در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  ايران و جنگ جهاني دوم
نویسنده :  مرتضي اشرافي
كلمات كليدي  :  جنگ جهاني دوم، ايران، ايران و جنگ جهاني دوم، رضاخان، حكومت پهلوي، انگليس، روسيه، آمريكا، آلمان، كنفرانس تهران، كنفرانس يالتا
یگانه پیروز جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا بود. در این زمان، روسیه درگیر انقلاب بلشویکی بود، عثمانی در بحران تجزیه قلمرواش به سر می­برد و آلمان نیز سقوط رایش دوم را شاهد بود. ظهور جمهوری وایمار در آلمان و فشار دول پیروز جنگ نوعی حس سرخوردگی و خشم را در میان آلمان­ها به­وجود آورده بود. بحران اقتصادی ۱۹۲۹­م، بر شدت ضعف جناح میانه­رو و قدرت­گیری تندروهای ناسیونال­ ــ­ سوسیالیست به رهبری هیتلر افزود؛ به­طوری­­که هیتلر توانست با تصویب رایشتاگ، در سال ­۱۹۳۳­م، قانون اساسی جمهوری وایمار را ملغی و دیکتاتوری خود را به­مدت چهار سال در آلمان برقرار سازد. با قدرت­گیری هیتلر، سرکوب مخالفان در دستور کار قرار گرفت. قدرت روزافزون نیروهای نظامی آلمان با نوعی حمایت ضمنی جهان سرمایه­داری همراه بود، زیرا آنان در تحلیل­های خود بر این باور بودند که نیروی نظامی قدرتمند نوظهور فاشیسم در آلمان، سرانجام کمونیسم را به ورطه­ي نابودی می­کشاند.[1]
بدین­ ترتیب کشمکش­های جهان اردوگاهی، موجبات به­وجود آمدن دوران صلح نیمه­ مسلح­ (۱۹۳۸ــ۱۹۳۶­م) را فراهم آورد.[2] با بروز حادثه­ی "آنشلوس" یا "الحاق اتریش"، سرآغاز کشورگشایی­های آلمان گردید. بدین­ ترتیب جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر ۱۹۳۹­م میان آلمان و ایتالیا، از یک­سو، و فرانسه و انگلستان، از سویی دیگر، آغاز شد و سایر کشورهای اروپایی نیز، به استثنای سوئد، سوئیس، اسپانیا، پرتغال و ترکیه، یکی پس از دیگری وارد جنگ شدند. سرانجام با حمله­ی هیتلر به روسیه و نقض پیمان عدم تعرض در ژوئن ۱۹۴۱­م، روسیه نیز، با زیر پا نهادن آرمان سوسیالیسم، به فرانسه و انگلستان پیوست.[3]
 
مواضع ایران در قبال جنگ جهانی دوم
یک روز پس از شروع جنگ جهانی دوم­ (چهارم­ سپتامبر ۱۹۳۹­م/۱۳۱۸­ش) "محمود جم"، نخست­وزیر ایران، طی اطلاعیه­ای اعلام کرد:­ "در این موقع که متاسفانه جنگ در اروپا مشتعل گردیده است، دولت شاهنشاهی ایران، به­ موجب این بیانیه، تصمیم خود را به اطلاع عموم می­رساند که در این کارزار بی­طرف مانده و بی­طرفی خود را محفوظ خواهد داشت."[4] زیرا به اعتقاد رضاشاه ایران نه بدان اندازه قدرتمند بود که بتواند در جنگ شرکت کند و نه تا آن حد ضعیف بود که اجازه دهد حقوقش پایمال گردد. از این­رو یک سیاست بی­طرفی برای ایران ضرورت داشت و برای قدرت­های متحارب نیز ارزشمند بود.
جالب اینجاست که آلمان و انگلستان هر دو از این موضع استقبال کردند؛ زیرا انگلستان به­دلیل درگیری­اش در منطقه دیگر توانایی برقراری امنیت را در این منطقه نداشت. استدلال وزارت امورخارجه آلمان نیز از بی­طرفی ایران چنین بود: "­با توجه به پیوند نزدیک ترکیه با انگلستان و فرانسه چنین به­ نظر می­آید که آن­چه از لحاظ سیاسی اهمیت ویژه­ای یافته، آن است که فعلا به تقویت ایران در بی­طرفی کاملش ادامه داده شود."­[5]
 
اشغال ایران
علي­رغم اعلام بي­طرفي از سوي ايران، در سوم شهريور 1320ش، ايران به اشغال نيروهاي نظامي روس و انگليس درآمد. نيروهاي شوروي از شمال و شرق و نيروهاي انگليس از جنوب و غرب، از زمين و هوا به ايران حمله كردند. اين حادثه در كشاكش جنگ دوم جهاني رخ داد و اين حمله حاصل سومين تباني روسيه و انگليس بود كه به زيان حاكميت ملي و تماميت ارضي ايران شكل مي‌گرفت‌.[6]
نمايندگان روس و انگليس‌، علت اين مداخله را وجود تعداد زيادي كارشناس آلماني در ايران ذكر كردند. دخالت نظامي شوروي و انگلستان در ايران متعاقب دو اولتيماتوم مشترك روس و انگليس در 28 تير و 25 مرداد­1320ش، راجع­ به حضور كارشناسان آلماني به­وقوع پيوست‌. اين حمله همچنين به ­فاصله­ی سه هفته قبل از تبعيد رضاشاه به خارج از كشور رخ داد. شهرهاي بي­دفاع شمال و جنوب كشور در جريان حمله­ی هماهنگ و مشترك روس و انگليس‌، شديدا بمباران شدند و نيروي دريايي ايران در خليج فارس و درياي خزر ظرف چند ساعت مضمحل گشت‌. فرمانده نيروي دريايي نيز در همان روز اول حمله كشته شد.[7]
عصر روز سوم شهريور، درحالي­كه پيش­روي قواي انگليس و روسيه در شمال و جنوب خاك ايران ادامه داشت‌، علي منصور -نخست­وزیر وقت­- با مشاهده­ی بحراني بودن اوضاع، تصميم به استعفا گرفت‌. در همين روز رضاشاه طي تلگرافي به روزولت ـ رئيس­جمهور امريكا ـ از وي خواست مانع پيش­روي انگليس و روسيه در داخل ايران شود، اما دولت امريكا اين درخواست را رد كرد.[8]
روز 5 شهريور 1320ش، علي منصور نوميدانه از مقام رئيس­الوزرائي استعفا داد و رضاشاه‌، "مجيد آهي" وزير دادگستري را مأمور تشكيل كابينه كرد، اما وي نيز از پذيرفتن اين سمت امتناع ورزيد و به ­ناچار مسئوليت نخست‌وزيري كشور به "محمدعلي فروغي" واگذار شد. ششم شهريور، فروغي در منزل خود با سفيران انگليس و روسيه راجع­ به ترك مخاصمه و توقف جنگ‌، مذاكره نمود. در همين نشست، فروغي از نيت انگليس براي بركناري و تبعيد رضاشاه با خبر شد. در نتيجه، فرداي همان روز رضاشاه، همه­ی اعضاي خانواده‌اش ­ـ­ به­ استثناي محمدرضا پهلوي وليعهد ­ـ را روانه اصفهان كرد و خود نيز روز دهم شهريور تصميم به استعفا را به اطلاع فروغي و اعضاي كابينه‌اش رساند.[9]
 
اوضاع سیاسی اجتماعی ایران در زمان اشغال
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربر گرفته بود. اوضاع امنیتی کاملا بی­ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی­مانده در سربازخانه­ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده­ی ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه­ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارت­گری نقش داشتند. شعار­نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ نیز رسیده بود. در آن روزها، شهرهاي كشور به­ويژه تهران، با كمبود نان و ساير ارزاق مورد نياز مردم روبرو بود. هزاران غيرنظامي زير بمباران شهرهاي مختلف جان باختند و خسارات بسيار سنگيني به تأسيسات اقتصادي كشور و اماكن زندگي مردم وارد آمد. كشور دچار قحطي شد و مردم از لحاظ نان و ارزاق به شدت در مضيقه قرار گرفتند. [10]
 
كنفرانس تهران
در فاصله­ی روز­هاي ششم تا نهم آذر ­1322ش، در بحبوحه­ی جنگ جهاني دوم، تهران ميزبان رهبران سه كشور متفقين يعني "فرانكلين روزولت" رئيس­جمهور آمريكا، "وينستون چرچيل" نخست‌وزير انگليس و "ژوزف استالين" رئيس­جمهور شوروي بود. اين سه كشور در سال­هاي جنگ جهاني دوم سه كنفرانس مهم در تهران، يالتا و پوتسدام تشكيل دادند و در آنها ضمن طرح نقشه‌هاي جنگي و استراتژي نظامي خود، درباره­ی شرائط بين­المللي و اوضاع جهان بعد از پايان جنگ و همچنين تقسيم ممالك جهان به مناطق نفوذ، به توافق­هايي رسيدند.[11]
كنفرانس تهران در محل سفارت شوروي برگزار شد و شاه نيز براي شركت در كنفرانس ناگزير بود به سفارت برود. در جريان كنفرانس، چرچيل و روزولت حاضر نشدند به ديدار شاه بروند و با وي تنها در محل سفارت ديدار مي‌كردند. ديدار استالين با شاه در كاخ مرمر نيز با تلاش و خواهش يكي از اطرافيان شاه به­ نام "احمدعلي سپهر"­ (مورخ‌الدوله) از مسئولان سفارت شوروي صورت گرفت. علاوه­بر اين با وجود آن­كه واشنگتن و لندن، پيشنهاد مسكو را براي تشكيل اجلاس رهبران آمريكا، انگليس و شوروي در تهران پذيرفته بودند ولي به هيچ وجه دولت ايران را در جريان تصميم خود براي تشكيل كنفرانس در تهران قرار ندادند. تنها در روز ورود رهبران متفقين، نخست‌وزير ايران ـ علي سهيلي ـ در جريان قرار داده شد.[12]
 
مهم­ترين تصميماتي گرفته­شده در كنفرانس تهران:
ـ ايجاد جبهه­ی دوم و پياده­شدن قواي آمريكا، انگليس، كانادا و فرانسه­ در سواحل نورماندي فرانسه در 16 خرداد 1323؛
ـ ضد حمله­ی بزرگ ارتش سرخ شوروي به نيروهاي آلمان با هدف بيرون راندن قطعي آلماني‌ها از خاك شوروي در تير 1323؛
كنفرانس سران سه كشور بزرگ در تهران در اعلاميه­ی پاياني خود كه شامل يك مقدمه، 9 فصل و 6 ضميمه بود، استقلال و تماميت ارضي ايران را نيز تضمين كردند و تعهد قبلي انگلستان و شوروي را درباره­ی تخليه­ی ايران به فاصله­ی شش ­ماه بعد از پايان جنگ مورد تأييد قرار دادند. ولي امضا‌كنندگان اين اعلاميه، چندان پايبندي به تعهد خود راجع ­به ايران نشان ندادند.[13]
 
پایان جنگ و خروج اشغال­گران
سال­های پایانی جنگ جهانی دوم ­(۱۳۲۴ و ۱۳۲۵) از تاریك­ترین و سوال­برانگیزترین سال­های تاریخ كشورمان است. در این سال­ها سه دولت استعمارگری كه ایران را به زور اشغال كرده بودند نه ­تنها از تخلیه­ی آن طبق قراردادی كه امضا و تعهد كرده بودند خودداری كردند، افزون بر آن دشواری­های فراوانی برای ملت ما فراهم آوردند و حتی استقلال و تمامیت ارضی كشورمان را مورد تهدید قرار دادند و یكی از آنها یعنی دولت شوروی آشوب­هایی در شمال و غرب كشورمان برپا كرد كه اگر با مقاومت دلیرانه ملت ایران روبه­رو نشده بود به جدایی بخش مهمی از كشورمان و احتمالا تجزیه ایران می­انجامید.[14]
بنابراین دولت ایران علیه­ی مداخلات دولت شوروی در شمال ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد شكایت كرده و شورا، رسیدگی به آن­را پذیرفته و به هر دو طرف پیشنهاد داد تا با مذاكره و گفت­وگو مشكلات خود را حل كنند. به­ همین منظور "قوام­السلطنه" در راس هیاتی به مسكو رفت. وی در آنجا مورد استقبال استالین و مقامات عالی رتبه­ی شوروی قرار گرفت. در ماه پایانی سال 1324، كلیه­ی نیروهای انگلیسی طبق مفاد عهدنامه­ی سه جانبه، خاك ایران را ترك كردند و تنها سربازان شوروی در ایران باقی ماندند. دكتر محمد مصدق طی نطق پرشوری در مجلس نسبت به عدم تخلیه­ی خاك ایران از سوی شوروی، شدیدا اعتراض كرد و خواستار بیرون رفتن ارتش سرخ از ایران شد. در چنین شرایطی دولت شوروی ناگزیر بود از حداكثر توقعات خود در ایران چشم بپوشد و به آنچه مهم­تر و حیاتی­تر از همه است یعنی بهره­برداری از نفت اكتفا كند. پس روس­ها تا زمان انعقاد قرارداد تأسيس شركت مختلط نفت ايران و شوروي ـ 15 فروردين 1325 ـ و تشكيل كابينه­ی ائتلافي با حزب توده در تهران ـ 10 مرداد 1325 ـ حاضر به خروج از ايران نگرديدند.[15]
 
جمع­بندی
با شروع جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۱۸­ش، اوضاع جهان دگرگون شد و اغلب کشورهای جهان مجبور به حمایت از متفقین یا متحدین گردیدند، در این میان کشور ایران، با وجودی اين­که از همان ابتدا سیاست بی­طرفی اتخاذ نمود، به­واسطه­ی سیاست­های رضاشاه (۱۳۰۴ــ۱۳۲۰.ش)، مبنی­بر طرف­داری از آلمان و نیز به­دلیل موقعیت استراتژیک خود، مورد توجه دول متفق قرار گرفت. از این­رو، با حمله­ی متفقین در سوم شهریور ۱۳۲۰­ش، ایران عملا به صحنه­ی منازعه­ی میان دول متخاصم تبدیل گردید. تاثیرات منفی این حمله با ناکارآمدی ارتش ۱۲۷هزار نفری رضاشاه، انفعال حكومت رضاشاه در قبال جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به كشور، از فقدان حمایت مردمی و انسجام لازم در ساختار قدرت سیاسی پهلوی اول حكایت می­كند، با این وجود ایران در تحولات جنگ جهانی دوم دچار تحولات بی­شمار سیاسی اجتماعی گردید که نتیجه­ی آن خسارات فراوان اقتصادی و تحمیل رنج­های این اشغال بر ملت شریف ایران گردید.


[1]. هوشنگ مهدوي، عبدالرضا؛ تاريخ روابط خارجي ايران از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ دوم جهاني، تهران، اميركبير، 1383، چاپ سوم، صص 301 الی 302
[2]. همان؛ ص 307
[3]. همان؛ 321
[4]. ذوقي، ايرج؛ ايران و قدرت­هاي بزرگ در جنگ جهاني دوم، تهران، پاژنگ، 1367، ص 11
[5]. همان؛ ص 36
[6]. آبراهاميان، يرواند؛ ايران بين دو انقلاب، ترجمه­ی كاظم نيرومند، مركز، 1377، ص 158
[7]. همان، ص 160
[8]. فوران، جان؛ تاريخ تحولات اجتماعي ايران (مقاومت شكننده)، ترجمه­ی احمد تدين، تهران، موسسات خدمات فرهنگي رسا، 1378، ص490
[9]. همان؛ ص 494
[10] . تاج‌بخش، احمد؛ سياست‌هاي استعماري روسيه، انگلستان و فرانسه در ايران، تهران، اقبال، 1374، صص 67 الی 79
[11]. مدني، جلال‌الدين؛ تاريخ سياسي معاصر ايران، تهران، دفتر تبليغات اسلامي، 1369، ص249
[12]. فيلي، اسدالله؛ روابط ايران و آمريكا، بررسي ديدگاه نخبگان، تهران، مؤسسه­ی فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين­المللي ابرار معاصر ايران، 1381، ص 25
[13]. همان، صص 113 الی 141
[14]. عاقلي، باقر؛ روزشمار تاريخ ايران: از مشروطه تا انقلاب اسلامي، جلد 1، تهران، گفتار، 1372، ص322
[15]. همان؛ ص 333

 


4.2/5 - (58)
 
 
 
1393/06/10
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas