تاريخچهي استفاده از اين مفاهيم براي توصيف جناحهاي سياسي به حوادث بعد از انقلاب فرانسه برميگردد. پس از پيروزي انقلاب فرانسه در پارلمان اين كشور بحثي جدي در خصوص ميزان اختيارات پادشاه در مقابل پارلمان درگرفت و عملا نمايندگان به دو بخش تقسيم شدند. بخشي كه خواهان حق وتوي پادشاه در مقابل مجلس بودند و بر اين عقيده بودند كه شاه ميتواند كليهي قوانين مصوبهي مجلس را وتو نمايد. در مقابل بخش دیگری از نمايندگان از رژيم پادشاهي مشروطه جانبداري ميكردند و خواهان حداقل اختيارات براي پادشاه بودند.
[1]
نمايندگان محافظهكار طرفدار حق وتوي پادشاه كه مخالف تغييرات اساسي در قوانين و مقررات بودند در سمت راست رئيس مجلس مينشستند و نمايندگان انقلابي و جمهوريخواه كه خواستار تغييرات اساسي و بنيادي سريع در جامعه بودند و طرفدار پادشاهي مشروطه بودند در سمت چپ رئيس مجلس مینشستند.
[2] بدين ترتيب در محاورات اين دو گروه نمايندگان به نام محل جلوسشان ناميده شدند و مفهوم چپ و راست وارد ادبيات سياسي فرانسه شد و با توجه به موقعيت خاص فرانسه بعد از انقلاب اين اصطلاح به سرعت از مرزهاي فرانسه عبور كرد و در بسياري از كشورها مورد استفاده قرار گرفت. از قرن نوزدهم با ظهور سوسیالیسم و اندیشههای مارکسیستی، طرفداران اين انديشهها در جهان نيز چپ ناميده شدند و در ايران نيز به محض تشكيل نخستين احزاب سياسي در جریان انقلاب مشروطيت اين مفاهيم مورد استفاده قرار گرفتند.
[3]
اندیشههای چپ - سوسياليستي و ماركسيستي - به آرا، ایدهها و نظریات کارل مارکس (1883-1818 ) و فریدریش انگلس (1895-1825) برمیگردد که در آلمان تولد یافتند و در فضای خاص اجتماعی، سیاسی و فکری در دوران پر تلاطم اروپا (آلمان، فرانسه و انگلیس) نشو و نمو کردند.
اطلاعات وسيع انگلس از وضع طبقهي كارگر و مسايل مشكلات صنعتي، مايه و پيشزمينهاي براي دانشپژوهي گستردهي كارل ماركس گرديد، از نظر ماركس، معضلات اجتماعي فقط از طريق تلاشهاي مداوم بشر در راستاي متحول كردن دنياي اجتماعي واقعي قابل حل ميباشند. از ديدگاه ماركس و انگلس، مشكل تمامي انسانهاي آرماني و مطلق، چيزي جز ناتواني آشكار آنان براي هرگونه تاثيرگذاري بر دنياي حقيقي نميباشد، اما دنياي حقيقي به راستي دگرگون ميشود، و سير تاريخ نيز گواه آن است. انسانها نيز دنيا را دگرگون ميكنند.
ماركس براي اين دگرگوني ديالكتيك هگل را كه حاوي تز، آنتيتز و سنتز است، به عاريه ميگيرد و اعلام ميكند: يك فرايند حقيقي در دنياي حقيقي وجود دارد، فرايندي كه در پيكارهاي متوالي جهان، طبقات استثمارشده (پرولتاريا) و طبقه استثمارگر (بورژوازي) خلاصه ميشود.
[4] بنابراين با توجه به وجود انديشههاي تحولخواه، تغييرطلب و مخالفت با وضع موجود در ماركس و به تبع وي در ماركسيستها، چپ تلقي شدهاند.
در بين نظريهپردازان علم سياست براي اولينبار موريس دوورژه مفهوم چپ و راست را مبناي تقسيمبندي احزاب سياسي قرار داد. وي بر اين عقيده است كه در قلمرو سياست فقط دو گرايش چپ و راست وجود دارد كه هركدام داراي آموزههاي انقلابي و محافظهكارانه هستند.
[5]
اصول كلي چپ و راست
در ادبيات سیاسي غالبا چپها شامل نيروهاي انقلابي و خواهان دگرگونيهاي سريع اساسي بودهاند كه به برقراري عدالت اقتصادي، برابري، تاكيد بر انترناسيوناليسم ضد استعماري و بهرهگيري از روشهای قاطع و انقلابی مشهورند و خواهان نظارت دولت بر اقتصاد و مبارزه با سودجویی سرمایهداری و به نحوی طرفدار اقتصاد دولتی بودهاند.
[6]
اکثر گروههای چپ، ویژگیهایی چون مخالفت با دخالت مقامات روحانی و دینی در سیاست و تعلیم و تربیت، اعتقاد به مسئولیت دولت در مورد تأمین بخشی از رفاه مردم، اعتقاد به آزادی سیاسی و تساوی حقوق سیاسی عموم مردم، برابری، قانون و نفی امتیازات طبقاتی و اشرافی و باور به عدالت اجتماعی، طرفداری از تودههای محروم و کارگران، رد احترام به سنت و نفی حجیت سنت در مقابل عقل و اعتقاد به عقل و عقلگرایی دارند.
[7]
در مقابل گروههای راستگرا مخالف تغییرند و معتقدند وضع موجود را تا حد ممکن باید حفظ کرد.
[8] اینها تفاوت طبقاتی را تقریبا جزئی از نظام طبیعی تلقی نموده و طرفدار سنتها، دولتهای قومی و حداقل دخالت دولت در امور اقتصادی میباشند.
[9]
راستیها در عین اعتقاد به سکولاریسم و مبانی تفکر مدرن غربی، گرایش شدید به دفاع از ناسیونالیسم، جلوگیری از تحرکات انقلابی و رادیکال، دفاع از حفظ وضع موجود و طرفدار نظامهای سرمایهداری و ترویج خصوصیسازی در اقتصاد بوده و هستند.
[10]
احزاب و انديشههاي چپ در جهان
در قرن نوزدهم با ظهور سوسیالیسم و اندیشههای مارکسیستی، مارکسیستها که اندیشهي خویش را سوسیالیسم علمی و خود را نمایندهي نیروهای بالنده، پویا و انقلابی تاریخ و مدافع حقوق و منافع کارگران و زحمتکشان جهان میخواندند بهعنوان چپ نامیده شدند.
[11] بنابراین عنوان چپ به گروه کثیری از کمونیستها و سوسیالیستها و نیز احزاب گوناگون از حزب کمونیست مائو در چین گرفته تا حزب سوسیال دمکرات جمهوری فدرال آلمان اطلاق شده است.
[12]
احزاب و انديشههاي چپ در ايران
در ايران نيز به محض تشكيل نخستين احزاب سياسي در جریان انقلاب مشروطيت که با شکلگیری تفکرات چپ در روسیه و تکوین انقلاب این کشور همراه بود، اين مفهوم مورد استفاده قرار گرفت.
چپ در فرهنگ سیاسی ایران کاربرد دوگانهای دارد. کاربرد فراگیر و وسیع آن، برای اشاره به هر گروهی که به مارکسیسم گرایش داشته به کار رفته است. این گروهها طیف سیاسی گستردهای، از سوسیال دموکراتها که در مشروطیت فعال بودند تا دموکراتهای چپ سالهای اخیر و حتی گاهی احزاب مذهبی که به بخشی از اندیشههای مارکسیستی یا سوسیالیستی تمایل دارند، را دربر میگیرد. کاربرد دیگر آن که خاص و محدودتر است و به معنای دقیقتر آن میباشد، در اطلاق به آن دسته از گروههای مارکسیست – لنینیست، یا کمونیست به کار میرود که طرفدار سرنگونی انقلابی و قهرآمیز نظام سیاسی-اجتماعی موجود و نشاندن یک دولت سوسیالیستی مطابق الگوی شوروی، یا الگوی دیگر، به جای آن بودند.
[13]
از این رو پس از پیروزی انقلاب مشروطه احزاب سیاسی کشور به مفهوم کنونی از یک سو با اثرپذیری از ناسیونالیسم و دمکراسی و از سوی دیگر با الهام و ارتباط با اندیشههای چپ در روسیه و بخصوص قفقاز بهوجود آمدند و به نامهای حزب اعتدالیون و حزب اجتماعیون عامیون که ترجمهگونهای از سوسیال دمکرات بود شکل گرفتند. در دوران رضاخان، تقی ارانی و جمعی از یاران و همفکران او که گروه معروف به 53 نفر را تشکیل دادند و جریان چپ را تداوم بخشیدند، ولی با دستگیری این گروه و درگذشت تقی ارانی در زندان این جریان از حرکت باز ایستاد. اما با خروج رضا شاه از کشور در شهریور 20، ادامهدهندگان تفکر چپ به تشکيل نخستین حزب سراسری فراگیر و فعال چپ در کشور به نام حزب توده ایران اقدام میکنند.
[14] در ایران چپ بر دو پایهي چپ با گرایش اعتقادی کمونيستی و گرایش مذهبی شکل گرفته بود كه وجه تمايز اين دو پايه در اعتقاد داشتن به خدا و آموزههاي ديني ميباشد. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی گرایشها و اندیشههایی با ویژگیهایی چون دفاع از آزادی و عدالت، حمایت از محرومان و مستضعفان، مقابله با سرمایهداری و خصوصیسازی، مخالفت با انباشت سرمایه و ثروتاندوزی و دفاع از حقوق کارگران که از آرمانهای انقلاب بود و طرفداران جدی نیز داشت، مطرح شد و بعد از تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی عملا جریان چپ اسلامی در صحنهي سیاسی جمهوری اسلامی بهوجود آمد، که این جریان حاکمیت دههي اول انقلاب را در سیطرهي خود داشت.
گرایش شدید به رفتارهای رادیکالی و تند، دفاع از تمرکزگرایی در ادارهي امور، تجویز دین حداکثری و محدود کردن قلمرو آزادیها حقوق شهروندی، دفاع از دولت حداکثری و مخالفت با خصوصیسازی، دفاع از محرومان، حاشیهنشینان و اقشار آسیبپذیر و طرفدار عدالت اجتماعی، استکبارستیزی و بالاخره فصلالخطاب دانستن ولایت مطلقهي فقیه در همهي امور را باید از ویژگیهای جریان چپ اسلامی در دههي اول (1368-1358) دوران انقلاب برشمرد. این جریان خواهان اتخاذ مواضع رادیکال و انقلابی در برابر کشورهای جهان بود که از نظر آنان صدور انقلاب معنا و مفهومش یکی همین بود. در حوزهي سیاست داخلی هم گرایش بسته و محدود در ادارهي امور و مخالفت با انفتاح فضای سیاسی-فرهنگی کشور بود.
[15]
در دورهي نخستوزيرى مهندس موسوى نيروهاى موسوم به چپ اكثريت يافتند. اين گروه كه بعدا به چپ سنتى موسوم شدند، در مجلس سوم در اكثريت بودند. عمدهترين گروههاى طرفدار اين جناح را مجمع روحانيون مبارز، اعضاى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، و دفتر تحيكم وحدت تشكيل مىدادند. در دورهى رياست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى اصطلاح «چپ مدرن» مطرح شد. چپ مدرن جريانى است كه به هر دليل، به بازنگرى در انديشهها و نظرات خود پرداختند. محصول اين تأمّل، چرخش در بعضى از مواضع راديكال، و اصلاح و تعديل بخشى از شعارها و آرمانهاى اين جناح بود. فضاى باز سياسى و فرهنگى، توسعهى اقتصادى، تنشزدايى در سياست خارجى، تسامح و تساهل در عرصهى فرهنگ و سياست جزو شعارهاى چپ مدرن است. اين گروه طرفدار آزادى بيان و گسترش آزادىهاى سياسى محسوب مىشوند.
[1]. ايوبي،حجتالله؛ پيدايي و پايايي احزاب سياسي در غرب، تهران، سروش، 1379، ص 165 .
[2]. دارابي، علي؛ جريانشناسي سياسي در ايران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه، 1388، ص 42 .
[3]. ايوبي، حجتالله؛ پيشين.
[4]. احمدی حاجیکلایی، حمید؛ جریانشناسی چپ در ایران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه، 1387،ص54.
[6]. زرشناسی، شهریار؛ واژهنامهي فرهنگی سیاسی، تهران، کتاب صبح، 1383، ص 117
[7]. بیات، عبدالرسول؛ و جمعی از نویسندگان؛ فرهنگ واژهها، تهران، موسسهي اندیشه و فرهنگ دینی، 1381 ص 261
[9]. بابایی، غلامرضا؛ فرهنگ سیاسی، تهران، آشیان، 1382، ص 253
[10]. زرشناسی، شهریار؛ پیشین، ص 117
[11]. مدیر شانهچی، محسن؛ احزاب سیاسی در ایران، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1375، ص 28
[12]. بابایی، غلامرضا؛ پیشین.
[13]. ر. ك: بهروز، مازیار؛ شورشیان آرمانخواه (ناکامی چپ در ایران)، ترجمهي مهدی پرتوی، تهران، ققنوس، 1384،
[14]. مدیر شانهچی، محسن؛ پیشین.
.[15] دارابي، علي؛ پيشين، ص250