در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  اراضي موات Dead lands
نویسنده :  محمد مهدی حکیمی
كلمات كليدي  :  اراضي موات، احياي اراضي، مباحات، املاك اعراض شده، زمين هاي آباد، باير
اراضی موات در لغت به معنی زمین‌‌‌های مرده و بی جان، و خشک و بایر و زمین‌‌‌های ویرانی که مالک نداشته باشد، گفته می‌‌شود.[1] در اصطلاح حقوقی بر طبق ماده 27 قانون مدنی: «... اراضی موات، یعنی زمین‌‌‌هایی که معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد.» البته به موجب ماده 3 قانون زمین شهری مصوب 22/6 / 1366: «اراضی موات شهری زمین‌‌‌هایی است كه سابقه عمران و احیاء نداشته باشد.» همچنینی به موجب ماده 4 قانون زمین شهری مصوب 22/6 / 1366: اراضی بایر شهری زمین‌‌‌هایی است كه سابقه عمران و احیاء داشته و به تدریج به حالت موات برگشته اعم از آنكه صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد. بنابراین زمین برای این که مباح و موات باشد، باید دارای دو شرط باشد:
 شرط اول: مالک خاص نداشته باشد: پس اگر زمینی که ملک اشخاص است، به سبب اهمال مالکان آباد نباشد، در اصطلاح زمین موات و مباحه نامیده نمی‌‌شود. چنین زمینی را بایر می‌‌نامند و احیاء آن از موجبات تملک نیست.[2]
 شرط دوم: آبادی و کشت و زرع در آن نباشد: آبادی زمین، به تناسب انتفاعی که از آن برده می‌‌شود، متفاوت است، ولی در عرف زمینی را که در آن درختکاری و زراعت و ساختمان باشد آباد می‌‌گویند. زمین آباد معمولاً دارای مالک خاص است، مگر این که در اثر اعراض مالک یا جهات دیگر مجهول المالک باشد.[3]
 
اقسام اراضی موات:
اراضی موات دارای اقسام زیر می‌‌باشند:
1- زمین‌‌‌هایی که از اصل موات بوده و می‌‌دانیم که در هیچ تاریخی ملک کسی نبوده است و یا ندانیم که سابقه ملکیت داشته است.
2- اراضی که در تاریخ‌‌‌های گذشته سکنه داشته، ولی از بین رفته و به کلی منقرض گردیده اند. مانند زمین‌‌‌های شوش و بابل و امثال آن.
3- از روی آثار می‌‌دانیم مالکی دارد ولی معلوم نیست که چه کسی است. و ملک هم به صورت خرابه باشد. که این قسمت از اراضی مشمول دو عنوان می‌‌شود: اراضی موات و مجهول المالک.
4- صورتی است که مالک معین دارد، ولی از آن اعراض کرده است.[4] این قسم بر دو نوع است:
الف- موردی که ملک موات بوده و احیاء شده و پس از احیاء مالک اعراض نموده است.
ب- موردی که مشمول هیچ یک از اقسام مذکوره نبوده و تابع ملک مالک باشد، ولی مالک آن قسمت را مهجور گذاشته باشد. مثل آن که زمینی که جزء قریه بوده و از قنات یا نهری به خصوص آبیاری می‌‌شده و چون آب قنات و یا نهر از بین رفته است، به تبع آن زمین‌‌‌هایی که از آن آبیاری می‌‌شده از بین رفته و خراب شده، ولی مالک از آن اعراض نکرده است.
در خصوص اعراض از املاک وقتی که مالک آن را رها کرده و سال‌‌‌ها به آن سر نزده باشدو کسی را هم برای اداره آن معین نکرده و تصمیم به بازگشت هم نداشته باشدو حقی برای خود نسبت به آنها نشناسد، در واقع از مالکیت آن صرف نظر کرده است. چنین اموالی همان احکام مربوط به مباحات را دارد.[5]
از این اقسام قسمت آخر ملک مالک قریه است، البته در خصوص اعراض از مال ماده 178 قانون مدنی مقرر داشته: «مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است مال کسی است که آن را بیرون بیاورد.» از همین ماده می‌‌توان فهمید که قانونگذار اعراض را ملاک رها کردن و سلب مالکیت از خود دانسته است.[6] قسم سوم هم حکم مجهول المالک را دارد و باید با اذن حاکم صرف فقراء شود. زمین‌‌‌های موات در بقیه اقسام هم متعلق به کسی خواهد شد که آن را احیاء کند، به طوری که عرفاً گفته شود آباد شده است.[7]
 
احیای اراضی موات:
هر کس زمین موات را به قصد تملک آباد کند،مالک آن است،[8] و قانونگذار ما در ماده 140 قانون مدنی احیای اراضی موات را یکی از اسباب تملک برشمرده است.
احیاء بر حسب اغراض مختلف است، وقتی غرض از احیاء سکونت باشد، در تحقق آن کشیدن دیوار لازم است و اگر منظور زراعت باشد، برگرداندن زمین و مرزبندی و ترتیب مجرای آب در زمین کافی است، حتی اگر هنوز آب در آن جاری نشده باشدو لازم نیست که فعلاً تخم کاری و زراعت شده باشد، بلکه آماده کردن آن برای این کار کفایت می کند و به طور کلی باید در تشخیص احیاء به عرف مراجعه نمود و همانطوری که ماده 144 قانون مدنی بیان نموده است احیای اطراف زمین موجب تملک وسط آن نیز است.[9]
در مورد احیای اراضی موات ماده 141قانون مدنی بیان داشته: مراد از احیای زمین آن است كه اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی كه درعرف آبادكردن محسوب است ازقبیل زراعت،درخت كاری بناساختن وغیره قابل استفاده نمایند. همچنین ماده 142 هم بیان داشته: شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا كندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالكیت نمی شود، ولی برای تحجیركننده ایجاد حق اولویت در احیاء می نماید. البته آیین نامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب 15 / 4 / 1367 هیأت وزیران در ماده 1مقرر نموده: «منظور از عمران و احیاء قابل قبول مذكور در قانون زمین شهری عمومات مذكور در ماده 141 قانون مدنی و مقررات بعدی در باب احیاء و عمران اراضی است عملیاتی از قبیل شخم غیر مسبوق به احیاء و تحجیر و ریختن مصالح در زمین و حفر چاه و نظائر آن عمران و احیاء محسوب نمی گردد.
در تبصره این ماده آمده است که تناسب میزان زمین عمران و احیاء شده با در نظر گرفتن مساحت زیر بنا و مساحت كل زمین و فضای عمومی آن یا سطح زیر كشت و آیش و سایر تصرفاتی كه با در نظر گرفتن مفاد این ماده عمران و احیاء محسوب می شود طبق دستور العمل‌‌‌های صادره توسط وزارت مسكن و شهرسازی تعیین خواهد شد.»
بنابراین انجام دادن کارهایی که مقدمه احیاء است تا زمانی که به نتیجه نرسیده و زمین را آباد نساخته است، سبب تملک نمی‌‌شود وتنها برای کسی که شروع به احیاء کرده است، حق اولویت و تقدم ایجاد می‌‌کند. این کارهای مقدماتی را در اصطلاح تحجیر می‌‌نامند، مانند: سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن چاه و نهر به قصد احیاء زمین. بنابراین تحجیر کننده مالک زمین نمی‌‌گردد، ولی چون متحمل زحمات و شاید مخارجی هم شده است، لذا قانون به او حق اولویت در احیاء می‌‌دهد و مطابق این حق، می‌‌تواند از کس دیگری که بخواهد زمینی را که او تحجیر کرده است احیاء کند، جلوگیری نموده و خود در احیای آن اقدام نماید. البته حق اولویت تحجیر کننده در مدت کمی ‌‌بعد از تحجیر و در صورت عدم اقدام به احیاء ساقط می‌‌شود.[10] در نتیجه باید گفت که تحجیر احیاء نیست بلکه مفید اولویت و اختصاص و شروع در احیاء محسوب می‌شود.
به موجب ماده 145 قانون مدنی احیاءكننده باید قوانین دیگر مربوطه به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید. امکان استفاده افراد از مباحات[11] که اراضی موات هم جزء آنها شمرده می‌‌شود در ماده 92 قانون مدنی مورد تأیید قرار گرفته است. ماده 92 قانون مدنی مقرر داشته: «هر کس می‌‌تواند با رعایت قوانین و نظامات راجع به هر یک از مباحات از آنها استفاده نماید.» تفاوت مباحات با اموال و مشترکات عمومی ‌‌در آن است که دولت یا اشخاص حقوقی حقوق عمومی ‌‌مالک مشترکات عمومی ‌‌هستند و اشخاص خصوصی نمی‌‌توانند مالک آنها گردند در حالی که مباحات مالکی ندارند، هرچند که تحت نظارت دولت باشند و دولت می‌‌تواند طبق مقررات آنها را تملک کندیا به دیگران اجازه دهد که با شرایطی آنها را تملک نمایند.[12]
 البته در نظام کنونی استفاده از بیشتر مباحات شایع مانند زمین و آب در نظارت کامل دولت است.[13] امروزه باید گفت که بعد از تصویب قانون اساسی و اصل 45 قانون اساسی و پاره‌‌‌‌ای از قوانین عادی که متعاقب آن تصویب شده نشان می‌‌دهد که اراضی موات متعلق به دولت و از اموال اختصاصی دولت‌‌اند و دیگر نمی‌‌توان آنها را از مباحات محسوب داشت و با تحجیر آنها را تصاحب نمود. البته افراد می‌‌توانند براساس مقرراتی که وضع شده اراضی موات را با مجوزی که اخذ می‌‌نمایند برای عمران آبادی ومقاصد مشروع و قانونی مورد بهره برداری قرار دهند. اما ممکن نیست مثل گذشته کیلومترها زمین را به نام خود به ثبت بدهند و سند مالکیت بگیرند.[14] بنابراین به منظور حفظ مصالح عمومی ‌‌و جلوگیری از خرید و فروش غیر عادی زمین‌‌‌های موات، به موجب قوانین خاص، این اراضی ملک دولت محسوب می‌‌شود.[15]


[1] - عمید، حسن؛ فرهنگ فارسی عمید( جیبی )، تهران، موسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ سی و سوم، سال 1384، ص 1171و بندريگی، محمد؛ فرهنگ عربی به فارسی ترجمه ی منجد الطلاب، انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، سال 1362، ص552.
[2] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی (اموال و مالکیت)، تهران، انتشارات میزان، چاپ هفتم، زمستان 1382، ص 72.
[3] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی (اموال و مالکیت)، همان، ص 73.
[4] - اعراض در لغت به معنی روی گرداندن و رها کردن است و در اصطلاح فقهی و حقوقی رها کردن و روی گرداندن از چیزی است که در سلطه و تصرف شخصی بوده است. رجوع شود به مدنی، سید جلال الدین؛ حقوق مدنی، (مقدمات و کلیات - اموال و حقوق مالی وقف)، تهران، انتشارات پایدار، چاپ اول، تیر ماه 1382،جلد اول،ص 216.
[5] - مدنی، سید جلال الدین؛ حقوق مدنی، (مقدمات و کلیات - اموال و حقوق مالی وقف)، همان،جلد اول، ص 216.
[6] - مدنی، سید جلال الدین، همان، جلد اول، ص 217.
[7] - حائری شاهباغ، سید علی؛ شرح قانون مدنی، تهران، انتشارات کتابخانه گنج دانش، چاپ اول، سال 1376، جلد اول، صص 102 و 103.
[8] - رجوع شود به ماده 143 قانون مدنی.
[9] - بروجردی عبده، محمد؛ حقوق مدنی، تهران، انتشارات کتابخانه گنج دانش، چاپ اول، سال 1380، ص71.
[10] - عدل، مصطفی؛ حقوق مدنی، قزوین، انتشارات بحر العلوم، چاپ اول، سال 1373، ص 94.
[11] - ماده 27 قانون مدنی مباحات را چنین تعریف نموده است: اموالی که ملک اشخاصی نمی‌‌باشد و افراد مردم می‌‌توانند آنها را مطابق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه مربوط به هر یک از اقسام مختلفه آنها تملک کرده و یا از آنها استفاده کنند، مباحات نامیده می‌‌شود: مثل اراضی موات، یعنی زمین‌‌‌هایی که معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد.
[12] - مدنی، سید جلال الدین؛ حقوق مدنی، (مقدمات و کلیات - اموال و حقوق مالی وقف)، تهران، انتشارات پایدار، چاپ اول، تیر ماه 1382، جلد اول، ص 215.
[13] - کاتوزیان، ناصر؛ قانون مدنی در نظم حقوق کنونی، تهران، نشر میزان، چاپ یازدهم، پاییز 1384، ص 76.
[14] - مدنی، سید جلال الدین؛ حقوق مدنی، (مقدمات و کلیات - اموال و حقوق مالی وقف)، تهران، ایران، انتشارات پایدار، چاپ اول، تیر ماه 1382، جلد اول، ص 214.
[15] - رجوع شود به کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی (اموال و مالکیت)، تهران، انتشارات میزان، چاپ هفتم، زمستان 1382، ص 73.

 


3.3/5 - (32)
 
 
 
1393/05/10
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas