در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  رضا
نویسنده :  زينب طاهري
كلمات كليدي  :  رضا، سخط، تسليم، توكل، قضاء و قدر
  رضا در لغت به معناي خشنودي[1] و ضد سخط[2] است و به معناي اختيار كردن[3] نيز آمده است و اصل اين ماده به موافقت ميل آدمي به آنچه با آن مواجه است[4]دلالت دارد. در اصطلاح عبارت است از ترك اعتراض بر مقدرات الهيه در باطن و ظاهر، قولاً و فعلاً[5] به گونه­اي كه بنده مقامي بيشتر از آنچه خدا آن را قرار داده است، طلب نكند[6] كه اين خود بالاترين درجه‏ى تكامل است؛ زيرا تكامل داراى درجاتى است: اوّل: صبر، دوّم: تنزيه خداوند، سوّم: سپاس و ستايش پروردگار، چهارم: رضا به قضاى الهى.[7]   
 
رضا از صفات فعل است نه صفات ذات
  آرى، اگر رضاى خدا از صفات ذاتيه او بود و خداوند در ذاتش متصف به رضا بود البته اين صفت تغيير نمى‏پذيرفت و در هيچ حالى زايل نمى‏شد درحالي كه انسان اگر امروز كار خوبى كند خدا از او راضى است و اگر فردا كار بدی کرد خدا از او ناراضى است، اگر بعدا توبه كرد باز خدا از او راضى است.[8] پس صفت ذات نيست بلكه صفت فعل است.
  پس رضايت، حالتى است كه در برخورد با هر چيز ملايم، عارض بر نفس انسان مى‏شود و آن را مى‏پذيرد و از خود دور نمى‏كند. در مقابل رضايت، كلمه"سخط" قرار دارد و اين دو كلمه وقتى به خداى سبحان(كه نه نفس دارد و نه دل) نسبت داده مى‏شود مراد از آن ثواب و عقاب او خواهد بود. پس رضاى خدا به معناى ثواب دادن و پاداش نيك دادن است، نه آن هيئتى كه حادث و عارضى بر نفس است؛ چون خداى تعالى محال است در معرض حوادث قرار گيرد. پس رضايت و سخط از صفات فعل خدايند، نه از صفات ذات او.[9]
 
رضاي خدا
  از فوايد رضاي بنده به قضاء خدا، رضاي خداي سبحان از اوست واين بزرگترين سعادت در دو جهان است و هيچ نعمتي در بهشت والاتر از آن نيست چنانكه خداي سبحان مي­فرمايد:
«خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشتهاى جاودان(نصيب آنها ساخته) و(خشنودى و) رضاى خدا،(از همه اينها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است[10]
  پس معني رضاي خدا از بنده به معني محبّت اوست و در آخرت سبب دوام نظر وتجلّي مي­شود كه برتر از آن مرتبه اي نيست. [11]
 
فرق رضا با سخط
  رضا، ترك سخط است و سخط عبارت از اينكه انسان غير آنچه خدا مقدر فرموده طلب كند و آن را براي خود اولي وسزاوارتر بپندارد آنهم در مواردي كه يقين به فساد وصلاح آن ندارد و اين حرام است و در شرع مقدس از آن نهي شده است. [12]
در حديث آمده است كه هر كس به قضاء من رضا ندهد و بر بلای من شكيبا نباشد و نعمتهايم را سپاس نگذارد پس از زمين وآسمان ِمن خارج شود و پروردگاري غیر از من براي خود اختيار نمايد. [13]
 
فرق بين توكل و رضا
  بدان كه مقام «رضا» غير از مقام توكل است بلكه از آن عاليتر است؛ زيرا كه «متوكل» طالب خير و صلاح خويش است و حق تعالى را در تحصيل خير و صلاح وكيل كند و «راضى» در تحصيل خير و صلاح، خود را فانى كرده است و از براى خود اختيارى نكند. چنانچه از بعض اهل سلوك پرسيدند: «چه مي­خواهي؟» گفت: «مي­خواهم كه نخواهم» كه مطلوب او مقام «رضا» بود. [14]
 
فرق تسليم ورضا
  مقام تسليم، به معناي رضا نزديك است و در درجه­اي بالاتر از رضا قرار دارد. زيرا تسليم عبارت است از ترك كردن طلب و سپردن همه امور به خدا، بدون آنكه به آنها وابستگي داشته باشد؛ پس آن بالاتر از رضا است؛ زيرا در مر تبه رضا افعال خدا موافق سليقه فرد است و به آن راضي است ولي در مرتبه تسليم، موافقت و مخالفتي وجود ندارد و همه آن به خدا واگذار شده است.[15]
 
رابطه رضا و محبت
  رضا به محبت بستگي دارد؛ اگر محبت حاصل شد رضايت هم حاصل مي آيد و چنانچه رضا متعلق به محبوب باشد، اين محبت، به رضاي الهي از قضا و قدر مي­انجامد؛ زيرا مي­داند كه دوست براي دوست جز خير نمی­خواهد. [16]
 
رابطه دعا با رضا
  دعا منافاتي با رضا ندارد و صاحبش را از مقام رضا خارج نمي­كند.[17] زيرا ما از جانب شرع مأمور به دعا كردن هستيم و از طرف ديگر دعاهاي انبياء وائمه بسيار است و حال آنكه ايشان در بالاترين مقامات رضا بودند و آيات و اخبار در امر به دعا و فوايد آن متواترند و همچنين دعا از جمله اسبابي است كه خداي تعالي براي قضا و قدر الهي مقرر نموده است[18]و دعا جلب رضا و خشنودى كسى است كه انسان از او تقاضايى دارد؛ چرا كه بدون آن احتمال تاثير بسيار ناچيز است. [19]
 
دو اصل در رضايت
براي اينكه انسان راضي به قضاء حق باشد، تأمل در دو اصل كافي است:
اصل اول؛ توجه به فايده­اي كه در حال و آينده انسان، با رضا به قضاء حق نهفته است؛ اما فايده حال، همان فراغت قلب وكم شدن حزن و اندوه بي­فايده انسان است. فايده در حال وآينده، همان ثواب و پاداش حق تعالي و رضوان اوست.(رضي الله عنهم ورضوا عنه)
اصل دوم؛ آن خطر بزرگ و نفاقي است كه ناخشنودي از قضا الهي در پي دارد مگر اينكه ذات اقدس حق به رحمت خود آن را تدارك كند. [20]
 
درجات رضا
صفت رضا بر سه در جه است:
درجه اوّل؛ رضاى عامه است وآن رضاي به مقام ربوبيت حق است؛ یعنی عبد سالك، خود را در تحت ربوبيت حق قرار دهد و از سلطنت شيطانيه، خود را خارج كند و به اين ربوبيتِ اللَّه تعالى‏ راضى و خشنود باشد و علامتش، آن است كه علاوه بر آن كه مشقّت تكليف برداشته شود از اوامر الهيّه خشنود و خرم باشد و آن را به جان و دل استقبال كند و منهيّات شرعيه پيش او مبغوض باشد و به مقام بندگى خود و مولائى حق دلخوش باشد.
 درجه دوم؛ رضا به قضاء و قدر حق است؛ يعنى خشنودى از تمام پيش‏ آمدها؛ چه از بليّات و امراض و چه از شادیها؛ هر دو را عطيه حق تعالى‏ شمارد و به آن راضى و خشنود باشد و حصول اين مقام جز با معرفت به مقام رأفت و رحمت حق تعالى‏ به عبد نشود.
درجه سوم؛ رضاي به رضاي خداست كه بنده براي خود نه خشمي مي بيند ونه خشنودي. در اين حالت به گونه­اي مي­شود كه هر چه حق تعالي براي او اختيار كند، نزد او نيكو است و او نيز همين را اختيار مي­كند كه از آن به "رضاء برضی اللَّه" تعبير كنند و چنان است كه عبد از خود خشنودى ندارد و رضايت او تابع رضايت حق است؛ چنانچه اراده او به اراده او است. [21]
 
راه تحصيل رضا
طريق تحصيل رضا آن است كه در بدست آوردن محبت الهي سعي كند به اينكه؛
1)دوام ذكر خدا در قلب
2)فكر در عجايب صنع او
3)تدبّر درحكمتها و مصالحي كه در مخلوقات قرار داده است.
4)مواظبت بر طاعات وعبادات
5) تضرّع و زاري با كم نمودن علايق دنيويّه
6)ملاحظه حكايات دوستان خدا تا محبت او به مرتبه­اي برسد كه محو خيال دوست گردد.
7)تأمل در اينكه خودش از همه چيز غافل و خداوند عالم به خير و صلاح اوست.
8)تفكّر در عاقبت نارضايتي
9)بررسي آيات و رواياتي كه بيانگر رفعت مقام اهل بلا وثواب آنهاست.[22]
 
زمينه رضا
1- معرفت وآگاهي از اينكه خدا عادل و حكيم است و براي بنده­اش جز خير نمي­خواهد.
امام صادق(ع) فرمود:
«آگاه ترين مردم به خدا، راضى‏ترين آنها است از خداى عزوجل»[23]
2- آدمي بداند كه خواسته هاي الهي حتمي هستند و اراده انسان هيچ دخالتي در آن ندارد. [24]
3- اصل خشنودى، حسن اعتماد است به خدا؛ زيرا كه هر كه اعتماد او نيكو باشد مي­داند كه آنچه حق تعالى در دنيا نصيب او كرده خير او در آن بوده پس در هر باب راضى و خشنود به آن است.
حضرت علي(ع)مي­فرمايند: ريشه رضايتمندي، خوش اعتمادي به خداست. [25]
4- هر كه را يقين بخداى تبارك و تعالى و عدل او باشد البتّه راضى است به آن چه بر او وارد مي شود.
حضرت علي(ع) مي فرمايند:
« رضايتمندي دستاورد يقين است[26]
 
دستاورد هاي رضا
1- آرامش
حضرت علي(ع) مي­فرمايند: هر كه به آنچه قسمت اوست راضي باشد، تن او در آسايش است.[27]
2- برطرف شدن غم واندوه
حضرت علي(ع) مي­فرمايند: رضا اندوه را از بين مي­برد. [28]
3-نزديكي به خدا
رسول خدا(ص) مي­فرمايند: اگر خدا بنده­اي را دوست بدارد او را گرفتار مي­سازد. پس اگر صبر كرد او را انتخاب مي كند و چنانچه راضي باشد او را برمي­گزيند. [29]
4-بي­نيازي و سعادت
رسول خدا(ص) مي­فرمايند: به آنچه خدا قسمتت كرده است راضي باش. بي­نيازترين مردم خواهي بود. [30]
5-هدايت به راههاي سلامت و روشنايي[31]
" خداوند بوسيله قرآن كسانى را كه از رضا و خشنودى او پيروى مى‏كنند به راههاى سلامت، هدايت مى‏كند و از تاريكيها به فرمانش به سوى روشنايى مى‏برد و آنها را به راه راست رهبرى مى‏نمايد" [32]
 
 
 
 
 


[1] - - راغب اصفهاني،حسين بن محمد؛ ترجمه وتحقيق مفردات الفاظ قرآن‏، خسروى حسينى سيد غلامرضا، تهران‏، انتشارات مرتضوى‏،1375 ش‏، دوم، ج‏2، ص: 80
[2] -. قرشى سيد على اكبر ؛ قاموس قرآن‏، تهران‏، دار الكتب الإسلامية،1371 ش‏، ششم‏ ، ج‏3، ص: 104
[3] - معزي فيومى، احمد بن محمد؛ مصباح المنير في غريب الشرح الكبير الرافعي ،قم، دفتر تبليغات، -المتن، ص: 230
[4] - مصطفوى،حسن‏؛التحقيق في كلمات القرآن الكريم‏، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‏،1360 ش‏ ،ج‏4، ص: 152
[5] - نراقي،ملا احمد؛معراج السعاده ،قم،زهير،1386ه.ش،اول ،ص612
[6] - انصاري، خواجه عبدالله؛شرح منازل السائرين، ترجمه و شرح عبدالرزاق لاهيجي كاشاني، قم: انتشارات آيت اشراق 1386 هـ ش.، ص114
[7] - قرائتى محسن ؛ تفسير نور، تهران‏، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏،1383 ش‏، يازدهم‏ ،ج‏7  ص : 412
[8] - قرشى، سيد على اكبر؛ تفسير احسن الحديث،‏ تهران‏، بنياد بعثت،‏1377 ش‏، سوم،‏ ج‏4، ص: 302
[9]  - طباطبايي،محمد حسين؛ ترجمه تفسير الميزان‏، موسوى همدانى سيد محمد باقر، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏،1374 ش‏، پنجم‏، ج‏18، ص: 425
[10] -سوره توبه ،آيه 72 «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَ مَسَاكِنَ طَيِّبَةً فىِ جَنَّاتِ عَدْنٍ  وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبرَُ  ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»
[11]- نراقي ،مولامهدي ؛علم اخلاق اسلامي(ترجمه كتاب جامع السعادات)،ترجمه سيد جلال الدين-مجتبوي،انتشارات حكمت،1366ه.ش،اول، ج3ص258
[12] - فيض كاشاني،ملا محسن؛راه نجات(ترجمه كتاب منهاج النجات)،رضا رجب زاده ،تهران،پيام آزادي،1382ه.ش،نهم،ص175
[13] -علامه مجلسى‏؛بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ،تهران‏ ،اسلاميه‏، مختلف ،42 جلد،  ج79 ص132
[14] - موسوي خميني ، روح‌الله؛شرح چهل حديث، تهران،موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) ، 1385هـ.ش، سي و ششم،   ص : 217       
[15] - طوسي،خواجه نصيرالدين ؛اوصاف الاشراف ،سيد محمد رضا غياثي كرماني ،قم،مؤسسه فرهنگي-انتشاراتي حضور،1382ه.ش،سوم،ص110
[16] - محمد امين ، هيئت،اخلاق اسلامي، ترجمه سيد صادق شفائي زاده، دارالانصار، 1385 هـ ش  ص535
[17] - فيض كاشاني ،ملا محسن؛المحجة البيضاء،قم،دفتر انتشارات اسلامي،دوم، ج8ص94
[18] - علم اخلاق اسلامي(ترجمه كتاب جامع السعادات)، ،اول، ج3 ص264
[19] - مكارم شيرازى، ناصر ؛تفسير نمونه، تهران‏،‏ دار الكتب الإسلامية،1374 ش، اول ،ج‏15  ص : 174
[20] - منهاج النجات ص176-179
[21] - حضرت امام خمينى قدس سره‏،شرح حديث جنود عقل و جهل، تهران،‏ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره‏ ،بهار ،1377 اوّل متن، ص: 170
[22] -معراج السعاده ص616-618
[23] - شيخ كليني؛اصول كافى، حاج سيد جواد مصطفوى‏، تهران‏، كتاب فروشى علميه اسلاميه‏،اول،ج‏3   ص 99    «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»
[24] - اخلاق اسلامي ص536
[25] - - خوانساري، جمال الدين؛  شرح آقا جمال الدين خوانساري بر غرر الحكم، دانشگاه تهران، 1366 ش، 7 جلد، ج‏2   ص : 415
[26] -  شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، ج‏1، ص: 191 
[27] -- بحار الانوار ج10 ص   110مَنْ رَضِيَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا قَسَمَ لَهُ اسْتَرَاحَ بَدَنُهُ خَسِرَ مَنْ ذَهَبَتْ حَيَاتُهُ
[28] - تميمى آمُدى‏ ،عبد الواحد بن محمد؛غرر الحكم‏، قم‏، دفتر تبليغات اسلامى، 1366 شمسى‏، اول‏، ص103 ح1822 الرضا ينفي الحزن
[29] - محدّث نورى،‏مستدرك الوسائل‏؛ قم‏، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث،1408 هجرى‏، اول‏،-ج2ص427 ح2368 وَ قَالَ النَّبِيُّ ص إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ فَإِنْ صَبَرَ اجْتَبَاهُ وَ إِنْ رَضِيَ اصْطَفَاهُ
[30] - شيخ حر عاملى؛‏وسائل الشيعة، قم‏ ،مؤسسه آل البيت لإحياء التراث،1409 هجرى‏ ،اول،‏29 جلد، ج15 ص260 ح20453 ارْضَ بِقِسْمِ اللَّهِ تَكُنْ مِنْ أَغْنَى النَّاس‏
[31] -تفسير نمونه ‏، ج‏19 ، ص : 465
[32] -سوره مائده،آيه 16

 

 


3.3/5 - (7)
 
 
 
1393/08/30
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید