در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  نقدي بر مقاله «آيا جهاد امري دفاعي است؟» (2) تبيين احكام جهاد
تاریخ  :  1389/05/16
نویسنده: مهرچهره دهقانی
 
چكیده
نوشتار پیش رو نقدی است بر مقاله "آیا جهاد امری دفاعی است؟" نویسنده مقاله مورد نظر حكم جهاد را به چالش كشیده است و آن را از احكام خشن اسلام قلمداد می‎كند. او ادعا دارد كه مسلمانان به خاطر غارت و چپاول دیگر اقوام، حاضرند به هر خشونتی دست بزنند و در این راستا حتی از تخریب خانه ها و قطع درختان و تجاوز به اموال و ناموس دیگران خودداری نمی‎كنند. این نوشتار سعی دارد با دلایل عقلی و نقلی به تشریح فلسفه‎ی احكام جهاد پرداخته و شبهات آن را پاسخ دهد و كذب مدعای نویسنده را آشكار كند.
 
مقدمه
در بخش اول مقاله گفتیم كه حكم جهاد – دفاعی و ابتدایی- از احكام دقیق اسلامی است و متناسب با مدعای آن است چون اسلام ادعا دارد كه دین خاتم است و برای سعادت همه انسان‎ها و در همه زمان‎ها برنامه دارد. بنابراین حكم جهاد یك حكم كاملا عقلایی است كه گاهی به منظور دفاع از كیان دین توحیدی اسلام و مسلمین و گاه به منظور گسترش ارزش‎های انسانی و اسلامی تشریع شده است. نویسنده نسبت‎های ناروایی به مسلمانان داده كه در این نوشتار به آنها پاسخ می‎دهیم.
پیش از آن توجه به این نكته لازم است كه نویسنده تقریبا تمام جواب‎های متكلمین معاصر را مطالعه كرده و حتی آن‎ها را در مقاله آورده است اما چون از اساس با اسلام مخالف است حتی از پذیرفتن بدیهیات نیز سر باز می‎زند. او جنگ‎های صلیبی را كه در تاریخ معروف است و كشتار و تجاوز در این جنگ‎های طولانی و خانمان‎سوز، زبان‎زد مورخین است، ستایش می‎كند به این دلیل که در این جنگ‎ها مسلمانان كشته شده‎اند:
«باید از صلیبیون به خاطر خدمتی كه به بشریت كردند، سپاسگزار بود».
باید از وی پرسید اگر جنگ بد است چرا آن را خدمت به بشریت می‎داند؟!
   
 توصیه‎های اسلام به جهادگران 
نویسنده سعی می‌كند با آوردن احكام جهاد و با به كاربردن الفاظی مثل كشتن، ‌قطع درختان، تخریب خانه‎ها، تجاوز به زنان و به بردگی گرفتن فرزندان كفار، ذهن مخاطب را تحت تأثیر قرار داده و از نظر روانی برای او نسبت به خدا و
اسلام حالت انزجار ایجاد كند. این دقیقاً مثل آن است كه بگویند: كسی دستور داده تا دو پای فردی را قطع كنند؛ اگر خبردهنده،‌ به همین جمله اكتفا كند، هر كسی بشنود به ظالمانه‌بودن چنین دستوری اعتراف می‎كند؛ اما اگر مشخص ‌شود كه شخص دستور دهنده، پزشك حاذقی است كه برای حفظ جان بیمار خود آن دستور را داده و اگر دو پای بیمار قطع نشود به سایر اندامش ضرر می‎رساند، خود قضاوت کنید که آیا چنین دستوری مستحق تحسین است یا سرزنش؟
كاری كه نویسنده در این مقاله كرده مانند خبر اول، ناقص و ناتمام است كه اگرچه درست است اما چون دچار جزئی‎نگری است تفسیر نادرستی از آن برداشت شده.
 هم در قرآن و هم در روایات و احكام اسلامی توصیه شده كه در جنگ، زنان و كودكان بی‎گناه را نكشید،‌به آن‌ها آسیب نرسانید،‌ با اسیران بدرفتاری نكنید، آن‌ها را بی‌آب و غذا نگذارید، درختان و خانه‌ها را خراب نكنید. اما اگر در مواردی، رسیدن به هدف راستین جهاد كه هدایت انسان‌ها به سوی خدای یگانه (کمال مطلق هستی) است با مانعی روبرو شد، عقلای عالَم تصدیق می کنند كه اگر آن‌ مانع، درخت است، قطع و اگر خانه است خراب شود. نجات جان و روح انسان‌های در بند، مهم‌تر از درخت و خانه است. پس چنین دستورهایی همیشگی نیست و اساس جهاد اسلامی، عدم تجاوز و تعدی است. برای نمونه به این آیه توجه كنید:
«قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونكم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین»[1]
«و در راه خدا با كسانی كه با شما می‎جنگند نبرد كنید و از حد تجاوز نكنید كه خدا تعدی كنندگان را دوست ندارد.»
 
در تفسیر این آیه در تفاسیر مختلفی چون تفسیر صافی، المیزان، نمونه و مجمع‎البیان این آیه چنین آمده است:
«با كشتن كسانی كه از جنگیدن با آنان نهی شده‎اید مانند: افراد سالخورده، زنان و كودكان و نیز با مثله كردن و حمله ناگهانی و پیش از دعوت آنها به حق، از حد تجاوز نكنید».[2]  
اگر بخواهیم روایات مربوط به عفو، گذشت و رفتار با دشمنان و اسیران را مطرح كنیم، مجال دیگر می‌طلبد و ما برای نمونه به چند مورد از آن‎ها اشاره می‌كنیم. امام علی(علیه‌السلام) وقتی مالك‌ اشتر را برای حکمرانی مصر می‌فرستاد، به او چنین سفارش ‌كرد:
«ای مالك قلبت را از رحمت، محبت و لطف به مردم آكنده كن و مبادا چون گرگ، فرصت‌طلبانه حقوق آنان را پایمال سازی، زیرا مردم دو قسم‎اند: یا مسلمان و برادر دینی تو هستند و یا غیرمسلمان كه در اصل آفرینش مانند تو هستند[3]
 
در جایی دیگر می‎فرماید:
«با دشمن جنگ را آغاز نكنید تا آنان شروع كنند،زیرا حجت با شماست و آغازگر جنگ نبودنتان، حجت دیگر بر حقانیت شماست. اگر به اذن خدا شكست خوردند و گریختند،آن كس را كه پشت كرده، نكشید و آن را كه قدرت دفاع ندارد آسیب نرسانید و مجروهان را به قتل نرسانید. زنان را با آزار دادن تحریك نكنید هرچند آبروی شما را بریزند یا امیران شما را دشنام دهند[4]
 
در حدیثی دیگر درباره رفتار با اسرای جنگی چنین آمده:
«اطعام اسیر و احسان به او حق واجبی است، اگرچه قرار باشد فردا كشته شود[5]
 
و از این دست احادیث، بسیار است و رفتار حضرت علی(علیه‌السلام) با ضارب خویش و این‌كه دستور داد تا در قصاص او به یك ضربه كفایت كنند مؤید این مطلب است.حال خود قضاوت كنید.در كدام آیین با چنین رافتی روبرو می‎شوید.
یكی از احكام جهاد ابتدائی این است كه زنان و فرزندان نابالغ كفار را نكشید و این تخفیفی است كه خداوند مهربان برای كفار در نظر گرفته است. زنان كفار را به عنوان كنیز و فرزندان آن‎ها به عنوان برده به خانه مسلمانان می‌رفتند. این فرمان حكیمانه دو حسن داشت: اول آن كه صاحبان این كنیزان موظف بودند برای آن‌ها سرپناه، خوراك و پوشاك مهیا كنند و این از آوارگی یا زندگی در زندان خیلی بهتر بود و نیز تحت کنترل قرار می‎گرفتند تا دست به کارهای خصمانه نزنند و از طرفی هم با آداب‌ اسلامی آشنا شده، مسلمان‌ می‎شدند که این نیز راهی برای فراخواندن ایشان به سوی ایمان راستین و کمال حقیقی بود.
بعلاوه بر اساس آموزه‎های اسلام همچون پرداخت کفاره و به واسطه سفارش و تشویق پیامبر بر آزادگی بردگان، پس از طی یک مرحله تربیتی در دامان اسلام، آزاد می‌شدند. كنیزان می‌توانستند همسری دیگر غیر از مالک خود اختیار كنند؛‌ یعنی اگر كنیزی همسری می‎گزید مولایش دیگر نمی‌توانست با او رابطه‌‌ی زناشویی داشته باشد و اگر هم همسر نمی‎داشت همسر مولای خود بود و چنانچه از او صاحب فرزندی می‎شد آزاد می‎گردید و احکامی دیگر که همگی به نفع بردگان و کنیزان در اسلام بیان شده است.
البته باید توجه داشت كه برده‌داری توسط اسلام مطرح نشد، بلكه رسمی بود كه اسلام آن را تعدیل كرد و آن را به عنوان راهی برای تربیت و تبلیغ چهره به چهره آموزه‎های اسلام بدون ممانعت مخالفان متعصب بکار گرفت و در این راه  احكامی را برای حفظ حقوق برده‌ها و کنیزان نیز بیان نمود.
 
جهاد و كسب غنائم
ادعای دیگر نویسنده این است كه مسلمانان برای بدست آوردن غنائم جنگی به جهاد می‌رفتند و هدف دیگری نداشتند. او برای نمونه از افرادی چون خوارج نام می‌برد و نتیجه می‎گیرد اكثر مسلمانان قبل از اسلام به دزدی و دزدی از كاروان مشغول بودند.
غنیمت در لغت به معنای مال به دست آمده و در جهاد، مالی است كه مجاهدین از راه پیروزی بر دشمن بدست آورده باشند نه از راه اختلاس و سرقت. احكام مربوط به غنیمت را می‎توانید در كتب فقهی مطالعه نمایید.[6]   
 در پاسخ به نویسنده باید گفت شاهدی مبنی بر دزد بودن اكثر مسلمانان به لحاظ تاریخی در دست نیست، بعلاوه اگر پیامبر مكرم اسلام در تقسیم غنائم و نحوه استفاده از آن دخالت می‎كرد بر اساس حقی بود كه خدا به وی بعنوان  حاكم الهی داده بود. هر چند ممكن است اگر این حق در دست یك فرد عادی می‎بود موجب خود‎كامگی و ظلم به دیگران می‎شد اما پیامبر، معصوم است و بدون اذن خدا كاری انجام نمی‎دهد و مصلحت مسلمین در این است كه حاكم جامعه اسلامی این حق را داشته باشد. جای تعجب نیست اگر نویسنده این مساله را نفهمد چون او از اساس بی دین است و اعتقاد به پیامبران و عصمت آنها ندارد و در این نوشتار بارها پیامبر را مورد اهانت قرار می‎دهد.[7]
 
سخنی درباره‎ی جنگ‎های صدر اسلام 
نكته‌ی دیگری كه نویسنده مطرح كرده این است كه هیچ‌كدام از جنگ‌های صدر اسلام دفاعی نبوده و همه‌ی جنگ‌ها تجاوزگرانه بوده است، مثل جنگ بدر كه ابتدا پیامبر به كاروان‌های تجاری مكه حمله كرده و این كار موجب حمله‌ی مشركین به مسلمانان و آغاز جنگ بدر شد؛ پس این شبهه مطرح می‌شود كه چرا پیامبر به كاروان‌های مشركین حمله كرد و مال‌التجاره آن‌ها را گرفت تا آن‌ها هم به مسلمانان حمله كنند؟
نویسنده مقاله كه معلوم نیست دارای چه مرام و عقیده‌ای است ‍‍- چون حتی به خدا هم توهین می‌كند - سعی دارد كه حرمت و ارزشی برای كفار اثبات كند و حاضر است همه‌ی ادیان را زیر پا بگذارد تا مبادا ملحدین گزند و آسیبی ببینند در حالی‌كه این نگرش اشتباه است.
شهید مطهری می‎گوید: « در باب انسان، سخن در انسان زیست‌شناسی نیست، سخن در انسانی است با معیارهای انسانیت یك انسان؛ ضدانسان از آب در‌می‌آید ... اگر انسانی بر ضد انسانیت قیام بكند؛ آن انسانی كه بر ضد آزادی قیام كرده، بر ضد توحید قیام كرده، بر ضد همه‌ی خوبی‌ها قیام كرده، این انسان احترام ندارد. خون و مالش احترام ندارد».[8]
كفار مكه كه كاری جز شكنجه كردن افراد باایمان، پایمال كردن حقوق مستضعفان، از بین ‌بردن حقوق زنان و زنده ‌به ‌گور كردن دختران نداشتند و در یک کلام بر ضد آزادی عقیده، ضد توحید و ضد جان و مال تازه‎مسلمانان قیام کرده بودند را نمی توانم در لیست انسان‎های بی گناه قرار داد و برای مال و جان‎شان حرمتی قایل شد. مطالعه تاریخ اسلام کاشف از این حقیقت است که تازه‎مسلمانان مکه به دلیل فشارهای طاقت فرسای مشرکین عزم مدینه کردند و در این هجرت نتوانستند اموال خود را منتقل نمایند و همه دارایی‎های ایشان توسط مشرکان مکه ضبط شد. حمله به کاروان تجاری قریش در پاسخ به این اقدام ناجوانمردانه مشرکان انجام  پذیرفت.[9]
 
جهاد و دریافت جزیه 
یكی دیگر از نكات، بحث جزیه است. نویسنده مدعی است كه مسلمانان به هدف دریافت جزیه می‌جنگیدند و دوست نداشتند، اهل‌كتاب مسلمان شوند تا بتوانند از آن‌ها جزیه بگیرند.
جزیه چیست؟ جزیه مالیاتی است كه از آن عده از اهل ‌كتاب گرفته می‎شود كه در سایه حكومت اسلامی زندگی می‌كنند اما با اختیار خود، مسلمان نشده‌اند.
دولت اسلامی وظایفی برعهده‌ی ملت خویش دارد و تعهداتی در برابر آن‌ها. همه‌ی دولت‌ها قسمتی از بودجه‎ی خود را به وسیله مالیات از مردم دریافت می‌كنند و در برابر پرداخت این مالیات‌ موظف‌اند كه برای آن‌ها، امنیت و وسائل رفاه‌ عمومی مهیا كنند. این مالیات از مسلمانان در قالب زکات اخذ می‎شد. اسلام برای تخفیف به حال اهل‌كتاب آن‌ها را بین مسلمان‌شدن یا دادن جزیه مخیر کرد. اگر آن‌ها اسلام را نمی‎پذیرفتند، زكاتی هم نمی‌دادند، بنابراین لازم بود مالیات خود را از راه دیگری و طبق صلاح‌‎دید حاکم معصوم مشخص ‌شود. نكته قابل توجه این كه حكومت اسلامی حتی اهل‌كتاب را كه به خدا ایمان دارند، مجبور به پذیرش اسلام نمی‌كند و این معنای «لا اكراه فی ‌الدین» است. حال كجای این قانون باج‌خواهی است؟ خوانندگان خود قضاوت كنند.
در پایان می‎گوییم اگر اسلام دین جنایت‎كاران و ددمنشان است چرا پیامبر اسلام در اوج قدرت خود در فتح مكه، کشتار به راه نیانداخت و وقتی بعضی مسلمانان شكنجه دیده و آواره شده گفتند: امروز روز انتقام است، حضرت فرمودند: امروز روز رحمت است: «الیوم یوم ‌المرحمه» و با این‎كه آزار زیادی از ابوسفیان دیده بودند نه‌ تنها او را نكشتند، بلكه خانه‌ی او را محل امان قرار داده و هركس كه به آن‌ها پناهنده شد، امان دادند، حتی قاتل عموی بزرگوار خود را بخشیدند؟!
سیره‌ی پیامبر در بین همگان روشن است. او در بین دوست و دشمن به خوش‌روئی، نرم‌خوئی، صداقت و امانت معروف بود. اگر قصد پیامبر از عَلَم كردن اسلام جمع‎آوری آدم‎كش‎ها و تشكیل لشگر برای فتح و غارت اعراب بادیه‎نشین بود قبل از بعثت فرصت كافی برای این كار داشت و لازم نبود این همه زجر و شكنجه تحمل كند. این مطلب بر خلاف آن چیزی است كه در تواریخ معتبر آمده  و آن اینكه پیامبر قبل از بعثت نزد افراد جزیرةالعرب اعتبار داشت[10] و به «محمد امین» شهره بود. پس از ادعای پیامبری هم، پیشنهادهای مالی زیادی به او شد تا دست از این ادعا بردارد اما او قبول نكرد.[11] او در طول زندگی پربركت خود پیوسته به یك شیوه عمل می‎كرد؛ از افراد جاهل صبورانه می‎گذشت، اما در مقابل كفار معاندی كه قصد براندازی اسلام را داشتند، سازش‎ناپذیر بود. از این‌رو خداوند در قرآن فرمود:
«محمد رسول‌الله و الّذین معه اشدّاء علی ‌الكفار رحماء بینهم[12]
«محمد فرستاده‌ی خداست؛ و كسانی كه با او هستند، در برابر كفار سرسخت و شدید و درمیان خود مهربانند.»
 
شخصیت‌های سالم هم جاذبه دارند و هم دافعه.[13] پیامبر نیز چنین بود. او بنده‌ی خالص خدا بود و رحمتی برای جهانیان؛ درود خدا بر او باد.
 
نتیجه‎گیری 
1. جهاد ابتدایی احكامی دارد از جمله اینكه فقط در زمان حضور معصوم و به دستور او واجب می‎شود. بنابراین باید حساب كشور‎گشائی‎های حاكمان ناعادل را از آن جدا كرد حتی اگر به اسم اسلام باشد.
2. با نگاه كل‎نگرانه در می‎یابییم كه احكام جهاد ابتدایی كاملا به سود انسان‎هاست.
3. هم در آیات و هم در روایات اسلامی از تجاوز و تعدی به ناحق به اموال و جان‎های مخالفان نهی شده است. اما اگر آن اموال یا مخالفان در عقیده، سدی در برابر رساندن جامعه بشری به حق خویش باشد از میان برداشته می‎شوند.
4. هدف از جهادهای اسلامی كسب غنیمت نبوده بلکه رساندن پیام اسلام به تمامی انسان‎های آزاده و حفظ کرامت انسانی گاه مستلزم برخورد قاطع با مانعین بوده است.
5. جزیه مالیاتی است كه از اهل كتاب در مقابل زندگی در جامعه اسلامی و تحت حاکمیت آن، گرفته می‎شود.
6. شواهد زیادی در تاریخ موجود است كه رحمت پیامبر را نسبت به غیر مسلمانان، نشان می‎دهد. اما در مجموع چون شخصیت پیامبر یك شخصیت جامع است، نسبت به كفار معاند كه قصد براندازی جامعه اسلامی را داشتند خشن بود و در مقابل مستضعفان، خاضع.
 
 
 
مطلب مرتبط:
 
فهرست منابع        
قرآن كریم
1)  آیتی،محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام،تهران، دانشگاه تهران 1378.
2)  جبل العاملی، زین الدین؛ الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، دارالتفسیر، قم، 1378.
3)  دشتی، محمد؛ ترجمه‎ی نهج البلاغه، دفتر نظارت انتخابات استان قم، قم، 1384.
4)  طباطبایی، محمد حسین، سنن النبی، تهران اسلامیه، 1378.
5)  عاملی، حر، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه ال البیت،1409ق.
6)  فیض كاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، تهران، الصدر، 1415ق.
7)  مطهری، مرتضی؛ جاذبه و دافعه‎ی علی علیه السلام؛ صدرا، قم، 1388.
8)  مطهری، مرتضی؛ سیری در سیره‎ی نبوی، صدرا، قم، چ11، 1372.
9)  مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، صدرا، قم، چ5، 1378.
10)  مظفر، محمد رضا، المنطق،قم، فیروز آبادی،1375.
 
 


[1] . بقره / 190.
[2] . تفسیر صافی،ج1، ص228.
[3] . دشتی، محمد، ترجمه‌ی نهج‌البلاغه، دفتر نظارت و بررسی انتخابات استان قم، قم، 1384، نامه53، ص204.
[4] . همان، نامه14، ص353.
[5] . شیخ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج15، موسسه آل‌بیت، قم، 1409 ه.ق، ص91، ح 20051.
[6] . الروضةالبهیه ، ص320.
[7] .به اعتقاد مسلمانان پیامبر اسلام معصوم و دارای حاکمیت الهی بوده است و این مطلب را بر اساس ادله عقلی و نقلی معتبر برگزیده‎اند. برای مطالعه در این باب به کتب کلام اسلامی مراجعه نمایید.
[8] . مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، انتشارات صدرا، قم، چ 11، 1372، ص 1365.
[9] . يوسفي غروي، محمد هادي، موسوعه التاريخ الاسلامي، قم، مجمع الفكر الاسلامي، 1417، اول، ج2، ص569
[10] . السنن النبی،ج1 ص6-9.
[11] .  تاریخ پیامبر اسلام، ص121.
[12] . فتح: 29
[13] . ر.ك مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه‌ی علی(علیه‌السلام)، انتشارات صدرا، قم، چ64، 1388، ص30-18

 

 


5/5 - (1)

Note : Database Server Is Inactive Or Server Is Dump!

Pajoohe dbo : this table doesn't exist!

 
 
 
1393/09/03
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید