در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  توزيع درآمد Income Distribution
كلمات كليدي  :  توزيع درآمد، توزيع درآمد فردي، توزيع درآمد كاركردي، منحني لورنز، ضريب جيني، اختلاف طبقاتي، نابرابري درآمد
توصیف درجه نابرابری موجود بین افراد یک کشور و تشریح چگونگی سهم افراد مختلف یک کشور در درآمد ملی را توزیع درآمد می‌گویند. بنابراین بررسی توزیع درآمد و نابرابری آن، مقایسه سهم گروه‌های مختلف جمعیت، در درآمد ملی است.[1] توزیع درآمد بر دو نوع است: توزیع درآمد مبتنی بر عوامل تولید (شامل زمین، نیروی کار و سرمایه) و  توزیع درآمد بین گروه‌های مختلف درآمدی (مانند دهک‌های مختلف). وظیفه کنترل نابرابری درآمدها بر عهده دولت‌ها و سیاست‌های اقتصادیشان است.[2]
مسأله توزیع درآمد، دیرزمانی است كه ذهن اندیشمندان را به خود معطوف داشته و جایگاه ویژه‏ای را در فرهنگ اقتصادی به‌خود اختصاص داده است؛ ولی این توجه، بیشتر معطوف به توزیع کارکردی درآمد و ارائه نظریه‌هایی درباره قیمت عوامل تولید و سهم آنها از درآمد ملی ایجادشده در جامعه، بوده است. با این حال، بررسی‌های تجربی و مطالعات مربوط به توزیع مقداری درآمد، تاریخی بسیار كوتاه‌تر دارد. سابقه این مطالعات و بررسی‌ها، به كمتر از یك قرن پیش برمی‌گردد. مطالعات پارتو (Vilfredo Pareto: 1848-1923) در این زمینه نقطه عطفی را تشكیل می‌دهد. تحقیقات مربوط به توزیع مقداری درآمد كه به چگونگی توزیع بین واحدهای دریافت‌كننده درآمد (فرد، خانوار ...) می‌پردازد، از آن زمان تاكنون به‌طور پیوسته در حال تحوّل بوده و به‌خصوص در چند دهه اخیر، جهش چشم‌گیری داشته است.[3]
 
توزیع درآمد فردی و توزیع درآمد كاركردی[4]
مسأله توزیع درآمد، عموماً به‌عنوان مسأله "توزیع درآمد فردی" (یعنی اینكه چه‌گونه درآمد میان مردم توزیع شود)، شناخته می‌شود. واحدهای زندگی برای اكثر مردم، خانوارها هستند. بنابراین، معمولاً روش مناسب ارزیابی برای توزیع درآمد (یا نابرابری) در جامعه، مقایسه میان خانوارها است تا مقایسه میان افراد.
معمولاً برابری درآمدی میان خانوارها بر حسب توزیع درآمد متناسب با سطح درآمد هر خانوار اندازه‌گیری می‌شود. این توزیع در میان طبقات مختلف درآمدی، عموماً "توزیع درآمد برحسب اندازه" نامیده می­شود. هرچه سهم طبقات با درآمد بالا از درآمد ملی، كمتر باشد و سهم طبقات با درآمد پایین، بیشتر باشد، توزیع درآمد متعادل‏تر در نظر گرفته می‌شود. بنابراین، توزیع برحسب اندازه به‌طور شهودی یك مفهوم شایان توجه توزیع درآمد است. البته در علم اقتصاد، اغلب توزیع درآمد برحسب سهم‌های درآمدی عوامل تولید تحلیل شده‌اند. از آن‌جا كه سهم‌های عامل درآمدهای نسبی متعلقه عوامل تولید مانند نیروی كار و سرمایه را برحسب سهم آن‌ها در ارزش افزوده اندازه‌گیری می‌كنند، آن‌ها را "توزیع كاركردی درآمد" می‌نامند. در واقع، تحلیل توزیع كاركردی درآمد یكی از مقوله‌های اصلی اقتصاد توسعه بوده است.
 
روش‌های اندازه‌گیری نابرابری توزیع درآمد[5]
الف) منحنی‌های لورنز؛ یك روش عمومی برای سنجش توزیع درآمد، ترسیم منحنی لورنز است. منحنی لورنز (Max O. Lorenz: 1880-1959)، رابطه كمّی واقعی بین درصد دریافت‌كنندگان درآمد و درصد كل درآمدی كه آنان در طول یكسال دریافت می‌دارند را نشان می‌دهد.

در شكل بالا این منحنی نشان داده شده است. شمار دریافت‌كنندگان درآمد (برحسب درصدهای تجمّعی درآمد) بر روی محور افقی ترسیم می‌شود و محور عمودی درصد كل درآمد را كه به‌وسیله هر گروه دریافت می‌شود، نشان می‌دهد. در هر دو محور درصدهای تجمعی تا 100 درصد در نظر گرفته شده است؛ بنابراین طول هر دو محور مساوی است. در هر نقطه بر روی قطر، درصد درآمدهای دریافت‌شده دقیقاً برابر با درصد دریافت‌كنندگان درآمد است. به‌بیان دیگر، قطر مربع در شكل بالا نمایان‌گر برابری كامل در توزیع درآمد مقداری است برای مثال گروه 40 درصد پایین 40 درصد كل درآمد را دریافت می‌كند.
هرچه منحنی لورنز از قطر (برابری كامل) دورتر شود، درجه نابرابری بیشتری را نشان می‌دهد و چون توزیع درآمد هیچ كشوری كاملاً برابر نیست؛ لذا منحنی لورنز در كشورهای مختلف در سمت راست قطر مربع قرار می‌گیرد.
 
 
ب) ضریب جینی؛ یك روش خلاصه و بسیار ساده دیگر می‌تواند به‌وسیله محاسبه نسبت ناحیه بین قطر مربع و منحنی لورنز، در مقایسه با كل ناحیه نصف مربع كه منحنی در آن واقع است، به‌دست آید. در شكل فوق، این نسبت عبارت است از ناحیه هاشور خورده A به كل ناحیه مثلث BCD. این نسبت، به‌نام آماردان ایتالیایی، جینی (Corrado Gini: 1884-1965) شناخته می‌شود؛ كه در سال 1912 ضریب فوق را تدوین كرد، این نسبت، تراكم جینی و یا به‌طور ساده‌تر، ضریب جینی نامیده شد. ضریب جینی مقیاس نابرابری كل است و می‌تواند از صفر (برابری كامل) تا 1 (نابرابری كامل) تغییر كند. در واقع ضریب جینی برای كشورهایی كه توزیع درآمد بسیار نابرابری دارند، عموماً بین 5/0  تا 7/0 است، در حالی‌كه در كشورهایی كه توزیع درآمد نسبتاً برابر است، این ضریب بین 2/0 تا 35/0 است.
 
روش درصدها یا دهک‌ها؛ روش سوم سنجش وضعیت توزیع درآمد، روش حسابی درصدها یا دهک‌هاست. به‌علت نواقصی که در هر دو معیار سنجش توزیع درآمد، یعنی منحنی لورنز و ضریب جینی وجود دارد، از جدول دهک‌ها به‌طور مستقل یا به‌عنوان معیار تکمیلی در کنار منحنی لورنز و ضریب جینی استفاده می‌شود. اشکال منحنی لورنز این است که چون به شکل هندسی است، معیار دقیقی به‌دست نمی‌دهد. از آنجایی‌که ضریب جینی نیز متوسطی از وضعیت کلی توزیع درآمد است، به‌ما نمی‌گوید که نابرابری در توزیع درآمد در کجا بیشتر است. در روش سوم (درصدها و دهک‌ها) کل جمعیت را بر حسب درآمدهای دریافتی، به ترتیب از پایین (فقیرترین) به بالا (ثروتمندترین) اغلب به 5 گروه 20 درصدی، یا 10 گروه 10 درصدی تقسیم می‌کنند؛ سپس در مقابل هر یک از این گروه‌های جمعیتی، سهم (درصد) درآمد ملّی اختصاص یافته به آن‌ها درج می‌شود. بنابراین اگر در هر گروه، تفاوتی بین درصد جمعیت و درصد درآمد آن‌ها در درآمد ملی مشاهده شود، می‌توان به‌وجود مسئله نابرابری پی بود. به‌طور مثال اگر در مقابل دهک اول (10 درصد اول جمعیتی) بنگلادش عدد 3/3 درصد دیده می‌شود به این معنی است که توزیع درآمدی نامناسبی در این کشور وجود دارد. چراکه 10 درصد جمعیت این کشور تنها 3/3 درصد از درآمدهای این کشور را در اختیار دارند.[6]
 
بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند كه نابرابری توزیع درآمد به‌صورتی كه شكاف عمده‌ای بین كم درآمد‌ها و پردرآمدها در جامعه وجود داشته باشد، حداقل در كوتاه‌مدت مطلوب است. استدلال آنها نیز به‌طور خلاصه این است كه، میل به پس‌انداز در قشر بالای جامعه (از نظر اقتصادی) بیش از میل به پس‌انداز در قشر پایین جامعه است. به این ترتیب، با توزیع متعادل‌تر درآمد سطح پس‌انداز كاهش و سطح مصرف در جامعه افزایش می‌یابد. به‌همین سبب، توزیع متعادل‌تر درآمد كه مترادف با كاهش پس‌انداز و كاهش نرخ سرمایه‌گذاری است، كاهش نرخ رشد اقتصادی بلندمدت را به‌دنبال خواهد داشت. از طرف دیگر، اگر توزیع متعادل‌تر باعث تشدید نرخ رشد جمعیت نیز بشود، ممكن است در بلندمدت سطح زندگی در جامعه را تغییر دهد. برعكس، با توزیع نامتعادل درآمد، نرخ سرمایه‌گذاری افزایش یافته و نرخ رشد اقتصادی بلندمدت تضمین خواهد شد. بنابراین از نظرگاه تئوریک، این امر در بلندمدت می‌تواند موجب رفاه بیشتر قشر پایین جامعه شود.[7]
در عمل، نظریه‌پردازان توسعه، شكاف عظیم درآمدی بین طبقات پایین و بالای جامعه در كشورهای در حال توسعه را نه تنها به‌عنوان یك مزیت اقتصادی نمی‌دانند، بلكه آن‌را مانعی بر سر راه رشد و توسعه اقتصادی ذكر می‌كنند. همچنین اكثر علمای توسعه، در مورد نقش مثبت طبقه گسترده متوسط در یك جامعه تأكید دارند. آنها چنین اظهار می‌كنند كه در اغلب كشورهای جهان سوم، ساختمان طبقاتی به‌شكل یك هرم نوك‌تیز و با قاعده بسیار پهن است. یعنی درصد بسیار كمی از مردم بسیار ثروتمند و درصد بزرگی از مردم بسیار فقیر هستند و درصد طبقه متوسط نیز كوچك و كم اهمیت است. در چنین حالتی، كوچكی طبقه متوسط نشان‌دهنده آن است كه طبقه فقیر نمی‌تواند امیدی به ترقّی و پیشرفت داشته باشد. به‌همین جهت، این طبقه با یأس  به بالا نگاه می‌كند. در صورتی‌كه وجود طبقه متوسط گسترده در یك جامعه، روزنه امیدی برای رهایی از فقر است و در چنین حالتی طبقه فقیر جامعه، با امید به بالا نگاه می‌كند. نكته مثبت دیگری كه در مورد وجود طبقه متوسط ذكر شده، نقش این طبقه در فرآیند توسعه جامعه است؛ چراكه طبقه ضعیف جامعه چون صدایی ندارد، معمولاً منفعل است. طبقه بالای جامعه هم برای آنكه منافعش به خطر نیفتد، معمولاً وابسته به دولت است. به‌همین سبب طبقه متوسط، به‌دلیل عدم ضعف و عدم وابستگی، معمولاً نقش اساسی را در این فرایند بازی می‌كند.[8]
 
اشتغال و توزیع درآمد[9]
بین سطح اشتغال و توزیع درآمد، رابطه وجود دارد. با وجود این، سمت و سوی این رابطه را نمی‌توان به‌راحتی تعیین کرد. در مطالعه توزیع درآمد، اولین نکته‌ای که لازم است آشکار شود، تأثیر اشتغال ناقص بر سطح نابرابری است. اشتغال ناقص به معنی این است که اقتصاد در اشتغال کامل به سر نبرد. اشتغال کامل به حالتی اطلاق می‌شود که در آن هیچ فردی به‌طور غیر ارادی بیکار نیست و بیکاری‌ها ارادی هستند. مادامی که بیکاری، عامل افزایش پراکندگی درآمد باشد، باید سیاست‌های اقتصادی در جهت کاهش بیکاری باشند. با وجود این، شایان ذکر است که وقتی کاهش در بیکاری، پراکندگی درآمد را کاهش می‌دهد، لزوماً باعث کاهش نابرابری عمومی درآمد نمی‌شود.
از طرف دیگر تغییرات در توزیع درآمدها (اعم از خود انگیخته یا القایی) می‌تواند به‌نوبه خود بر اشتغال تأثیر بگذارد. اگر کاهش در نابرابری درآمد، محرک توسعه اشتغال باشد، می‌تواند به کم شدن پراکندگی درآمدی منتهی گردد. از سوی دیگر، اگر کاهش در نابرابری درآمدی منجر به افزایش بیکاری شود، هر نوع سیاست برابرسازی (کاهش نابرابری توزیع درآمد)، فوراً با مشکلات جدی مواجه می‌شود.
 
رشد در مقابل توزیع[10]
معمولاً در مراحل اولیه توسعه که میزان رشد اقتصادی در حال افزایش است، توزیع درآمد نابرابرتر شده و سپس به‌تدریج از نابرابری آن کاسته می‌شود. دلیل اینکه توزیع در مراحل اولیه نابرابرتر می‌شود، این است که
1)       افزایش میزان رشد، منجر به ایجاد کمیابی شدیدتر آن دسته از عوامل  تولید (نیروی کار، سرمایه و ...) می‌شود که بیشترین نقش را در ایجاد رشد دارند.
2)       کارفرمایان، اندک هستند.
3)       در نظام بنگاه‌های خصوصی، چنانچه سودها پایین باشد، بنگاه‌های اندکی باقی می‌مانند.
4)       اگر سودها بالا باشند، از آنجا که بخش نوین، سریع‌تر از بخش سنتی رشد می‌کند، سهم نسبی سود در درآمد ملی باید افزایش یابد، حتی اگر سهم نسبی سود در بخش سنتی ثابت بماند. این مسئله موجب می‌شود تقاضا برای تکنسین‌ها، مهندسان، مدیران اداری، حسابداران و دیگر افراد تحصیل‌کرده شتاب گرفته و درآمد طبقه متوسط بالا برود. به‌همین دلیل درآمد کارگران ماهر نسبت به کارگران ساده نیز افزایش می‌یابد.
مجموع این عوامل، منجر به افزایش نابرابری در توزیع درآمد می‌شوند. البته در اغلب موارد، رشد نابرابری‌ها در توزیع درآمد، پس از مدتی معکوس می‌شود؛ چراکه مدارس در همه سطوح فارغ‌التحصیل بیرون می‌دهند و از بدین طریق کمبود تحصیل‌کرده‌ها کاسته می‌شود.


[1]. جعفری صمیمی، احمد؛ اقتصاد بخش عمومی (1)، تهران، سمت، 1384، چاپ هفتم، ص123-124
[2]. Rutherford, Donald; Economics, USA & Canada, Routledge,2007, First published, Page112.
[3]. ابوالفتحی قمی، ابوالفضل؛ درآمدی بر شناخت شاخص‌های نابرابری درآمد فقر، تهران، مركز آمار ایران، 1371، ص23.
[4]. هایامی، یوجیر؛ اقتصاد توسعه از فقر تا ثروت ملل، غلامرضا آزاد، تهران، نی، 1380، چاپ اول، ص216 ـ 214.
[5]. تودارو، مایکل؛ توسعه اقتصادی در جهان سوم، غلامعلی فرجادی، تهران، كوهسار، 1384، چاپ سیزدهم ص145ـ142.
[6]. جعفری صمیمی، احمد؛ پیشین، ص124-127.
[7]. روزبهان، محمود؛ مبانی توسعه اقتصادی، تهران، تابان، 1387، چاپ دوازدهم، ص172ـ170.
[8]. همان، ص173ـ172.
[9]. لوکاین، ژاک و مورسین، کریستین؛  بررسی تحلیلی توزیع درآمد و توسعه اقتصاد، احمد اخوی، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1373، چاپ اول، ص133-132.
[10]. لوئیس، ویلیام آرتور؛ برنامه‌ریزی توسعه، غلامرضا شیرزائیان صدیق و ابوالقاسم حیسنیون، تهران، انتشارات سازمان بودجه، 1370، چاپ اول، ص100- 99.

 

 


2.7/5 - (19)
 
 
 
1393/07/30
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas