در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  مهين صنيع
نویسنده :  معصومه جمشيدي
كلمات كليدي  :  تاريخ، پهلوي دوم، مهين، صنيع، نماينده، بابل، فساد اخلاقي
هرچند در دوران پهلوی حضور زنان به عنوان سناتور و نماینده مجلس بیشتر نقش سمبلیک داشت، امّا زنانی بودند که نقش ایفا کردند. از جمله دکتر مهین صنیع نماینده بابل در ادوار 23 و 24 مجلس شورای ملی. خانم صنیع از چهره­های شاخص و مبارز در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی به شمار می­آمد.[1]
 
تولد و تحصیلات
مهین­دخت صنیع در 1298(ه.ش) در بابل متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بابل به اتمام رسانید و وارد دانشکده ادبیات تهران شد و درجه لیسانس در ادبیات فارسی گرفت. پس از اخذ لیسانس در کنکور دکترای ادبیات فارسی شرکت کرد و به دوره دکترا راه یافت. دوره مزبور را نیز به اتمام رسانید و رساله دکترای خود را تحت عنوان «دستور زبان فارسی» که به راهنمایی دکتر محمد معین تهیه کرده بود به تصویب رسانید و دکتر در ادبیات فارسی شناخته شد. چندی در دانشکده ادبیات شهید بهشتی به تدریس مشغول شد. وی دارای تألیفاتی در رشته تخصصی خود می­باشد که می­توان کتاب دستور زبان فارسی و کتاب زنان در شاهنامه را نام برد.[2]
در کتاب ارج­نامه دکتر معین در صفحه 107 در بخش راهنمایی رساله‌های دکتری، شماره 8 مربوط به مهین­دخت صنیع و سال 1346 می­باشد. وى داراى تالیفاتى در رشته‏ى تخصصى خود مى‏باشد كه مى‏توان كتاب دستور زبان فارسى و كتاب زنان در شاهنامه را نام برد. هم­چنین «گلرخان سيه چشم» عنوان كتابي به قلم مهين­بانو صنيع است كه از سوی نشر نوشه چاپ و منتشر شده است. نويسنده در توضيح اين اثر مي نويسد: اين دفتر ترجماني از داستان زندگی چند بانوی والای ايرانی از سرودههای فردوسی است كه به انگيزه آشنا ساختن جوانان اين سرزمين فراهم آمده است.[3]
 
خانواده
پدر مهین صنیع، دکتر حسین صنیع (صنیع همایون) اهل شیراز و خواهرزاده فرصت­الدوله شیرازی بود. فرصت از دانشمندان عصر خود به شمار می­آمد و تألیفات متعددی من­جمله «آثارالعجم» و «دیوان فرصت» را از خود به جای گذاشته است. پدربزرگ فرصت طبیب مخصوص کریم­خان زند بود. فرصت هیچ وقت ازدواج نکرد و فرزندی نداشت و علاقه زیادی به خواهرزاده خود (پدر مهین صنیع) داشت. شخصاً تعلیم و تربیت او را به عهده گرفت و برای تکمیل تحصیلات او را به روسیه تزاری فرستاد. دکتر حسین صنیع با آن­که تحت تأثیر تعلیمات دایی خود علاقه زیادی به ادبیات و موسیقی داشت و تار خوب می­نواخت، معذلک رشته دندانپزشکی را انتخاب کرد. پس از پایان تحصیلاتش شرکت تومانیانس که در شمال ایران فعالیت­های مختلف بازرگانی داشت، او را به عنوان دندانپزشک استخدام و به بابلسر فرستاد. او بلافاصله مطبی در بابلسر دایر و مشغول به کار شد. در همان اوان در بابل با فامیل مادر مهین که مازندرانی بودند و با روسیه داد و ستد تجاری داشتند، آشنا شد و با گوهر بدیع، مادر مهین ازدواج کرد. چون در آن زمان دندانپزشک دیگری در مازندران وجود نداشت، دکتر صنیع موفق شد در شهرهای دیگر مازندران از قبیل آمل، ساری و بابل مطبهایی دایر و جوانان با استعداد را به عنوان دستیار خود انتخاب و به تعلیم آن­ها در این رشته بپردازد. آن­ها نیز بعداً مطب­هایی در تهران و مازندران دایر کردند و پس از تأسیس دانشکده دندانپزشکی تهران، با گذراندن دوره کوتاهی به اخذ درجه دکتری نایل شدند. دکتر صنیع به تدریج در مازندران املاکی خرید و هنگامی که رضاشاه املاک مردم را ضبط می­کرد، چون حاضر نشد املاک خود را واگذار کند به زندان افتاد. وی پس از وقایع شهریور 1320 موقعی که رضاشاه از ایران رفت از زندان آزاد شد و چند سال بعد در بابل درگذشت.[4]
خواهر مهین