در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  تا ملاقات خدا -6 شرط رسيدن به لقاء الهي
تاریخ  :  1389/12/12
منابع  :  روزنامه كيهان، شماره 19867 به تاريخ 28/11/89، صفحه 14
كلمات كليدي  :  تا ملاقات خدا -6 شرط رسيدن به لقاء الهي
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : اخلاق
انّ الّذ ین لایرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدّنیا و اطمانّوا بها و الّذین هم عن آیاتنا
غاف لون اولئ ك ماواهم النّار بما كانوا یكسبون
قبلا بیان شد كه در آیات قرآن از كسانی كه به لقاء الهی امید ندارند، نكوهش شده است. اگر مراد ملاقات عمومی باشد، این پرسش مطرح می‌شود كه آیا این ها اصلاً به وجود آفریدگار معتقد نیستند و یا به رغم گمان به وجود خداوند، هیچ امیدی به دیدار او ندارند؟ و اگر ملاقات ویژه اولیای خدا مراد باشد، سوال به این صورت مطرح می‌شود كه: چه طور ممكن است انسان مومن، به ملاقات با خدا امید نداشته باشد؟
 
تفاوت ظن و امید
از باب مقدمه عرض می‌كنم: احتمال بیش از پنجاه درصد را اصطلاحاً ظن می‌گویند. گاهی به معنای اعتقاد راجح با قید نرسیدن به حدّ علم استعمال می‌شود و گاه به معنای مطلق اعتقاد راجح است، حتی اگر به حد علم برسد. ظن و امید هم پا هستند، البته در ظن به گذشته جای امید نیست زیرا امید فقط نسبت به آینده حاصل می‌شود. برای نمونه در بازی فوتبال، اگر هیچ اطلاعی از ویژگی های دو تیم بازی كننده نداشته باشیم، احتمال برنده شدن هر دو یكسان است. ولی اگر بدانیم تیم الف، مربی، بازیكن و وضعیت بهتری دارد احتمال بیش تر می‌دهیم كه برنده شود. ظن و امید به برنده شدن این تیم با هم هستند، این ظن در اثر دانستن ویژگی های تیم حاصل می‌شود. هر قدر شناخت انسان از حادثه ای بیش تر باشد امیدش نیز بیش تر خواهد بود. عجیب این است كه گاه عاملی احساسی در شناخت انسان اثر می‌گذارد. گاهی محاسبات، وقوع حادثه‌ای را تایید نمی كند، ولی انسان از بس تمایل دارد، می‌گوید: نه، حتماً می‌شود! و امیدش افزایش می‌یابد. امید در شناخت اثر می‌گذارد، عكس آن هم امكان پذیر است: گاهی نمی‌خواهد موضوعی واقع شود با این كه عوامل پیدایش ظن، بلكه یقین موجود است. نخواستن، ناخودآگاه در شناخت اثر می‌گذارد. این ها به روانكاوی مربوط است. عوامل بسیاری در حالات روحی انسان اثر می‌گذارد كه خودش متوجه نمی شود. اگر برای كسی كه به سیگار كشیدن عادت كرده، صدها دلیل پزشكی بر نفی سیگار بیاوری نمی پذیرد، بر عكس، اگر برای كسی كه از چیزی بیزار است صدها دلیل قوی بر پذیرش آن بیاوری زیر بار نمی رود. این جاست كه ظن از امید جدا می‌شود، البته ظن منطقی، نه ظن به معنای حالات روانی:
«ایحسب النسان الّن نجمع عظامه بلی قادرین علی ان نسوّ ی بنانه بل یرید النسان لیفجر امامه»
معنای «یحسب، حسبان» با ظن خیلی نزدیك است و شاید مترادف باشند. می‌فرماید: آیا آدمیزاد می‌پندارد ما او را زنده نخواهیم كرد و این كار شدنی نیست؟! آن كسی كه اصل این استخوان ها را آفریده است، می‌تواند آن ها را زنده كند. زنده كردن مرده دشوارتر است یا آفریدن از عدم؟! عقل، امكان وقوع معاد را نفی نمی كند پس چرا آدمیزاد می‌گوید ممكن نیست؟ چون می‌خواهد آزاد باشد و بی بند و باری كند.
 
آزادی و بی بند و باری
می‌گویند: آزادی مساله‌ای مستحدثه است كه اروپایی ها آن را كشف كرده‌اند و ما هم باید بپذیریم، حقی است كه دنیای كنونی كشف كرده و ما هم باید تابع باشیم هر چند برخلاف دین باشد! در حالی كه تازه كشف نشده، بلكه آزادی از قدیمی‌ترین مسائل بشریت است. انسان می‌خواهد آزاد باشد و بر اساس هوای نفسانی عمل كند: بل یرید الانسان لیفجر امامه می‌خواهد مانعی در پیش رو نداشته باشد اگر بپذیرد آخرتی هست و به دنبالش حساب و كتابی وجود دارد، كار او مشكل می‌شود. به همین سبب می‌گوید: قیامتی در كار نیست و همه چیز برای من جایز است! به جای این كه شناخت، منشا احساس و باور باشد، ابتدا می‌پذیرد، سپس می‌گوید: شناختم یا رد می‌كند، آن گاه می‌گوید: وجود ندارد. به كسانی كه باور كرده اند آخرت وجود ندارد، نمی توان گفت: به آخرت امید داشته باشید ولی اگر كسی دست كم احتمال راجح بدهد كه آخرتی در كار است، می‌تواند به آن امیدوار باشد، البته گاهی با این كه به قیامت ظن دارد، ممكن است به آن امید نداشته باشد. گاه مساله ای را ثابت یا رد می‌كند، ولی به لوازم آن توجه ندارد یعنی اصل اعتقاد یافتن در اثر عوامل عقلانی، مساله‌ای است و زنده نگه داشتن آن در ذهن، مساله ای دیگر. همه ما معتقدیم كه خدای متعال همه جا حاضر و ناظر است، ولی آیا همیشه توجه داریم؟!

عدم دلبستگی به دنیا،شرط اعتقاد به آخرت
امید بالفعل داشتن هنگامی است كه انسان به اعتقاد خود توجه داشته باشد و عوامل ناخودآگاه در او اثر نكند به عبارتی، باید مقتضی موجود و مانع مفقود باشد. كسی كه به آخرت و ملاقات با خدا در آن اعتقاد دارد، باید به وقوع آخرت امید داشته باشد ولی گاهی عوامل ناخودآگاه،مانع می‌شود. اگر انسان واقعاً بخواهد اعتقادش را منشا اثر قرار دهد، باید آن را همیشه زنده نگه دارد و موانع مربوط را برطرف كند. آیه مذكور ممكن است اشاره ای به این مطلب باشد كه: ای مومنان! باید ابتدا بیندیشید و با دلیل ثابت كنید كه معاد هست سپس این اعتقاد را در دل خود زنده نگه دارید، به لوازمش ملتزم و منتظر وقوع آن باشید. گاه هیجان ها و عادت‌ها مانع پای بندی به لوازم اعتقاد می‌شوند:
«انّ الّذین لایرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدّنیا و اطمانّوا بها و الّذین هم عن آیاتنا غافلون اولئك ماواهم النّار بما كانوا یكسبون»
بنده گمان می‌كنم ترتیب جملات مذكور به سبب ارتباطی است كه بین آن ها وجود دارد. برخی انسان‌ها چون زندگی دنیا را پسندیده‌اند، برای آخرت حسابی باز نمی‌كنند و منتظر ملاقات با خدا نیستند. آن چه می‌خواستند همین است و غیر از لذت‌های دنیوی هیچ دغدغه و گم شده‌ای ندارند. امیدی به آخرت ندارند تا به آن بیندیشند ولی باید بدانند: اولئك ماواهم النّار بما كانوا یكسبون. بنابراین سرّ پای بند نبودن به لوازم اعتقاد به آخرت، دلبستگی به حیات دنیاست چنان با لذت های دنیوی انس گرفته كه نمی خواهد از این ها جدا شود، پس برای چه درباره چیزی بیندیشد كه او را از آن ها جدا خواهد كرد! اگر بخواهی برایش از اوصاف مرگ و قیامت بگویی، می‌گوید: حالا بی‌خیال ! اگر آیه و روایت بیاوری، می‌گوید: قبول دارم، قیامت و حسابرسی هست ولی حالا كار و كاسبی دارم، حوصله ندارم درباره این چیزها فكر كنم. آن كه قیامت را باور داشت و به لوازم آن ملتزم بود، فرمود: والله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امّه ،(3) علی(ع)می فرماید: به خدا قسم! انس من به مرگ از انس طفل شیرخوار به پستان مادر بیش تر است. او باور دارد، می‌داند با چه كسی ملاقات خواهد كرد و چه لذت هایی در انتظارش است.(سخنرانی حضرت آیت الله مصباح یزدی (دامت بركاته)در دفتر مقام معظم رهبری ـ قم، 4و5/8/1384 )

 


1.7/5 - (3)
 
 
 
1393/06/10
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas