در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  اخلاق فمينيستي Feminist Ethics
نویسنده :  احمد دبيري
كلمات كليدي  :  حقوق زن، اخلاق سنتي، اخلاق فمينيستي، مرد محوري، اخلاق همجنس گرايي زنانه
  از مباحث‏هاى نسبتاً نوین در مطالعات اخلاقی رهیافت فمینیستى به اخلاق است. به طور کلی دو رویکرد عمده زنانه به اخلاق در غرب وجود دارد:
 
رویکرد نخست
 در این رویکرد طرفداران اخلاق فمینیستى با تأكید بر حقوق ‏اخلاقى زنان معتقدند، تبعیض و ستم بر زنان هم‏چنان در جوامع حاضر وجود دارد و آراى كسانى ‏را كه معتقدند زنان به لحاظ عقلانى، اجتماعى و اخلاقى تابع مردان هستند، شدیداً محكوم مى‏كنند. به عقیده این عده اخلاق سنتى با تشویق زنان به فضائلى مانند صبر و فداكارى، پایین‏تر دانستن شأن و شایستگى اخلاقى زنان از مردان و به‏ كارگیرى شیوه تفكر مردانه و بى‏اعتنایى به شیوه‏هاى تفكر زنانه از زیردست‏بودن زنان حمایت می كند.[1]
 
اخلاق همجنس‌گرایی زنانه
  یكى از شاخص‏ترین و افراطى‏ترین رهیافت‏ها در رویکرد اول، هم‏جنس گرایى زنانه است. این رهیافت به طور خاص برای زنان طراحی شده است و با تإکید بر «انتخاب» به جای «وظیفه» پیشنهاد می‌کند که به جای سؤال اخلاقی و سنتی «آیا این عمل خوب است.» این سؤال مطرح ‌شود که «آیا این عمل در جستجوی آزادی و خودآگاهی به من کمک می‌کند». از نظر این گروه هر زنى براى آن‏كه كاملاً فمینیست باشد باید تمایل داشته باشد كه او را هم‏جنس‏گرا بدانند، چه‏ براى حذف كامل سلطه مردان بایستى به گونه‏اى برنامه‏ریزى شود كه مردان به‏طور كلى از زندگى زنان كنار روند. طراحان این رهیافت با صراحت نهاد خانواده را در خدمت اخلاق سنتى مردانه و نقشه‏اى براى استثمار هرچه بیشتر زنان مى‏دانند و ازدواج و تشكیل خانواده را نفى كرده، هم‏جنس‏گرایى زنانه وگرایش جنسى زنان به خود را تجویز مى‏كنند.
  از نگاه نقادان این رهیافت اشكالات فلسفى، جامعه‏شناختى، روان‏شناختى ‏و اخلاقى بى‏شمارى بر آن وارد است كه یكى از آشكارترین و مهم‏ترین آنها این است كه چنین رهیافتى اخلاق و الگوى اخلاقى را به سطح نازلى از یك‏ خواسته و یا هوس روانى، و نه چندان اخلاقى، فروكاسته است. شاید حتى‏خودگروانه‏ترین و لذت‏گروانه‏ترین مكتب‏هاى اخلاقى رهیافتى را كه هیچ‏ گونه‏نقش كنترلى و بازدارندگى براى اخلاق در نظر نگیرد و صرفاً به كام‏جویى و هوس‏پرورى فردى و گروهى بیندیشد، شایسته نام رهیافت اخلاقى ندانند.[2]
رویكرد دوم
  در مورد اخلاق فمینیستى، متضمن دو مدعاست؛ مدعاى اول این كه «اخلاق سنتى اساساً مرد محور است» و مدعاى دوم این كه «جهان‏بینى واحد زنانه مى‏تواند ما را به ‏یك نظریه ارزشى بى‏اشكال و كارآمد برساند.» نظریه‏پردازان این رویكرد به ‏طور كلى سه نظریه حداقلى، معتدل و افراطى را مطرح كرده‏اند:
   الف) نظریه حداقلى: طرفداران این نظریه برآن‏اند كه زنان شأن و توانایى‏ رشد اخلاقى را دارند. به طور خلاصه مى‏توان گفت پیروان نظریه حداقلى كه نظریه‏اى‏ تساوى جویانه است، شأن و ارزش اخلاقى زن و مرد را به لحاظ تكوینى‏ مساوى دانسته، خواستار حذف مرجعیت انحصارى مردان در تشخیص و قضاوت نهایى اخلاقى هستند.     
   ب) نظریه افراطى: این دیدگاه كه از سوى بسیارى از اندیشه‏ورزان ‏فمینیست حمایت مى‏شود به برترى اخلاق زنانه بر اخلاق مردانه اعتقاد دارد.پیروان این نظریه بر تقدم نیازها بر حقوق و عشق و محبت بر وظایف تأكید مى‏كنند و معتقدند برخلاف اخلاق سنتى مردانه كه مستلزم پیروى كوركورانه از قوانین است، وظایف مادرانه بیشتر مستلزم خلاقیت و جوشش درونى است؛ از این‏رو با الهام از تجربه اخلاقى زنان مى‏توانیم الگویى براى ‏نظریه اخلاقى ‏طراحى كنیم كه بر توجه به دیگران و مراقبت خودجوش از انسان‏ها مبتنى ‏است. این الگو اخلاق فمینیستى را رهیافتى مى‏شناسد كه بر توجه و مهربانى به ‏دیگران مبتنى است.
  به طور کلی می‌توان گفت نظریه افراطی که باموضعی برتری‌جویانه از اخلاق فمینیستی دفاع می‌کند در عین تأیید تفاوت فضائل و رذائل مردانه و زنانه می‌کوشد برتری شأن و ارزش اخلاقی زن بر مرد، برتری خلق و خو و منش صنفی-جنسیتی زنان و برتری آماری زنان بر جامعه مردان در اخلاق (تعهد و التزام بیشتر زنان به اخلاق) را مدلل سازد. سپس بر پایه این نتایج بر لزوم اصلاح خلقیات مردانه و جای‌گزیی آن با خصال و منش‌‌های زنانه در جهت تثبیت، تعمیق و تسریح رشد اخلاقی جامعه و لزوم راهبری اخلاقی زنان و به دست‌گرفتن نهاد اخلاق از سوی ایشان در جهت اعتلای این نهاد به دلیل امتیاز و برتری زنان در قضاوت و تشخیص اخلاقی، انگیزش اخلاقی و رفتار اخلاقی، تأکید می‌ورزد.
  ج) نظریه معتدل: دسته سوم نگرش میانه‏اى را در قیاس با نظریه حداقلى و نظریه ‏افراطى پیشنهاد مى‏كنند. این نگرش ضمن انتقاد از اخلاق سنتى، بدون این كه مانند صاحبان نظریه افراطى بطلان و حذف آن اخلاق را اعلام كند، به اصلاح آن مى‏اندیشد.
  انتقاد پیروان این نظریه از اخلاق سنتى آن است كه اخلاق را از پایه‏اى‏ترین و بنیادى‏ترین ریشه‏هاى آن آغاز نكرده است، چرا كه مراقبت و دل‏سوزى در قیاس با عدالت و قانون‏مدارى ریشه‏اى‏تر است. اخلاق سنتى به ‏جاى مراقبت و دل‏سوزى، عدالت و قانون‏مدارى را نشانده است و در واقع از میانه راه آغاز كرده است. در نتیجه این اشتباه، انسان‏ها به گونه‏اى تربیت ‏یافته‏اند كه انسان‏هاى دیگر و حیوانات را زیر سلطه خود آورده، از آنها بهره‏كشى مى‏كنند و در محیط زیست خود بى‏مهابا دخل و تصرف مى‏كنند. از نگاه این عده اخلاق را می‌توانیم به گونه‌های مختلفی پی‌ریزی کنیم. می‌توانیم چونان اخلاق سنتی آن را برمبنای عدالت سنتی پی‌ریزی کنیم، می‌توانیم مطابق مشی دانشمندان و بخش زیادی از فلسفه به تبیین همه چیز بر مبنای عقل اهتمام ورزیم می‌توانیم همانند دانش‌جویان هنر و موسیقی با نظری زیبایی طلبانه و ستایش‌گروانه به همه چیز نگاه کنیم ولی در این مبناست که می‌توانیم به دیگران یاری رسانیم و همواره زمینه‌های رشد و تعالی و خوش‌بختی همه موجودات را چونان رشد و تعالی و خوش‌بختی خودمان فراهم نماییم و در زندگی اخلاقی با دل‌سوزی و شفقت هر چه تمام‌تر به این مهم جدیت ورزیم[3].
طرفداران هر یک از سه نظره مذکور الگوی اخلاقی مورد نظر خویش را در قالب یکی از رهیافت‌های زیر ترسیم می‌کنند:
 
اخلاق زنانه
  شعار این رهیافت رو به رشد این است که خصایص سنتی زنانه‌ای مثل مراقبت، دلسوزی، خیرخواهی و پرورش مهرورزی، به لحاظ اخلاقی، از خصایص سنتی مردانه‌ای مثل عقلانیت، عدالت و استقلال کم‌اهمیت‌تر نیستند. کارول گیلیگان نماینده شاخص این رهیافت که یک روان‌شناس اخلاق نو کلبرگی است، اظهار می‌دارد که زنان به هر دلیل مایل‌اند با لحن مراقبت که بر روابط عینی و واقعی مبتنی است، سخن بگویند، نه با لحن عدالت که بر اموری انتزاعی اهتمام دارد. هرچند گیلیگان تصریح می‌کند که اخلاق مردان و زنان را کاملاً جدا از هم نمی‌داند اما بسیاری از نقادان رهیافت او را هم‌سو با نظریه افراطی می‌دانند و معتقدند وی در جهت مقابله با اخلاق ظاهراً مردانه استاد خود، لورنس کلبرگ به اخلاق شدیداً زنانه متمایل شده است.
 
اخلاق مادرانه
  این رهیافت رابطه صحیح مادر و فرزند را به عنوان الگوی ارتباطی مترقی در اخلاق اجتماعی معرفی می‌‌کند و آن را در کنار الگوی سنتی تعقل و تعهد نشانده و حتی‌گاه از آن برتر می داند. از نگاه این رهیافت الگوی سنتی مبتنی بر تعقل و تعهد تنها در شرایطی کارگشاست که میان دو طرف در روابط اجتماعی تساوی در استقلال، اقتدار و اطلاعات برقرار باشد، در حالی که واقعیت نشان می‌دهد روابط و تعاملات انسانی ـ اجتماعی بیشتر میان کسانی رخ می‌دهد که از موقعیت مساوی برخوردار نیستند، مانند روابط میان فرزند و والدین، دانش‌جو و استاد، متخصص و ارباب رجوع، پزشک و بیمار، کارفرما و کارگر و... در این تعاملات اگر به الگوی اخلاق مادرانه بیندیشیم خواهیم دید که این الگو نقش بسیار مؤثر و کارسازی در نزدیک کردن موقعیت‌های نامتوازن و نامتساوی به یکدیگر ایفا می‌کند چرا که به جرأت می‌توان گفت مادران بیشترین علاقه را به فرزندانشان دارند و می‌کوشند از فرزندان محافظت کرده به آنها آموزش دهند و آنها را از نظر اجتماعی موفق و قابل قبول بارآورند؛ آنها هم به خود و هم به فرزندانشان می‌آموزند که حساس، مسئول و آگاه از نیازهای دیگران باشند.[4]
 


[1]. L Jaggar, Feminist Ethics, Encyclopedia of Ethics, ed. Lawrence C. Becker, 2001,V.1, p.528. 
[2] . جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1386، ص 342.
[3] . هولمز، رابرت ال، مبانی فلسفه اخلاق، ترجمه مسعود علیا، نشر ققنوس، تهران، 1385، ص 414-417
[4] .S. Ruddick, 'Maternal Thinking', mothering: Essays in Feminist Theory, PP.213-30

 


0/5 - (0)
 
 
 
1393/05/01
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas