در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  احكام منادا
نویسنده :  محسن بي باك
كلمات كليدي  :  تابع منادا، اعراب منادا، مناداي مضاف به ياي متكلّم، بناء عارضي، حذف منادا
  "احکام منادا" از مجموعه  مباحث باب "نداء" است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ از این رو به خواننده‏ی محترم توصیه می‌شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به عنوان مستقل "نداء" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند.
  این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
 
اعراب منادا
  منادا در کلام مفعول‏به برای عامل محذوف[1] است که به همین جهت بعضی[2] از عالمان نحو بحث "نداء" را در ادامه‏ی مباحث "مفعول‏به" ذکر کرده‌اند. عامل محذوف "أنادی" و یا "أدْعُو" است که به همراه فاعل (ضمیر مستتر) حذف شده و حرف نداء، نائب از جمله‏ی محذوف (فعل به همراه فاعل) قرار گرفته است.[3]
  منادا، مفعول‏به و دائما منصوب است و در صورتی که به جهت نداء، بناء عارضی[4] پیدا کند،‌ محلا منصوب است؛ با لحاظ موارد بناء عارضی در منادا، حکم منادا از جهت اعراب و بناء بر دو گونه است:
 
الف). بناء عارضی و نصب محلی
  بناء عارضی در صورتی است که منادا، مفردِ[5] معرفه[6] باشد؛ این منادا مفعول‏به و در محل نصب است.
  علامت بناء عارضی در منادای مفردِ معرفه بر چهار گونه است:
1.    حرکت ضمّه بدون تنوین
  منادا در شکل مفرد حقیقی[7]، جمع مکسّر و جمع مؤنث سالم، مبنی بر ضمّ است؛[8] مانند: "یا فضلُ" ، "یا أفاضلُ"[9] و "یا عائداتُ".
2.    حرف "الف"
  منادا در شکل مثنّی، مبنی بر حرف "الف" است؛ این حرف در مثنّای مبنی، نائب از حرکت ضمّه است؛[10] مانند:‌"یا محمّدان".
3.    حرف "واو"
  منادا در شکل جمع مذکر سالم، مبنی بر حرف "واو" است؛ این حرف در جمع مذکرِ مبنی، نائب از حرکت ضمّه است؛[11] مانند: "یا محمّدون".
4.    حرکت فتحه بدون تنوین
  منادای مفردِ معرفه با وجود شرایطی جایز است مبنی بر فتح باشد اگر چه بناء بر ضمّ نیز در آن جایز است؛[12] این شرایط عبارتند از:
الف). منادا عَلَم  و مفرد (غیرمثنی و غیر مجموع) باشد.
ب). منادا بدون فاصله به کلمه‏ی "ابن" و یا "ابنة" توصیف شود.
ج). "ابن" و "ابنة" مفرد و مضاف به عَلَم دیگری ‌باشند.
  در مثالِ "یا حَسَن بن علیٍّ" شرائط مذکور محقق شده از این رو در منادا، بناء بر فتح (حسنَ) و بناء بر ضمّ (حسنُ) جایز است و در صورت عدم تحقق شرایط مذکور، بناء بر ضمّ در این منادا واجب است؛ مانند: "یا رجلُ ابن عمرو"؛ در این مثال منادا (رجل)، عَلَم نیست؛ از این رو مبنی بر ضّم بوده و بناء بر فتح در آن جایز نیست.
 
نکته:
  در صورتی که منادای مفردِ معرفه، قبل از وقوع نداء مبنی باشد، بناء عارضی در آن تقدیری خواهد بود؛[13] مانند: "یا سیبویهِ"؛ در این مثال منادا (سیبویه) قبل از نداء، مبنی بر کسر بوده و در صورتی که منادا واقع شود مبنی بر ضمّه‏ی تقدیری است.
 
ب). نصب لفظی
  در غیر از موارد بناء لفظیِ منادا، نصب منادا بنا بر مفعول‏به برای عامل محذوف، واجب است؛ موارد وجوب نصب منادا بر سه گونه‌اند:[14]
1.    منادای نکره‏ی غیرمقصوده؛‌ مانند گفته‏ی انسانِ نابینا: "یا رجلاً خُذْ بیَدي".
2.    منادای مضاف؛ مانند: "یا قَومَنا".
3.    منادای شبه مضاف؛ مانند: "یا راغباً فی العلم".
 
حذف منادا
  ذکر منادا در کلام واجب است،[15] اما در مواردی مشاهده می‌شود که بعد از خصوص حرف "یا"،‌ فعل، حرف و یا جمله‏ی اسمیه واقع می‌شود. مانند: "یا لَیْتَنی کنتُ عالماً"؛ در این موارد دو رویکرد در میان عالمان نحو دیده می‌شود؛ بعضی "یا" را حرف نداء و منادای آن را بنابر مقتضای کلام[16] محذوف دانسته و معتقدند قبل از امر و دعا حذف منادا جایز است.[17] در مقابل بعضی بر این باورند که "یا" در این موارد برای مجرد تنبیه بوده و نیازی به تقدیر و لحاظ محذوف ندارد.[18]
 
تابع منادا
  حکم تابع[19] منادا از جهت اعراب لفظی[20] بر چهار گونه است:[21]
 
1.    وجوب رفعِ شکلیِ صوری[22]
  در صورتی که منادا "أیُّها"، "أیَّتُها" و اسم اشاره باشد تابع آن به جهت مشارکت در شکل ظاهری منادا (متبوع)، رفع صوری پیدا کرده و در واقع تابع، نوعی تبعیت شکلی از لفظ منادا پیدا می کند؛ مانند: «یا أیُّها الانسانُ»؛ در این مثال "الانسانُ" تابع منادا واقع شده و به جهت مشارکت با منادا (أیُّ) در شکل ظاهری، حرکت ضمّه پیدا کرده است.
  ذکر این نکته قابل توجه است که حرکت ضمّه در تابع، علامت اعراب و یا بناء نبوده بلکه فقط به جهت تبعیت شکلی ظاهری از لفظ منادا آمده است. اعراب دقیق تابع در این موارد نصب به فتحه‏ی مقدّر است.[23]
 
2.    وجوب نصب
  در صورتی که تابع منادا، مضاف و مجرد از "ال"[24] باشد، نصب آن در صورت "نعت"، "عطف بیان" و "توکید" واجب است؛ مانند: «یا علیُّ أمیرَ المُؤمنین»؛ در این مثال "أمیرَ" تابع مضاف و مجرد از "ال" است از این رو نصب آن واجب است.
 
3.    جواز نصب و رفع شکلی[25]
  در سه مورد نصب و رفع شکلی در تابع منادا جایز است:[26]
الف). تابع، مفرد[27] و به صورت "نعت"، "عطف بیان" و یا "توکید" باشد؛ مانند: «یا علیُّ الکریم»؛ در این مثال "الکریم" نعتِ مفرد و تابع منادا (علیُّ) واقع شده است؛ از این رو در تابع، نصب (الکریمَ)، به جهت تبعیت از محل منادا و رفع شکلی (الکریمُ)، به جهت تبعیت شکلی ظاهری از لفظ منادا، جایز است.
ب). تابع، نعتِ مضاف و دارای "ال" باشد؛ مانند: "یا علیُّ الکریم الأبِ".[28]
ج). تابع، ‌معطوف[29] و دارای "ال" باشد؛ مانند: " یا محزونُ و المکروب".[30]
 
4.    لحاظ حکم منادای مستقل[31]
  در دو مورد تابع منادا در اعراب و بناء به منزله‏ی منادای مستقل است:
الف). تابع، بدل واقع شود؛ مانند: «یا زیدُ علیُّ»؛ در این مثال "علیّ" تابع منادا (زید) و بدل واقع شده و به منزله‏ی منادای مستقل است؛ از این رو تابع (علیّ) با توجه به حکم منادای مفردِ معرفه، مبنی بر ضمّ است.
ب). تابع، معطوف و مجرد از "ال" واقع شود؛ مانند: «یا شبابُ و غیرَ الشباب»؛ در این مثال "غیر" تابع منادا (شباب)، معطوف و مجرد از "ال" واقع شده و به منزله‏ی منادای مستقل است؛ از این رو تابع (غیرَ) با توجه به حکم منادای مضاف، منصوب است.
 
حکم منادای مضاف به یای متکلّم
  در صورتی که منادا، به یای متکلّم اضافه شود از جهت حذف یای متکلّم و نوع حرکت آن، احکام خاصّی دارد؛ این احکام در دو قسم اضافه (لفظی و معنوی)[32] مورد بررسی قرار می‌گیرد:
 
1.    اضافه‏ی معنوی
  احکام منادای مضاف به یای متکلّم در اضاف‏ی معنوی در سه موضع مورد بررسی قرار می‌گیرد:
الف). مضاف، معتلّ الآخر باشد.
  در صورتی که حرف آخر منادا از حروف علّه ("الف"، "واو"، "یاء") باشد، یای متکلّم (مضاف‏الیه) مفتوح بوده و حذف آن جایز نیست؛[33] مانند: "یا مولایَ" و "یا قاضِیَّ".
ب). مضاف، صحیح الآخر و غیر از "أب" و "أمّ" باشد.
  در صورتی که منادا غیر از "أب" و "أمّ" بوده و حرف آخر آن از حروف علّه نباشد به پنج صورت به کار می‌رود:[34]
1.    حذف یای متکلّم و اکتفاء به کسره به جای آن در آخر منادا؛[35] مانند: "یا عَبدِ".
2.    ذکر یای ساکن؛ مانند: "یا عبدِیْ".
3.    ذکر یای متحرک به فتحه؛ مانند: "یا عَبدِیَ".
4.  قلب یای متکلّم به "الف" و ابقای آن و سپس قلب کسره‏ی آخر منادا به فتحه؛ مانند: "یا عبدا".
5.  قلب یای متکلّم به "الف" و سپس حذف "الف" و بی‏نیازی از آن به سبب فتحه‏ی آخر منادا؛ مانند: "یا عبدَ".
ج). مضاف، "أب" و "أمّ" باشد.
  در صورتی که مضاف "أب" و "أمّ" باشد علاوه بر پنج وجهی که در مضافِ صحیح الآخر بیان شد،[36] چهار وجه دیگر نیز جایز است:[37]
1.    حذف یای متکلّم و آوردن تای[38] مفتوح، عوض از آن؛ مانند: "یا أبَتَ".
2.    حذف یای متکلّم و آوردن تای مکسور، عوض از آن؛ ‌مانند: "یا أبتِ".
3.    حذف یای متکلّم و آوردن تای مضموم، عوض از آن؛ مانند: "یا أبتُ".
4.  حذف یای متکلّم و آوردن تای مفتوح، عوض از آن به همراه حرف "الف"[39] در آخر؛ مانند "یا أبتا".
 
2.    اضافه‏ی لفظی
  در اضافه‏ی لفظی، منادا (مضاف) منصوب به فتحه‏ی مقدّر[40] بوده و حذف یای متکلّم جایز نیست. در این صورت یای متکلّم به دو شکل مبنی بر فتح و مبنی بر سکون به کار می‏رود؛[41] مانند: «یا مرشدِی»؛ در این مثال اضافه، لفظی بوده و "مرشد" منادای مضاف و منصوب به فتحه‏ی مقدّر است؛ از این رو یای متکلّم به دو شکل مفتوح (مرشدِیَ) و ساکن (مرشدِیْ) به کار می‏رود.   
 
نکاتی در چند منادای خاصّ
  در ادامه نکاتی پیرامون دو قسم از منادا که احکام خاصّی دارند، مطرح می‏شود:
 
الف). لفظ جلاله (الله)
  نکات ذیل در نداء لفظ جلاله (الله) قابل توجه است:
1.    نداء لفظ جلاله به جهت تکریم تنها با امّ الباب در نداء (یا) واقع می‌شود.[42]
2.  لفظ جلاله به جهت کاربرد زیاد آن[43] بعد از حرف نداء، از حکم عدم جواز جمع بین حرف نداء و "ال"، استثنا شده و از این رو جمع آن با حرف نداء، بدون فاصله جایز است.
3.  در صورت نداء به "یا"، به سه شکل خوانده می‌شود: اثبات دو "الف" (یا اَللهُ)،‌ حذف دو "الف" (یَللّهُ) و حذف "الف" دوم ( یا للهُ).[44]
4.  در بیشتر موارد نداء لفظ جلاله (الله)، حرف نداء حذف شده و "میم" مشدّد، عوض از حرف نداء به آخر آن اضافه می‌شود (اللّهم).[45]
 
ب). "أیُّ" و "أیّةُ"
  نکات ذیل در این دو نوع از منادا قابل توجه است:
1.  این دو منادا همیشه مفرد هستند از این رو علامت تثنیه و جمع به آن دو ملحق نمی‌شود حتی در صورتی که تابع آن دو مفرد نباشد.[46]
2.    در صورت تأنیث تابع بهتر است با آن متابعت داشته و "أیّةُ" به کار رود.[47]
3.  در صورت نداء اسمی که با "ال" آغاز می‌شود این دو منادا به همراه های تنبیه، بین حرف نداء و آن اسم فاصله می‌شوند؛[48] مانند: "یا أیُّها الرجلُ" و "یا أیّتُها الفتاةُ".
4.    این دو، منادای نکره‏ی مقصوده بوده و مبنی بر ضمّ واقع می‏شوند.[49]
5.  از سه منادای "أیُّ" ، "أیّةُ" و اسم اشاره، به جهت شدت احتیاج آنها به صفت بعد خود، تعبیر به منادای مبهم شده است.[50]
6.  اسم آغاز شده با "ال" که تابع این دو قرار می‌گیرد اگر مشتق باشد "نعت" و اگر جامد باشد "عطف بیان" است.[51]
 
 
 


[1] . در عامل نصب منادا اختلاف است بعضی همچون سیبویه عامل را فعل محذوف دانسته و بعضی همچون شیخ رضی و مبرّد، حرف نداء را عامل می‌دانند. صفائی بوشهری، غلامعلی؛ بداءة النحو، قم، مدیریت حوزه علمیه قم، 1385 هـ ش، چاپ اول، ص 194 – 193 و الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ الفوائد الضیائیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1430 هـ.ق، چاپ اول، ج 1، ص 246- 245.
[2] . همچون ابن حاجب در "الکافیه"
[3] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، مصر، دارالمعارف،‌چاپ سوم، ج 4، ص 6.
[4] . در مقابل بناء ذاتی که در فعل ماضی، حروف و بعضی از اسمهای مبنی واقع می‏شود. صفائی بوشهری، غلامعلی؛ پیشین، ‌ص 102.
[5] . در مقابل مضاف و شبه مضاف.
[6] . توسط نداء معرفه شود و یا قبل از نداء معرفه باشد.
[7] . در مقابل مثنّی و مجموع.
[8] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 9.
[9] . "أفاضل" جمع "أفضل". همان، پ 1.
[10] . همان، ج 1، ص 95 – 94.
[11] . همان.
[12] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ أوضح المسالک إلی الفیة ابن مالک، مصر، شرکة القدس للتصدیر، 1428 هـ ق، چاپ اول، ص 212 و حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 17.
[13] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ پیشین، ص 211 و حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 9.
[14] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ پیشین، ص 212- 211. با توجه به توضیح این سه قسم، در اقسام منادا به خواننده‏ی محترم توصیه می‌شود جهت فهم آنها و توضیح مثالها به عنوان مستقل "نداء" مراجعه کند.
[15] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 6.
[16] . همچون "یا قومُ" و "یا رجلُ". الشرتونی، رشید؛ مبادئ العربیه قسم النحو، قم، موسسة دارالذکر، 1417هـ.ق، چاپ اول، ج4، ص 205.
[17] . بنابر نقل صبان از ابن مالک. الصبان، محمد بن علی؛ حاشیة الصبان علی شرح الأشمونی علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دارالفکر، 1419 هـ ق، چاپ اول، ج 3، ص 1147.
[18] . بنابر نقل صبان از ابوحیان. همان.
[19] . تابع ممکن است نعت، عطف بیان، عطف نسق، بدل و توکید باشد. حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 39، پ 1.
[20] . یعنی آنچه در لفظ ظاهر می‌شود اگر چه در محل، اعراب دیگری داشته باشد.
[21] . یک قسم از احکام تابع منادا، جواز نصب و جرّ تابع است که در تابع منادای مستغاث واقع می‌شود از این رو در عنوان مستقل "إستغاثه" مورد بررسی قرار می‌گیرد.
[22] . حسن، عباس؛ پیشین، ‌ج 4، ص 42.
[23] . همان، ص 45- 44.
[24] . به تعبیر دیگر مضاف به اضافه‏ی محضه باشد. همان،‌ص 42.
[25] . همان، ص 42 و 51.
[26] . همان، ص 51.
[27] . مفرد در مقابل مضاف و شبه مضاف است.
[28] . در این مثال "الکریم" نعتِ مضاف و دارای "ال" است؛ از این رو نصب (الکریمَ) و رفع شکلی (الکریمُ) در آن جایز است.
[29] . منظور عطف نسق است.
[30] . در این مثال "المکروب" تابعِ معطوف و دارای "ال" است؛ از این رو نصب (المکروبَ) و رفع شکلی "المکروبُ" در آن جایز است.
[31] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 51.
[32] . اضافه‏ی معنوی، اضافه‌ای است که فائده‏ی آن تعریف یا تخصیص است و اضافه‏ی لفظی، اضافه‌ای است که فائده‏ی آن تخفیف است. صفائی بوشهری، غلامعلی؛ پیشین، ص 209- 208.
[33] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ پیشین، ص 215.
[34] . الخضری، محمد؛ حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دارالفکر، 1428 هـ. ق، ج 2، ص 658- 657.
[35] . این استعمال بیشتر از موارد دیگر واقع می‌شود. همان، ‌ص 657.
[36] . این پنج وجه در صورت اضافه‏ی "أب"، عبارتند از: "یا أبیْ"، "یا أبیَ"، "یا أبا"، "یا أبِ" "یا أبَ".
[37] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 60.
[38] . "تاء" حرف تأنیث و عوض از یای متکلّم است. همان.
[39] . "الف"، حرف هجاء و به جهت مدّ صوت آورده شده است. همان، ص 61.
[40] . حرکت کسره‏ای که به جهت مناسبت با یای متکلّم به آخر منادا اضافه شده است مانع از ظهور علامت اعراب نصب (فتحه) می‏شود.
[41] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص62 و الشرتونی، رشید؛ پیشین، ص 204.
[42] . الشرتونی، رشید؛ پیشین، ص 203.
[43] . سیوطی، عبدالرحمن بن أبی بکر؛ البهجة المرضیة فی شرح الألفیة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، مرکز النشر، 1417 هـ.ق، چاپ اول، ج 2، ص 184.
[44] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ پیشین، ‌ص 213.
[45] . الخضری، محمد؛ پیشین، ج 2، ص 651.
[46] . حسن، عباس؛ پیشن، ج 4، ص 48.
[47] . همان.
[48] . صفائی بوشهری، غلامعلی؛ پیشین، ص 194.
[49] . همان و الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج 3، ص 1170.
[50] . حسن، عباس؛ پیشن،، ج 4، ص 50.
[51] . صفائی بوشهری، غلامعلی؛ پیشین، ص 194 و الشرتونی، رشید؛ پیشین، ص 203 و الصبان، محمد بن علی؛ پیشن، ج 3، ص 1171.

 


3.8/5 - (12)
 
 
 
1393/07/10
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas