در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  بلوك شرق و غرب (BLOC (EAST-WEST
نویسنده :  مرتضي اشرافي
كلمات كليدي  :  جنگ دوم جهاني، شرق، غرب، شوروي، كمونيسم، ليبراليسم، ايالات متحده ي آمريكا، استعمار، بلوك شرق و غرب، علوم سياسي
بلوک شرق و غرب اصطلاحی است كه پس از جنگ دوم جهانی به كشورهای كمونیست و كشورهای عضو اتحادیه‌های سیاسی و نظامی غرب داده ‌شد. به­عبارت دیگر بلوک یعنی تقسیم­بندی و گروه­بندی طرفداران دو قدرت شوروی و آمریکا که با نام بلوک مشهور و مطرح شده­اند.[1]
بلوک شرق نامی برای پیمان ورشو (اتحاد نظامی به رهبری شوروی) یا کومکن (یک سازمان اقتصادی بین‌المللی از کشورهای کمونیست) به­کار می‌رود. علاوه­بر شوروی سابق و ممالك اروپای شرقی­ (اعضای پیمان ورشو) كشورهای كمونیست آسیائی را نیز شامل می‌شد­.
بنابراين بلوك شرق شامل كشورهاي بلغارستان، روماني، مجارستان، آلمان شرقي، لهستان، آلباني، چكسلواكي و اتحاد جماهير شوروي بود كه همه­ی این کشورها عضو پیمان ورشو بودند. بعدها که در کوبا انقلابی رخ داد و رهبران جدید آن خود را کمونیست خواندند­، این کشور نیز، علی­رغم این‌که در غرب واقع بود، به­طور غیر رسمی عضو بلوک شرق شمرده می‌شد. اما كوبا هرگز به عضویت پیمان ورشو درنیامد و به­همین علت، به­طور رسمی عضو بلوک شرق نبود.
متحدین شوروی خارج از اروپای شرقی، همچون مغولستان، کوبا، ویتنام و کره­ی شمالی بعضی اوقات جزو اصطلاح بلوک شرق محسوب می‌شدند. جمهوری سوسیالیستی فدرال یوگسلاوی هم هرگز بخشی از بلوک شرق یا پیمان ورشو نبوده‌است. اما یک کشور کمونیست بوده که رهبر آن مارشال تیتو، در طی تلاش‌های خود به­عنوان رهبر یک مقاومت پارتیزانی طی جنگ جهانی دوم، به ­قدرت رسید. مجارستان در سال ۱۹۵۶م پس از آن­که حکومت طرف­دار شوروی خود را برانداخت، توسط ارتش شوروی مورد حمله قرار گرفت و آن­را با رژیمی جایگزین ساخت که در پی یک مسیر کمونیستی دموکراتیک‌تر، مستقل از مسکو بود. اواخر دهه­ی ۱۹۸۰، اتحاد شوروی ضعیف شد و به مداخله در امور داخلی کشورهای بلوک شرق خاتمه داد.[2]
در مقابل بلوك غرب علاوه­بر اعضای سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) سایر كشورهای طرف­دار غرب در سراسر جهان را دربر می‌گرفت. همچنين اصطلاح بلوك غرب گاه كشورهای دست­نشانده یا متحد غرب در آسیا و آفریقا و همچنین آمریكای لاتین را نیز دربر می‌گرفت و در این كاربرد، مراد از آن جدا­كردن كشورها از نظر تقسیم‌بندی ایدئولوژیك، به­ویژه مشخص­كردن دشمنی آن‌ها با بلوك شرق و یا بی‌طرفی آنها بود.
 
زمينه­هاي شکل­گيري بلوک شرق و غرب
شکل­گيري بلوک شرق و غرب با آغاز جنگ سرد ميان شوروي و ايالات متحده­ی آمريکا و جبهه­بندي­هاي کشور­ها در اين دو جناح همراه و همزاد بوده است، بنابراين جنگ سرد  اصطلاحا به جنگي اطلاق مي‌شود که از کشمکش‌ها و رقابت‌ها، در روابط آمريكا، شوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ به­وجود آمد. [که به اين دو گروه در اصطلاح بلوک شرق (همپيمانان شوروي) و بلوک غرب (هم پيمانان آمريکا) اطلاق مي­گرديد.] در سال ۱۹۴۵ و پس از پایان جنگ جهانی دوم تنش بین آمريكا و اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد و تا سال ۱۹۴۷ افزایش یافت. در طول این زمان رقابت بین این دو ابرقدرت در عرصه‌هايی از قبيل نظامی، ایدئولوژی، روان­شناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه­ی تکنولوژی ادامه داشت. این رقابت‌ها، مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات سلاح‌های هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم را با خود به ­همراه داشت.
در طول حیات بلوک­بندی جهان به شرق و غرب، درگیری نظامی مستقیمی بین نیروهای آمريكايي و شوروی رخ نداد، اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم‌پیمانان این ابر قدرت‌ها از دست‌آوردهاي این تقسیم­بندی به ­حساب مي‌آيد. آمريكا و شوروی كه در طول جنگ جهانی دوم در مقابل آلمان نازی متحد بودند، حتی قبل از پایان جنگ بر سر چگونگی بازسازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند. پس از جنگ جهانی دوم درحالی­که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند، گستره­ی تقسیم­بندی جهان به بلوک شرق و بلوک غرب به ­تمام جهان به­ ویژه اروپای غربی، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد.[3]
در این دوره، جهان با بحران‌هايی از قبيل دیوار برلین (1949- 1948) جنگ کره (1953- 1950) جنگ ويتنام (1965-1973)، بحران موشكي كوبا (1962) و جنگ شوروی در افغانستان روبه‌رو شد، که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی ديگر را ایجاد می‌کرد. یکی­از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم، دسترسی آنها به سلاح‌های هسته‌ای و ترس از استفاده­­ی طرف مقابل از این سلاح‌ها بود. اما آنچه مسلم بود، اين بود كه كشورهاي كوچك، راهي جز پيوستن به اردوگاه شرق يا غرب را ندارند و هر كشوري كه به اين مساله تن در­ندهد، بعد از گذشت زماني با توجه به شرايط حاكم، ناچار است به­گونه­اي تحت سلطه­ی يكي از قدرت­هاي مذكور قرار گيرد. آنها با اتخاذ اين خط مشي سعي مي­كردند با تشكيل اتحاديه­ها و پيمان­هاي نظامي و سياسي حوزه­ی نفوذ خود را در ميان كشورهاي ديگر گسترش دهند و به ­نوعي يارگيري دست زنند. در بلوک غرب، تفکر لیبرالیسم و سرمایه­داری تسلط داشت، در بلوک شرق هم، اندیشه­ی کمونیسم و سوسیالیسم حکومت می­کرد و هر دو بلوک با تبانی­ها و زدوبند­هایی که باهم داشتند هر کدام بر بخش­هایی از دنیا حکومت می­کردند و البته هر کدام به­ نحوی، سعی می­نمودند تا به ­تنهایی، حاکمیت سیاسی - فکری و اقتصادی دنیا را به­دست داشته باشند.[4]
 
تداوم بلوک­بندي شرق و غرب
در فاصله­ی زمانی بین تجاوز شوروی سابق به افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹م و به ­قدرت رسیدن میخائیل گورباچف در شوروی در مارس ۱۹۸۵­م، روابط بین ابرقدرت‌ها پس از آشتی دهه­ی ۱۹۷۰­م، به ­سردی گرائید. حمله­ی سال ۱۹۷۹­م شوروی سابق به افغانستان­­، باعث واکنش بسیاری از کشورها و تحریم گسترده­ی بازی‌های المپیک ۱۹۸۰م مسکو توسط بسیاری از کشورهای غربی شد. تجاوز شوروی منجر به درگیری طولانی مجاهدين افغانستان با ارتش شوروی شد که تا پایان دهه­ی ۱۹۸۰م ادامه داشت. در سال ۱۹۷۹م متحدین ناتو که از استقرار موشک‌های هسته‌ای میان برد شوروی نگران بودند، توافق کردند که به مذاکرات محدود­سازی سلاح‌های راهبردی ادامه دهند تا تعداد موشک‌های هسته‌ای مورد استفاده را محدود کنند؛ در عین حال آنها تهدید کردند که اگر مذاکرات شکست بخورد، ۵۰۰ دستگاه موشک کروز در آلمان غربی و هلند مستقر می‌کنند. این مذاکرات به شکست محکوم شد. استقرار برنامه­ریزی شده با مخالفت شدید و گسترده­ی افکار عمومی اروپا مواجه شد و در چند کشور اروپایی تظاهرات بی‌سابقه‌ای رخ داد. نو­محافظه‌کاران علیه سیاست‌های زمان نیکسون و جیمی کارتر در قبال شوروی سابق موضع گرفتند. بسیاری از آنها که با سناتور جنگ­طلب دموکرات به نام هنری اسکوپ جکسون همراه شده بودند، به رئیس­جمهور ­(کارتر) فشار آوردند که از موضع مقابله به مثل، با شوروی برخورد کند. آنها در نهایت خود را با رونالد ریگان و جناح محافظه‌کار جمهوری‌خواهان که به جلوگیری از گسترش شوروی متعهد شده بودند، هماهنگ كردند. انتخاب مارگارت تاچر به­عنوان نخست­وزیر بریتانیا در سال ۱۹۷۹م و به­ دنبال آن انتخاب رونالد ریگان به­عنوان رئیس­جمهور آمریکا در سال ۱۹۸۰م، باعث به قدرت رسیدن دو جنگجوی سرسخت در رأس رهبری دنیای غرب شد.[5]
 
شاخص­های اصلی بلوک­بندي شرق و غرب
به­طورکلي براي دو طرف هم­پيمانان آمريکا و شوروي در بلوک شرق و غرب مي­توان شاخص­هاي زير را نام برد که به­طور حتم از اثرات اين رويداد مهم تاريخ بشري مي­باشد:
1.      تقسیم جهان به دو بلوک قدرت؛
2.      رقابت­های اقتصادی و تسلیحاتی به­ صورت هم­زمان؛
3.      حاکم ­شدن لفاظی­ها­ی ایدوئولوژیکی بر مناسبات دو طرف؛
4.      به­کارگیری زور در حوزه­ی رقیب بدون درگیر شدن در جنگ مستقیم رودرو، از طریق مداخلات نظامی محدود و یا انجام کودتا یا تجاوز نظامی به کشورهای بی­طرف یا مخالف نظام سلطه؛ 
5.      تلاش برای نفوذ در حوزه­ی فعالیت رقیب از طرق اقتصادی و یا فرهنگی؛
6.      به­ راه انداختن جنگ رسانه­ای گسترده و توسعه­ی تبلیغات منفی و افشاگرانه علیه یک­دیگر؛
7.      طراحی و اجرای عملیات گسترده­ی جاسوسی به­ منظور کسب اطلاعات سیاسی نظامی و امنیتی.[6] 
 
پایان بلوک­بندي شرق و غرب
این دوره با به قدرت رسیدن میخائیل گورباچف به­عنوان رهبر شوروی سابق در سال ۱۹۸۵م آغاز شد و تا فروپاشی شوروی در سال­۱۹۹۱م ادامه داشت. رویدادهای این دوره شامل، حادثه­ی چرنوبیل ­(۱۹۸۶م) و سقوط دیوار برلین­ (۱۹۸۹م)، عملیات کودتای ­۱۹۹۱م شوروی سابق و سقوط شوروی ­(۱۹۹۱م)، پیاده­سازی سیاست‌های گلاسنوست و پرسترویکا، نارضایتی عمومی از جنگ شوروی در افغانستان و آثار اقتصادی- سیاسی حادثه­ی چرنوبیل در سال ­۱۹۸۶م است. با به قدرت رسیدن گورباچف تنش‌های شرق و غرب به سرعت کاهش یافت. پس از مرگ متوالی سه رهبر پیر شوروی از سال ­۱۹۸۲م، کمیته­ی تصمیم­گیری حزب کمونیست، گوباچف را به­عنوان رئیس حزب کمونیست انتخاب کرد. ریگان در دوره­ی دوم ریاست جمهوری خود در سال ­۱۹۸۵م در ژنو و در سال­ ۱۹۸۶م در ریکاویک با گورباچف ملاقات و نومحافظه­کاران را شگفت­زده كرد؛ موضوع ملاقات دوم بحث درباره­ی کاهش زرادخانه‌های موشکی میانی در اروپا بود.
هزینه‌های مسابقه­ی تسلیحاتی جنگ سرد از یک­سو و افزایش تقاضا برای مجموعه­ی بزرگی از کمک‌های خارجی و نظامی از طرف متحدین سوسیالیست‌ها از سوی دیگر، تلاش‌های گورباچف برای تقویت تولید کالاهای مصرف­کنندگان و اصلاح اقتصادی را در وضعیت بسیار حساس و پرمخاطره‌ای قرار داد. در سال ­1989م دولت‌های کمونیست اروپای شرقی یک به یک سرنگون شدند. در لهستان، مجارستان و بلغارستان اصلاحات دولت باعث پایان صلح­آمیز حاکمیت کمونیست‌ها و استقرار دمکراسی شد. تظاهرات گسترده در آلمان شرقی و چکسلواکی باعث سرنگونی کمونیست‌ها در این دو کشور گردید و دیوار برلین  باز شد. در رومانی یک قیام عمومی باعث سرنگونی رژیم نیکولای چائوشسکو در اواسط دسامبر و اعدام او در ۲۵­ دسامبر ­1989م شد. شوروی سابق کمک زیرساختی کمی برای ماهواره‌های خود در اروپای شرقی در نظر گرفت، اما آنها کمک‌های نظامی گسترده‌ای به­ صورت نقدی، به آنها می‌رساندند. تکیه­ی شوروی بر اقتصاد ناکارآمد نظامی باعث مشکلات بعدی در سازگاری مجدد پس از سقوط کمونیسم شد. سقوط اتحاد جماهیر شوروی باعث کاهش ناگهانی و فوق‌العاده­ی تعداد جنگ‌ها،(جنگ‌های بین کشورها، جنگ‌های نژادی، جنگ‌های انقلابی و شمار پناهندگان و آوارگان و افزایش کشورهای دمکراتیک) شد و در کل با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اصطلاح بلوک شرق و غرب از ميان رفت.[7]


[1]. طلوعی، محمود؛ فرهنگ جامع سیاسی، تهران، علم، 1377، ص 282
[2]. پیتروزا، دیوید؛ تاریخ بلوک شرق­، ترجمه­ی ­مهدی حقیقت­خواه، تهران، ققنوس، 1385، ص 56
[3]. کربله، بازيل؛ جامعه­ي معاصر شوروي­، ترجمه­ي حميد­رضا صادقي، تهران، مرزداران، 1377، ص 68
[4]. همان، ص 69
[5]. تقوی­شوازی، اکبر؛ گسیختگی امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی از ‎۱۹۸۵، تهران، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه امام صادق(ع)، 1380، ص 221
[6]. رمضانی، علی؛ سراب شرقی و غربی ناامید، تهران، خورشید، 1385، ص 17
[7]. بابایی، رضا؛ تاریخ شرق و غرب معاصر، تهران، مطالعات راهبردی بوعلی، 1384، ص 82

 


3.9/5 - (12)
 
 
 
1393/05/09
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas