در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  نمونه هايي از شجاعت پيامبر(ص)
نویسنده :  علي محمد تاج الدين
كلمات كليدي  :  تاريخ، پيامبر(ص)، شجاعت، هجرت، جنگ
   واژه شجاعت بر جرات و پیشروی دلالت دارد. شجاعت به معنای قوت قلب در هنگام رویارویی با مشكلات است.[1]
   نمودهای شجاعت در صحنه‌های اجتماعی و ظاهری بسیار است؛ ولی مهمتر از آن، جلوه این فضیلت در جبهه نفس است. اگر شخص قوت قلب و شجاعت روح در نفسش ظاهر شود و در برابر تمایلات نامشروع نفس شجاعانه مقاومت كند، به بالاترین مقام شجاعت و قوت قلب رسیده است. همچنان که رسول­خدا در این باره می­فرماید: «اشجع الناس من غلب هواه»[2] البته افراط در شجاعت باعث انجام كارهای نامعقول و تفریط در آن باعث ذلت و خواری می‌گردد.
 
شجاعت در سیره پیامبر(ص)                     
   در تاریخ نمونه­های فراوانی از شجاعت رسول­خدا(ص) از افراد مختلف ذکر شده است که در این جا به بعضی از آنها اشاره می­کنیم.
1. پیامبر(ص) در تبلیغ دین خود شجاعت خاصی داشت. ایشان تمام مشکلات و سختی­هایی که مشرکان بر سر راه تبلیغ دین اسلام قرار می­دادند، با شجاعت و روحیه­ای خستگی ناپذیر و با توکل بر خدا، تمام آن­ها را با جان و دل می­خرید و در این راه تردیدی به خود راه نداد. صبر و تحمل در برابر شکنجه­ها، محاصره اقتصادی، ناسزاگویی­های مشرکان، تطمیع، و ... و حرکت در مسیر حق، نمونه بارز شجاعت آن حضرت است.[3]
2. یکی دیگر از شواهدی که نشان­گر شجاعت و قاطعیت رسول­خدا(ص) است، طرد نژادگرایی و تفاخرات قبیلگی بود که در دوران جاهلیت یک اصل محسوب می­شد. به همین خاطر در موقعیت­های مختلف، جامعه اسلامی را از این کار بر حذر می­داشت و می­فرمود: «نسب­های خود را نزد من نیاورید بلکه عمل­های خود را بیاورید»[4] تا آن جا که این آیه نازل شد: «یا أیها الناس! إنا خلقناکم من ذکر و انثی و ...»[5]  
   ما شما را از نری و ماده­ای آفریدیم. شما را جماعت­ها و قبیله­ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه بهترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.
3. نیز جریان بدعت­شكنی آن حضرت درباره ازدواج زید بن حارثه یعنی پسر خوانده و غلامش یكی از نمونه‌های آشكار شجاعت آن حضرت است.
   پیامبر(ص) برای درهم كوبیدن سنت نادرست حرمت ازدواج دختران اشراف با طبقه تهی دست، دختر عمه خود «زینب» را كه نوه عبدالمطلب بود، به ازدواج غلام سابق خود و آزاد شده آن روز، زید بن حارثه درآورد[6] تا مردم بدانند كه این مرزهای موهوم باید برچیده شود و اگر پیامبر(ص) می­گوید: «ملاك برتری تقوا و پرهیزكاری است و دختر مسلمان، هم شان مرد مسلمان است»[7] خود، نخستین مجری آن است.
4. یکی دیگر از اقدامات شجاعانه پیامبر(ص)، ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده خود «زینب» بود. این عمل موجی از اعتراض و انتقاد را از جانب منتقدان و کوته فکران پدید آورد. در همه جا به عنوان یک امر ناپسند می­گفتند: «محمد با همسر پسر خوانده­ی خود ازدواج کرده است.»[8]
   خدا برای سرکوبی این افکار، آیه زیر را نازل فرمود: «ما کان محمّد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیّین و... .»[9]
   یعنی محمد پدر یکی از شما نیست، او جز این که رسول­خدا و خاتم پیامبران است سمتی دیگر ندارد و ... .
   قرآن تنها به این اکتفا نکرد، بلکه پیامبر(ص) خود را که در اجرای فرمان خدا، شجاع و بی­باک بود؛ با آیه­های 38 و 39 سوره احزاب مورد ستایش قرار داد. خلاصه این دو آیه این است: محمد بسان پیامبران است که پیام­های خدا را می­رساند و در اطاعت فرمان خدا از هیچ کس نمی­هراسد.
 
جلوه­هایی از شجاعت پیامبر(ص) بعد از هجرت
   شجاعت و استواری رسول­خدا(ص) تا قبل از هجرت، در حوزه تبلیغ و در قالب گفتار و کردار بود. این امر بعد از هجرت بیشتر در عرصه نبرد بروز پیدا کرد.
   ایشان در جنگ­هایی که خود شخصا حضور داشتند، قوت قلب و پشتیبان محکم و مطمئنی برای مسلمانان بودند.                      
   علی(ع) می­فرماید: «وقتی كه جنگ و نبرد شدت می­گرفت و نبرد تن به تن آغاز می­شد به رسول­خدا(ص) پناه می­بردیم و او را سپر خویش قرار می‌دادیم و در این هنگام هیچ كدام از ما از او نزدیك تر به دشمن نبود.»[10]
   عمران بن حصین گوید: «پیامبر(ص) در برابر لشكری قرار نگرفت، مگر اینكه او اول كسی بود كه ضربه می­زد.»[11]
1. نمونه­ای از شجاعت و دلیری رسول­خدا(ص) که منجر به اسلام آوردن عده­ای از مشرکان گردید، در نبرد غطفان بود. در طول مسیر ،حضرت به محلی به نام «ذی امر» رسید. باران شدیدی گرفت. پیامبر(ص) که برای قضای حاجت رفته بود گرفتار باران  و خیس شد. حضرت که نهر «ذی امر» را میان خود و اصحابش فاصله قرار داده بود، جامه­های خود را در آورده و فشرد و برای این که خشک شود بر درختی افکند و خود زیر آن دراز کشید. اعراب که متوجه همه کارهای پیامبر(ص) بودند، به دعثور که سرور و سالارشان بود گفتند: « اکنون به محمد دسترسی داری. چون او از یاران خویش جدا مانده است پس اگر از آنها کمک بخواهد، کسی نیست تا او را نجات دهد. برو و او را بکش. او در حالی که شمشیرش را کشیده بود حرکت کرد و بالای سر حضرت رسید و گفت: ای محمد! اکنون چه کسی تو را از من حفظ می­کند؟ فرمود: خدا. در این لحظه جبرییل  چنان به سینه دعثور کوفت که شمشیر از دستش رها شد، پیامبر(ص) شمشیر را برداشت و بر سر او ایستاد و  فرمود: حالا چه کسی تو را از من حفظ می­کند؟ گفت: هیچ کس، و اشهد ان­لااله­الاالله و ان محمدا رسول­الله و سوگند به خدا از این پس هیچ جمعی را بر ضد تو  گرد نمی­آورم. پیامبر(ص) شمشیر را پس دادند. دعثور نزد قوم خود برگشت. به او گفتند: چه می­گفتی شمشیر در دست تو و او در اختیارت است؟ گفت: به خدا تصمیم من همان بود که گفتم ولی مردی سفید چهره و بلند قامت در نظرم آمد که چنان به سینه­ام کوفت که به پشت در افتادم و دانستم که او فرشته است. پس شروع به دعوت قوم خود به اسلام نمود و آیه­ی 14 سوره­ی مائده درباره او نازل شد.[12]   
2. از بارزترین فعالیت­های شجاعانه و انقلابی رسول­خدا(ص)، می­توان به اخراج یهودیان «بنی­النضیر» و ضبط نمودن قسمتی از اموال ایشان به سبب پیمان شکنی، اشاره نمود. این اقدام رسول­خدا که نشانگر عدم سازش با پیمان شکنان، جدیت و یک حرکت انقلابی و قاطع بر ضد یهود بود، در پی سوء قصد به جان ایشان از سوی یهودیان بنی­النضیر  صورت گرفت. حضرت به آنان ده روز فرصت دادند تا از مدینه خارج شوند و در غیر این صورت خون آنها هدر شمرده می­شود.[13]
3. همچنین در غزوه حنین هنگامی که ترس و اضطراب در دل مسلمانان افتاده بود، و عده­ی بسیاری از آنها فرار کرده و بسیاری کشته و زخمی شده بودند، پیامبر(ص)(ص) در جای خود محکم ایستاده و از چپ و راست با شمشیرش با دشمن مبارزه نموده و با صدای بلند می­فرمود: (انا النبی لا كذب، أنا ابن عبد المطلب) یعنی: "من پیامبر(ص) هستم و دروغی در کار نیست و من پسر عبدالمطلب هستم.[14] مسلمانان بانگ وی را شنیده و شجاعت خود را بازیافته و بار دیگر پیرامون پیامبر(ص) گرد آمده و مبارزه کردند، تا اینکه به پیروزی دست پیدا کردند. بدینسان همه پیامبر(ص) را شجاع­ترین مردمان می­دانستند و صحابه از ایشان درس شجاعت و شهامت می­آموختند.
    از ابن عباس نقل شده است: «به خدا از مادر نزایید شجاع­تر و سخی­تر و فصیح­تر از محمد(ص).»[15] 
5. انس بن مالك مى‏گوید: پیامبر(ص) زیباروتر و بخشنده‏تر و شجاع‏ترین مردم بود، شبى مردم مدینه از صداى هولناكى سخت ترسیدند، و از خانه‏ها بیرون ریختند، پیامبر(ص) پیش از همه آنها سوار بر اسب برهنه ابى­طلحه شده و به سمت صدا تاخته بود و چگونگى ماجرا را تحقیق فرموده بودند و مى‏گفتند نترسید چیزى نیست، ضمنا پیامبر(ص) فرمود این اسب مثل دریاست، با وجودى كه آن اسب كندرو بود؛ ولى پس از این كه پیامبر(ص) بر آن سوار شدند، چنان شد كه در هیچ مسابقه‏اى عقب‏ نمى‏ماند و همیشه پیش تاز بود.[16]
6. همچنین نقل شده است: ابی بن خلف که از سران شرک و کفر بود؛ روزی به پیامبر(ص) گفت: من اسبی دارم که هر روز به او علف می­دهم تا چاق و چالاک شوم و سرانجام سوار بر آن شده و تو را می­کشم. پیامبر(ص) در پاسخ او فرمود: «بلکه به خواست خدا من تو را می­کشم.»
   هنگامی که جنگ احد رخ داد ابی بن خلف می­گفت: محمد کجاست؟ سرانجام آن حضرت را شناخت و به سوی او حمله کرد. گروهی از مسلمین جلوی او را گرفتد؛ اما پیامبر(ص) به آنان فرمود: «بگذارید جلو بیاید.» پیامبر(ص) نیزه حارث بن صمه را گرفت و به سوی ابی بن خلف حمله کرد و نیزه را بر گردن او فرود آورد؛ خراشی بر گردن او پدید آمد و نعره کشید و می­گفت: محمد مرا کشت. یارانش او را دلداری می­دادند و می­گفتند: چرا بی­تابی می­کنی؛ این خراشی بیش نیست. گفت: آری، اگر این زخم از دودمان ربیعه و مضر وارد می­شد؛ حق با شما بود.[17]
 
 
 


[1]. ابن مظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414 ق، ج8، ص173.
[2]. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1413ق، ج4، ص394 .
[3] . منتظرالقائم، اصغر، تاریخ زندگانی پیامبراعظم، حدیث راه عشق، اصفهان، 1385 ش، چاپ اول، صص80-81 .
[4] . یعقوبی، محمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی تا، ج2 ص110.
[5] . حجرات 13.
[6] . مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، مکتبه الثقافیه الدینیه، بی تا، ج5، ص12  و  طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، 1387ق، ج2، ص563.
[7] . حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1409ق، چاپ اول، ج20 ص.68
[8] . مقدسی، مطهر بن طاهر، پیشین.
[9] . احزاب 40.
[10] . بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، دلائل النبوه، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1405ق، چاپ اول، ج3 ص69-70  و   طبری، محمد بن جریر، پیشین، ج2 ص426.
[11] . صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشا د، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1414ق، چاپ اول، ج7 ص47.
[12]. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1409ق، چاپ سوم، ج1، ص196  و بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، 1417ق، چاپ اول، ج1 ص311
  1. همان، ص363-380.
[14] . طبری، محمد بن جریر، پیشین، ج3 ص76  و بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، پیشین، ج1 ص177  و   واقدی، محمد بن عمر، پیشین، ج3 ص902.
[15] . خرگوشی، ابوسعید واعظ، شرف النبی، تحقیق محمد روشن، تهران، بابک، 1361ش، ص120.
[16] . بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، پیشین، ص325.
[17] . طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم والملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، 1387ق، ج2 ص518-520  و  مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بیروت، دار الفکر، 1407ق، ج2 ص32-35.

 


2.7/5 - (3)
 
 
 
1393/09/02
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید