در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  درآمدي بر مكه پيش از ظهور پيامبر خاتم(ص)
نویسنده :  سيد علي اكبر حسيني
كلمات كليدي  :  تاريخ، پيامبر(ص)، مكه، خزاعه، قريش، كعبه، تجارت
 شهر مکه در عرض جغرافیایی 33 درجه و 28 دقیقه و طول 49 درجه جغرافیایی واقع شده است. این شهر جزئی از منطقه تهامه بوده و ارتفاع آن از سطح دریا حدود سیصد و سی متر می­باشد. شهر مکه در دره­ای تنگ و هلالی شکل پیرامون خانه کعبه[1] در میان دو کوه ابوقبیس و قیعقعان واقع شده است. هوای این دره بواسطه احاطه کوه­ها به شدت گرم و خشک است.[2]
   جامعه­شناختی این شهر در سال­های منتهی به ظهور پیامبر(ص) می­تواند به درک بیشتر و بهتر ما از اسلام کمک کند. مکه از آب سطحی برخوردار نیست و آب شرب آن فقط از چاه­هایی تأمین می­شود، که از باران­های زمستان و بهار مایه می­گیرد. این باران­ها گاه به صورت رگبارهای شدیدی در می­آیند که به فاصله چند لحظه سیلاب­های عظیمی را تشکیل می­دهد که از کوه­های اطراف به سمت دره(مکه) سرازیر می­شوند و شهر را به خرابی تهدید می­کنند.[3]
 
وجه تسمیه مکه
   در علت نام­گذاری مکه به این نام (بین علما و مورخین) اختلاف است. گفته شده که مکه را از این جهت مکه گفته­اند که تمکّ­الجبارین و الفاجرین(تمک اعناق الجبابره)[4] ستمگران و فاجران را می­بلعد و از بین    می­برد[5] و نیز گفته شده؛ «لانها تجذب الناس الیها» مردم را به خود جذب    می­کند.[6] هم­ چنین گفته شده مکه را از این جهت مکه گفته­اند که جایی کم آب است و گویا زمین آن آبش را مکیده است.[7] عده­ای مکه را مترادف کلمه بکه به معنی ازدحام دانسته­اند و گفته­اند مکه را از این رو مکه گفته­اند که مردم( در موسم حج) در آن ازدحام می­کنند.[8]
 
اوضاع سیاسی - اجتماعی مکه
    در مکه نیز چونان دیگر نقاط شبه جزیره عربستان، اساس اجتماع بر نظام قبیلگی استوار بود؛ قریش در مکه با تیره­ها و طوایفش، عمده ساکنین این شهر را تشکیل می­دادند؛ همسایگی خانه خدا موجب حرمتشان در نزد عموم قبایل عرب شده به آنان چنان امنیتی بخشیده بود که دیگر قبایل را از آن بهره­ای نبود؛[9] مردم عرب به قریش، به دیده احترام و بزرگی می­نگریستند و در نزدشان به بسیاری از اختلافاتشان خاتمه می­دادند.[10] احساس زعامت [بر دیگر اعراب]، انسجام بیشتری به طوایف قریش بخشیده بود بطوری که تمام بطون و طوایفش خود را ملزم به حفظ این اتحاد دانسته ضمن پرهیز از اختلافات داخلی، می­کوشیدند هیچ بطنی از دائره آن خارج نگردد.[11] چیزی که در سایر قبایل امری رایج و عادی به حساب می­آمد؛ همین وحدت و انسجام از قریش چهره­ای پرقدرت و با صلابت در نظر سایر اعراب ساخته، حس ریاست و سروری­شان را بر خود تشدید می­کرد.[12]
 
1/1بطون قریش
   گفته شده مقارن با ظهور اسلام قریش مشتمل بر 25 طایفه می­شده است که عبارت بودند از:
   بنی­هاشم بن عبدمناف، بنی­مطلب بن عبدمناف، بنی­حارث  بن عبدالمطلب، بنی­امیة بن عبدشمس، بنی­نوفل بن عبدمناف، بنی­حارث بن فهر، بنی­اسد بن عبدالعزی، بنی­عبدالدار بن قصی، بنی­زهرة بن کلاب، بنی­تیم بن مرّه، بنی­مخزوم بن یقظه، بنی­یقظه بن مره، بنی­مرة بن کعب، بنی­عدی بن کعب، بنی­سهم بن عمرو، بنی­جمح بن عمرو،  بنی­مالک بن حنبل، بنی­معیط بن عامر، بنی­نزار بن عامر، بنی­سامة بن لؤی، بنی­أ­درم تیم بن غالب بن فهر، بنی­محارب بن فهر، بنی­حارث بن عبدالله بن کنانه، بنی نباته، بنی­عائذه. سپس مسعودی می­افزاید: از بنی­هاشم تا بنی­جمح بطون قریش بطاح[13] و از بنی­مالک تا به آخر جزء بطون قریش ظواهرند.[14]
  
2/1دین مردم مکه
   مردم مکه، همواره بر آیین ابراهیم(ع) بودند تا این­که از زمان عمرو بن لحی امیر خزاعی مکه بت­پرستی در پیش گرفتند؛[15] از آن پس دین  ابراهیم(ع) از میان غالب مردم مکه رخت بربست و از آن اثری جز در امور حج، چیزی باقی نماند.
   عزی، هبل، أساف، نائله و مناة از بتان معروف قریش به شمار می­آمدند «عزّی» بزرگ­ترین­ بت­شان بود؛ بدین جهت قریش را امت عزّی هم      می­خواندند؛ آنان عزی را زیارت می­کردند و برایش هدیه می­بردند و قربانی انجام می­دادند و بدین وسیله بدان تقرب می­جستند.[16] دیگر بت قریش، «هبل» نام داشت که با عقیق سرخ، به شکل انسان ساخته شده بود و بزرگ­ترین بت درون کعبه به شمار می­رفت.[17] أساف و نائله هم دو بت دیگر قریش بود که آن را می­پرستیدند. این دو را که به صورت دو سنگ مسخ شده بودند پیشاپیش کعبه نهادند تا مردمان از آن پند بگیرند.[18] مناة نیز از دیگر بتانی بود که علاوه بر دیگر اعراب، قریش نیز آن را بزرگ می­داشتند.[19]
   تحمس[20] و ­سخت­گیری قریش در امر دین نیز از دیگر خصیصه­های بارز دینی در مکه بر شمرده می­شد از این­رو به قریش «حمس» اطلاق می­گردید.[21] قریش رفته­رفته شروع به بدعت­گزاری کرده­ وقوف در عرفه و انجام مراسم آن را با این­که ­می­دانستند که از مشاعر دین ابراهیم(ع) است، ترک کرده وقوف در آن را برای سایر اعراب، فرض و واجب کردند؛می­گفتند: «ما فرزندان ابراهیم هستیم و اهل حرم و خادمان کعبه و ساکنین آن؛ برای ما سزاوار نیست که از حرم خارج شویم و غیر حرم را به مانند حرم بزرگ بشماریم؛ چرا که این کار از حرمت و شأن­مان در نزد عرب می­کاهد.»[22] این بدعت­گزاری­ها بخصوص از زمانی­که خداوند لشکر ابرهه را تار و مار کرد شدت گرفت؛ چرا که مقام کعبه و قریش بعد از این واقعه بیش از پیش در انظار عرب بالا رفت. اعراب می­گفتند: «اینان(قریش) اهل الله هستند چه آنکه خداوند از ایشان دفاع نمود و دشمنانشان را نابود ساخت.»[23]
   آنان، ساکنان خارج از حرم را وادار می­کردند که غذای خود را وارد حرم نکنند، بلکه باید از غذای اهل حرم استفاده کنند، در موقع طواف باید از لباس­های مردم مکه، که لباس ملی و قومی بود بهره بگیرند، اگر هم کسی توانایی خریدش را نداشت می­بایست برهنه طواف می­کرد.[24]
   آن­ها هنگام انجام دادن اعمال حج، غذای روغنی نمی­پختند و شیری اندوخته نمی­کردند مو و ناخن نمی­گرفتند و روغن استعمال نمی­کردند و با زنان معاشرت نمی­کردند و خود را خوشبو نمی­کردند و گوشت می­خوردند و در خانه­ای از خانه­های مکه داخل نمی­شدند و در حال انجام مناسک حج در خیمه­های چرمی ساکن می­شدند و... .[25]
   با این حال، مکه از خداپرستانی که از پرستش بتان سرباز زده بودند حنیفی یا نصرانی شده بودند، خالی نبود در بین قریش و بویژه در طایفه بنی­هاشم آیین حنیف ابراهیم(ع) پیروانی داشته است. ورقة بن نوفل بن اسد از جمله کسانی بود که از پرستش بتان سرباز زده آیین مسیحیت اختیار کرده بود.[26] زید بن نفیل نیز از کسانی بود که از پرستش بتان سرباز زده بود و به دنبال دین بود تا اینکه در شام، توسط مسیحیان کشته شد.[27]   
 
3/1مناصب و تشکیلات اداری مکه
   دار­الندوه محل بررسی امورات مهم و اساسی مکه بود البته برخی مسائل روزمره هم­چون ازدواج و حرکت کاروان­های تجاری و ... نیز در آن انجام می­شد.[28] این مجلس مختص فرزندان بنی­قصی بود؛[29] اما غیر از بنی­ قصی، تنها صاحب­نظرانی امکان حضور در آن را داشتند که چهل سال از عمرشان گذشته باشد.[30]
   قریش برای اداره امور مکه، مناصب و تشکیلاتی را بوجود آوردند؛ عمده مناصب این شهر سقایت، رفادت، سدانت، حجابت و لواء بود.[31] -[32] در کنار این مناصب ایسار، تحجیر اموال، شورا، اشناق، عقاب، قبه و اعنه و سفارت[33] - [34] نیز از دیگر مسئولیت­هایی بود که تا قبل از ورود اسلام در این شهر مرسوم بوده است و آن را از یکدیگر به ارث می­بردند.[35]
 
4/1فجار مکه
   با این­که جامعه مدنی مکه تا حدودی از روحیات و خلق و خوی خشن بدوی­گری فاصله گرفته بود؛ اما این امر مانع از ورود آنان به جنگ­های جاهلی نشده بود؛ مشهورترین این جنگ­ها، چهار جنگ فجار القرد،[36] فجار الرجل،[37] فجار المرأه،[38] فجار براض[39] بود که فجار براض خود پنج فجره را شامل می­شد:  یوم­النخله،[40] یوم­الشمطه،[41] یوم­العبلاء،[42] یوم الشرب[43] و یوم­الحریره.[44]
 
اوضاع اقتصادی مکه
   علاوه بر وجود کعبه  قرار داشتن مکه بر سر راه بازرگانی­ای که از یمن به شام و فلسطین و مصر می­رفته است بر اهمیت این شهر بیش از پیش ­افزوده بود، پس قریش نیز به امر تجارت ­پرداختند؛ اما در ابتدا تجارت­شان از مکه عدول نمی­کرد. تجار غیر عرب کالاهایشان را          می­خریدند و در اطراف بلاد عرب می­فروختند.[45] تا اینکه هاشم بن­ عبدمناف سنت تجارت قریش به شام و یمن را بنیان نهاد. هاشم از ملوک شام اجازه تجارت در بلاد شام را گرفت سپس برادرش عبدشمس موفق به کسب اجازه از حاکم حبشه جهت تجارت به آن­جا شد و نوفل بن عبدمناف کوچک­ترین فرزند عبدمناف نیز با سفر به عراق از کسری نامه­ای دریافت کرد جهت تجارت به عراق.[46]
   از آن پس رفته­رفته مکه تبدیل به شهر بازرگانی بزرگی شد؛[47] ازخصیصه­های منحصر بفرد تجارت مکه این بود که به صورت گروهی انجام می­گرفت به این معنی که تمامی قریش در قافله تجاری­ای که راهی سفر تجاری می­شد، سهیم می­شدند تجار بزرگ مکه عده­ای را اجیر   می­کردند و به همراه اموال خود روانه می­ساختند. این عده جهت فروش این کالاها به بلاد مختلف سفر می­کردند و پس از انجام کار به مکه باز می­گشتند.[48]
  طریق معروف جنوب به شمال و نیز راه دیگری که از سمت شمال به خیبر و از وسط صحرای وادی­الرمله و بعد به حیره می­رسید. راه­های تجاری اصلی مکه محسوب می­شدند،[49] کاروان­های مکی از یمن و سواحل اقیانوس هند و شرق افریقا، سقز و کشمش و از معادن بنی­سلیم طلا به سواحل مدینه تجارت می­کردند و از آن­جا اسلحه و گندم و روغن و شراب و پارچه­های پنبه­ای و کتانی و ابریشمی برمی­گرداندند.[50] مهم­ترین کالای تجارت قریش پوست دباغی شده بود.[51] نقره هم از مهم­ترین کالاهایی بود که به شام تجارت می­شد.[52] عمده­ترین کالایی که تجار مکی از شام به مکه تجارت می­کردند، روغن بود.[53] علاوه بر آن، قریش در مکه،اجتماعات­شان و بازارگاه­هایی مانند عکاظ برپا نمود[54] که تمام قبایل شمال و جنوب غربی برای تجارت به همراه قبایل نجد، در این بازار جمع می­شدند و راه­های تجاری یمن و شام و خلیج فارس و بابل از آن می­گذشت.[55] این بزرگ­ترین بازار عرب در نزدیک عرفات از نیمه ذی­القعده تا آخر این ماه تشکیل می­شد.[56]
   ربا نیز جزئی از حیات اقتصادی مکه و اصلا مظهری از مظاهر حرکت اقتصادی و تجاری مکه به شمار می­آمد. در این شهر بسیاری از تجار بواسطه ربا ثروت بر روی ثروت می­انباشتند.[57] نزول آیات فراوان درباره تحریم ربا قبل و بعد از فتح مکه از شیوع آن در مکه و دیگر شهرهای عربستان آن روز داشت.


[1]. مقدسی؛ احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، قاهره، مکتبة مدبولی، چاپ سوم، 1991، ص71.
[2]. قره چانلو، حسین؛ حرمین شریفین، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، 1362، ص13.
[3]. همان.
[4]. ابن فقیه، ابو عبدالله احمد بن محمد؛ البلدان، تحقیق یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، 1996، ص74 .
[5]. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف؛ سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1414، ج1، ص198 و حموی، یاقوت؛ معجم البلدان، بیروت، دارالصادر، چاپ دوم، ج5، ص181.
[6]. البلدان، پیشین، ص74.
[7]. معجم البلدان، پیشین، 1995، ج1،ص182.
[8]. معجم البلدان، پیشین، ج5، ص182 و البلدان، پیشین، ص74.
[9]. حمیری کلاعی، ابوالربیع؛ الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله(ص) و الثلاثة الخلفا، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1420،ج1، ص62 و الشریف، احمد ابراهیم؛ مکه و المدینه فی الجاهلیه و عهد الرسول، قاهره، دار الفکر العربی، چاپ دوم، ص235.
[10]. مکه و المدینه فی ...، پیشین، ص235.
[11]. همان.
[12]. همان، ص236.
[13]. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجره، چاپ دوم، 1409،ج2، ص269.
[14]. همان.
[15]. کلبی، هشام بن محمد؛ الاصنام، تحقیق احمد زکی پاشا، قاهره، افست تهران، نشر نو، چاپ دوم، 1364ش، ص8.
[16]. الاصنام، پیشین، ص114.
[17]. همان، ص123.
[18]. الاصنام، پیشین، صص 9 و 111 و ابن هشام؛ السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بی­تا،ج1، ص82.
[19]. الاصنام، پیشین، ص111.
[20]. بدعت گذاری و نوآوری در دین.
[21]. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1990،ج1، ص59 و یعقوبی؛ تاریخ یعقوبی، بیروت، دارالصادر، چاپ دوم، 1988، ج1، ص256.
[22]. بغدادی، ابن حبیب ؛ المنمق فی اخبار قریش، تحقیق خورشید احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، 1985، ص127.
[23]. همان.
[24]. السیرة النبویه ، پیشین ،ص.129 و طبقات الکبری، پیشین، ج1، ص59.
[25]. تاریخ یعقوبی، پیشین، ص256 و المنمق، پیشین، ص128- 129 و طبقات الکبری، پیشین، ج1، ص59.
[26]. ابن قتیبه؛ المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، 1992، ص59  و اصفهانی، ابوالفرج؛ الاغانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج3، ص119.
[27]. المعارف، پیشین، ص59 و تاریخ یعقوبی، پیشین، ص257 و الاغانی، پیشین، ص123.
[28]. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1996، ج1، ص52 و السیرة النبویه، پیشین، ج1، ص129 و تاریخ الیعقوبی، پیشین، ج1، ص240.
[29]. دیار بکری، شیخ حسین؛ تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، بیروت، دارصادر،ج1، ص155 و حلبی شافعی، ابوالفرج؛ السیرة الحلبیه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، 1427، ج2، ص34.
[30]. همان.
[31]. انساب الاشراف، پیشین، ج1، ص53 و طبری، تاریخ الطبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967، ج2، ص58 و السیرة النبویه، پیشین، ج1، ص130.
[32]. سقایت مسئول دادن آب به حاجیان، رفادت مسئول مهمانداری از حجاج ، سدانت خادمی و پرده­داری خانه خدا، حجابت دربانی و کلیدداری کعبه و لوا پرچمدار مکه بودند.
[33]. ابن جوزی؛ المنتظم، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء و مصطفی عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1992، ج2، ص216 – 217 و ابن عبد ربه؛ عقد الفرید، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1404، ج3، ص267 – 268.
[34]. ایسار تولیت چوبه­های تیر قرعه­کشی، تحجیر اموال مسئول نذورات بتان، اشناق تعیین کننده میزان دیه و ضررهای مالی، عقاب پرچمدار ملی، قبه و اعنه مسئول رزم­آرایی و حرکت لشکر و سفارت نماینده قریش در امور پیش­آمده بین قبیلگی بود.
[35]. عقد الفرید، پیشین، ص268 و حسنی الندوی، سید علی؛ السیرة النبویه، دمشق، دار ابن کثیر، چاپ12، 1425ق، ص139 .
[36]. ابن اثیر؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر- دار بیروت، 1965، ج6، ص104 و  التمیمی، معمر بن مثنی؛ ایام العرب قبل الاسلام، تحقیق عادل جاسم البیاتی، بیروت، عالم الکتب- مکتبة النهضة العربیه، چاپ اول، 1987، ج1، ص505 و المنمق، پیشین، ص160.
[37]. ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص503 و المنمق، پیشین، ص161 و ...  .
[38]. ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص502 و الکامل، پیشین، ص104 و عقد الفرید،پیشین، ج6، ص102 .
[39]. المنمق، پیشین، ص164و ...  .
[40]. طبقات الکبری، پیشین، ج1، ص102 و تاریخ یعقوبی، پیشین، ج2، ص17 و السیرة النبویه، پیشین، ص186 و ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص506.
[41]. ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص331 و المنمق، پیشین، ص169 .
[42]. ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص517.
[43]. ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص517 و  معجم البلدان، پیشین، ج3، ص322.
[44]. ایام العرب قبل الاسلام، پیشین، ص524 و معجم البلدان، پیشین، ج2، ص250.
[45]. تاریخ یعقوبی، پیشین، ص242.
[46]. همان­و المنمق،پیشین، ص45-43-42 و انساب الاشراف، پیشین، ص59 و تاریخ الطبری، پیشین،ج2، ص252 – 251 و السیرة النبویه، پیشین، ص136.
[47]. جواد علی؛المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول، 1970، ص21.
[48]. مکه و المدینه فی ...، پیشین، 213 .
[49]. شوقی ضیف؛ عصرجاهلی، ترجمه علیرضا زکاوفی قراگوزلو، تهران، امیرکبیر، ص86.
[50]. عصرجاهلی، پیشین، ص86.
[51]. المفصل فی تاریخ العرب ...، پیشین، ص307.
[52]. همان، ص308.
[53]. همان، ص293.
[54]. عصرجاهلی، پیشین، ص87.
[55]. دائرةالمعارف الاسلامیه، بیروت، دارالمعرفه، ج2، ص382.
[56]. قزوینی، زکریا بن محمد؛ آثار البلاد و اخبار العباد، بیروت، دار صادر، ص85 و ازرقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، روائع التراث العربی، ج1، ص382.
[57]. مکه و المدینه فی ...، پیشین، ص213.

 


1/5 - (1)
 
 
 
1393/09/03
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید