در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  توسعه نيافتگي Underdeveloped
نویسنده :  مرتضي اشرافي
كلمات كليدي  :  توسعه، جهان سوم، در حال توسعه، توسعه نيافتگي، سرمايه داري، استعمار، علوم سياسي
توسعه­، در لغت به ‌معنای خروج از لفاف و پوشش، وسعت­دادن، فراخ­كردن، بهترشدن و قدرتمندشدن است، ­این مفهوم ­­را می‌توان فرآیندی دانست، كه متضمن بهبود مداوم در همه‌ی عرصه‌های زندگی انسانی و بهبود بنیان‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می‌باشد؛ ­توسعه به‌عنوان فرایندی چند بعدی، یعنی شرایطی كه جامعه به‌طور كیفی از امكانات كمی خویش، در جهت آرمانی كه برای خودش قائل است، به‌طور همه جانبه استفاده می‌كند.[1]
­­
ابعاد توسعه
برای توسعه، ابعاد گوناگونی را مطرح کرده­اند که با جمع­بندی دیدگاه­های مختلف می­توان به برخی از آنها اشاره کرد:
 
1. توسعه­ی اقتصادی: توسعه­ی اقتصادی فرایندی است، كه در­ طی آن، شالوده‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه دگرگون می‌شود. به‌طوری ­كه حاصل چنین دگرگونی و تحولی در درجه‌ی اول، كاهش نابرابری‌های اقتصادی و تغییراتی در زمینه‌های تولید، توزیع و الگوهای مصرف جامعه خواهد بود. امروزه توسعه­ی اقتصادی تنها در چارچوب تئوری خالص اقتصادی مورد توجه نیست؛ بلكه رشد و توسعه­ی اقتصادی یك مسأله­ی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. [2]
البته بین رشد و توسعه­ی اقتصادی، تفاوت وجود دارد. رشد اقتصادی صرفا بیان‌كننده­ی افزایش تولید یا درآمد سرانه‌ی ملی در یك جامعه و بیشتر متكی به ارقام كمی است؛ اما توسعه­ی اقتصادی، فرایند پیچیده‌تری است كه به مفاهیمی چون تغییر و تحولات اقتصادی نزدیك‌تر است؛ تا مفهوم رشد اقتصادی.[3]
 
 2. توسعه­ی اجتماعی: این نوع توسعه، با چگونگی و شیوه­ی زندگی افراد یك جامعه پیوندی تنگاتنگ داشته و در ابعاد عینی، بیشتر ناظر بر بالابردن سطح زندگی عمومی از طریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینه‌های فقرزدایی، تغذیه، بهداشت، مسكن، آموزش و چگونگی گذراندن اوقات فراغت می‌باشد.[4]
 
 3. توسعه­ی سیاسی: توسعه­ی سیاسی فرایندی است كه زمینه­ی لازم را برای نهادی­كردن تشكل و مشاركت سیاسی فراهم می‌كند و حاصل آن، افزایش توانمندی یك نظام سیاسی است.[5]
 
 4. توسعه­ی انسانی: توسعه­ی انسانی روندی است كه طی آن امكانات بشر افزایش می‌یابد. این نوع توسعه كه مردم را در محور فرایند توسعه قرار می‌دهد­، عناصری هم­چون برخورداری از حیثیت و منزلت شخصی­، حقوق انسانی تضمین‌شده و داشتن فرصت برای دست‌یابی به نقش خلاق و سازنده را دربر می‌گیرد. ­[6]
 
 5. توسعه‌ی فرهنگی: این مفهوم از اوایل دهه­ی 1980م از طرف یونسكو در مباحث توسعه مطرح شده و از مفاهیمی است كه نسبت به سایر بخش‌های توسعه، از ابعاد و بار ارزشی بیشتری برخوردار است و تأكید بیشتری بر نیازهای غیرمادی افراد جامعه دارد. بر اساس این توسعه، تغییراتی در حوزه‌های ادراكی، شناختی، ارزشی و گرایشی انسان‌ها پدید می‌آید، كه قابلیت، باورها و شخصیت ویژه‌ای را در آنها به‌وجود می‌آورد و حاصل این قابلیت‌ها و باورها، رفتارها و كنش‌های مناسب توسعه می‌باشد. [7]
 
توسعه­نیافتگی
توسعه‌نیافتگی حالت یا وضع توسعه­ی اقتصادی در یك ناحیه یا كشور است كه وسایل ضروری برای رشد اولیه را ندارد و نسبت بالایی از منابع آن باید به كارهای كشاورزی تخصیص یابد. مسأله­ی اساسی در این مرحله از توسعه­ی اقتصادی این ­است ­كه حد بالایی از سطح قابل دست­یابی به مقدار تولید سرانه وجود ندارد. این محدودیت از این واقعیت برخاسته است كه امكانات بالقوه­ی ناشی از علم جدید و منابع، اساسا یا موجود نیستند و یا با قاعده و نظم به­كار نمی‌افتند.[8]
 
قلمرو توسعه­نیافته
اصطلاحی است معمول برای معرفی ناحیه­ای که در مقایسه با معیارهای دنیای پیشرفته­ی غرب از سطوح پست زندگی رنج می­برد. نشانه­ی اختصاری کشورهای توسعه­نیافته (U.D.C )[9] است.
 
ملت­های توسعه­نیافته؛ ملت­های کم توسعه­یافته
کشورهایی که در آن، درآمد واقعی سرانه در مقایسه با درآمد واقعی سرانه در کشورهای صنعتی نسبتا پایین باشد را ملت­های توسعه­نیافته و یا ملت­های کم توسعه­یافته می­گویند.[10]
 
ابعاد توسعه­نیافتگی
توسعه­نیافتگی شاید ظاهرا به عدم رشد اقتصادی و پیشرفت­های ظاهری یک کشور اطلاق شود، اما در واقع دارای ابعاد مختلفی است، از آن ­جمله می­توان به توسعه­نیافتگی اقتصادی، توسعه­نیافتگی اجتماعی، توسعه­نیافتگی سیاسی، توسعه­نیافتگی انسانی، توسعه­نیافتگی فرهنگی و توسعه­نیافتگی ملی اشاره نمود.
 
ریشه‌های تاریخی
توسعه­نیافتگی پدیده‌ای است كه هم­زمان با گسترش استعمار در ملل جهان سوم، توسط كشورهای پیشرفته­ی صنعتی معاصر پا به­عرصه­ی وجود گذاشت. توسعه­نیافتگی یکی از جدیدترین و بحث­انگیزترین مسایل روز می­باشد. یک نکته که در این قبیل بحث­ها لازم به ذکر است، این است که معمولا بین دو واژه­ی رشد و توسعه، نوعی خلط مضر صورت می­گیرد که خود منشاء پاره­ای سوء برداشت­ها می­گردد. رشد معمولا دلالت بر تغییرات کمی دارد، در صورتی که توسعه، فرایندی کیفی است. البته تا دهه­ی­1970م تصور، این بود که در صورت رشد بیشتر می­توان انتظار داشت که وضع اشتغال بهبود پیدا کرده، مشکل فقر و توزیع درآمد حل شود و این­ها خود زمینه­های توسعه را فراهم آورند. توصیه­ی بانک جهانی و صندوق بین­المللی پول به کشورهای جهان سوم نیز همین بود. اما تجربه­ی آن دهه و پس از آن نتوانست این فرضیه را ثابت کند. زیرا در اکثر آن کشورها تولید تا حد هدف­گذاری بانک جهانی بالا رفت اما حتی شاخص­های مادی توسعه نیز فراهم نگردید. مثلا سطح زندگی مردمان فقیر بدون تغییر باقی ماند و در مواردی حتی بدتر شد­، بیکاری و توزیع درآمدها نیز اگر وخیم­تر نشده باشد، بهتر نشد. این امر باعث ­گردید تا بسیاری از اقتصاددانان و به­ویژه صاحب­نظران توسعه، خواستار نوعی تجدیدنظر در تعریف مذکور از توسعه گرد­ند.[11]
پیش­کسوت­های اقتصادی و سیاسی در سال­های پس از جنگ جهانی دوم، با نظریه­پردازان تجدد در این دیدگاه که توسعه­ی جهان سوم نیازمند تفسیر نوعی از توسعه­نیافتگی است، مشترک بودند. با این بیان، نزدیک به نیم­قرن است که مسئله­ی توسعه­نیافتگی در عرصه­ی جهانی مطرح شده و اندیشمندان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، کتاب­ها و مقالات مختلفی در بیان اهمیت و راه­کارهای برون ­رفت از آن ارائه داده­اند و مسئولان جوامع مختلف، در تعیین استراتژی توسعه و عملیاتی­کردن آن، سعی و کوشش فراوان نموده­اند. با این حال، امروزه فقط برخی از کشورها و عمدتا جوامع غربی، تحت عنوان کشورهای توسعه­یافته شناخته می­شوند و بقیه، جزو کشورهای در­حال ­توسعه و یا توسعه­نیافته­­ محسوب می­گردند.[12]
 
عوامل توسعه­نیافتگی
در ادبیات اقتصاد مرسوم توضیح داده شده که قاعده­ی رفتاری در سطح توسعه، چندین عارضه­ی مهم به­ همراه دارد و این عارضه­ها مهم­ترین عوامل توسعه­نیافتگی هستند، به­طوری که اگر هر­یک­از این­ها درست شناخته شود، ملاحظه خواهیم کرد که هر­یک از این عوارض به تنهایی برای زمین­گیر­کردن اقتصاد ملی و مانع تراشی بر سر راه توسعه­ی ملی کفایت می­کند و طبیعتا وقتی که ترکیب این عوامل با هم ظاهر می­شود، پیچیدگی­های غیر عادی­تری بر سر راه توسعه­ی ملی قرار می­گیرد. این عوامل به ­ترتیب عبارت­اند از:
1.      رابطه­ی استعماری و تجارت جهانی؛
2.      افزایش فساد مالی؛
3.      عدم كارایی در استفاده از كمك‌های تكنیكی كشورهای توسعه­یافته؛
4.      تبدیل­شدن فعالیت­های سوداگرانه به­عنوان موتور خلق ارزش افزوده در اقتصاد ملی؛­[13]
5.      تعمیق شکاف میان بنیه­ی تولید ملی و نیازهای مصرفی جامعه؛
6.      گسترش و تعمیق نابرابری­ها.[14]
در ­این ­میان فقط مساله­ی نابرابری­ها به­ تنهایی در بسیاری از نظریه­های توسعه و در بسیاری از تجربه­های عملی توسعه، به­عنوان علت­العلل و عامل اصلی باز تولید توسعه­نیافتگی توضیح داده شده و در آن مطالعات، نشان می­دهند که نابرابری چگونه اختلال­های بی­شماری را به نظام ملی تحمیل می­کند و اجازه­ی میل به توسعه را سلب می­نماید. در مورد بقیه­ی مولفه­ها هم به­همین شکل است و هر­ یک به تنهایی می­تواند توضیح­دهنده­ی کل مساله­ی توسعه­نیافتگی باشد.[15]
تعامل­هایی که میان آثار و پیامدهای سطح خرد، سطح کلان و سطح توسعه­ی ملی در اثر این رویکرد­ها به­وجود می­آید، در نهایت نظام ملی را با یک پدیده­ی رکود تورمی روبه­رو می­کند که اگر پدیده­ی رکود تورمی از منظر اقتصاد سیاسی به­درستی شکافته شود، نشان خواهد­ داد چگونه نظام ملی را ابتدا از منظر اقتصادی و سپس بقیه­ی حوزه­ها تهدید کرده و حتی می­تواند چالش­های امنیت ملی را هم به­وجود بیا­ورد. وجود چنین تصویری که به­شکل گسترده­ای در کشور­های جهان سومی بازتاب داشته و آثار محسوس و ملموس فوری هم به ­بار می­آورد، موجب شده تا بحث توسعه­نیافتگی در این­گونه کشور­ها جدی گردد.[16]
 
جمع­بندی
عقب­ماندگی کشورهای جهان سوم بدان جهت است که عده­ای گمان می­کردند با تقلید صرف از آداب و رفتار کشورهای غربی و حتی تقلید از نوع لباس و غذای آنها می­­توان به پیشرفت و ترقی دست یافت، در­حالی­که هیچ کشوری بدون داشتن هویت مستقل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، توسعه پیدا نکرده است و به­خاطر همین تقلید کورکورانه است که تا ­به­حال نتوانسته­اند به توسعه برسند.
افزایش ظرفیت و كارایی یك نظام سیاسی در حل و فصل تضادهای منافع فردی و جمعی، مبادرت ورزیدن نقش‌های كاركردی استراتژیك جامعه به سازندگی و تولید، شناخت نیازهای هر جامعه و انتخاب الگوها و روش­های متناسب با واقعیات اجتماعی و هماهنگ با ارزش­های بومی، از راه­کار­هایی است که به­عنوان برون­ رفت کشور­ها از بحران توسعه­نیافتگی ارایه می­شود.[17]
 


[1]. نظرپور، محمدنقی؛ ارزش­ها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه­ی اسلامی، 1378، چاپ اول، ص11
[2]. ازكیا، مصطفی؛ جامعه‌شناسی توسعه، تهران، كلمه، 1380، چاپ سوم، ص 18
[3]. همان، ص 19
[4]. همان، ص 19
[5]. همان، ص 20
[6]. همان، ص 21
[7]. همان، ص 23
[8]. نراقی، یوسف؛ توسعه و كشورهای توسعه­نیافته، تهران، شركت سهامی انتشار، 1380، چاپ سوم، ص 22
[9] . Under developed Countries
[10]. گالبرایت، جان­کنت؛ روش­های توسعه­ی اقتصادی، ترجمه­ی هوشنگ نهاوندی، تهران، مؤسسه­ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1350، ص 209
[11]. مهدی­خانی، علی­رضا؛ مروری اجمالی بر توسعه­ی سیاسی و اقتصادی، تهران، آرون، 1380، ص 183
[12]. حاج ­فتحعلی­ها، عباس­؛ توسعه­ی تکنولوژی، تهران، دانشگاه علامه ­طباطبایی، 1372، ص 210
[13]. متوسلی­، محمد؛ توسعه­ی اقتصادی ژاپن، تهران، مؤسسه­ی مطالعات و پژوهش­های بازرگانی، 1374، ص 6
[14]. صیامی، زهرا؛ چرا صنعتی نشدیم؟، تهران، امیركبیر، 1381، ص30
[15]. مارك، هنری­؛ فقر پیشرفت و توسعه، ترجمه­ی مسعود محمدی، تهران، وزارت امورخارجه، 1374، چاپ اول، ص156
[16]. سریع‌القلم، محمود؛ توسعه، جهان سوم و نظام بین‌الملل، تهران، سفیر، 1369، چاپ اول، ص90
[17]. دیرباز، عسگر؛ نگاهی به اسلام و توسعه­ی پایدار، تهران، دانش و اندیشه­ی معاصر، 1380، چاپ اول، ص33

 


3.9/5 - (9)
 
 
 
1393/05/07
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas