در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  تحذير
نویسنده :  محسن بي باك
كلمات كليدي  :  محذَّر، محذَّر‏منه، محذِّر، وجوب حذف عامل مفعول‏به، اشكال تحذير، اركان تحذير
  "تحذیر" مصدر باب "تفعیل" از ماده‏ی "حذر" و در لغت به معنای بیم‏دادن و بر حذر داشتن است.[1] در اصطلاح نحو، "تحذیر" عبارت است از توجه دادن مخاطب[2] بر امر مکروه (ناپسند) جهت اجتناب از آن، با نصب اسم مذکور[3] توسط فعل محذوف "إحذر" و نظائر آن.[4] مانند جایی که برای بر حذر داشتن طفل از آتش، گفته شود: «النارَ»؛ در این مثال "النارَ" امر مکروه و مفعول‏به برای فعل محذوف (إحذر) است؛ تقدیر عبارت "إحذر النارَ" بوده است.
 
وجه نامگذاری
  معنای لغوی تحذیر (بر حذر داشتن) در معنای اصطلاحی لحاظ شده است.[5] به این بیان که متکلّم با توجه دادن مخاطب بر امر مکروه به جهت اجتناب از آن، در واقع مخاطب را از آن امر بر حذر داشته و بیم می‌دهد. اما با توجه به دو قید "نصب امر مکروه" و "حذف عامل نصب" در تعریف اصطلاحی معلوم می‌شود که تحذیر در معنای لغوی اعمّ از تحذیر اصطلاحی بوده و مواردی که عامل نصب در کلام ذکر می‌شود و یا امر مکروه، مرفوع است، تحذیر اصطلاحی نبوده اگر چه تحذیر به معنای لغوی بر آن صدق می‌کند.[6]
 
جایگاه "تحذیر"
  در تبیین مبحث "تحذیر" در میان عالمان نحو، دو رویکرد مشاهده می‌شود؛ گروهی[7] در مباحث "مفعول‏به" بعد از تبیین "اصلِ ذکر عامل مفعول‏به"، از موارد وجوب حذف عامل آن بحث کرده و "تحذیر" را در کنار "اِغراء"، "اختصاص" و "اشتغال"، به عنوان یکی از موارد وجوب حذف عامل مفعول‏به، به شمار آورده‌اند. در مقابل، گروهی دیگر[8] بعد از باب "توابع" در کنار بحث "نداء" به بررسی مبحث "تحذیر" پرداخته‌اند.
  ذکر این نکته قابل توجه است که با وجود اختلاف "تحذیر" و "اِغراء" در معنا، اما در احکام با هم مساوی بوده و از این رو عالمان نحو این دو را در کنار هم ذکر می‌کنند.[9]
 
شرط تحقق "تحذیر"
  همانطور که در تعریف تحذیر و وجه نامگذاری آن بیان شد در تحقق تحذیر اصطلاحی دو شرط لازم است:
1.    نصب اسم مذکور ("محذَّر"، "محذَّر‏منه")؛ از این رو در صورتی که اسم مذکور در کلام، مرفوع باشد از تحذیر اصطلاحی خارج بوده بلکه می‌توان آن را مبتدایی دانست که خبر آن محذوف است؛[10] مانند: "الأسدُ"؛ در این مثال "الأسدُ" مبتدا و مرفوع واقع شده و خبر آن (فی طَریقِک) حذف شده است؛ تقدیر عبارت "فی طَریقِک الأسدُ" بوده است.[11]
2.    حذف عامل نصب؛ از این رو مثال "إحذر النارَ"، تحذیر اصطلاحی نمی‌باشد.
 
ارکان "تحذیر"
  تحذیر از سه رکن تشکیل شده است:
1.    محذِّر؛ منظور از محذِّر، متکلّم است که مخاطب را به امر مکروه متوجه می‌سازد.
2.    محذَّر؛ محذَّر عبارت است از مخاطب یا آنچه به او تعلق دارد.[12]
3.    محذَّر‏منه؛ امر مکروهی است که به مخاطب جهت اجتناب از آن توجه داده می‌شود.
  در مثال «إیّاک و الغیبةَ» متکلّم، "إیّاک" و "الغیبةَ" به ترتیب محذِّر، محذَّر و محذَّر‏منه واقع شده‌اند.
 
اشکال "تحذیر"
  "تحذیر" با توجه به نحوه‏ی ذکر محذَّر و محذَّر‏منه و حذف آن دو، به سه شکل در کلام به کار می‌رود. در ادامه این سه شکل به همراه اقسام و حکم اعرابی هر یک مورد بررسی قرار می‏گیرد:
 
1.    ذکر خصوص "محذَّر‏منه"
  ذکر خصوص "محذَّر‏منه" در کلام بر سه گونه است:
الف). مکرّر؛ مانند: «الغیبةَ الغیبةَ»؛ در این مثال "الغیبةَ" محذَّر‏منه، مؤکّد به تأکید لفظی و مفعول‏به برای عامل محذوف و مناسب مقام (إحذر) واقع شده است. حذف عامل نصب اسم مؤکّد، واجب است.[13]
ب). معطوف و معطوف‏علیه؛[14] مانند: «الغیبةَ و النمیمةَ»؛ در این مثال "الغیبةَ"، مفعول‏به و منصوب به عامل محذوف و مناسب مقام (إحذر) و "النمیمةَ"، معطوف‏علیه و منصوب به جهت عطف است. حرف "واو" برای عطف مفرد (النمیمةَ) بر مفرد (الغیبةَ) بوده و حذف عامل نصب معطوف‏علیه واجب است.[15]
ج). بدون عطف و تکرار؛ مانند: «الغیبةَ»؛ در این مثال "الغیبةَ" محذّر‏منه و مفعول‏به برای عامل محذوف (إحذر) است. در این قسم، حذف عامل نصب، واجب نبوده و از این رو ذکر آن (إحذر الغیبةَ) جایز است.[16]
 
2.    ذکر خصوص محذَّر
  "محذَّر" در این نوع از تحذیر به صورت اسم ظاهرِ ختم شده به ضمیر مخاطب واقع شده[17] و به سه گونه است:
الف). مکرّر؛ مانند: «رأسَک رأسَک»؛ در این مثال "رأسَک" محذَّر، مؤکّد به تاکید لفظی و مفعول‏به برای عامل محذوف (أبعدْ یا صُنْ) واقع شده است. حذف عامل نصب اسم مؤکّد، واجب است.
ب). معطوف و معطوف‏علیه؛[18] مانند: «رأسَکَ و یدَکَ»؛ در این مثال "رأس" مفعول‏به و منصوب به عامل محذوف (أبعدْ) و "ید" معطوف و منصوب به جهت عطف است. حرف "واو" برای عطف مفرد (ید) بر مفرد (رأس) بوده و حذف عامل نصبِ معطوف‏علیه، واجب است.
ج). بدون عطف و تکرار؛ مانند: «رأسَک»؛ در این مثال "رأسَ" محذَّر و مفعول‏به برای عامل محذوف و مناسب مقام (أبعد) است. حذف عامل نصب واجب نیست؛ از این رو ذکر آن (أبعدْ رأسَک) جایز است.
 
3.    ذکر "محذَّر" و "محذَّر‏منه"
  "محذَّر" در این نوع از تحذیر به دو شکل واقع می‌شود:
 
الف). "إیّاک"[19] و فروع آن[20]
  در این صورت محذّر‏منه به سه گونه بعد از محذَّر (إیّاک و فروع آن) واقع می‌شود:
 
1.    عطف‏ به "واو"؛ مانند: «إیّاک و الغیبةَ»؛ در این مثال "إیّاک" مفعول‏به برای عامل محذوف (أحذِّرُ) و "الغیبةَ" نیز مفعول‏به برای فعل محذوف و مناسب مقام (أبغّضُ) واقع شده‌اند. تقدیر عبارت "إیّاک  أحذّرُ و أبغّضُ الغیبةَ" بوده است.
  ذکر این نکته قابل توجه است که حرف "واو" برای عطف جمله (أبغّض الغیبة) بر جمله قبل (إیّاک أحذر) بوده و حذف عامل نصب در هر دو منصوب، واجب است.[21]
 
2.    مجرور به "مِن"؛ مانند: «إیّاک مِن الغیبةِ»؛ در این مثال "إیّاک" مفعول‏به برای عامل محذوف (أحذّرُ) و "مِن الغیبة"، جار و مجرور متعلق به آن است. در این صورت حذف عامل یاد شده، واجب است.[22]
  گفتنی است در صورتی که تحذیر به "إیّاک" و فروع آن باشد و فعل بعد از آن ذکر شود، اقتران فعل به حرف "أنْ" و تقدیر حرف "مِنْ" واجب است؛ مانند: «إیّاک أنْ تکذبَ"؛ در این مثال تقدیر عبارت "إیّاک مِن أنْ تکذبَ" بوده است.[23]
 
3.    بدون عطف و جرّ به "مِنْ"؛ مانند: «إیّاک الغیبةَ»؛ در این مثال "إیّاک" مفعول اول و "الغیبةَ" مفعول دوم برای عامل محذوف "أحذّرُ" می‏باشند.[24]
 
ب). اسم ظاهرِ ختم شده به ضمیر مخاطب[25]
  در این صورت محذَّر‏منه به صورت عطف به حرف "واو"، بعد از محذَّر (اسم ظاهر ختم شده به ضمیر مخاطب) واقع می‌شود؛ مانند: «یدَکَ و السکینَ»؛ در این مثال "ید" اسم ظاهر ختم شده به ضمیر مخاطب، محذَّر‏ و مفعول‏به برای عامل محذوف و مناسب مقام (صنْ) واقع شده و "السکینَ" محذّر‏منه و مفعول‏به برای عامل محذوف و مناسب مقام (أبعدْ) است. حرف "واو" برای عطف جمله (أبعدْ السکینَ) بر جمله‏ی قبل (صنْ یدَک) بوده و حذف عامل در هر دو منصوب، واجب است.[26]
 
عامل نصب محذوف در "تحذیر"
  در تقدیر عامل نصب مقدّر در "تحذیر"، میان عالمان نحو خصوصا در تحذیر به "إیّاک" و فروع آن، اختلاف ‌وجود دارد. اما نظر حق این است که عامل محذوف، به گونه‏ی خاصّی از فعل همچون "باعدْ"، "إحذر" و غیر این دو منحصر نبوده بلکه هر آنچه بتواند مقصود متکلّم را ادا کند می‌‌تواند به عنوان عامل محذوف، در نظر گرفته شود.[27]
  در بخش قبل (اَشکال "تحذیر") انواع مختلف عامل محذوف و حکم هر یک بیان شد که به طور خلاصه، حکمِ حذف عامل نصب در "تحذیر" بر دو گونه است:
الف). وجوب حذف عامل نصب
  در سه مورد حذف عامل نصب، واجب است:[28]
1.    تحذیر به "إیّاک" و فروع آن.
2.    تحذیر به گونه‏ی عطف.
3.    تحذیر به گونه‏ی تأکید لفظی.
 
ب). جواز حذف عامل نصب
  در غیر موارد یاد شده، حذف عامل نصب واجب نمی‏باشد؛ از این رو ذکر عامل جایز است؛ مانند: ‌»إحذر الأسدَ».
 
"تحذیر" در قرآن و حدیث
1.    آیه‏ی «ناقةَ اللهِ و صُقْیاها»،[29] (فرستاده‏ی الهی به آنان گفت: ناقه‏ی خدا [همان شتری که معجزه‏ی الهی بود] را با آبشخورش واگذارید)؛[30] در این آیه‏ی شریفه "ناقةَ" مفعول­به برای عامل محذوف (إحذروا) بوده و محذَّر‏منه به صورت معطوف (سقیاها) و معطوف‏علیه (ناقة الله) به کار رفته است.
2.    حدیث «إیّاک و الغضبَ فإنّهُ طَیْرةٌ مِن الشّیطان»، (از خشم بپرهیز که سبک مغزی به تحریک شیطان است)؛[31] در این حدیث شریف "إیّاک" محذَّر و مفعول­به برای عامل محذوف (أحذّرُ) و "الغضبَ" محذَّر‏منه و مفعول‏به برای عامل محذوف (أبغِّضُ) است؛ تقدیر عبارت "إیّاک أحذّرُ و أبغِّضُ الغضبَ" بوده است.
 


[1] . حَذِرَ الشیءَ اذا خافه و حذّرته الشیءَ. الفیومی، احمد بن محمد؛ المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1430 هـ.ق، چاپ اول، ص 103.
[2] . با وجود اینکه تحذیر در غیر مخاطب نیز واقع می‌شود اما تعبیر مخاطب در تعریف، به جهت کثرت موارد تحذیر در مخاطب است. الصبان، محمد بن علی؛ حاشیة الصبان علی شرح الأشمونی علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دارالفکر، 1419 هـ ق، چاپ اول، ج 3، ص 1224.
[3] . اسم مذکور ممکن است محذّرمنه (امر مکروه) و یا محذّر (مخاطب یا متعلق به آن) باشد که در ادامه به هر دو نوع اشاره خواهد شد.
[4] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، مصر، دارالمعارف،‌چاپ سوم، ج 4، ص 122.
[5] . طبق نظر صاحب النحو الوافی، تعریف کثیری از عالمان نحو از تحذیر، همان معنای لغوی آن است. همان، پ 1.
[6] . همان، ص 124– 123 و 130.
[7] . همچون شیخ رضی در "شرح الرضی علی الکافیة" ، صاحب بداءة النحو  و صاحب مبادئ العربیة.
[8] . همچون ابن مالک در "الفیة" و عباس حسن در النحو الوافی.
[9] . الخضری، محمد؛ حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دارالفکر، 1428 هـ. ق، ج 2، ص 677.
[10] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 123.
[11] . الشرتونی، رشید؛ مبادئ العربیه قسم النحو، قم، موسسة دارالذکر، 1417هـ.ق، چاپ اول، ج4، ص 185 و حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص123.
[12] . صفائی بوشهری، غلامعلی؛ بداءة النحو، قم، مدیریت حوزه علمیه قم، 1385 هـ ش، چاپ اول، ص 163، پ 4. متعلق مخاطب مانند: ‌"رأسَک".
[13] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 124.
[14] . هر یک از معطوف و معطوف‏علیه، محذَّر‏منه واقع شده‌اند.
[15] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 124.
[16] . همان، ص 123.
[17] . از این قسم به نائب از "إیّاک" و فروع آن، تعبیر شده است. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج 3، ص 1224.
[18] . هر یک از معطوف و معطوف‏علیه، محذَّر واقع شده‏اند.
[19] . حکم این ضمیر آن است که ضمیر مخاطب باشد اما به ندرت ضمیر غیر مخاطب نیز واقع می‌شود. الشرتونی، رشید؛ پیشین، ج4، ص 184، پ 1.
[20] . إیّاکِ، إیّاکما، إیّاکم، و إیّاکنّ ، حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 122، پ 3.
[21] .  همان، ص 127- 126.
[22] . همان.
[23] . الشرتونی، رشید؛ پیشین، ج 4، ص 185.
[24] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص127- 126.
[25] . از این قسم به نائب از "إیّاک" و فروع آن تعبیر شده است. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج 3، ص 1224.
[26] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 125.
[27] .همان، ص 129.
[28] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ أوضح المسالک إلی الفیة ابن مالک، مصر، شرکة القدس للتصدیر، 1428 هـ ق، چاپ اول، ص 103 و ابوحیان، محمد بن یوسف؛ الهدایة فی النحو، قم، جامعة المصطفی العالمیة، 1389 ش، چاپ چهاردهم، ص 77.
[29] . بر طبق نظر صاحب النحو الوافی این آیه می‌تواند مثال برای "تحذیر" و "اغراء" باشد؛ از این رو بر طبق این نظر، این آیه مثال برای "تحذیر" آورده شده است. حسن، عباس؛ پیشین، ج 4،ص 130، پ 5، و ص 132، پ 2.
[30] . شمس/13.
[31] . دشتی، محمد؛ ترجمه نهج البلاغه، قم، موسسه انتشارات حضور، 1381 هـ ش، چاپ اول، کتاب: 76.

 

 


3.8/5 - (5)
 
 
 
1393/07/30
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas