در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  محبت و احترام به كودكان در سيره و گفتار نبوي
نویسنده :  هادي اكبري
كلمات كليدي  :  فرزندان، كودكان، محبت، احترام، بوسيدن
      یكی از اساسی­ترین نیاز انسان پس از نیازهای زیستی مثل آب و غذا و... نیاز به محبت است. اگر این نیاز انسان برآورده شود، كودك تا اندازه زیاد در مقابل نیازهای زیستی پایداری كرده و آن را تحت تاثیر خویش قرار خواهد داد. نیاز به محبت در بعضی حیوانات نیز مشاهده شده اگر چه این نیاز در انسان زیاد لازم و ضروری است كه خانواده به این نیاز كودك توجه ویژه داشته باشند اگر خانواده­ها این نیاز كودك را ارضا كند، موجب آرامش روانی، امنیت خاطر، اعتماد بنفس، اعتماد به والدین وحتی سلامت جسمی او می­شود، اگر این نیاز نوجوان و كودك ارضا نشود موجب فروپاشی روحی و روانی،بی اعتمادی او به خود و دیگران باعث احساس عجز و حقارت، بیماری جسمی و روانی متعدد و انحرافات اجتماعی زیادی خواهد شد.[1]
 
اظهار محبت
   در سیرۀ رسول­خدا(ص) به طور فراوان شاهد اظهار محبت ایشان به کودکان و خردسالان هستیم. سیرۀ عملی رسول­خدا(ص) بیان محبت و علاقه نسبت به کودکان بوده است. امام علی(ع) که نزدیکترینِ اصحاب به رسول­خدا(ص) بود، می­فرماید:
   شما موقعیت مرا نسبت به رسول­خدا(ص) در خویشاوندى نزدیك، در مقام و منزلت ویژه مى‏دانید، پیامبر(ص) مرا در اتاق خویش مى‏نشاند، در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش خود مى‏گرفت، و در بستر مخصوص خود مى‏خوابانید، بدنش را به بدن من مى‏چسباند، و بوى پاكیزه خود را به من مى‏بویاند، و گاهى غذایى را لقمه لقمه در دهانم مى‏گذارد، هرگز دروغى در گفتار من، و اشتباهى در كردارم نیافت‏.[2]
   اظهار لطف و محبت پیامبر(ص) در نماز هم شامل حال کودکان بود. رسول­خدا که به هنگام ایستادن به نماز همه چیز و همه کس را به فراموشی می­سپرد، مهر و عطوفتش برای کودکان در نماز نیز جاری بود. عبدالله بن شیبه از پدرش نقل می­کند که روزی پیامبر قصد اقامۀ نماز کرد در حالی که حسن(ع) به ایشان چسبیده بود. رسول­خدا(ص) امام­حسن(ع) را از خود جدا کرده و در مقابلشان روی زمین نشاندند و به خواندن نماز مشغول شدند. هنگامی که پیامبر(ص) به سجده رفتند سجدۀ ایشان به طول انجامید. من سر خود را به قصد آنکه ببینم چه اتفاقی افتاده است از سجده بلند نمودم، ناگاه دیدم که امام­حسن(ع) بر شانۀ پیامبر نشسته بود. هنگامی که نماز به پایان رسید مردم به پیامبر(ع) عرض کردند که چه چیز باعث طولانی شدن سجدۀ ایشان شده است، در حالی که سجده­ای چنین طولانی تاکنون سابقه نداشته، گویی که وحی بر شما نازل می­گشت؟! رسول­خدا فرمود: بر من وحی نازل نشد؛ اما فرزندم بر دوشم بود و من نخواستم او را برای پائین آمدن شتابزده کنم؛ لذا صبر کردم تا خودش پائین بیاید؛
«عَنْ أَنَسٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَیبَةَ عَنْ أَبِیهِ أَنَّهُ دُعِی النَّبِی ص إِلَى صَلَاةٍ وَ الْحَسَنُ مُتَعَلِّقٌ بِهِ فَوَضَعَهُ النَّبِی ص مُقَابِلَ جَنْبِهِ وَ صَلَّى فَلَمَّا سَجَدَ أَطَالَ السُّجُودَ فَرَفَعْتُ رَأْسِی مِنْ بَینِ الْقَوْمِ فَإِذَا الْحَسَنُ عَلَى كَتِفِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا سَلَّمَ ع قَالَ لَهُ الْقَوْمُ یا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ سَجَدْتَ فِی صِلَاتِكَ هَذِهِ سَجْدَةً مَا كُنْتَ تَسْجُدُهَا كَأَنَّمَا یوحَى إِلَیكَ فَقَالَ ص لَمْ یوحَ إِلَی وَ لَكِنَّ ابْنِی كَانَ عَلَى كَتِفِی فَكَرِهْتُ أَنْ أُعَجِّلَهُ حَتَّى نَزَل»[3]
هنگامی که رسول­خدا(ص) به نماز می­ایستادند حسنین(ع) به روی کمر ایشان می­رفتند و هرگاه رسول­خدا می­خواست سر از سجده بردارد دست خود را به پشت آنان می­گرفتند تا مبادا بیفتند.[4] اظهار محبت رسول­خدا(ص) به کودکان در حدّی بود که زمانی تعجب فردی یهودی را برانگیخت و او را به پذیرش آئین اسلام واداشت؛
روزی پیامبر(ص) در مسجد در حال اقامه نماز جماعت بودند و امام حسین(ص) که در آن زمان کودک خردسالی بود نزدیک آن حضرت نشسته بود. امام حسین(ع) هنگامی که پیامبر به سجده می­رفتند بر پشت پیامبر سوار می­شد و پای خود را تکان می­داد و می­گفت: حل حل![5] رسول­خدا(ص) هنگامی که سر از سجده بر می­داشتند او را می­گرفتند و در کنار خود می­نشاندند؛ اما هنگامی که دوباره به سجده می­رفتند، امام حسین دوباره بر کمر پیامبر(ص) سوار می­شد و حرکات قبلی خود را دوباره تکرار می­کرد تا اینکه نماز به پایان رسید. در این هنگام شخصی یهودی که رفتار پیامبر(ص) با امام­حسین(ص) را مشاهده کرده بود به نزد ایشان آمد و گفت: ای محمد! شما با فرزندان خود به گونه­ای رفتار می­کنید که ما با فرزندانمان آنگونه رفتار نمی­کنیم؟! رسول­خدا(ص) فرمود: اگر به خدا و رسول او ایمان داشتید شما نیز به کودکان مهربانی می­کردید. مرد یهودی نیز به رسول­خدا(ص) ایمان آورد چرا که با چشمان خود دید که پیامبر اسلام با تمام بزرگی و علو شأن، چه مهربانانه با کودکان رفتار می­کند.[6]
   محبت رسول­خدا(ص) به فرزندش چنان بود که به هنگام مرگ ابراهیم با چشمانی اشکبار خطاب به او فرمود: اگر غیر از آن بود که آنکه می­رود به جهان باقی می­شتابد و آیندگان به گذشتگان ملحق می­شوند، ما به شدت برای از دست دادن تو غمگین می­شدیم ای ابراهیم! سپس چشمان مبارکش از اشک پر شد و فرمود: از دیده اشک جاری و دل غمگین است، اما ما چیزی برخلاف رضای خداوند نمی­گوییم و ما در غم از دست دادن تو غمگینیم!
«وَ قَالَ(ص) لِابْنِهِ إِبْرَاهِیمَ وَ هُوَ یجُودُ بِنَفْسِهِ لَوْ لَا أَنَّ الْمَاضِی فَرَطُ الْبَاقِی وَ أَنَّ الْآخِرَ لَاحِقٌ بِالْأَوَّلِ لَحَزِنَّا عَلَیكَ یا إِبْرَاهِیمُ ثُمَّ دَمَعَتْ عَینُهُ وَ قَالَ تَدْمَعُ الْعَینُ وَ یحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لَا نَقُولُ إِلَّا مَا یرْضَى الرَّبُّ وَ إِنَّا بِكَ یا إِبْرَاهِیمُ لَمَحْزُونُونَ»[7]
 
اظهار محبت به نوادگان
   محبت رسول­خدا(ص) در حق کودکان تنها منحصر به فرزندان نبود، بلکه مهر و علاقۀ ایشان شامل نوادگانشان هم می­شد. پیامبر در حالی که نماز می­خواندند امامه، دختر زینب را در آغوش خود گرفته بودند و هرگاه به رکوع می­رفتند او را به زمین می­گذاشتند و هرگاه قصد برخواستن می­نمودند او را دوباره به آغوش می­گرفتند.[8]
 
بوسیدن  فرزند
   در روایات بسیاری که از ناحیه پیامبر­اکرم(ص) به دست ما رسیده، بر محبت به فرزند از طریق بوسیدن آنها تاکید شده است. در احادیث آمده است که رسول­خدا(ص) فرمود:
 مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَسَنَةً [9]؛ هر كس فرزند خود را ببوسد خداوند براى او یك حسنه می­نویسد و یا اینکه می­فرمودند: القَبّله حَسنَه و الحَسنَه عَشره[10]؛ بوسیدن فرزند حسنه است و پاداش هر حسنه ده برابر است. رسول خدا(ص) در روایت دیگری با اشاره به پاداش فراوان اخروی بوسیدن فرزندان می­فرمایند:
أَكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِكُمْ فَإِنَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ مَسِیرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ[11]؛ فرزندان خود را بسیار ببوسید چرا که برای هر بوسه­ای درجه­ای در بهشت است و فاصلۀ میان دو درجه پانصد سال می­باشد.
از آنجایی که پیامبر(ص) همیشه در انجام نیکی­ها بر همگان پیشی می­گرفت، آنچنان به فرزندان خود عشق می­ورزید که به خاطر آنان و محبت به آنان  سختی­های زیادی را متحمل می­شدند. أنس بن مالک که از اصحاب برجستۀ رسول­خدا(ص) است می­گوید: هیچ کس را مهربان­تر از پیامبر(ص) به خانواده­اش ندیدم. رسول­خدا(ص) برای شیر دادن ابراهیم دایه ای اجیر کرده بود که در اطراف مدینه زندگی می­کرد. از آنجایی که همسر دایه شغل آهنگری داشت، منزل او همواره پر از دوده بود اما پیامبر به آنجا می­رفت فرزندش را می­گرفت و می­بوسید و از آنجا می­رفت.[12]
محبت رسول­خدا(ص) به کودکان به حدی بود که برخی اوقات ابراهیم و حسین بن علی(ع) را بر روی دو زانوی خود می­نشاندند و آنها را یک به یک می­بوسیدند؛
«عنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ النَّبِی(ص) وَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیسَرِ ابْنُهُ إِبْرَاهِیمُ وَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیمَنِ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی وَ هُوَ تَارَةً یقَبِّلُ هَذَا وَ تَارَةً یقَبِّلُ هَذَا».[13]
پیامبر حسنین(ع) را بر دوش خود سوار می­کردند و مرتبا آن دو را می­بوسیدند.[14] عدم بوسیدن و محبت به کودکان در نزد پیامبر(ع) به حدُی ناپسند بود که هنگامی که شخصی به نزد ایشان آمد و به پیامبر عرض کرد که هیچ­یک از فرزندانش را تاکنون نبوسیده است ایشان او را از اهل آتش دانستند؛
«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِی ص فَقَالَ لَهُ مَا قَبَّلْتُ صَبِیاً قَطُّ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص هَذَا رَجُلٌ عِنْدَنَا أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ[15]
روزی رسول­خدا(ص) در حال بوسیدن امام­حسین(ع) بودند و شخصی به نام أَقْرَع بن حَابِس شاهد محبت پیامبر(ص) به امام­حسین(ع) بود. أَقْرَع بن حَابِس که تا آن لحظه محبت کردن به فرزندان را براساس سیرۀ نبوی مشاهده نکرده بود، متعجب شد و به رسول­خدا(ص) عرض کرد؛ من ده فرزند دارم اما تا کنون هیچکدام از آنان را نبوسیده­ام. پیامبر(ص) از رفتار أَقْرَع بن حَابِس ناراحت شده و فرمودند: کسی که رحم و عطوفت نداشته باشد مورد رحم و عطوفت قرار نخواهد گرفت؛
«كَانَ النَّبِی(ص) یقَبِّلُ الْحَسَنَ فَقَالَ الْأَقْرَعُ بْنُ حَابِسٍ إِنَّ لِی عَشَرَةً مِنَ الْوَلَدِ مَا قَبَّلْتُ أَحَداً مِنْهُمْ فَقَالَ ص مَنْ لَا یرْحَمْ لَا یرْحَمْ»[16]
 
احترام به فرزند
یکی از نیازهای ضروری برای خانواده و به خصوص فرزندان محبت است. انسان­ها همواره به محبت نیازمندند و در این میان کودکان به دلیل رشد شخصیتی خود به محبت والدین نیاز زیادی دارند. نقش والدین در این میان به دلیل آنکه نقش اساسی را در بذل محبت به کودک دارند از همه مهم­تر است. تأکید رسول­خدا(ص) و ائمه ما در خصوص سفارش به محبت به فرزندان از همین روست. پیامبر در این باره می­فرمایند:
أَكْرِمُوا أَوْلَادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدَابَهُمْ یغْفَرْ لَكُم[17]؛ به فرزندان خود احترام بگذارید و آنها را نیکو تربیت کنید تا بخشیده شوید.
احترام و ارزش قائل شدن به کودکان در سیرۀ رسول­خدا(ص) به اندازه­ای ارزشمند بود که ایشان هنگامی که به نماز می­ایستادند اگر صدای گریۀ کودکی به گوششان می رسید نماز را با شتاب می­خواندند.[18] شدت محبت پیامبر به کودکان به حدی بود که وقتی که امام­حسن(ع) در هنگام سجده بر پشت ایشان رفت، رسول­خدا(ص) صبر کردند تا خودش پایین بیاید و سجده را طولانی کردند در حالی که مردم در پشت سر پیامبر به نماز ایستاده بودند.[19]
پیامبر(ص) مسلمانان را به ارج نهادن به شخصیت کودکان و احترام گذاشتن به آنان از طریق دخالت دادن آنان در امور اجتماعی و خانوادگی دعوت می­کردند و فرمودند: فرزند هفت سال اول آقاست، هفت سال دوم مطیع و فرمانبردار و در هفت سال سوم مشاور خانواده است.[20]
پیامبر(ص) هیچگونه توهین و بدگوئی نسبت به فرزندان را نمی­پسندیدند و در مقابل مردی که فرزند خود را نکوهش کرده و عیب­جویی نموده بود، فرمودند: همانا فرزند تو تیری از تیرهای توست. پیامبر به آن شخص فرمودند که فرزند او پشتیبان و یاور اوست و دارای شخصیت است و نباید او را تحقیر کرد بلکه باید فرزند را مورد لطف و محبت قرار داد و احترام کرد.[21]
رسول خدا(ص) مسلمانان را به انتخاب القاب و کنیه های زیبا و نیکو برای فرزندان فرا می خواندند و مردم را از نام­ها و القاب زشت که احترام فرزندان و کودکان را از بین می برد نهی می­کردند. ایشان می­فرمودند:
بادروا اولادكم بالكنى قبل ان تغلب علیهم الالقاب[22]؛ قبل از آنکه نام­ها و القاب زشت بر فرزندانتان غلبه یابد برای آنان نام­ها و کنیه­های زیبا انتخاب کنید و فرزندانتان را به آن نام ها بخوانید. 
 
سلام كردن به كودكان
از جمله مواردی که در سنت رسول­خدا(ص) بر آن تأکید شده، سلام کردن به کودکان است که در سیرۀ عملی رسول­خدا(ص) جایگاه ویژه ای دارد. پیامبر بزرگوار اسلام با تأکید بر احترام به کودکان و اظهار محبت نسبت به آنان به ویژه سلام کردن می­فرمایند: پنج چیز است که تا لحظۀ مرگ آنها را ترک نمی­کنم ... سلام کردن به کودکان تا اینکه پس از من سنت شود؛
«قَالَ رَسُولُ­اللَّهِ ص خَمْسٌ لَا أَدَعُهُنَّ حَتَّى الْمَمَاتِ الْأَكْلُ عَلَى الْحَضِیضِ مَعَ الْعَبِیدِ وَ رُكُوبِی الْحِمَارَ مُؤْكَفاً وَ حَلْبِی الْعَنْزَ بِیدِی وَ لُبْسُ الصُّوفِ وَ التَّسْلِیمُ عَلَى الصِّبْیانِ لِیكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدِی»[23]
 


[1] . حسینی زاده، سیدعلی؛ سیرۀ تربیتی پیامبر و اهل بیت، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385ه.ش، چاپ سوم، ج1، ص82.
[2] . نهج البلاغه، خظبۀ 192؛ ترجمۀ مرحوم دشتی.
[3] . ابن شهر آشوب، محمد؛ مناقب آل أبی طالب(ع)، قم، انتشارات علامه 1379ه.ش، ج4، ص24.
[4] . طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوك، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث 1387ه.ق چاپ دوم؛ ج11ص566 و ابن عساكر، ابو القاسم على بن حسن؛ تاریخ مدینة دمشق‏، بیروت، دارالفکر 1415ه.ق، ج‏14، ص160 و المناقب، پیشین؛ ج4، ص24.
[5] . کلمه ای است برای حرکت سریع شتران.
[6] . المناقب، پیشین؛ ج4، ص71.
[7] . ابن شعبه حرانى، حسن بن على؛ تحف العقول، قم، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم 1404ه.ق چاپ دوم؛ ص37.
[8] . هاشمی البصری، محمد بن سعد؛ الطبقات الكبرى، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالكتب العلمیة 1410ه.ق چاپ اول؛ ج‏8ص32
[9] . الكافی، پیشین؛ ج6ص 49 و عدةالداعی، پیشین؛ ص88  و وسائل‏الشیعة، پیشین؛ ج21ص475.
[10] . کنز العمال، پیشین؛ ج16ص445.
[11] . فتال نیشابورى، محمد بن حسن؛ روضة الواعظین، قم، شریف رضی چاپ اول؛ ج2ص369 و مكارم‏الأخلاق، پیشین؛ 22 و وسائل‏الشیعة، پیشین، ج21ص485.
[12] . الطبقات‏الكبرى، پیشین؛ ج‏1، ص109 و نیشابوری، مسلم؛ صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر؛ 7ص76 و تاریخ مدینة دمشق، پیشین؛ ج‏3، ص136.
[13] . المناقب ج4ص81 و  تاریخ بغداد ج‏2ص200 و تاریخ مدینة دمشق، پیشین؛ ج‏52ص324.
[14] . أَبُو هُرَیرَةَ قَالا خَرَجَ عَلَینَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ هَذَا عَلَى عَاتِقِهِ وَ هَذَا عَلَى عَاتِقِهِ وَ هُوَ یلْثِمُ هَذَا مَرَّةً وَ هَذَا مَرَّةً حَتَّى انْتَهَى إِلَینَا فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ لَتُحِبُّهُمَا فَقَالَ مَنْ أَحَبَّهُمَا فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أَبْغَضَنِی‏؛ الطبقات‏الكبرى خامسة1، پیشین؛ ص266 و تاریخ مدینة دمشق، پیشین؛  ج‏13ص199 و المناقب، پیشین؛ ج3 ص382 و كشف‏الغمة، پیشین؛ ج2، ص61.
[15] . الكافی  ج6، ص50 و تهذیب‏الأحكام، پیشین؛ ج8، ص113 و وسائل‏الشیعة، پیشین؛ ج21، ص484.
[16] . بلاذرى، أحمد بن یحیى؛ انساب الأشراف، تحقیق محمد باقر المحمودی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1397ه.ق، چاپ اول؛ ج3، ص6 و الطبقات‏الكبرى خامسة1، پیشین؛ ص261 و وسائل‏الشیعة ج21، ص485 و فتال نیشابورى، محمد بن حسن؛ روضة الواعظین، قم، شریف رضی چاپ اول؛ ج2، ص369 و المناقب، پیشین؛ ج4، ص25 و ابن بطریق حلى، یحیى بن حسن؛ العمدة، قم، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم 1407ه.ق؛ ص401.
[17] . خطیب بغدادى، ابو بكر احمد بن على؛ تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه 1417ه.ق چاپ اول؛ ج‏8، ص282 و طبرسى، حسن بن فضل؛ مكارم الأخلاق، قم، شریف رضی 1412 ه.ق، چاپ چهارم، ص222 و تاریخ مدینة دمشق، پیشین‏؛ ج‏17، ص138 و حر عاملى، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، 1409 ه.ق، چاپ اول، ج21، ص476.
[18] . صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ ص بِالنَّاسِ الظُّهْرَ فَخَفَّفَ فِی الرَّكْعَتَینِ الْأَخِیرَتَینِ فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُ النَّاسُ هَلْ حَدَثَ فِی الصَّلَاةِ حَدَثٌ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قَالُوا خَفَّفْتَ فِی الرَّكْعَتَینِ الْأَخِیرَتَینِ فَقَالَ لَهُمْ أَمَا سَمِعْتُمْ صُرَاخَ الصَّبِی؟ كلینى، محمد بن یعقوب؛ الكافی، تهران، دار الكتب الإسلامیة 1365ه.ش چاپ چهارم؛ ج6ص48 و طوسى، محمد بن حسن؛ تهذیب الأحكام، تهران، دار الكتب الإسلامیة 1365ه.ش چاپ چهارم؛ ج3 ص274 و حلى، احمد بن محمد؛ عدة الداعی، قم، انتشارات دار الكتاب الإسلامى 1407ه.ق؛ ص 89 و وسائل‏الشیعة، پیشین؛ ج 8ص419.
[19] . عَنْ أَنَسٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَیبَةَ عَنْ أَبِیهِ أَنَّهُ دُعِی النَّبِی ص إِلَى صَلَاةٍ وَ الْحَسَنُ مُتَعَلِّقٌ بِهِ فَوَضَعَهُ النَّبِی ص مُقَابِلَ جَنْبِهِ وَ صَلَّى فَلَمَّا سَجَدَ أَطَالَ السُّجُودَ فَرَفَعْتُ رَأْسِی مِنْ بَینِ الْقَوْمِ فَإِذَا الْحَسَنُ عَلَى كَتِفِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا سَلَّمَ ع قَالَ لَهُ الْقَوْمُ یا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ سَجَدْتَ فِی صِلَاتِكَ هَذِهِ سَجْدَةً مَا كُنْتَ تَسْجُدُهَا كَأَنَّمَا یوحَى إِلَیكَ فَقَالَ ص لَمْ یوحَ إِلَی وَ لَكِنَّ ابْنِی كَانَ عَلَى كَتِفِی فَكَرِهْتُ أَنْ أُعَجِّلَهُ حَتَّى نَزَل؛ المناقب، پیشین؛ ج4ص24.
[20] . الْوَلَدُ سَیدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ؛ مكارم‏الأخلاق، پیشین؛ ص222 و المتقی الهندی؛ كنز العمال، تحقیق شیخ بكری حیانی و شیخ صفوة السقا، بیروت، مؤسسة الرسالة 1409ه.ق؛ ج16، ص442 و وسائل‏الشیعة، پیشین ج21، ص476.
[21] . انما ابنك سهم من كنانتك؛ الصنعانی، عبد الرزاق؛ المصنف، تحقیق حبیب الرحمن الأعظم، منشورات المجلس العلمی؛ ج9ص130 و کنزالعمال، پیشین؛ ج16، ص584.
[22] . عبدالله بن عدی؛ الكامل، تحقیق یحیى مختار غزاوی، بیروت، دارالفکر، 1409ه.ق، چاپ سوم، ج2، ص16 و کنزالعمال، پیشین؛ ج16، ص419.
[23] . شیخ صدوق، محمد بن على؛ الأمالی، انتشارات كتابخانه اسلامیه‏، 1362ه.ق، چاپ چهارم، ص71 و شیخ صدوق، محمد بن على؛ الخصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1403ه.ق، ج1، ص271 و شیخ صدوق، محمد بن على؛ علل الشرائع، قم، انتشارات مكتبة الداورى، چاپ اول، ج1، ص130 و شیخ صدوق، محمد بن على؛ عیون أخبار الرضا(ع)، تهران، نشر جهان، 1378ه.ق، چاپ اول، ج2، ص81 مكارم‏الأخلاق، پیشین؛ ص115 و وسائل‏الشیعة، پیشین، ج12، ص62.

 

 


3.8/5 - (4)
 
 
 
1393/01/30
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas