در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  معجزات حضرت موسي(ع) بر فرعون و قبطيان
نویسنده :  يوسف دهقان
كلمات كليدي  :  قرآن، موسي، معجزه، آيت، بني اسرائيل، فرعون، قبطيان، عصا، يدبيضاء
إعجاز از ماده "عجز" است که در لغت به معنای ضعف بوده؛[1] و در اصطلاح قرآنی به این معناست كه انسان كاری كند كه با آن کار، دشمنش را ناتوان كند و غیر او از انجام آن كار ناتوان باشد.[2]
بنابراین معجزه عبارت است از امر خارق­العاده­ای که با اراده­ی خدای متعال از شخص مّدعی نبوت ظاهر شود و نشانه­ی صدق نبوت وی باشد.[3]
 
حضرت موسی(ع) در قرآن
"موسى" لفظ عبرى است، به معناى از آب گرفته شده؛ نام مبارك "موسی" –علیه­السلام- 136 بار در قرآن به كار رفته است.[4] نسب آن بزرگوار با چهار واسطه(وهیب، لاوی، یعقوب و اسحاق) به ابراهیم خلیل­الله(ع) می­رسد.[5]
حالات حضرت موسى در قرآن مجید بیشتر از حالات دیگر پیغمبران ذكر شده است؛[6] چون كشور مصر وسیع­تر و مردم مصر داراى تمدن پیشرفته‏ترى از قوم نوح، هود، شعیب و مانند آن­ها بود، مقاومت دستگاه فراعنه به همین جهت بیشتر بود؛ لذا قیام حضرت موسى(ع)­ از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و نكات عبرت‏انگیز فراوانترى در بردارد؛ به همین دلیل در قرآن، به مناسبت­های مختلف، روى فرازهاى گوناگون زندگى موسى و بنى­اسرائیل تكیه شده است.[7]
ایشان یكی از پیامبران اولی­العزم الهی است كه دارای شریعت و كتاب (تورات) بوده[8] و جهت هدایت بنی­اسرائیل و نجات آن­ها از دست فرعون مبعوث شد که ماجرای ولادت آن حضرت، پرورش یافتن او در خانه­ی فرعون، خروج از مصر، استقرار وی در مدین، داستان وادی طور، بازگشت به مصر، گفتگو با فرعون و معجزات او، نجات بنی­اسرائیل و نابودی فرعون و فرعونیان و... از جمله مباحثی است که در برخی سوره­های قرآن[9] بیان شده است.[10]   
در این مقاله فقط به معرفی معجزات حضرت موسی(ع) كه جهت هدایت فرعون و اطرافیانش آورد، می­پردازیم و قبل از بیان این معجزات، به دو مطلب مهم، پیرامون معجزه اشاره می­كنیم:
 
1. علت نیاز پیامبران به معجزه:                       
خدای حكیم، می­داند كه رسالت خود را كجا قرار دهد و چه كسی را به عنوان جانشین خود بر روی زمین برگزیند، تا عهده­دار هدایت مردم و نجات آن­ها از گمراهی شده و وظیفه­ی سنگین پیامبری را به­طور شایسته ادا كند.[11]
خصوصیت پیامبران، تلقّی و دریافت وحی و نبوغ و رمز و رازی است كه در این امر نهفته است و به واسطه­ی آن، پیامبران از قدرتی شگرف برخوردار می­شوند و كاری خارق عادت انجام می­دهند.[12]
پس منصب پیامبرى بزرگترین منصبى است كه به عده‏اى از افراد خاص و پاك داده شده؛ زیرا منصب­های دیگر، معمولا حاكم بر جسم افراد است، ولى این منصب بر دل و جان جامعه‏ حكومت مى‏كند و به همان نسبت كه ارج بیشترى دارد، مدعیان دروغین و افراد شیاد بیشترى، خود را صاحب این منصب ­دانسته و از آن سوء استفاده مى‏كنند؛ در مقابل مردم یا ادعاى هر مدعى را باید بپذیرند، یا دعوت همه را ردّ كنند؛ اگر همه را بپذیرند، هرج و مرج به وجود مى‏آید و اگر هیچ كدام را نپذیرند، آن هم نتیجه‏اش گمراهى و عقب‏ماندگى است؛ بنابراین همان دلیلى كه اصل بعثت پیامبران را لازم مى‏داند، مى‏گوید پیامبران واقعی مى‏بایست نشانه‏اى همراه داشته باشند كه علامت امتیاز آنان از مدعیان دروغین و سند حقانیت آن­ها باشد؛ روى این اصل، لازم است هر پیامبرى، معجزه‏اى بیاورد كه گواه صدق رسالتش باشد.[13]                     
 
2. معجزه و شرایط زمان:
معجزات پیامبران بر اساس زمان خود و مناسب با پیشرفت­های عصر خود بوده كه خداوند به هر پیامبرى، معجزه­ای بر طبق علم و دانشى كه بر آن واقف بودند، عطا می­كرد تا مردم بدانند این كار بشرى نیست؛ اما اگر معجزه، بر اساس علمى باشد كه برای آن­ها ناشناخته بوده، موجب ادعای توان آن را خواهد داشت، با علم به اینکه فعلا بدان راه ندارند؛ پس علت اینكه خدای متعال حضرت عیسی(ع) را به معجزاتی از قبیل شفا دادن كور مادرزاد مخصوص گردانیده،[14] این ­است كه در زمان او علم طبّ و پزشكی، پیشرفت كرده و به اوج خود رسیده بود؛ خداوند نیز معجزه­ی او را از جنس دانش زمان خود قرار داد تا بر دانشمندان غالب آید و نبوتش ثابت گردد و اگر دانشمندان ایمان آورند، عوام مردم نیز از آن­ها پیروى کرده و دشمنان نیز غیر بشری بودن معجزه را درك می­كنند؛ چنان­كه در زمان حضرت موسى(ع)، سحر بسیار گسترش یافته و اوج گرفته بود؛ خداوند نیز معجزه­ی عصای موسی را به وى داد تا سحر آن­ها را باطل كند و ساحران را از آوردن مثل آن، عاجز گرداند؛ همچنین در ظهور دین اسلام هنر مردم، بلاغت و فصاحت بود، به همین دلیل خداوند معجزه­ی قرآن را به پیامبر اسلام داد كه عجایب نظم و شگفتی­هاى بیان و اسلوب آن، دیگران را عاجز گرداند.[15]
 
معجزات نه­گانه­ی حضرت موسی در قرآن
خداوند در سوره­ی مباركه­ی إسراء، آیات و معجزات حضرت موسی(ع) را نه تا معرفی می­كند:
«وَ لَقَدْ آتَینا مُوسى‏ تِسْعَ آیاتٍ بَیناتٍ»[16]
«ما به موسى نُه معجزه­ی روشن دادیم»
 
طبق آیات قرآن، معجزات حضرت موسی(ع)، بیش از نُه تاست؛ اما مراد در این بیان، معجزاتی است كه موسی برای فرعون و قبطیان آورد و غیر از این معجزاتی دیگر نیز برای قوم بنی­اسرائیل داشت. این نه معجزه، همان معجزاتی است كه در طول آیات 103 تا 133 سوره­ی مباركه­ی اعراف بیان شده است.[17]
 
1 و 2. عصا و یدبیضاء:
از جمله معجزات بارز حضرت موسی(ع)، تبدیل شدن عصای او به اژدها (مار بزرگ) و یدبیضا (دست درخشان) است كه خدای متعال در قرآن به آن­ها اشاره كرده است. بر اساس آیات سوره­ی طه، هنگامی كه خداوند در سرزمین مقدّس طوی، موسی را به پیامبری برگزید، دو معجزه­ی آشكار نیز به او عطا كرد:   
 
الف. عصای حضرت موسی:
خدای متعال به موسی(ع) فرمود: «چه چیزی در دست راست تو است، موسی(ع) در جواب عرض كرد: این عصای من است، بر آن تكیه می­زنم، با آن برگ درختان را برای گوسفندانم می­ریزم و نیازهای دیگری را نیز با آن برطرف می­كنم.»[18]
سؤال خداوند مطلق و مبهم است، اما از جواب آن که ناظر به ماهیت عصا بود، فهمیده می­شود كه مراد خدای متعال اسم آن جسم نبوده؛ بلکه سؤال از پیرامون عصا و کارایی آن بوده است؛ یعنی آن چوب دستی موسی كه به عنوان عصا در دست گرفته، دارای این ویژگی­ها و این منافع است و از این جواب توضیحی موسی به دست می­آید كه خداوند همین عصا را كه یك تكه چوب بوده و دارای این ماهیت است، به اژدهای واقعی تبدیل می­كند؛ و این إعجاز بزرگی است.[19]   
پس از این سؤال و جواب، خدای متعال به موسی دستور داد كه عصایش را به زمین بیندازد:
«أَلْقِها یا مُوسى! فَأَلْقاها فَإِذا هِی حَیةٌ تَسْعى»‏[20]
«اى موسى! آن را بیفكن؛ پس موسى آن(عصا) را افكند، که ناگهان اژدهایی شد که به هر سو می­شتافت.»
 
حضرت موسی این دستور الهی را سریعاً انجام ­داد و عصایش به صورت مار عظیمی در ­آمد؛ سپس به موسی دستور داده شد كه آن را بگیرد، بدون اینکه ترسی در دل داشته باشد؛ تا به صورت اولیه(چوب دستی) در بیاورد.[21]
 
ب. یدبیضاء:
بعد از معجزه­ی عصا، خداوند جهت عطای معجزه­ی دیگر، به موسی فرمان دیگری می­دهد:
«وَ اضْمُمْ یدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَیضاءَ مِنْ غَیرِ سُوءٍ آیةً أُخْرى»[22]
«دستت را در گریبانت ببر، تا سفید و بى‏عیب بیرون آید؛ این نشانه­ی دیگرى (از سوی خداوند) است.»
 
این سفیدی و درخشانی دست، به خاطر درد و مرض، مثل پیسی و مشكلات پوستی نیست؛ بلکه نشانه­ای از اعجاز و قدرت الهی است.[23]
 خدای منان بعد از این كه این دو معجزه بزرگ را در اختیار موسی قرار می­دهد، می­فرماید: ما این معجزات را در اختیار تو قرار دادیم تا آیات بزرگ خود را به تو نشان دهیم.[24]  
 
كاربرد دو معجزه­ی عصا و ید بیضا
حضرت موسی(ع) طبق مأموریت الهی، به سوی فرعون رفت؛ فرعون فردی طغیان­گر و سركشی بود كه در رأس گروهی به نام قبطیان كه فامیل­ها و اطرافیان فرعون بودند، صاحب قدرت و شوكت بود.[25]
لازم به ذکر است که لفظ "فرعون" از القاب سلاطین مصر بوده، چنانچه "قیصر" از القاب سلاطین روم و "نمرود" لقب سلطان بابل بوده است.[26]  
حضرت موسی وقتی نزد فرعون رفت، به او گفت: من رسول خدا هستم و دلیلی روشن برای رسالت خود دارم، بنی­اسرائیل را با من بفرست و آن­ها را رها كن؛ ولی جواب فرعون به موسی این بود كه اگر راست می­گویی، دلیل و نشانه­ات را بیاور؟![27] موسی بلافاصله آن دو معجزه را كه خدای متعال در وادی طور به او داده بود، ارائه داد:
«فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِی ثُعْبانٌ مُبِینٌ وَ نَزَعَ یدَهُ فَإِذا هِی بَیضاءُ لِلنَّاظِرِینَ»[28]
«(موسی) عصاى خود را افکند؛ ناگهان اژدهاى آشكارى شد؛ و دست خود را (از گریبان) بیرون آورد؛ سفید (و درخشان) برای بینندگان بود.»
 
كاربرد اصلی معجزه­ی عصا در مجلس ساحران فرعون بود؛ وقتی ساحران زبردست فرعون، طبق برنامه­ی از پیش تعیین شده، با سحر و جادوی خود در مجلس بزرگ با نظاره­گری انبوهی از جمعیت، برای شكست موسی حاضر شدند و ریسمان­ها و طناب­های خود را به صورت شیء متحرك­ و مارهای خیالی درآوردند، این كار ساحران در چشم مردم، عجیب و بزرگ به نظر آمد،[29] در همان حین حضرت موسی(ع)، طبق وحی الهی عصای خود را به زمین افكند و به صورت اژدهایی بزرگ و واقعی در آمد که تمام جادوی ساحران را بلعید و عظمت و حقانیت پروردگار عالمیان و رسالت خود را اثبات كرد:[30]
«وَ أَوْحَینا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِی تَلْقَفُ ما یأْفِكُونَ»[31]
«(ما) به موسى وحى كردیم كه: عصای خود را بیفكن؛ ناگهان (به صورت مار عظیمی درآمد که) وسائل دروغین آنها را به سرعت برمی­گرفت.»
 
بعد از اعجاز موسی(ع) که حق از باطل روشن شد، فرعون و ساحران او  شكست خورده و احساس شرم و حقارت نمودند. ساحران كه آشنایی كامل به فنون سحر و جادوگری داشتند، هیبت و عظمت این اعجاز واقعی را دیدند، و فهمیدند كه این كار موسی از جنس سحر آن­ها نبود؛ در نتیجه به خدای موسی ایمان آوردند و حتی تهدید فرعون تأثیری در وجود آن­ها نگذاشت و با اخلاص تمام در راه خدا ایستادگی کردند؛ چرا كه واقعیت را دریافته بودند؛ ولی فرعون نه تنها ایمان نیاورد، بلكه موسی را نیز ساحر خواند و ساحران را در تسلط به منطقه، همدست موسی خواند؛ زیرا بزرگ­ترین شكست فرعون، ایمان ساحران در انظار آن جمعیت عظیم بود.[32]
 
معجزات پنجگانه­ی حضرت موسی(ع)
در سوره­ی مباركه­ی اعراف، در یك آیه به پنج معجزه از معجزات حضرت موسی اشاره شده است. قبل از بیان این معجزات، بیان این نكته لازم است كه علت نزول و وقوع این معجزات متعدد، سركشی، لجاجت، ایمان نیاوردن و عدم وفای به عهد فرعون و طرفدارانش نسبت به حضرت موسی(ع) و بنی­اسرائیل بود که حتی بعد از این همه اعجاز، استكبار ورزیدند و بر كفر خود اصرار داشتند.[33]
بعد از این كه فرعون خواسته­ی موسی مبنی بر رها كردن بنی­اسرائیل را نپذیرفت، وعده­ی موسی كه نزول عذاب بود، محقق شد و اولین عذاب (طوفان) بر سر آنان فرود آمد؛ چون بنی­اسرائیل در اسارت فرعون بودند و فرعون مثل بردگان از آن­ها كار می­كشید؛ لذا در رنج و سختی شدیدی بودند؛ بعد از مدّت کوتاهی، آن­ها به حضرت قول دادند و درخواست كردند كه عذاب را رفع كند تا ایمان بیاورند و بنی­اسرائیل را آزاد کنند؛ اما وقتی به عنایت موسی، خدا عذاب را از آن­ها برداشت، ایمان نیاوردند و دوباره به آزار و اذیت بنی­اسرائیل ادامه دادند، تا جایی که این ماجرا پنج مرتبه با پنج اعجاز و بلای گوناگون تکرار شد:[34]
«فَأَرْسَلْنا عَلَیهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آیاتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ»[35]
«سپس (بلاها را پشت سرهم بر آنها نازل كردیم) طوفان و ملخ و آفت گیاهى و قورباغه‏ها و خون را كه نشانه‏هایى از هم جدا بودند، بر آنها فرستادیم (ولى باز بیدار نشدند) و تكبر ورزیدند و جمعیت گنهكارى بودند.»
 
الف. طوفان: باریدن باران و طغیان رود نیل بود كه ناگهان به صورت سیلاب‏ از هر سو شهر را تهدید نمود، خانه‏ها را فرا گرفته و فرو ریخت و كشتزارها را گل و لجن دریا فراگرفته، زراعت­ها را به كلى خراب و فاسد نمود.[36]
 
ب. جَراد: همان ملخ است و به آن جراد می­گویند چون زمین را از گیاه، زرع و درختان خالی می­كند. وجود ملخ­ها در شهر آن قدر كثرت پیدا كرد كه حتی چوب، آهن­، درب منازل، درختان و سقف عمارات را از بین بردند و تمام لباس­هاى آن­ها را جویدند و بر سر و صورت آن­ها می­نشستند‏.[37] 
 
ج. قمّل: یك نوع آفت نباتى بوده كه به غلات قبطیان(قوم فرعون) افتاد، و همه را فاسد كرد.[38] 
 
د. ضفادع: ضفادع، همان وزغ و قورباغه است كه در غذاها و در زیر لباس­هاى قبطیان و جایگاه خواب آن­ها می­رفتند.[39]
 
و. خون: آب رود نیل به خون تبدیل شد و قبطیان آب را، خون می­دیدند اما اسرائیلیان (بنی­اسرائیل كه در اسارت و بردگی فرعون بودند) آن را آب می­دیدند. وقتی اسرائیلی می­نوشید، آب بود و وقتی قبطی آن را می­نوشید، خون بود؛ تا آنجا كه افراد قبطی به افراد بنی­اسرائیلی می­گفتند: آب را در دهانت بگذار و بعد آن را در دهان من بریز؛ اما وقتی آب را در دهان قبطی می­ریخت، باز تبدیل به خون می­شد.[40]
یکی از خارق­العاده بودن این معجزات این بود كه این عقوبت­ها اختصاص به قبطیان داشته و طوفان و حشرات نامبرده، نسبت به پیروان موسى(ع)، وسیله­ی تهدید نبود؛ بلكه نشانه­ی رحمت و مسرّت آنان بود؛ زیرا مى‏دانستند كه پروردگار عالم به منظور پشتیبانى از دعوت موسى(ع)، قبطیان را كه در مقام مبارزه با دعوت به توحید برآمده­اند، عقوبت و تهدید می­کند.[41]
 
8 و 9. دو معجزه­ی دیگر حضرت موسی:
در سوره­ی مباركه اعراف به این دو معجزه که خشكسالی(قحطی) و كمبود انواع میوه­ها بود، اشاره کرده و می­فرماید:
«وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ­فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ­الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ»[42]
«ما آل­فرعون را به قحطى و خشكسالى و كمبود میوه‏ها گرفتار ساختیم، شاید متذكر گردند و بیدار شوند!»
 
خداى سبحان آل­فرعون را که قبطى‏ها و فامیل­های فرعون بودند، به قحطى‏هاى و کمبودهای متعدد دچار كرد، تا شاید با این وسیله متذكر شوند.[43] چون قوم فرعون پیش از عذاب الهی، به رودخانه‏هاى خود و به رود نیل كه همه­ی خیرات سرزمینشان از ناحیه­ی آن بود، مى‏بالیدند؛ باران مراتعشان را سرسبز كرده بود و آب نیل باغ­هایشان را پر از درختان میوه ساخته بود؛ تا اینكه باران رو به نقصان نهاد و همه­ی باغ و بستانشان خشك شد. این عذاب برای آن بود كه بدانند این شكوه نعمت و آبادانی از خداى تعالى است، نه از ناحیه­ی دیگر.[44]
نكته­ی قابل توجه این است كه این خشكسالى، چند سال ادامه یافت و براى مصر بلاى بزرگى محسوب مى‏شد؛ زیرا مصر یك كشور كاملاً كشاورزى بود و خشكسالى همه­ی طبقات آن را تحت فشار شدید قرار مى‏داد، ولى آل­فرعون كه صاحبان اصلى زمین­ها و منافع آن بودند، بیش از همه زیان مى‏دیدند.[45]
 
اهداف معجزات
1. معجزات نه‏گانه­ی موسی بر فرعونیان، براى اثبات رسالت موسای كلیم­الله ارائه شد؛ در نتیجه فرعون از خودستایى بازگردد و از کردار خویش پشیمان شده و با تصدیق رسالت موسی هدایت شده و عموم مردم را نیز به توحید دعوت کند.[46]
2. مردم به كفر، معصیت و انحراف خویش آگاه شوند و با مشاهده­ی این معجزات الهی پند گرفته و رقّت قلب یابند؛ در نتیجه به سوی خدای یگانه گرویده و رضای الهی را در نظر بگیرند.[47]
 
 
 
 


[1]. ابن منظور، محمد بن مكرم‏؛ لسان العرب‏، بیروت، دار صادر، 1414ق،‏ چاپ سوم‏، ج 5، ص369.
[2]. طریحى، فخرالدین؛‏ مجمع البحرین، تحقیق سیداحمد حسینى،‏ تهران، كتابفروشى مرتضوى، 1375ش،‏ چاپ سوم‏، ج4، ص24.
[3]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش عقاید، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، 1377ش، چاپ دوم، ص220.
[4]. قرشى، سیدعلى­اكبر؛ قاموس قرآن‏، تهران، دارالكتب الإسلامیه، 1371ش،‏ چاپ ششم‏، ج6، ص 304.
[5]. نجفى خمینى، محمدجواد؛ تفسیر آسان‏، تهران، اسلامیه، ‏‏1398ق‏، چاپ اول‏، ج 18، ص88.
[6]. قاموس قرآن، ج6، ص 304.
[7]. مكارم شیرازى، ناصر و همكاران؛ تفسیر نمونه‏، تهران، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش،‏‏ چاپ اول، ج6، ص279.
[8]. طباطبایى(علامه)، سیدمحمدحسین؛ المیزان فى تفسیر القرآن، قم، جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‏1417ق‏، چاپ پنجم‏، ج18، ص218.
[9]. بقره، اعراف، طه، قصص، شعراء و نمل.
[10]. تفسیر آسان، ج14، ص330 -332.
[11]. أنعام/124. طبرسى، فضل بن حسن،؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق با مقدمه محمدجواد بلاغى، تهران،‏ناصر خسرو، 1372ش‏، چاپ سوم، ج4، ص559 .
[12]. جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن كریم، وحی و نبوت در قرآن، تحقیق علی زمانی قمشه­ای، قم، إسراء، 1386ش، چاپ چهارم، ج3، ص40. 
[13]. تفسیر نمونه، ج1، ص128.
[14]. آل عمران/49.
[15]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج2، ص753.
[16]. إسراء/101.
[17]. المیزان فى تفسیر القرآن، ج13، ص218.
[18]. طه/17و 18.
[19]. ابن عاشور، محمدبن­طاهر؛ التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ، 1420ق، چاپ اول، ج16، ص109- 110.
[20]. طه/19 و 20.
[21]. طه/21.
[22]. طه/22.
[23]. صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامى، ‏1365ش‏، چاپ دوم، ج19، ص71.
[24]. طه/23.
[25]. المیزان فى تفسیر القرآن ، ج 14 ص 145
[26]. حسینى شاه­عبدالعظیمى، حسین­ بن­ احمد؛ تفسیر اثناعشرى، تهران، میقات، ‏1363ش، چاپ اول، ج8، ص260.
[27]. اعراف/104 و 106.
[28]. اعراف/107 و 108.
[29]. الفرقان فى تفسیر القرآن، ج11، ص250.
[30]. اعراف/116 – 118.
[31]. اعراف/117.
[32]. اعراف/118 – 126. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج4، ص712.
[33]. جرجانى، ابوالمحاسن حسین بن حسن‏؛ جلاء الأذهان و جلاء الأحزان‏، تهران، دانشگاه تهران، ‏1377ش،‏ چاپ اول‏، ج3، ص237 .
[34]. فیض كاشانى، ملامحسن،؛ تفسیر صافى،‏ تحقیق حسین اعلمى،‏ تهران، صدر، ‏1415ق،‏ چاپ دوم‏، ج2، ص230.
[35]. اعراف/133.
[36]. حسینى همدانى، سیدمحمدحسین؛ انوار درخشان،‏ تحقیق محمدباقر بهبودى، ‏ تهران، كتابفروشى لطفى،‏ ‏1404ق‏، چاپ اول، ج6، ص474 – 475.
[37]. طیب، سیدعبدالحسین،‏ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام‏، 1378ش‏‏، چاپ دوم، ج5، ص436.
[38]. تفسیر نمونه، ج6، ص322.
[39]. أطیب البیان فى تفسیر القرآن، ج5، ص436.
[40]. تفسیر صافی، ج2، ص231.
[41]. انوار درخشان، ج6، ص475.
[42]. اعراف/130.
[43]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج8، ص226.
[44]. مترجمان‏، تفسیر هدایت‏، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، 1377ش،‏ چاپ اول، ج3، ص363.
[45]. تفسیر نمونه، ج6، ص315.
[46]. انوار درخشان، ج10، ص163 و ج6، ص472.
[47]. تفسیر صافی، ج2، ص229.

 


3.6/5 - (42)
 
 
 
1393/10/06
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید