بهطورکلی سازمان و اتحاديهي كارگري، سازماني است، داوطلبانه و مستقل، متشكل از كارگران يك حرفه يا يك صنعت، صرفنظر از تفاوتهاي عقيدتي، سياسي، مذهبي، جنسي و نژادي كه بهمنظور تامين و حمايت از منافع گروهي و اعتلاي موقعيت فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آنان ايجاد ميشود. سازمانهاي كارگري در كشورهاي مختلف عناوين گوناگون دارند؛ مثلا در انگلستان عناوين اين سازمانها عبارتند از: اتحاديه، فدراسيون، كنفدراسيون؛ در فرانسه، سنديكا، فدراسيون و كنفدراسيون؛ و در ايران انجمن صنفي، كانون و كانون عالي.
[1]
پارهاي از مورخان، انجمن يا اتحاديههاي قرون وسطايي صنعتگران و اربابان حرف را به منزلهي پايههاي اوليه و منشاء سازمانهاي كارگري بعدي تلقي نمودهاند، لكن اعضاء اتحاديههاي صنفي قرون وسطي به هيچ وجه افرادي نبودهاند كه شخصا و پنهاني در حرفهي مربوطه كار نمايند، بلكه اغلب كارفرماياني بودند كه به كارگران نسبتا معدود خود (بين 2 الي 12نفر) مزد ميپرداختند و حتي اجتماعات مربوط به كارگران ماهر قرون وسطايي را نميتوان بهعنوان اسلاف بلاواسطه و مستقيم اتحاديههاي كارگري پذيرفت.
[2]
مسلّم است كه اجتماعات مربوط به کارگران از نيازمندي به حمايت متقابل سرچشمه گرفته و توسعهيافته است. در واقع همبستگيها و فعاليت سازمانهاي كارگري، عملا از زماني آغاز شده است كه ضمن احساس «اشتراك منافع» و «سرنوشت مشترك»، تبايني دائمي بين ارباب و خدمتگزار (و به عبارتي كارگر و كارفرما) رو به فزوني گذاشت. مخصوصا از زماني كه دست صنعتگران از تملك اغلب وسائل و ابزار مورد لزوم حرفه كوتاه و تهي ماند، اين تباين و اختلاف آشكارتر گرديد. البته اين امر جنبهي حصري نداشته و در واقع يكي از نتايج پيشرفت انقلاب صنعتي بود كه طي آن نيروي بخار، ماشين آلات جديد و سيستم كارخانه بهوجود آمد.
[3]
بنابراین توسعهي سازمانهاي كارگري نتيجهاي است از توسعهي بازار، تجارت و نيز رشد و توسعهي صنعت، كه توليد انبوه و سازمان وسيع، استخدام تعداد زيادي از افراد و بسط ارتباطات متعدد كاري را به دنبال داشته است. نتيجهي مستقيم اين رشد و توسعه، از يك طرف، قويتر شدن طبقهي سرمايهدار و ناتوانگرديدن فرد كارگر در مقام مذاكره با كارفرما و از طرف ديگر، رشد آگاهي طبقهي كارگر بوده است، طبقهاي كه با توجه به گستردگي و مهارت و تخصص اعضاي خود ميتواند با تشكل و همبستگي، قدرت زيادي به دست آورد و از منافع خويش در مقابل سرمايهدار دفاع كند.
[4]
از نظر سیاسی نيز، انقلاب کبیر فرانسه(1789) تاثیر فراوانی در سرنوشت کارگران برجای گذاشت، به این ترتیب که در نتیجهي از بین رفتن فئودالیته در این کشور و گسترش افکار آزادیخواهی، کارگران بیدارتر و هشیارتر گردیدند.
[5]
با بروز انقلاب صنعتي در اواخر قرن هجدهم، گروههاي گارگري خودبهخود مشخص گرديد و مقارن با اين زمان ميتوان سوابقي از اتحاديههاي كارگري آن روزگار يا «باشگاههاي حرفهاي» بين گارگران ماهر از قبيل حروفچينها، كلاهدوزها بهوجود آمد، كه معمولا براي نيل به اهداف و مقاصد محدودي تشكيل ميگرديد و غالبا محلي و موقتي بوده و به خاطر قدرت و نفوذ كارفرمايان و خصومت دولت در تحقق آرمانهاي خود توفيقي نيافتند. بدون شك طي قرن هجدهم، مهمترين سازمان و تشكيلات طبقهي كارگر، همان باشگاههاي حرفهاي بوده كه ضمن ادغام در يكديگر، اتحاديههاي كارگري را پديد آوردند.
[6]
برای مثال سازمانهای کارگری متشکل انگلستان در یک شبکهي پیچیده و سردرگم وسیعی از نظامات و همبستگیهای طبقهي کارگر با مختصات ویژهای به فعالیت خود ادامه میدهند و با به دست آوردن اعضایی با بیش از 10میلیون نقش قاطع و انکارناپذیری را نه تنها در حیات ملی انگلستان بلکه در جزایر بریتانیا به عهده داشته و حتی نفوذ آنها از داخل مرزهای این جزایر گذشته و در پیریزی سازمانهای کارگری بینالمللی به کار افتاده است.
[7]
اتحادیههای کارگری نقش غیرقابل انکاری در پیریزی بسیاری از اتحادیههای کارگری داشتهاند. بسیاری از احزاب سوسیالیست مستقیما بهوسیلهي سندیکاها ایجاد شدهاند. حزب کارگر انگلیس نوع مبین تاثیر سندیکاهاست. این حزب به موجب تصمیم کنگرهي کارگران در 1899م پدید آمد و بهعنوان یک تشکیلات انتخاباتی و پارلمانی اعلام گردید. در احزاب سوسیالیست مادهي تشکیل حزب سندیکاهای کارگری، تعاونیهای کارگری و انجمنهای کارگری هستند. مثالهاش حزب کارگر انگلیس – قویترین حزب سوسیالیست اروپا، حزب کارگر بلژیک و حزب کار سوئد است.
[8]
آمار رسمی حزب سوسیالیست ایتالیا ارقام زیر را به دست میدهد: کارگران کارخانه 27/42 درصد. در مورد احزاب سوسیال دموکراسی آلمان نیز که کارگران در تمام قسمتها بیشترین نسبت را به خود اختصاص میدهند و این نسبت بین 4/77 درصد و 7/94 درصد در نوسان هست.
[9]
وظایف اتحادیههای کارگری
اهم وظايفي كه انتظار ميرود اتحاديههايكارگري انجام دهند، عبارتند از:
1. ايجاد امكان برخورداري فرد از شرايط مناسب كاري و ايجاد محيط فيزيكي بهتر براي كارگران؛
2. تلاش جهت ايجاد اشتغال كامل؛
3. افزايش بهرهوري كار؛
4. ايجاد تامين شغلي؛
5. نظارت و برنامهريزي صنعتي؛
6. كوشش در توزيع منصفانهي درآمد ملي؛
7. عقد پيمانهاي جمعي به نمايندگي از جانب كارگران؛
8. حل اختلافات و دعاوي مربوط به كار؛
9. بهبود تامين اجتماعي و بيمهي بيكاري؛
10. تضمين سهمي از افزايش توليد در واحدهاي صنعتي براي كارگران از طريق اضافه پرداخت متناسب با افزايش بهرهوري؛
11. مشاركت در خدمات عمومي، اجتماعي و تعاوني؛
12. دفاع از حقوق اعضاء در مقابل قدرتها؛
13. مراقبت در اجراي قوانين و مقررات مربوط به كار؛
14. ايجاد تعهد و مسئوليت كارگران نسبت به جامعه؛
15. آموزش كارگران بهمنظور ماهر ساختن آنان براي انجام دادن بهتر وظايف و مسئوليتهاي محوله و نيز آماده كردن آنان براي احراز مشاغل مديريت؛
16. استقرار دموكراسي صنعتي از طريق گسترش استفاده از روشهاي مشاركت در مديريت؛
17. تلاش در حفظ و استقرار آرامش صنعتي؛
18. انجام امور تحقيقي و پژوهشي وانتشار نشريات، خبرنامه و كتبي دربارهي مسائل كار و كارگري؛
19. كوشش براي ايجاد يك زندگي مرفه و خوشايند براي طبقهي كارگر.
[10]
انواع اتحاديههاي كارگري
سازمانهاي كارگري انواع مختلفي دارند: از جمله سازمانهاي حرفهاي، صنعتي، عمومي و كارگاهي. سازمانهاي حرفهاي را كارگراني تشكيل ميدهند كه حرفهي آنان – صرفنظر از هر صنعتي كه در آن مشغول به كار هستند- همسان است. مثل اتحاديهي خياطان، اتحاديهي رانندهگان. در اين قبيل سازمانها اغلب كارگران ماهر و متخصص عضويت دارند. سازمانهاي صنعتي را كارگراني تشكيل ميدهند كه در يك صنعت كار ميكنند. صرفنظر از حرفه، مهارت و درجهاي كه دارند. مثل اتحاديهي كارگران صنعت نفت يا اتحاديهي كارگران صنعت چاپ. سازمان عمومي كه هر نوع كارگري را به عضويت قبول ميكند. سازمانهاي عمومي براي پر كردن فاصله بين سازمانهاي حرفهاي و سازمانهاي صنعتي تشكيل شدهاند. در اين سازمانها بيشتر كارگران نيمه ماهر و ساده عضويت دارند و در نهايت سازمانهاي كارگاهي سازمانهايي هستند كه در خود كارگاه تشكيل ميشوند و مخصوص كاركنان همان كارگاه ميباشند.
[11]
مزایا و معایب اتحادیههای کارگری
الف) مزایا:
1. با عضویت در این اتحادیه، کارگرها احساس امنیت بیشتری میکنند و در نتیجه روحیهي انها تقویت و اعتماد به نفس در آنها افزایش مییابد.
2. سازمانهای کارگری در موقعیتی قرار دارند که، میتوانند از یک موضع تقریبا برابر با کارفرمایان مذاکره و حق کارگران را مطالبه کنند.
3. چون کارگران بهطور انفرادی نمیتوانند در برنامهریزی و نظارت بر امور موسسهي خویش مشارکت داشته باشند، این خواست خود را با پیوستن به سازمان تحقق میبخشند و به این ترتیب نفوذ بیشتری در شکلدادن به مقررات و قوانین و نیز اجرای آنها اعمال میکنند و کنترل بیشتری بر زندگی کاری خود خواهند کرد و در نتیجه نیازهای روانی و اجتماعی آنها تا حدودی محقق خواهد شد.
4. در صورت بروز اختلاف، شکایت را میتوان از طریق سازمان مطرح و به این ترتیب از نزاع و کشمکش و توقف در کار جلوگیری کرد.
[12]
ب) معایب:
1. برخی از رهبران سازمانهای کارگری از کارگران در جهت هدفهای سیاسی خود استفاده میکنند و آنان را برای تحقق اهداف خود بسیج میکنند.
2. سازمانهای کارگری گاهی کارگران را به کمکاری تشویق میکنند، به دنبال افزایش دستمزدها هستند و کارفرمایان را مجبور به استخدام جدید میکنند، در نتیجه صنعت دچار درماندگی مالی میشود و در نهایت هم کارگران متضرر میشود و هم اقتصاد کشور صدمه میبینند.
3. تعدد زیاد این اتحادیهها در برخی از کشورها سبب رقابتهای بیمورد میشود و به وحدت و اتحاد بین آنها خدشه وارد میسازد و این امر مستقیما به ضرر کارگران میانجامد.
[13]
اتحادیههای کارگری در ایران
الف) از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی:
سال 1907م برای ایران سال مهمی بود، زیرا که در این سال مشروطیت و نیز نخستین اتحادیهي کارگری را به دست آورد و نخستین اعتصابهای کارگری را تجربه کرد. از جمله مواد قانون مشروطیت، آزادی بیان (مادهي20) آزادی اتحادیهها و انجمنها (مادهي21) بود و بدینسان بنیادی قانونی برای فعالیتهای کارگری پدید آورد.... کارگران «چاپخانهي کوچکی»
[14] تهران، در سال 1907م نخستین اتحادیهي کارگری ایران را تاسیس کردند.
[15]
با فرا رسیدن سال 1289 کارگران چاپخانههای تهران کار سازمان دادن اتحادیهي سراسری کارگران صنعت چاپ را به پایان بردند و روزنامهي خود به نام «اتفاق کارگران» را منتشر کردند و در خرداد ماه 1289 دست به اعتصاب موفقی زدند. پیروزی کارگران چاپخانههای تهران سایر کارگران را تشویق کرد که متشکل شوند و در سال 1298 نانواها و شاگردان دکانهای بزازی نيز اتحادیههای خود را تشکیل دادند.
[16]
در سال 1299 شورای اتحادیههای تهران تشکیل شد، در این زمان اتحادیههای زیادی در کشور بهوجود آمده بود که مهمترین آنها اتحادیهي کارکنان شیلات مازندران بود که حدود پنجهزار عضو داشت. کارگران صنعت نفت نیز از اتحاد و تشکل نسبی برخوردار بودند و در سال 1301 اولین اعتصاب خود را به منظور آزادکردن تشکیل اتحادیه، افزایش دستمزد، تقلیل ساعات کار تا 8 ساعت در روز و رفع تبعیض بین کارگران ایرانی و خارجی، عملی کردند. با پا گرفتن حکومت رضاشاه و تقویت حکومت مرکزی، به علت اختناق موجود، فعالیت اتحادیهها دچار رکود و وقفه شد و اغلب رهبران و اعضای فعال اتحادیهها دستگیر شدند و به این ترتیب کارگران اتحادیههای مخفی تشکیل دادند.
[17]
دورههاي نهضت کارگری در ایران از آغاز تا پیروزی انقلاب اسلامی:
1- پیدایش و رشد جنبش کارگری از انقلاب مشروطه تا سال 1300 شمسی؛
2- دورهي سرکوب جنبش در روزگار حکمرانی رضاشاه 1304- 1320؛
3- سالهای شکوفایی مجدد و تکامل جنبشهای کارگری از شهریور 1320 تا کودتای 28 مرداد 1332؛
4- دورهي سرکوب دوباره و رکود جنبش از 1332 تا انقراض سلطنت پهلوی.
[18]
ب) اتحادیههای کارگری در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طبق قانون کار جمهوری اسلامی ایران، حق تشکل برای کارگران و کارفرمایان به رسمیت شناخته شده است. تشکلی که در قانون کار برای کارگران مجاز دانسته شده است، انجمن صنفی است. بر اساس مادهي 131 قانون کار «در اجرای اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بهمنظور حفظ حقوق و منافع مشروع و قانونی و بهبود وضع اقتصادی کارگران و کارفرمایان، که خود متضمن حفظ منافع جامعه باشد، کارگران مشمول قانون کار و کارفرمایان یک حرفه یا صنعت میتوانند مبادرت به تشکیل کانون انجمنهای صنفی نمایند.»
[19]
البته انجمنهای صنفی نیز میتوانند نسبت به تشکیل کانون انجمنهای صنفی در استان و کانون عالی انجمنهای صنفی در سراسر کشور اقدام نمایند. این کانون در صورت تشکیل، نسبت به انتخاب کلیهي نمایندهگان کارفرمایان ایران در شورای عالی کار، شورای عالی تامین اجتماعی، شورای عالی حفاظت و بهداشت کار، کنفرانس بینالمللی کار و نظایر آن اقدام خواهد کرد.
وظایف و اختیارات انجمنهای صنفی کارگری به شرح زیر است:
1. کوشش در جهت استیفای حقوق و خواستههای مشروع؛
2. دريافت حق عضويت و كمكهاي داوطلبانه به ترتيبي كه در اساسنامه مقرر ميشود؛
3. همكاري در جهت تاسيس و تقويت شركتهاي تعاوني، همچنين تلاش در جهت تامين امكانات رفاهي اعضاء با رعايت مقررات مربوط؛
4. همكاري با وزارت كار و امور اجتماعي در جهت شناخت مشكلهاي كارگري و اجراي قانون كار؛
5. عضويت در كانون انجمنهاي صنفي استان پس از تصويب مجمع عمومي مربوطه؛
6. فعاليت مشترك با كانونهاي انجمنهاي صنفي استان و كانون عالي انجمنهاي صنفي سراسر كشور در حدود قوانين و مقررات جاري كشور؛
7. همكاري با ساير تشكلهاي كارگري و كارفرمايي و انجام ساير وظايف و اختياراتي كه به موجب قانون بر عهدهي انجمنهاي صنفي قرار داداه شده است.
علاوهبر موارد فوق در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، شوراي اسلامي كار و تاسيس انجمنهاي اسلامي هم پيشبيني شده است.
بحثي دربارهي آيندهي كار و اتحاديههاي كارگري
بهنظر میرسد با رشد تکنولوژی و جایگزینی آن با انسان مناسبات کارگر و کارفرما، سرنوشت اتحادیهها و سندیکاهای کارگری و همچنین آیندهي کار با دگرگونیهای عمدهای روبهرو خواهد شد. آلوين تافلر در كتاب موج سوم مينويسد: مفهوم سنتي كار متعلق به زمان آدام اسميت و كارل ماركس بود... اما زمان جديد علاوهبر كوچكتر كردن واحدهاي توليدي... و دگرگون ساختن خصلت واقعي كار، ميتواند ميليونها انسان را از ادارات و كارخانهها آزاد كرده و به ماواي اصليشان كه از ابتدا به آن تعلق داشتهاند يعني خانه بازگردند.
[20] به عبارتي «درحاليكه در گذشته تكنولوژي صنعتي جايگزين نيروي جسماني كار آدمي ميشد، يعني ماشينهايي كه جايگزين زور و بازوي آدمي ميگرديد، تكنولوژيهاي جديد كامپيوتري نويد ميدهند كه جايگزين انديشهي آدمي شوند... ما در حقيقت در حال ورود به دورهي جديدي در تاريخ هستيم، دورهاي كه ماشينآلات در فرايند ساخت و انتقال كالاها و دادن خدمات جايگزين آدمي ميشود و اين منجر به كاهش كارگران و بيكاري گسترده ميشود. از اين ديد با توسعهي اتوماسيون و رشد بيكاري در كشورهاي صنعتي و اشكال پيچيدهتر توليد، شاهد تحولات سريع و برگشتناپذيري در روابط كارگر و كارفرما هستيم، اكثر كارگراني كه در اثر پيشرفت تكنولوژيك از كار بيكار ميشوند به صفوف اعانهبگيران دولت ميپيوندند.
[21]
[1]. زاهدي، شمسالسادات؛ روابط صنعتي، نظام روابط كار، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1377، چاپ پنجم، ص 65
[2]. آريائي، هوشنگ؛ تحول و نقش اتحاديههاي كارگري در انگلستان، تهران، دانشگاه تهران، 1354، ص 55
[5]. حافظيان، فاطمه؛ تشكلهاي كارگري و كارفرمايي در ايران، تهران، انديشهي برتر،1380، ص30
[7] . آريائي، هوشنگ؛ همان، ص 45
[8]. دوورژه، موریس؛ احزاب سياسي، ترجمهي رضا علوي، تهران، مؤسسهي عالي علوم سياسي، 1352، صص 21و 41
[9][9]. میخلز، روبرت؛ جامعهشناسی احزاب، ترجمهي احمد نقیبزاده، تهران، قومس، 1369، صص 158و 159
[10]. زاهدي، شمسالسادات؛ همان، ص 56
[11]. زاهدي، شمسالسادات؛ همان، ص 66
[14]. چاپخانهي کوچکی در خیابان ناصریهي تهران واقع بود.
[15]. ويلم، فور؛ اتحاديهي كارگري و قانون كار در ايران، ترجمهي ابوالقاسم سري، تهران، توس، 1371، ص13
[16]. لاجوردي، حبيب؛ اتحاديهي كارگري و خودكامگي در ايران، ترجمهي ضياء صدقي، تهران، نو، صص3 و11
[17]. زاهدي، شمسالسادات؛ پيشين، ص71
[18]. احمدي، محمودطاهر؛ اسنادي از اتحاديهي كارگري(1321-1332)، تهران، سازمان اسناد ملي ايران، 1379، چاپ اول، ص يازده (مقدمه)
[19]. قانون کار جمهوری اسلامی ایران، مادهي 130و131، صص 44-46
[20]. تافلر، آلوين؛ موج سوم، ترجمهي شهيندخت خوارزمي، تهران، نو، 1366، چاپ سوم، صص 47 و 269
[21]. توسلي، غلامعباس؛ جامعهشناسي كار و شغل، تهران، سمت، 1378، چاپ دوم، ص 271