در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  بررسي مفهوم فرهنگ
تاریخ  :  1389/12/01
منابع  :  روزنامه رسالت، شماره 7170 به تاريخ 13/10/89، صفحه 19
كلمات كليدي  :  بررسي مفهوم فرهنگ
نوع مقاله : نشريات
موضوع مقاله : فرهنگي
نویسنده: محمد علی زهره‌ای
 
فرهنگ، متمایز كننده جوامع از یكدیگر است
ریشه لغوی و سیر تحول تاریخی مفهوم فرهنگ: آنچه مسلم است در تعریف و تشریح هر پدیده‌ای لازم است به سابقه تاریخی آن توجه شود، پیرامون واژه فرهنگ باید چنین گفت كه حتی اگر آن را فارغ از هر حسن یا سوء سابقه تاریخی در نظر بگیریم، باز هم در مقام تعریف، تعاریف گوناگون و اختلاف آمیزی پیرامون آن اظهار شده است. البته باید توجه داشت كه تنوع و تعدد موجود در تعریف فرهنگ به میزان زیادی معلول جایگاه‌ها و زوایای مختلف نگرش به آن است و تا حدی متاثر از اقتضای طبیعت این مفهوم است. در واقع فرهنگ از جمله مفاهیمی است كه با وجود كاربردهای فراوان آن در زبان گفتاری و نوشتاری تفاسیر و معانی مختلفی را در بطن خود به همراه دارد.
«Culture» مشتق از فعل لاتین «Colerel» است كه به معنای پرورش گیاه و یا حیوانات و به معنای كشت و كار مورد استفاده بوده و حتی گاهی نیز به مفهوم پرورش خانوادگی به كار رفته است. در میان متكلمان یونان باستان این اصطلاح كاربرد رایج امروزی را نداشته و بیشتر از دوران رنسانس به بعد در زبان انگلیسی «Culture» و پیش از آن در زبان آلمانی «Kultuer» به معنای پیشرفت و تعالی یك جامعه و نشانه دستیابی آن به تمدن به كار می‌رفته است.
در ادب فارسی، فرهنگ به معنای مختلفی چون دانش، علم، معرفت، ادب، تربیت، هنری آموختن و به كار بستن، آموزش و پرورش، آداب ، بینش و ایدئولوژی مذهبی آ مده است. در زبان عربی هم «ثقافه» به معنی ادب، عقل ، دانش، بزرگی، حكمت و هنر است. بنابراین در زبان‌های مختلف علی رغم ریشه‌های مختلف، نوعی اشتراك معنایی بین تمام آنها وجود دارد و در تمامی آنها عناصری چون رشد و كمال، هنر و فضیلت نهفته است.
این واژه نخستین بار در قرن یازدهم میلادی در اروپا ابداع و به دو معنا به كار برده شد. نخست به عنوان مراسم دینی و دوم به تعبیر كشت و زرع بر روی زمین. بنابراین جنبه استعاری داشت. (ذهن نافرهیخته و زمخت مانند زمینی سنگلاخ بود كه بارور نشده باشد.) در حال حاضر نیز این مفهوم از فرهنگ در زبان‌های اروپایی كاربرد دارد. اما عصر روشنگری بود كه بار معنایی لازم را به این واژه داد. در واقع هم «فرهنگ» و هم «تمدن» معنای اصلی خود را از زبان لاتین می‌گیرند. واژه «Civic» كه به مقام شهروندی اطلاق می‌گردد، دال بر تفوق آن بر حالت بدوی بیگانگان یا وحشیان نیز هست. به هر روی معنای تحت الفظی و معنای ثانویه این دو كلمه در عصر جدید نیز به كار گرفته شده اند. اما تا نیمه قرن هجدهم اوج عصر روشنگری در تفكر اروپایی متداول نبودند.
این واژه در كاربردهای سیاسی و اجتماعی پس از رنسانس تدریجا مفاهیمی مانند بهسازی، پیشرفت، رشد و ترقی، دستاوردهای علم، تمدن جدید و همچنین حالت رهایی از قید ایمان را یافته است. از این زمان بود كه این مفهوم به طور گسترده در مكاتب فلسفی و علوم اجتماعی به كار رفت تا آنجا كه تا آخر قرن هجدهم كثرت معنایی این دو لفظ فیلسوف آلمانی «یوهان گوتفرید هر در» را به ذكر این نكته در باب فرهنگ وا داشت كه هیچ چیز نامعین تر از این كلمه نبود. حتی در دوره بعد نیز استعمال گسترده این لفظ باعث وضوح آن نشد. به واسطه پیچیدگی موضوع هیچ گاه اندیشمندان به تعریفی یكسان از آن نرسیده اند. تعاریف فرهنگ را حدود 300 تعریف دانسته اند كه نشانگر برداشت‌ها و نقطه نظرات متفاوت پیرامون آن است.
«ژاك ید» جامعه شناس فرانسوی معتقد است: واژه فرهنگ اكنون معنایی پهناورتر و وسیع تر از هر زمان دارد، فرهنگ تعریفی دارد كه به اسارت كلمه در نمی آ ید، فرهنگ مانند واژه تعریف ناپذیر «عرفان» ابعادی دارد كه هرچه به ابعاد آن نزدیك تر شویم، دورتر می‌رویم. به اعتقاد وی باید پذیرفت كه اصولاتعریف فرهنگ كار آسانی نیست و نمی توان تعریف دقیق و قانع كننده‌ای از آن ارائه داد.
تعریف فرهنگ از منظر اندیشمندان:
 كم تر مفهومی به اندازه فرهنگ در حوزه علوم اجتماعی در معرض تفسیرها و تعبیرهای گوناگون بوده و سبب تنوع معنایی آن شده است. از بین تعاریف فرهنگ «هرسكویتس» به 250 تعریف و «كروبر» به 300 تعریف پیرامون آن اشاره می‌نماید و گاه رقم 400 تعریف را نیز برای فرهنگ ذكر كرده‌اند كه ما به مهمترین تعاریف آن بسنده می‌نماییم.
«ماگارت مید» مردم شناس نامدار، فرهنگ را مجموعه‌ای از رفتارهای آموختنی، باورها، عادات و سنن كه مشترك میان گروهی از افراد است و به گونه ای متوالی توسط دیگران كه وارد آن جامعه می‌شوند آموخته و به كار گرفته می‌شوند تعریف كرده است.
دایره المعارف لاروس، فرهنگ را چنین می‌شناساند: مجموعه معارف، عقاید، زبان، اساطیر، هنر اخلاق، قوانین، مقررات، آداب و رسوم و عادات مكتسبه انسان در جامعه و حتی هر نوع نظام تولید و توزیع اقتصادی و هر نوع نظام و سازمان سیاسی و مذهبی و خانوادگی و قضائی و نظایر آن. در دایره المعارف میراث آمریكا، تعریف فرهنگ این گونه آمده است: باورها، رفتار‌ها، زبان و تمام راه‌های زندگی در یك گروه از مردم در یك زمان خاص. براساس این تعریف فرهنگ شامل اعتقادات، مراسم، رسوم، كارهای هنری، اختراعات، تكنولوژی و سنن یك جامعه است.
«اتو كلاین» دانشمند برجسته علم روانشناسی اجتماعی در تبیین فرهنگ می‌گوید: فرهنگ از نظر عامه به معنی موفقیت هنری و فكری متعالی است و توسعه علم و هنر ، ادبیات و فلسفه، بیانگر نبوغ یك ملت است ولی از نظر جامعه شناسان و مردم شناسان، فرهنگ علاوه بر همه اینها شامل تمام چیزهایی است كه خود به عنوان عضوی از جامعه كسب می‌كند ... به علاوه برآنچه می‌خوریم و می‌آشامیم و می‌پوشیم و در انواع خانه هایی كه بنا می‌كنیم و در روابطمان با اعضای خانواده خود و سایر افراد جامعه در نظام ارزشی جامعه، در آنچه می‌آموزیم، در تصورمان از خوب و بد، در آرزوهایمان، در نظرمان نسبت به سایر جوامع و در بسیاری چیزهای دیگر تجلیات فرهنگ مشهود است. «ژرژ بالاندیه» جامعه شناس فرانسوی در این مورد می‌گوید: فرهنگ مجموعه ای بی نظم و در عین حال منظمی از دانسته‌ها و دانستنی‌ها و مجموعه ابداعات یك جامعه است. فرهنگ، انگیزه و واسطه بقا و رمز جان به در بردن هر ملت از مهلكه هاست.
«آنتونی گیدنز» فرهنگ را متشكل از باورها، اعتقادات، رفتارها و آنچه كه سبك و سیاق زندگی نامیده می‌شود و نیز بازتاب آن در آنچه كه تولید می‌شود، می‌داند.
از دید فلاسفه‌ای چون «لاك» و «هابز» فرهنگ، آموزش و پرورش ذهن انسان و آشنایی او با اندیشه انتقادی است. از این رو در نظام فكری این اندیشمندان منظور از انسان با فرهنگ، فردی است كه از اندیشه انتقادی و نیروی داوری و سنجش برخوردار باشد.
«ریموند ویلیامز» فرهنگ را عبارت از امر معمولی می‌داند. البته ویلیامز این جمله را در تقابل با درك نخبگان از فرهنگ كه آن را شكل ویژه محدودی از زندگی می‌دانستند كه فقط عده محدودی از مردم، از طریق پرورش برخی حساسیت‌ها از آن برخوردار می‌شوند، به كار می‌برد. پس فرهنگ به معنای مردم شناسانه دموكراتیكی كه كل نحوه زندگی را توصیف می‌كند عبارت است از امر معمولی. امر معمولی كه ملك مطلق افراد ممتاز نیست بلكه در برگیرنده تمام راه و رسم‌های زندگی روزمره است. در واقع تعریف مورد نظر ویلیامز در مقابل تعریف محافظه كارانه از فرهنگ قرار می‌گیرد. در تعاریف محافظه كارانه، برچسب فرهنگ (با فرهنگ) عده محدودی از افراد (نخبگان) را در بر می‌گیرد و عده كثیری از مردم را در دایره آن قرار نمی دهد. «ژاك بردل» معتقد است كه فرهنگ مجموعه ای از معانی، ارزش‌ها و برداشت‌ها می‌باشد و در سطوح مختلف می‌توان آن را به كار برد كه این سطوح عبارتند از: فروملی، ملی و فراملی. از نظر وی انجام یك فرهنگ، نشانه وجود ارتباط منطقی بین معانی، ارزش‌ها و برداشت‌ها می‌باشد كه اعضای یك فرهنگ دارا می‌باشند.
«استوارت هال» می‌گوید: فرهنگ در واقع مربوط به تولید و مبادله معناهاست. در واقع معناگرفتن و معنا بخشیدن بین اعضای جامعه یا گروه.
«والرشتاین» در مقاله‌ای تحت عنوان «فرهنگ و میدان جنگ ایدئولوژیكی نظام جدید جهانی» كه در سال 1999 منتشر كرد، فرهنگ را گسترده ترین مفهوم در علوم اجتماعی بیان كرد. از نظر وی لغت فرهنگ طیف وسیعی از معانی را شامل می‌شود و شاید بتوان گفت منبع خیلی از مشكلات هم می‌باشد. از نظر وی بر طبق دیدگاه انسان شناسان می‌توان گفت همه افراد دارای یك سری خصیصه‌ها و ویژگی‌های مشترك می‌باشند، برخی از افراد دارای خصیصه‌های مشتركی با برخی دیگر از افراد می‌باشند و همه افراد، یك سری خصیصه‌ها و ویژگی هایی را دارا می‌باشند كه با خصیصه‌های هیچ كس یكسان نیست. می‌توان یك مدل را ارائه نمود كه دارای سه وجه می‌باشد:
1- ویژگی‌های عام كه همه افراد واجد آن می‌باشند؛
2- مجموعه ای از ویژگی‌ها كه باعث می‌شود شخص عضو یك گروه تعریف بشود (به خاطر داشتن یك سری ویژگی‌های مشترك با اعضای آن گروه)؛
3- ویژگی هایی كه مختص خود فرد می‌باشد.
وقتی ما وجه دوم را به كار می‌بریم در واقع از لغت «فرهنگ» استفاده می‌كنیم برای اینكه مجموعه ای از خصیصه ها، روندها، ارزش‌ها و اعتقادات را توصیف نماییم و طبق این تعریف، هر «گروه»، فرهنگ خاص خودش را دارا می‌باشد، مثل گروه‌های نژادی، طبقاتی، زبانی، ملی و ... بنابراین هر فردی عضو خیلی از فرهنگ‌ها نیز می‌باشد. به طور خلاصه می‌توان گفت كه هر فرد از طریق فرهنگ، از گروه دیگر متمایز می‌شود اما فرهنگ‌ها فقط برای تمایز یك گروه از گروه دیگر كاربرد ندارند بلكه حتی نشان دهنده برخی از ویژگی‌های درون گروه می‌باشند كه با برخی دیگر ویژگی‌ها در همان گروه، در تضاد می‌باشد. نكته ای كه «والرشتاین» در این زمینه بر آن تاكید می‌كند این است كه آیا می‌توان مثلاافرادی را كه دارای رنگ موی روشن هستند دارای یك فرهنگ خاص دانست؟ از نظر وی پاسخ منفی است. چون از نظر وی مسئله آگاهی، جامعه پذیری و سازماندهی برای ایجاد فرهنگ در یك گروه تمركز می‌كند و در نتیجه افرادی كه دارای خصیصه ذاتی مثل رنگ چشم و رنگ موی روشن می‌باشند، نمی توانند گروهی دارای فرهنگ خاص خود تلقی شوند.
نخستین كسی كه فرهنگ را از تعریف كلاسیك آن خارج كرد و مترادف با تمدن به كار گرفت «ادوارد برنت تایلور» مردم شناس انگلیسی بود كه در سال 1871 م با انتشار كتاب «Primitive Culture» فرهنگ یا تمدن را یك كلیت پیچیده و در هم تنیده ای می‌داند كه شامل دانش ها، باورها، هنر، اخلاقیات، قانون، آداب و سنن و تمامی توانایی‌ها و عاداتی می‌شود كه انسان به عنوان عضوی از جامعه كسب می‌كند.
بنابراین می‌توان گفت فرهنگ مجموعه افكار، اعمال، باید و نبایدها، هنجارها، ارزش‌ها و نظام اعتقادات یك جامعه مشتمل بر سنت ها، آداب و رسوم، مذاهب، ایدئولوژی، تشریفات مذهبی، میراث، زبان و كلیه عادت‌ها یا دیدگاه‌های مشترك دیگر است كه ممكن است از این نوع مفاهیم مستثناء شده باشد. تاكید انسان شناسان بر فرهنگ به مثابه عامل تعیین كننده اصلی رفتار انسان تلقی می‌شود. یكی از مهمترین گردهمایی‌های بین المللی در حیطه مباحث فرهنگی «كنفرانس جهانی درباره سیاست‌های فرهنگی» است كه در سال 1982 در مكزیكوسیتی توسط یونسكو برگزار گردید. در این نشست كه با حضور تمامی دولت‌ها و سازمان‌های عضو یونسكو برگزار شد، بسیاری از مفاهیم و پدیده‌های موجود در عرصه فرهنگ جهانی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در مقدمه «اعلامیه مكزیكوسیتی درباره سیاست‌های فرهنگی» آمده است: «كنفرانس معتقد است كه در وسیعترین برداشت، می‌توان گفت كه فرهنگ كلیتی است تركیب یافته از خصوصیات متفاوت روحی، مادی، فكری و احساسی كه شاخصه یك جامعه یا گروه است. فرهنگ نه فقط هنرها و نوشتارها بلكه حالات زندگی، حقوق بنیادین انسان، نظام‌های ارزشی، سنت‌ها و باورها را در برمی گیرد. این فرهنگ است كه به انسان امكان واكنش نشان دادن در مقابل خود را می‌دهد. این فرهنگ است كه ما را به طور مشخص انسان می‌كند، حیات عقلانی، قضاوت نقادانه و احساس تعهد اخلاقی به ما می‌بخشد، از طریق فرهنگ است كه ما ارزش‌ها را تشخیص می‌دهیم و انتخاب می‌كنیم. از طریق فرهنگ است كه انسان خود را بیان می‌كند و از خود آگاه می‌شود، ضعف‌های خود را می‌پذیرد، از موفقیت‌های خود می‌پرسد، به ابزارهای جدید دست می‌یابد و كارهای جدید را خلق می‌كند كه از طریق آنها محدودیت‌های خود را مرتفع می‌سازد.
این بیان یكی از كامل ترین تعریف‌ها و تبیین هایی است كه از مفهوم فرهنگ شده است. در این بیان در درجه نخست فرهنگ به معنی وجه مشخصه و خصوصیت متفاوت یك جامعه بویژه به لحاظ روحی و رفتاری است. بنابراین فرهنگ آن خصوصیتی است كه یك جامعه را از دیگری متمایز می‌كند. در درجه دوم عناصر فرهنگ مشخص شده اند: هنر، ادبیات، خصوصیات رفتاری، ارزش ها، باورها و حقوق اساسی پذیرفته شده در هر جامعه عناصر اصلی فرهنگ از این دیدگاه هستند.
وجود متفاوت این عناصر در هر جامعه موجب تمایز و تشخیص آن جامعه در مقابل دیگران می‌شود و به عبارت دیگر به آن جامعه هویت می‌بخشد و فرهنگ، سازنده اصلی هویت یك جامعه است. این فرهنگ است كه خصوصیات متفاوت یك جامعه را تشكیل می‌دهد. »اعلامیه جهانی یونسكو درباره تنوع فرهنگی« در مقدمه خود به تعریف فرهنگی می‌پردازد. براساس این اعلامیه: فرهنگ باید به عنوان مجموعه ای از ویژگی‌های معنوی، مادی، فكری و احساسی خاص جامعه یا یك گروه اجتماعی تلقی شود كه علاوه بر این موارد هنر، زبان و ادبیات، شیوه‌های زندگی با یكدیگر، نظام ارزش ها، سنت‌ها و باورها را نیز در بر می‌گیرد.
از مجموع اسناد یونسكو كه مهمترین آژانس تخصصی فرهنگی بین المللی است، برمی آ ید كه در تعریف فرهنگ هم به برداشت‌های توصیفی و هم برداشت‌های نمادگرایانه توجه شده است. بر این مبنا »فرهنگ عنصر هویت ساز جوامع و مظهر حیات عقلانی آنهاست و كلیتی است كه از تركیب خصوصیات و نمادهای به وجود آمده در هر جامعه همچون شیوه‌های بیانی ارزش ها، سنت‌ها و باورهای آن جامعه پدید می‌آید.
در بین محققان برجسته داخلی دكتر علی شریعتی فرهنگ را مجموعه ای از ساخته‌ها و اندوخته‌های معنوی تعریف كرده است و آن را با تمدن و ایدئولوژی مرتبط ولی متفاوت دانسته است.
مدیران فرهنگی كشور در همایش خود كه در سال 1380 در تبریز برگزار شد، فرهنگ را مجموعه‌ای از عقاید، آداب و رسوم و سایر جنبه‌هایی دانستند كه بیشتر بر ابعاد جنبه‌های معنوی و معرفتی وجود انسان توجه دارد.
كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز فرهنگ را مجموعه‌ای پیچیده از خصوصیات احساسی، فكری و غیر مادی تعریف كرده است كه به عنوان شاخص جامعه و یا گروهی اجتماعی مطرح می‌شود.
استاد محمدتقی جعفری در تعریف فرهنگ، ابتدا به نمودها و فعالیت هایی از حوزه زندگی انسانی توجه نموده‌اند. براساس نظر وی فرهنگ نیز مانند حیات بشری دارای منشا است، بنابراین از شمول تعریف بیرون است. ایشان همچنین اعتقاد داشته اند كه فرهنگ از مختصات انسان است و او آن را از شرایط محیطی، پدیده‌های تاریخی، آرمان‌های مطلق و نسبی برداشت می‌نماید و به اصطلاح تابعی از جهان بینی خویش می‌نماید.
تعاریف موجود از فرهنگ بسیار متفاوت و متعدد هستند، ولیكن شاید بتوان آن را در سه دسته كلی تعریف نمود.
1- تعریف‌های كلاسیك از فرهنگ (فرهنگ به مثابه رشد و تعالی جامعه)
2- تعریف‌های توصیفی از فرهنگ
3- تعریف‌های نمادگرایانه از فرهنگ

 


3.4/5 - (56)
 
 
 
1393/05/31
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas