عنوان مورد بحث یک تركیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از مادهی "فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
[1] و "مطلق" نیز اسم مفعولِ باب إفعال از مادهی "طلق" و در لغت به معنای آزاد و رها شده است.
[2]
در اصطلاح نحو مفعول مطلق، مصدری است که تأکید کنندهی عامل خود یا بیان کنندهی نوع یا عدد آن باشد؛
[3] مانند: «
کَلَّمَ اللهُ موسی تکلیماً»؛
[4] در این آیه شریفه فعل "کَلَّمَ" عامل و "تکلیماً" مصدر تأکید کنندهی عامل است.
وجه نامگذاری
اینکه آن مصدر را "مفعول" نامیدند به این جهت است که آنچه توسط فاعل فعل ایجاد میشود، حدث است و مصدر نیز دلالت بر حدث میکند در نتیجه مصدر، انجام یافتهی فاعل است؛ با این بیان روشن میشود که در واقع مفعول حقیقی در فعل فاعل، مصدر است.
اما توصیف مفعول، به وصف "مطلق" به این جهت است که همچون سایر مفاعیل مقید به قیدی نیست؛ مانند: "مفعولبه" كه قید "به" دارد و "مفعولمعه" که مقید به "معه" است؛ لذا اطلاق در مفعول مطلق در مقابل تقیید در سایر مفاعیل است.
[5]
جایگاه مفعول مطلق
در علم نحو، مفعول مطلق در باب اسم، قسمت منصوبات بررسی میشود اما در ترتیب ذکر مفاعیل عدهای
[6] "مفعولبه" را مقدم داشته و ابتدا از آن بحث کردهاند و در مقابل عدهای به جهت آنچه در وجه نامگذاری بیان شد، ابتدا به بررسی مفعول مطلق پرداخته اند.
[7]
اقسام مفعول مطلق
مفعول مطلق به جهت غرض و فائدهی معنایی به سه قسم تقسیم میشود:
[8]
1- تأکیدی (مؤکِّد)
مفعول مطلق تأکیدی مصدر مبهمی
[9] است که غرض از آن تأکید معنای عامل خود است؛ مانند: «
ونزّلناه تنزیلاً»؛
[10] در این آیه شریفه "تنزیلاً" مصدر مبهمی است که "نزّلنا" را تأکید میکند.
2- نوعی (مبیِّن نوع)
مفعول مطلق نوعی مصدر مختصی
[11] است که غرض از آن بیان نوع و کیفیت عامل است؛ مانند: «ضربتُ ضربَ الأمیرِ»؛ در این مثال "ضَرْب" مصدری است که به جهت اضافه شدن به "الأمیر"، مختص شده است و غرض از آن بیان نوع ضرب در "ضربتُ" است.
3- عددی (مبیِّن عدد)
مفعول مطلق عددی مصدر مختصی است که غرض از آن بیان عدد و کمیت عامل است؛ مانند: «قرأت الکتابَ قراءتین»؛ در این مثال "قراءتین" مصدری است که به جهت تثنیه، مختص شده و غرض از آن بیان تعداد دفعات خواندن کتاب در فعل "قرأت" است.
تثنیه و جمع مفعول مطلق
تثنیه و جمع مصدر در مفعول مطلق تأکیدی امکان ندارد؛ به این جهت که مراد از آن حقیقتی
[12] است که بین قلیل و کثیر مشترک است؛ لذا تعدد در آن راه ندارد به خلاف مصدر در مفعول مطلق نوعی و عددی که به جهت دلالت بر افراد و انواعی که در ضمن یک حقیقت است قابلیت تثنیه و جمع را دارد.
[13]
انواع استعمال مفعول مطلق
مفعول مطلق به سه شکل استعمال میشود:
[14]
1. معرََّف به "ال"؛ مانند: «
فَیُعَذِّبُهُ اللهُ العَذابَ الأَکْبَرَ»؛
[15] در این آیهی شریفه "العذابَ" مفعول مطلق نوعی و معرَّف به "ال" است.
2. مضاف؛ مانند: «
و قَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ »؛
[16] در این آیهی شریفه "مکرَهم" مفعول مطلق نوعی است که به "هم" اضافه شده است.
3. مجرد از اضافه و "ال"؛ مانند: «
کَلَّمَ اللهُ موسی تَکْلیماً»؛
[17] در این آیه شریفه "تکلیماً" مفعول مطلق و مجرد از "ال" و اضافه است.
عامل مفعول مطلق
عامل مفعول مطلق به سه صورت واقع میشود:
[18]
1. فعل متصرف تامّ؛
[19] مانند: «فرحتُ فرحاً»؛ در این مثال "فرحتُ" فعل متصرف تامّ و عاملِ مفعول مطلق (فرحاً) است.
2. وصف متصرف؛
[20] مانند: «رأیتُک مجتهداً إجتهاداً»؛ در این مثال "مجتهداً" اسم فاعل و عامل مفعول مطلق (إجتهاداً) است.
3. مصدر؛ مانند: «
قال اذهب فمن تَبِعَک منهم فإنّ جَهَنَّمَ جزاؤُکم جَزاءً موفوراً»؛
[21] در این آیهی شریفه "جزاؤُکم" مصدر و عامل مفعول مطلق (جزاءً) است.
مفعول مطلق در قرآن و حدیث
1. «
إنّا فتحنا لک فَتحاً مُبیناً» (ما برای تو پیروزی آشکاری را فراهم ساختیم)؛
[22] در این آیهی شریفه "فتحاً" مفعول مطلق و منصوب است.
2. «
یا أیها الذین ءامنوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبةً نَصوحاً»، (ای کسانی که ایمان آوردهاید! به سوی خدا توبه کنید، توبهای خالص)؛
[23] در این آیهی شریفه "توبةً" مفعول مطلق و منصوب است.
3. «
و زَکِّ به (بدعائِک) عَمَلی تزکیةً ترحم بها تَضرّعی و شَکوای» (عمل مرا به خواستت پاک و اصلاح گردان تا به سبب آن گریه و ناله من مورد رحمت و پذیرش تو قرار گیرد) ؛
[24] در این دعای شریف "تزکیةً" مفعول مطلق و عامل نصب آن "زَکِّ" است.
4. «
اللهم صلّ علی محمدٍ و آل محمد الذین أذهبتَ عنهم الرجسَ و طَهّرتَهم تطهیراً» (خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست آنان که پلیدی و گناه را از آنها دور کردی و كاملا پاک ساختی)؛
[25] در این دعای شریف "تطهیراً" مفعول مطلق و عامل نصب آن "طهّرتَهم" است.
نکته
در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که دو مبحث "حذف عامل مفعول مطلق" و "نیابت از مفعول مطلق" از مباحث مهم مفعول مطلق است که در ضمن عنوان مستقل "اصل در مفعول مطلق" مورد بررسی قرار میگیرد.
[1]. الفعل: کنایة عن کل عمل متعد او غیر متعد. ابن منظور جمال الدین محمد بن مکرم؛ لسان العرب، قم، نشر أدب الحوزة، 1405 هـ.ق، ج 11، ص 528، مادهی "فعل".
[2]. أطلقت الأسیر إذا حللت إساره و خلّیت عنه. فیومی، أحمد بن محمد؛ المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، مؤسسة دار الهجرة، 1405 هـ. ق، چاپ اول، ج 2، ص 376، مادهی "طلق".
[3]. سیوطی، عبدالرحمن بن أبی بکر؛ النهجة المرضیة فی شرح الألفیة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، مرکز النشر، 1417 هـ.ق، چاپ اول، ج 1، ص 221.
[4]. سوره نساء، آیه 164 (و خداوند با موسی سخن گفت و این امتیاز از آن او بود).
[5]. حسن، عباس؛ النحو الوافی، مصر، دارالمعارف،چاپ سوم، ج 2، ص 193، پ 1 و الصبان، محمد بن علی و الاشمونی، علی بن محمد بن عیسی و ابن مالک، محمد بن عبدالله بن مالک؛ حاشیة الصبان علی شرح الأشمونی علی الفیة ابن مالک، بیروت، دار الفکر، 1419 هـ.ق، چاپ اول، ج 2، ص 625.
[6]. همچون شیخ بهایی در كتاب الصمدیة و ابن مالک در ألفیة، صفائی بوشهری در بداءة النحو.
[7]. به نظر صاحب کتاب النهجة المرضیة آنچه سبب شده است زمخشری و ابن حاجب "مفعول مطلق" را بر "مفعولبه" مقدم کنند همان وجه نامگذاری مفعول مطلق است؛ یعنی چون نام مفعول بدون تقیید، بر آن اطلاق میشود. سیوطی، عبدالرحمن بن أبی بکر؛ پیشین، ج 1، ص 222.
[8]. صاحب النحو الوافی قسم چهارمی را که بیان نوع و عدد با هم است اضافه میکند و معتقد است در هر چهار قسم، معنای تأکید وجود دارد. حسن، عباس؛ پیشین، ج 2، ص 196 و 197.
[9]. مصدر مبهم، مصدری است که بر مجرد معنای آن اختصار شده و از ناحیهی دیگر، معنایی به آن اضافه نشده است. اضافه شدن معنای دیگر میتواند به نحو اضافه، وصف، "ال" عهدیه، عدد، اوزان مره و هیأت، تثنیه، جمع و... باشد. در مقابل آن، مصدر مختص است که از ناحیه یکی از امور گذشته، معنایی به معنای مصدر اضافه میشود. حسن، عباس؛ پیشین، ج 2، ص 196، پ 2.
[10]. سوره اسراء، آیه 106 (و آن را به تدریج نازل کردیم).
[11]. تعریف مصدر مختص در پاورقی شمارهی 9 گذشت.
[12]. منظور از حقیقت، معنای جنس است که قابل صدق بر قلیل و کثیر میباشد. حسن، عباس؛ پیشین، ج 2، ص 199.
[13]. الشرتونی، رشید؛ مبادئ العربیة قسم النحو، قم، مؤسسة دارالذکر، 1417 هـ.ق، چاپ اول، ج 4، ص 135.
[14]. این تقسیم برگرفته از تقسیم صاحب بداءة النحو در مفعول مطلق است. صفائی بوشهری، غلامعلی؛ بداءة النحو، قم، مدیریت حوزه علمیه قم، 1385 هـ ش، چاپ اول، ص 168.
[15]. سوره غاشیة، آیه 24 (که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات میکند).
[16]. سوره ابراهیم، آیه 46، (آنها نهایت مکر و نیرنگ خود را به کار زدند).
[17]. سوره نساء، آیه 164، (و خداوند با موسی سخن گفت و این امتیاز از آن او بود).
[18]. در ضمن این تقسیم به شرائط عامل مفعول مطلق نیز اشاره شده است.
[19].بنابراین فعل جامد مثل "فعل تعجب" و فعل ناقص مثل "کان"، نمیتوانند عامل مفعول مطلق باشند. شرط غیر ملغی از عمل نیز برای فعل عاملِ مفعول مطلق ذکر شده است؛ لذا "ظنّ" در صورت الغاء از عمل نمیتواند عامل مفعول مطلق باشد. حسن، عباس؛ پیشین، ج 2، ص 195،پ 2.
[20]. مانند: اسم فاعل و اسم مفعول و صیغهی مبالغه؛ لذا اسم تفصیل و صفت مشبهه نمیتوانند عامل مفعول مطلق باشند. الصبان، محمد بن علی؛ پیشین، ج 2، ص 627. بعضی شرط وصف عامل مفعول مطلق را دلالت بر حدث بیان كرده اند. الشرتونی، رشید؛ پیشین، ج 4، ص 135.
[21]. سوره إسراء، آیه 63 (فرمود: برو! هر کسی از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست. کیفری است فراوان!).
[24]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403 هـ.ق، چاپ سوم، ج 94، باب اعمال ایام مطلق الشهر و لیالیه، الیوم الاول، ص 188.
[25]. مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج 95، باب اعمال خصوص یوم عرفه، ص 245.