جامعه یا یك سازمان وظایف مختلفی را بر عهده دارد تا با انجام وظایف خود اجتماع یا نظام را به اهداف اساسی و اصلی خود برساند. وظایف گوناگون مدیریت به طور كلی به پنج دسته تقسیم میشود: سازماندهی، برنامه ریزی، نظارت، رهبری و انگیزش. برنامهریزی مانند پلی است كه مبدا را به مقصد میرساند. برنامه ریزی یعنی انتخاب ماموریتها، هدفها و اقداماتی برای نیل به آرمان اصلی نظام كه مستلزم تصمیم گیری و انتخاب از میان بدیلها برای اقدام آینده سازمان است. برنامه ریزی یعنی تصمیم گیری و اتخاذ بهترین راه حل و روشها با استفاده از امكانات و منابع موجود برای رسیدن به اهداف اصلی در كوتاهترین زمان ممكن. خداوند در قرآن میفرماید: «فالق الاصباح و جعل اللّیل سكنّا والشمس والقمر حسبانا ذلك تقدیر العزیز العلیم». خداوند، شكافنده سپیده دم است و شب را مایه آرامش و خورشید و ماه را وسیله شمارش ایام قرار داد. و این برنامه ریزی و تصمیم گیری سنجیده خداوند در مورد نظام آفرینش است. برنامه خداوند برای حیات انسانها این است كه بعد از كار و تلاش و كوشش روزانه، خستگی خود را در شب به پایان برسانند و شب را مایه و اسباب آرامش انسانها قرار داده است. در واقع برنامه ریزی نیازمند علم و قدرت و توانایی تدوین برنامه و قدرت اجرایی است.سازماندهی فرایند تعیین موارد استفاده از همه منابع موجود در نظام مدیریت به طور منظم است. این منابع با توجه به هدفها نظام مدیریت و برای دستیابی به آنها به كار میروند. در سازماندهی وظایف و نقش افراد در كاركرد بهینه سیستم و تحقق اهداف سازمانی تعیین میشود. در واقع موقعیت هر سازمان به نتیجه سازماندهی بستگی دارد. در قران آمده است: «وجاءت سیاره فارسلوا واردهم...» این آیه بیانگر این است كه تقسیم كار یكی از اصول مدیریت و زندگی جمعی است. و زمانی كه سخن از ارتباط و سلسله مراتب اطاعت و فرمانبرداری است چنین بیان شده است: «یا ایها الذّین امنو اطیعوالله و اطیعوا الرّسول و اولی الامر منكم...» در این آیه سلسله مراتب رهبری اجتماع و اطاعت از این رهبر و مدیران جامعه بیان شده است. اطاعت از فرمان خداوند و دستورات پیامبر و جانشینان آن برای رسیدن به اهداف جامعه واجب میباشد. نظارت مدیر باید همه جانبه باشد و به طور دقیق و كامل انجام گیرد تا همه كاركنان و افراد به وظایف و نقش خود در اجتماع عمل كنند. مدیر با نظارت خود از كجرویها و اشتباهات افراد در انجام وظایف خود جلوگیری میكند. كنترل مدیریتی(نظارت) فرایندی است جهت حصول اطمینان از اینكه فعالیتهای انجام شده با فعالیتهای برنامه ریزی شده مطابقت دارد. همچنین در این دنیا اعمال انسانها توسط فرشتگان و ماموران الهی كنترل میشود و اعمال انجام شده را ثبت میكنند. یعنی در حقیقت این ماموران یك نظارت مدیریتی از سوی خداوند انجام میدهند تا كارها را درست انجام دهند.رهبری هنگامی تحقق مییابد كه شخص بخواهد شخص دیگری را به منظور نیل به هدفهای پیش بینی شده به كار وادارد. مترادف و همانند واژه رهبری ارشاد و رشد یا هدایت و رشد است، قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد است. موفقیت رهبران به ویژگیهای آن، شیوه رهبری، ماهیت كار و نیاز پیروان بستگی دارد.انگیزش یعنی جذب و برانگیختن مردم به سوی رفتاری كه احساس كنند پاداشی در پی دارد. خداوند در تشویق جهاد میگوید كه هر كس تلاش كند پس برای خود میكوشد. انگیزش برای تشویق كاركنان به تلاشهای سازنده، منافع و نتایجی كه آن كارها برای افراد دارد از وظایف مدیر محسوب میشود. لازمه یك مدیریت خوب پنج عامل فوق میباشد.