در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  حسان بن ثابت
نویسنده :  يدالله حاجي زاده
كلمات كليدي  :  تاريخ، حسان بن ثابت، پيامبر(ص)
   ابوالولید حسّان بن ثابت بن منذر(تیم الله)[1] شاعر و صحابی رسول خدا(ص)، هفت یا هشت سال قبل از میلاد پیامبر (ص) دیده به جهان گشود.[2] او از قبیله خزرج و از طایفه بنی­نجار بوده است.[3] پدرش «ثابت بن منذر بن حرام»؛ با «مطلب» (عموی عبدالمطلب) دوست بود و او در سفری كه به مكه برای عمره رفته بود با سخنانی كه در خصوص شیبه( عبد المطلب)[4] به مطلب گفت، سبب شد  مطلب، شیبه را به مكه آورد.[5]  مادرش «فریعه» دختر «خالد بن خنیس‏ بن لوذان»[6] یا دختر «خنیس بن لوذان» خواهر خالد[7] می­باشد. مادر حسان اسلام را درك كرد به رسول خدا(ص) ایمان آورد و با ایشان بیعت كرد.[8]
   كنیه مشور حسان ابوالولید می­باشد.[9] از دیگر كنیه­های او می­توان به ابو المضرب، ابو الحسام، ابو عبدالرحمن اشاره كرد.[10]  
   حسان بن ثابت قبل از اسلام؛ در ایام جاهلیت، شاعر انصار بود.[11] پس از ورود پیامبر اكرم(ص) به مدینه، حسان همانند بسیاری دیگر از انصار به پیامبر ایمان آورد. او پس از این كه اسلام آورد این اشعار را خواند.
 
    «شهدت باذن الله ان محمد رسول الذی فوق السموات من عل...».
  
   «به اذن خداوند شهادت می­دهم كه محمد(ص) فرستاده آسمانی است كه از جانب خداوند آمده است».
پیامبر اكرم(ص) فرمود من هم با تو گواهی می­دهم.[12]
 
 صفات اخلاقی حسان
  بسیاری از مورخان و سیره­نویسان معتقدند وی ترسو بود.[13] حكایتی كه توسط مورخان بیان شده است نیز نشان­گر ترس حسان می­باشد. «در یكی از غزوات حسان به همراه زنان و كودكان در یكی از قلعه­های مدینه پناه گرفته بودند. صفیه دختر عبدالمطلب؛ عمه رسول خدا(ص) می­گوید: «یكى از یهودیان بنى­قریظه به كنار قلعه­ای كه ما در آن بودیم آمد و شروع به گردش به دور آن قلعه كرد تا بلكه راهى به داخل آن پیدا كند و كسى هم نبود كه از ما دفاع كند؛ زیرا رسول خدا(ص) و مسلمین در میدان جنگ بودند و نمى‏توانستند آن جا را رها كرده براى محافظت ما به شهر بیایند، از این رو من به حسان بن ثابت گفتم: این یهودى مشغول گردش در اطراف قلعه است و ممكن است جائى پیدا كند و به داخل قلعه بیاید، از جا برخیز و او را به قتل برسان حسان گفت: اى دختر عبدالمطلب به خدا تو خود می­دانى كه من مرد این كار نیستم و كشتن او از عهده من خارج است. صفیه می­گوید: این پاسخ را كه من از حسان شنیدم كمرم را محكم بستم سپس عمودى به دست گرفته از قلعه به زیر آمدم آن یهودى را از پاى درآوردم آن گاه به قلعه بازگشتم و به حسان گفتم: من او را كشتم اكنون تو برخیز و جامه و اسلحه‏اش را برگیر و اگر مرد نبود من خودم این كار را مى‏كردم؟ حسان گفت: اى دختر عبدالمطلب مرا به جامه و اسلحه او احتیاجى نیست، مرا به حال خود واگذار».[14] برخی از مورخان این جریان را مربوط به سال سوم هجری و زمان غزوه احد می­دانند.[15] عده­ای قائلند: او به خاطر ترسش در هیچ معركه­ای(جنگی) حاضر نشد،[16] به نظر می­رسد، این بیان چندان درست نباشد؛ چرا كه اشعار وی در بعضی از غزوات[17] نشان­گر حضور او در آن جنگ می­باشد. برخی  علت ترسو بودن وی را ضربه شمشیری می­دانند كه صفوان بن معطل به او زده است. پیامبر به خاطر همین ضربه قصر بنی­جدیله را در مدینه به او داد و «سیرین» كنیز قبطی ( خواهر ماریه[18]) را به او بخشید.[19]
   مورخان حسان را از جمله كسانی می­دانند كه در جریان افك[20] به  خاطر بدگویی­اش از عایشه به دستور پیامبر(ص) حد خورده است.[21] البته برخی هم منكر این امر شده­اند.[22] همچنین در نقلی از عایشه آورده­اند كه او چیزی نگفته است.[23]
 
حسان شاعر
 حسان شاعر رسول خدا(ص)،[24] از شاعران به اصطلاح «مُخَضْرم» است  كه هم در جاهلیت و هم در اسلام شعر گفته است.[25] او از مشاهیر اصحاب آن حضرت بود و از جمله راویان رسول خدا(ص) نیز محسوب می­شود. پسرش عبدالرحمن و سعید بن مسیب و ابوسلمه بن عبدالرحمن و دیگران از او  روایت نقل كرده­اند.[26] حسان با سرودن اشعار خویش از رسول خدا(ص) و مسلمانان دفاع می­كرد و با شاعران مخالف اسلام مقابله می­كرد. در یك مورد پیامبر اكرم(ص) (در جواب اعتراض عمر به شعر خواندن حسان) فرمود: «اى عمر دست از او بردار سوگند به خداوندى كه جان من در دست قدرت او است، سخنان او از فرو رفتن تیر به جان كفار سخت­‏تر و مشكل­تر است.[27]‏ در نقلی آمده است: «فضل حسان از دیگر شعرا این است كه او شاعر انصار در جاهلیت، شاعر رسول خدا(ص) در اسلام و در عصر اسلام، شاعر منحصر به فرد تمام مملكت یمن بود».[28]  علامه امینی به نقل از ابوعبیده می­نویسد: تمام عربها اجماع كرده‏اند و بالاتفاق پذیرفته‏اند كه حسان در بین شاعران شهرنشین[29] از همه تواناتر است.[30]
    به نظر می­رسد، این سخن رسول­خدا(ص) كه در مورد او فرمود: «اللهم ایده بروح القدس»[31] خدایا او را مورد تائید روح القدس قرار بده، به صورت مشروط  بیان شده باشد؛ چرا كه بسیاری  از مورخان قائلند پیامبر(ص) درباره او فرمود: «ای حسان «تا وقتی كه از ما دفاع كنی» موید به تائیدات روح القدس خواهی بود.»؛[32] البته  این دعا به صورت­های مختلفی بیان شده است. در یك مورد از پیامبر(ص) نقل شده است كه در مورد او فرمود: «االلهم ایده بروح القدس لمناضلته عن المسلمین»،[33] خدایا حسان را با روح­القدس مورد حمایت و تایید قرار بده، به خاطر حمایت او از مسلمانان. در نقلی دیگر پیامبر(ص) فرمود:
«إن اللّه یؤید حسان بروح القدس ما نافح عن رسول اللّه»[34]‏«خداوند حسان را مورد حمایت و تایید روح القدس قرار دهد تا زمانی كه از رسول خدا(ص) پشتیبانی كند.»
 
   بعضا پیامبر(ص) از حسان می­خواست كه در برابر دشمنان شعر بگوید.[35] به عنوان نمونه زمانی كه قبیله بنی­تمیم نزد رسول­خدا(ص) آمده بودند و قصد مفاخره داشتند، بنی­تمیم گفتند ما با شاعر و خطیبمان نزد تو آمده­ایم تا با شما مفاخره كنیم. پیامبر اكرم(ص) ابتدا در جواب آنها فرمودند: من نه برای شعر گفتن مبعوث شده­ام و نه به فخر فروشی مامور شده­ام؛ ولی حالا كه آمده­اید، بیایید. ابتدا زبرقان بن بدر[36] و به نقلی عطارد بن حاجب[37] سخنانی بیان كرد. ثابت بن قیس بن شماس به امر رسول خدا(ص) به او جواب گفت؛ سپس شاعر ایشان زبرقان بن بدر در برتری قوم خویش اشعاری سرود، پیامبر اكرم(ص) دستور فرمود حسان بن ثابت بیاید و به اشعار او جواب دهد. حسان جواب اشعار او را با اشعاری داد. آنها اقرار كردند كه خطیب رسول­خدا(ص) از خطیب خودشان بهتر و شاعر رسول خدا(ص) از شاعرشان ماهرتر است.[38] آن گاه همه فرستادگان تمیم مسلمان شدند و پیامبر(ص) به آنها هدایایی داد.[39]
   برخی قائلند اشعار حسان پیش از اسلام برتر از اشعار او بعد از اسلام بوده است.[40] طبق برخی از نقلها از خود او علت این امر را سوال كردند وی گفت: «در جاهلیت شعر قید و بندی نداشت و نیكویی شعر، افراط در بیان است و این افراط  كذب است. اسلام هم از كذب منع كرده است».[41]  حسان در خصوص بسیاری از وقایع مهم صدر اسلام شعر سروده است. این اشعار به گونه­ای است كه بعضا به عنوان سند­های تاریخی مورد توجه قرار گرفته­اند. به عنوان نمونه او در فتح مكه،[42] نبرد خیبر،[43] نبرد احزاب،[44] روز غدیر،[45] درباره قتل كعب بن اشرف و سلام بن ابى حقیق ‏[46]و در رثای پیامبر(ص)[47] شعر سرود.
  در این جا و به عنوان نمونه گوشه­ای از شعر او را كه در روز عید غدیر و با اجازه رسول خدا(ص) سروده را ذكر می­كنیم.
  ینادیهم یوم الغدیر نبیهم                    بخم و اسمع بالنبی منادیا...
 فقال له قم یا علی فانی                     رضیتك من بعدی اماما و هادیا[48]
شیعیان همواره به این شعر حسان در خصوص ولایت علی(ع) استناد كرده­اند.[49]
 
حسان بن ثابت پس از رحلت رسول خدا(ص)
   حسان در دوره عمر در مسجد شعر می خواند عمر به او اعتراض كرد. حسان در جواب او گفت: من این جا شعر خواندم در حالی كه بهتر از تو(یعنی رسول خدا(ص)) در آن بود.[50] سپس رو به ابو هریره نموده گفت: تو سخن رسول خدا را شنیدى كه مى‏گفت خداوندا حسان را به روح القدس مؤید فرما و دعایم را اجابت نما؟ ابو هریره او را تصدیق كرد.[51]  برخی معتقدند: حسان بعد از دوره پیامبر از شعر گفتن دست كشید. «تنها در رثای عثمان شعری سرود.»[52] وی از جمله راویان حدیث از پیامبر اكرم(ص) شمرده شده است.[53] پس از به خلافت رسیدن علی(ع)، عده­ای از بیعت با آن حضرت امتناع ورزیدند، حسان بن ثابت از جمله آنان بود. شیخ مفید می­نویسد: «گروهى از بیعت با علی(ع) سرباز زدند مانند عبداللَّه پسر عمر بن خطاب، سعد وقاص، محمد بن مسلمة، حسان بن ثابت و اسامة بن زید، حضرت علی(ع) پس از امتناع آنها از بیعت  سخنرانی كرد. در بخشی از سخن حضرت آمده است:... از جانب سعد، و مسلمة و اسامة، و عبداللَّه، و حسان چیزهائى به من رسیده كه آن را خوش ندارم و حق در میان من و ایشان حاكم است.»[54]
   به هر حال حسان را از منحرفان و مخالفان علی(ع) شمرده­اند.[55] علامه امینی در خصوص او می­نویسد: «حسان از بینش ظاهرى[56] و باطنى محروم گردیده بود زمانی كه أمیرالمؤمنین قیس بن سعد بن عباده را از استان دارى مصر عزل كرده بود و او به مدینه برگشته بود، حسان نزد او آمده قیس را سرزنش كرده به او گفت: عثمان را كشتى و گناهش بر گردن توماند و اكنون على هم تو را از ولایت مصر عزل نمود و پاداش خوبى به تو نداد. قیس از سخنانش ناراحت شد و به او گفت: «اى كور دل و اى نابینا به خدا سوگند اگر از وقوع جنگ بین قبیله خود و اقوام تو نمى‏ترسیدم گردنت را مى‏زدم»، سپس او را از خود راند.[57]
 
 
 
وفات حسان
 در این كه حسان در چه سالی و در كجا  از دنیا رفته است، اختلاف است طبق یك نقل وی قبل از سال 40 هجری و در زمان خلافت علی(ع)[58]، در مدینه  از دنیا رفت.[59] و به قولی سال50،[60] و یا 54  هجری[61] مرد. در نقلی دیگر آمده است او در سال 80 هجری، در شام از دنیا رفت.[62] حسان در زمان مرگ 120 سال داشت، شصت سال در جاهلیت و 60 سال در اسلام[63] و به قولی 70 سال در جاهلیت و 50 سال در اسلام زندگی كرد.[64]
 
 


[1]. ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، دار الفكر، 1409، ج1، ص 482 و ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت دار الكتب العلمیه، 1415، اول، ج 2، ص 55.
[2]. بیهقی، دلائل النبوه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، علمی فرهنگی، 1361، اول، ج1، ص 90 و عبدالحسین امینی، الغدیر، ترجمه مترجمان، تهران بعثت، ج3، ص111.
[3]. ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت دار الكتب العلمیه، 1415، اول، ج 2، ص 55.
[4]. وی در مدینه ساكن بود.
[5]. محمد بن سعد، الطبقات الكبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، ج‏1، ص70.
[6]. ابن سعد، پیشین، ج‏8، ص376  ابن عبد البر، الاستیعاب، بیروت، دار الجیل، 1412، اول، ج1ص341 ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[7]. ابن سعد، پیشین، ج‏8، ص376.
[8]. ابن سعد، پیشین، ج‏8، ص376  و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[9]. ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55 و ابن عبد البر، ج1، ص341.
  .[10]ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55 و ابن اعثم كوفی، الفتوح، ترجمه مستوفی هروی، تهران، آموزش و انقلاب اسلامی، 1372، ص 1004 و علامه امینی، پیشین، ج‏3، ص112 و ابن عبد البر، ج1، ص341.
[11]. ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55 و قال أبو عبیدة: فضل حسان بن ثابت على الشعراء بثلاث: كان شاعر الأنصار فی الجاهلیة، و شاعر النبی صلّى اللَّه علیه و سلّم فی أیام النبوة، و شاعر الیمن كلها فی الإسلام و همان.
[12]. ابن عساكر، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دار الفكر، 1415، ج 12، ص 407.
[13]. ابن جوزی، المنتظم، بیروت، دار الكتب العلمیه، 1412، اول، ج5، ص 231 و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55 و ابن عبدالبر، پیشین، ج1، ص 348.
[14]. محمد بن جری طبری، تاریخ الطبرى، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1375ج‏3، ص1078ـ 1077 و ابن هشام، السیرة النبویه، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، قم، كتابچی، 1375، ج‏2، ص168 و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[15]. ابن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبى، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علمی فرهنگی، 1371، ششم، ج‏1، ص407 و ابن سعد، پیشین، ج‏8، ص40 و محمد بن عمر واقدی، المغازی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران دانشگاهی، ص208.
[16]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 484 و ابن جوزی، پیشین، ج5، ص 231.
[17]. مثل غزوه خیبر، فتح مكه و... محمد بن محمد بن نعمان، (شیخ مفید) الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، اسلامیه، دوم، بی تا، ج1، ص 57و ص83 و ابن هشام، پیشین، ج2، ص 239.
[18]. ماریه قبطیه همسر رسول خدا بود.
[19]. ابن عبدالبر، پیشین، ج1، ص 348  ابن سعد می نویسد: پیامبر (ص) خواهر ماریه را به حسان بن ثابت شاعر بخشید كه براى حسان پسرش عبد الرحمن را به دنیا آورد.ابن سعد، پیشین، ج1، ص 123.
[20]. تهمت به عایشه.
[21]. محمد بن جریر طبری، پیشین، ج‏3، ص1108 و ابن واضح یعقوبی، ج‏1، ص413.
[22]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 483، محمد بن عمر واقدی، المغازی، بیروت، اعلمی، 1403، ج2، ص 434.
[23]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 484.
[24]. ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، الغارات، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، 1373، ص 408 و  ابن عبدالبر، پیشین، ج1، ص 341.
[25]. احمد صدر حاج سید جوادی و دیگران، دایرة المعارف تشیع، تهران، نشر محبی، 1375، چهارم، ج6، ص 278.
[26]. ذهبی، پیشین، ج4، ص 196 و ابن حجر عسقلانی، ج2، ص55.
[27]. علامه امینی، پیشین، ج3، ص109.
[28]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 483 و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[29]. در مقابل شاعران بادیه.
 .[30] علامه امینی، پیشین، ج3، ص 107.
 .[31] ذهبی، شمس الدین؛تاریخ الاسلام، بیروت، دار الكتاب العربی، 1413، دوم، ج4، ص196 و ابن حجر عسقلانی، ج2، ص55.
 .[32] ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، پیشین، ص 408 و فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ترجمه مترجمان، تهران، فراهانی، 1360ج20، ص 433.
[33]. ابن عبدالبر، پیشین، ج1، ص 345 و لكنوهی، میر حامد حسین، عبقات الانوار، اصفهان، كتاب خانه عمومی امام امیر المومنینعلی(ع) 1366، دوم، ج9، ص 315.
[34]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 482 و میر حامد حسین، پیشین، ج9، ص 317
[35]. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر دانشگاهی، 1369، دوم، ص745 و ابن سعد، پیشین، ج‏1، ص279.
[36]. ابن هشام، پیشین، ج2، ص 352 و محمد بن جریر طبری، پیشین، ج‏4، ص1249.
[37]. ابن سعد، پیشین، ج‏1، ص281.
[38]. محمد بن جریر طبری، پیشین، ج‏4، ص1249.
[39].ابن هشام، پیشین، ج2، ص 352 و محمد بن جریر طبری، پیشین، ج‏4، ص1249.
[40]. ابن عبدالبر، پیشین، ج1، ص 346، ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 483.
[41]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 483.
[42]. سهیلی، عبد الرحمن، روض الانف، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1412، اول، ج7، ص 119 و علامه امینی، پیشین، ج3، ص109.
  .[43]شیخ مفید، پیشین، ج1، ص 57 و سهیلی، عبد الرحمن، پیشین، ج6، ص522     .
 .[44] شیخ مفید، پیشین، ج1، ص 83.
[45]. شیخ مفید، پیشین، ج1، ص166 و علامه امینی، پیشین، ج1، ص 34.
[46]. ابن هشام، پیشین، ج2، ص 83 و محمد بن جریر طبری، پیشین، ج3، ص 1012.
[47]. محمد بن سعد، پیشین، ج‏2، ص300.
[48]. الحاكم الحسكانی، شواهد التنزیل، بی جا، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، 1411، اول، ج1، ص202، و شیخ مفید الجمل، قم، مكتبة الداوری، بی تا، ص 117.
[49]. علامه امینی، پیشین، ج2، ص 144 و دیوان اشعار او در بیروت، سال 1966 میلادی به چاپ رسیده است.
[50]. ابن عبدالبر، پیشین، ج1، ص 345 و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[51]. علامه امینی، پیشین، ج3، ص 107 و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[52]. احمد صدر حاج سید جوادی و دیگران، پیشین، ص 280.
[53]. ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج2، ص 55.
[54]. شیخ مفید، الارشاد، پیشین، ج1ص 237.
[55]. ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، الغارات، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران عطارد، 1373، ص 409. 
[56]. نا بینا شده بود.
[57]. علامه امینی، پیشین، ج3، ص 111، 112.
[58]. ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، پیشین، 1373، ص 408 و ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 484.
[59]. ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، پیشین، ص 408. 
[60]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 484.
[61]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 484 و ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، پیشین، ص 408. 
[62]. ابن عبد البر، پیشین، ج1، ص 351.
[63]. ابن اثیر، پیشین، ج1، ص 484.
[64]. ابراهیم بن محمد ثقفی كوفی، پیشین، ص 409.

 


0/5 - (0)
 
 
 
1393/06/28
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas