در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  توزيع مكاني جمعيت Population Place Distribution
نویسنده :  مريم اميني يخداني
كلمات كليدي  :  تراكم جمعيت، پراكندگي جغرافيايي جمعيت، سكونتگاه هاي جمعيت
واژه Place در لغت به‌معنی جا، مکان، ناحیه و منطقه می‌باشد؛ و Distribution به‌معنی توزیع و پراکندگی است.[1] و در اصطلاح چگونگی توزیع و پخش جمعیت بر روی زمین را "توزیع مکانی" جمعیت می­نامند.[2]
جمعیت هرکشور در تمامی سطح آن به‌صورتی نامتعادل پخش و توزیع شده است. برای سنجش این توزیع و تفاوت‌ها و تغییرات ناحیه­ای آن، "میزان­های تراکم جمعیت" و "میزان­های پراکندگی جغرافیایی جمعیت" را محاسبه و بررسی می­کنند.[3]
 
تراکم جمعیت
تراکم (Density) از مهم‌ترین شاخص­هایی است که در رابطه با ساخت جمعیت باید مورد بررسی قرار گیرد. تراکم جمعیت (Population Density) یک مفهوم نسبی است و آگاهی از این امر بسیار مهم می­باشد. این شاخص که متوسط شمار افراد در واحد سطح را نشان می­دهد عبارت است از رابطه شمار جمعیت یک کشور با مساحت خاک آن،[4] که خود انواعی دارد:
1- تراکم حسابی (Arithmetic Population Density)؛ تراکم حسابی جمعیت از تقسیم جمعیت کل یک کشور در یک سال معین بر مساحت کل همان کشور برحسب کیلومتر مربع به‌دست می­آید. در حقیقت، این تراکم رابطه موجود بین جمعیت یک کشور و یا یک منطقه را با مساحت خاک همان کشور و یا همان منطقه بیان می­نمایند.[5]
میزان تراکم حسابی جمعیت در برخی از کشورها متجاوز از 400نفر در هر کیلومتر مربع است و در عوض در برخی دیگر مانند کشور استرالیا این رقم کمتر از 7 نفر در هر کیلومتر مربع می­باشد.
با وجود رواج محاسبه این شاخص، این نوع میزان تراکم، دارای دقت کامل نیست، زیرا تمام اراضی یک کشور و یا یک منطقه قابل سکونت نیستند بنابراین شاخص دیگری به‌نام تراکم زیستی جمعیت مورد محاسبه قرار می­گیرد.[6]
 

 
 
2- تراکم زیستی (Biologic Population Density)؛ با استفاده از تراکم زیستی جمعیت، متوسط تعداد جمعیت برحسب مساحت زمین­های قابل کشت محاسبه می­شود. از آنجا که زمین­های قابل کشت قسمتی از مساحت مناطق و کشورها را تشکیل می­دهند، اندازه این شاخص همیشه بیشتر از شاخص تراکم حسابی خواهد بود. تراکم زیستی در مقایسه با تراکم حسابی، رابطه معقول­تری را بین جمعیت و زیستگاه آن نشان می­دهد.[7]

3- تراکم اقتصادی (Economic Population Density)؛ میزان تراکم اقتصادی جمعیت از تقسیم جمعیت کل یک کشور بر کل دارایی­های اقتصادی همان کشور به‌دست می­آید. در این نوع تراکم رابطه بین منابع اقتصادی یک کشور با جمعیت همان کشور سنجیده می­شود. باتوجه به­اینکه در محاسبه میزان تراکم اقتصادی کلیه منابع و امکانات اقتصادی را مورد توجه قرار می­دهیم اعتبار این تراکم که اغلب اقتصادانان از آن استفاده می­نمایند از تراکم نسبی و تراکم بیولوژیک بیشتر است.[8]
تراکم جمعیت را براساس شیوه معیشت نیز محاسبه می­کنند. از این لحاظ می­توان میزان تراکم جمعیت را در جوامع شهری، روستایی و عشایری محاسبه کرد. در شرایط معاصر، دو مورد آن‌ها اهمیت بیشتری دارد.
 
4- تراکم جمعیت شهری (Urban Population Density)؛ میزان تراکم شهری عبارت است از رابطه میان جمعیت و وسعت شهر که از تقسیم جمعیت شهری به مساحت آن (برحسب هکتار) به‌دست می­آید:

میزان تراکم شهری را می­توان براساس ناحیه­های شهری نیز محاسبه کرد.[9]
 
5- تراکم جمعیت روستایی (Rural Population Density)؛ میزان تراکم روستایی رابطه میان جمعیت و وسعت روستا را نشان می­دهد و از تقسیم جمعیت روستا به وسعت آن (برحسب هکتار) حاصل می­شود:[10]

 
پراکندگی جغرافیایی جمعیت (Geographical Dispersion)
پراکندگی جغرافیایی جمعیت شاخصی است که پراکندگی جمعیت منطقه معینی را در سطح آن نشان می­دهد.[11] پراکندگی جمعیت را می­توان به چند طریق زیر محاسبه کرد:
1- میزان شهرنشینی (Rate Urbanization)؛ با توجه به اینکه تفاوت تراکم جمعیت در داخل کشورها برحسب مناطق شهری و روستایی زیاد است، شاخص میزان شهرنشینی به‌عنوان معیاری برای سنجش میزان تراکم مورد استفاده قرار می­گیرد.[12]
این شاخص نسبت جمعیت ساکن در مراکز شهری یک کشور یا منطقه را در یک مقطع زمانی معین به کل جمعیت همان کشور یا منطقه در همان مقطع زمانی نشان می­دهد و با استفاده از رابطه زیر به‌دست می­آید:

در رابطه فوق، Urb.R میزان شهرنشینی،  مجموع جمعیت ساکن در مناطق شهری و  کل جمعیت کشور یا منطقه می­باشد.[13]
معمولاً میزان شهرنشینی در کشورهای توسعه­یافته بیشتر از کشورهای درحال توسعه است. مثلاً میزان شهرنشینی در کشورهای انگلستان و بلژیک، به ترتیب،90 و 97 درصد می­باشد درحالی­که همین میزان در کشورهای نپال و نیجر به ترتیب، 11 و 17 درصد برآورد شده است. با این حال، پیش­بینی‌ها حاکی از آن هستند که رشد آتی میزان شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، بیشتر از کشورهای توسعه­یافته خواهد بود.[14]
در کنار افزایش میزان شهرنشینی شاخص دیگری نیز وجود دارد که نسبت جمعیت ساکن در شهرهای بزرگ را به جمعیت شهری می­سنجد و آن را مشخصه­ای برای شناخت تمرکزهای انبوه انسانی به‌شمار می­آورند. این شاخص فشار روزافزون جمعیت بزرگ شهرها را در کشورهای دارای اقتصاد ضعیف و در حال توسعه نشان می­دهد و کمتر بر تمرکزهای بیشتر جمعیت در شهرهای بزرگ کشورهای توسعه­یافته دلالت دارد. درحالی­که تعداد شهرهای بیش از 10 میلیون نفره در جهان از 4 شهر در سال 1975 (1354 شمسی) به 27 شهر در سال 2015 (1394) خواهد رسید و 23 شهر بر شمار آن‌ها اضافه خواهد شد، از این تعداد دو شهر به جهان بیشتر توسعه‌یافته تعلق خواهد داشت درحالی‌که تعداد شهرهای بیش از 10میلیون نفر کشورهای درحال توسعه از 2 به 23 شهر خواهد رسید.[15]
 
2- میزان روستانشینی (Rate Ruralization)؛ توزیع جغرافیایی بخشی از جمعیت کشور در نقاط روستایی را "روستانشینی" گویند. این شاخص کسری است که صورت آن شمار جمعیت ساکن در مناطق روستایی یک کشور یا منطقه در یک مقطع زمانی معین و مخرج آن کل جمعیت همان کشور یا منطقه زمانی است و با استفاده از رابطه زیر به‌دست می­آید:

که در آن Rur.R میزان روستانشینی،  مجموع جمعیت ساکن در مناطق روستایی و  کل جمعیت کشور یا منطقه می­باشد.[16]
 
3- میزان کوچ­نشینی (Nomadism Rate)؛ توزیع جغرافیایی بخشی از جمعیت کشور در مناطق عشایری را "کوچ­نشینی" گویند؛ و آن عبارت است از درصد جمعیت عشایری در کل جمعیت کشور:

که در آن Nom.R میزان کوچ­نشینی، مجموع جمعیت عشایری و  کل جمعیت کشور می­باشد.[17]
 
سکونتگاه­های جمعیت
به‌طور کلی، شیوه معیشت و سکونت انسان به دو شکل اساسی زیر دیده می­شود:
 
1- سکونت غیرساکن؛ در این شیوه معیشت، انسان­ها در طول سال محل ثابتی برای سکونت ندارند.[18] سه گروه از انسان‌ها در این شیوه سکونت رده‌بندی می­شوند:
الف) خانوارهای کوچ‌رو؛ عشایری هستند که شیوه تولید اجتماعاً شبانی دارند و برای چراندن دام خود پیوسته از ییلاق به قشلاق و برعکس در رفت و آمد هستند و به همین دلیل چادرنشین می­باشند.
ب) خانوارهای کولی؛ کولی‌ها یا قره­چی­ها خانوارهایی هستند که مدتی از سال را در روستای خود سکونت دارند و بقیه آن را به‌صورت کوچ دایم داخل چادرها به‌سر می­برند و از راه درست کردن الک و غربال، فال­بینی، رقص و گدایی زندگی می­کنند.
ج) خانوارهای بی­سرپناه؛ خانوارهایی هستند که در خیابان­های شهرهای بزرگ زندگی می­کنند و شب­ها را روی چمن­ها، پارک­ها و جاهایی نظیر این به‌سر می­آورند و از راه اشتغال در بخش غیررسمی و حتی غیرمجاز اقتصاد شهری زندگی می­کنند.[19]
 
2- سکونت یکجانشین؛ اگرچه شیوه سکونت یکجانشینی به دو شکل اساسی روستانشینی و شهرنشینی قابل مشاهده است، اما با طبقه­بندی دقیق­تر، انواع زیر را می­توان مشاهده کرد:
الف) آبادی؛ محلی که در آن نشانه­ای از انسان یا دستاوردهای او دیده شود.
ب) مزرعه (Farm)؛ محلی که در آن فعالیت کشاورزی صورت می­گیرد. اگر مزرعه در محدوده ثبتی یا عرفی روستا یا شهری باشد، آن را مزرعه تابع و در غیر این صورت مزرعه مستقل می­نامند.
ج) مکان؛ ساختمانی است که جهت استفاده انسان ساخته شده باشد. در صورتی‌که مکان در حوزه عرفی یا ثبتی شهر و روستایی قرار گرفته باشد مکان تابع و در غیر این صورت مکان مستقل نامیده می­شود.
د) دهکده یا ده­پاره (Hamlet)؛ مجموعه درهم فرو رفته­ای از خانه­های محقر در مناطق روستایی یا یک روستای کوچک چندخانواری را دهکده یا ده­پاره می‌خوانند.[20]
د) ده یا روستا (Village)؛ ده واژه­ای است پارسی مشتق از کلمه "دهیو" به‌معنی سرزمین و کشور و معنای لغوی آن یعنی مرکز تجمع انسان­ها و واحد جغرافیایی که شخصیتی اقتصادی و اجتماعی قائم به‌خود دارد. روستا نیز واژه­ای است که از کلمه رستاق گرفته شده که در اصطلاح جغرافی‌دانان اسلامی به ناحیه­ای اطلاق می­شد که مزارع و قریه­هایی داشته باشد.
ده در ایران امروز به سکونتگاهی اطلاق می­شود که اکثر مردم آن از طریق کشاورزی سنتی و نیمه‌سنتی به امرار معاش بپردازند.[21]
ه) شهرک (Town)؛ به نواحی تقریباً متصل به شهرها اطلاق می­شود که در اثر پروسه­های اکولوژیکی هجوم و توالی و تمرکززدائی شکل می­گیرد.[22]
و) شهر (City)؛ واژه "Cite" از واژه لاتین "Civitas" گرفته شده و از قرن یازدهم وارد زبان فرانسوی گردید. این واژه به معنی "شهر"، به‌ویژه، در قالب یک شخصیت حقوقی است به‌گونه­ای که در قرون وسطی به فدراسیون­های قبیله‌ای رومی اطلاق می­شد.
شهر زیستگاهی است انسان‌ساخت و در زیر یک قدرت سیاسی مشخص، که تمرکز جمعیتی نسبتاً پایداری را درون خود جای می­دهد، فضاهایی ویژه براساس تخصص­های حرفه­ای به‌وجود می­آورد، تفکیکی کمابیش مشخص و فزاینده میان بافت­های مسکونی و بافت­های کاری ایجاد می­کند و فرهنگی خاص را به‌مثابه حاصلی از روابط درونی خویش پدید می­آورد که درون خود خرده‌فرهنگ­های بی­شماری را حمل می­کند.[23]
از سرشماری 1365به بعد، کلیه نقاطی که دارای شهرداری بوده­اند، شهر محسوب شده­اند (بدون در نظر گرفتن جمعیت) در حالی­که در سرشماری­های قبل از این تاریخ (1365) داشتن پنج‌هزار نفر جمعیت ملاک تعریف شهر بوده است.[24]
ز) کلان‌شهر (Megalopolis)؛ این اصطلاح در اصل در یونان باستان برای اشاره به یک دولت‌-شهر ابداع گردید. و در دوران امروزی برای اشاره به منظومه‌های شهری بسیار بزرگ به‌کار برده می­شود.[25] و شهرهای بزرگ و صنعتی جدید را که نسبت به شهرها و روستاهای دیگر مرکزیت دارند، "کلان‌شهر" می­گویند.
حال اگر شهری در مرکز تعدادی از شهرها و شهرک­های اقماری قرار گرفته باشد، مادرشهر (Metropolis) نامیده می­شود.[26]
 


[1]. Wehmeier. Sally; Oxford Advanced Learner’s Dictionary of Current English, London, Seventh Edition, publishing by oxford, 2005, P: 444 & 1148.
[2]. تقوی، نعمت‌الله؛ مبانی جمعیت­شناسی، تبریز، جامعه‌پژوه و دانیال، 1378، چاپ پنجم، ص33.
[3]. همان، ص33.
[4]. حسینی، حاتم؛ مبانی جمعیت­شناسی، همدان، نشر دانشگاه بوعلی سینا، 1384، چاپ اول، ص55.
[5]. کلانتری، صمد؛ مبانی جمعیت شناسی، اصفهان، مانی،‌ 1378، چاپ اول، ص15.
[6]. کاظمی­پور، شهلا؛ مبانی جمعیت­شناسی، تهران، مرکز مطالعات و پژوهش­های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، 1383، چاپ دوم، ص29.
[7]. محمودیان، حسین و دیگران؛ دانش خانواده، تهران، سمت، 1387، چاپ دهم، ص7.
[8]. کلانتری، صمد؛ مبانی جمعیت‌شناسی، اصفهان، مانی، 1378، چاپ اول، ص15.
[9]. تقوی، نعمت‌الله؛ مبانی جمعیت­شناسی، پیشین، ص35.
[10]. همان، ص35.
[11]. همان، ص35.
[12]. محمودیان، حسین و دیگران؛ پیشین، ص7.
[13]. حسینی، حاتم؛ پیشین، ص61.
[14]. محمودیان، حسین و دیگران؛ پیشین، ص7.
[15]. زنجانی، حبیب‌الله و دیگران؛ جمعیت، توسعه و بهداشت باروری، تهران، بشری، 1386، چاپ دوازدهم، ص14.
[16]. حسینی، حاتم؛ پیشین، ص61.
[17]. تقوی، نعمت‌الله؛ مبانی جمعیت­شناسی، پیشین، ص36.
[18]. همان، ص36.
[19]. همان، ص37.
[20]. همان، ص37.
[21]. تقوی، نعمت‌الله؛ جامعه­شناسی روستایی، تهران، نشر دانشگاه پیام نور، 1387، چاپ پنجم، ص16.
[22]. نقدی، اسدالله؛ درآمدی برجامعه­شناسی شهری (انسان و شهر)، همدان، فن­­آوران، 1382، چاپ اول، ص27.
[23]. فکوهی، ناصر؛ انسان‌شناسی شهری، تهران، نی، 1386، چاپ چهارم، ص29.
[24]. نقدی، اسدالله؛ پیشین، ص18.
[25]. گیدنز، آنتونی؛ جامعه‌شناسی، منوچهرمحسنی، تهران، نی، 1387، چاپ بیست و دوم، ص603.
[26]. تقوی، نعمت‌الله؛ مبانی جمعیت­شناسی، پیشین، ص38.

 

 


2.5/5 - (2)
 
 
 
1393/05/04
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas