در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  اسلام سياسي political Islam
نویسنده :  فريبا مرادي
كلمات كليدي  :  اسلام سياسي، اسلام گرايي، گفتمان، بنيادگرايي، اسلام سياسي ليبرال، اسلام سياسي چپ، اسلام سياسي فقاهتي
اصطلاح اسلام سیاسی، اصطلاحی جدید است که در برابر اسلام سنتی پدید آمده است و به دنیای مدرن تعلق دارد.[1] بر اساس نظریه­ي گفتمان، اسلام سیاسی گفتمانی است که هویت اسلامی را در کانون عمل سیاسی قرار می­دهد. در گفتمان اسلام سیاسی، اسلام به یک دال برتر تبدیل می­شود.[2] بابي سعيد معتقد است كه مفهوم اسلام سیاسی بیشتر برای توصیف آن دسته از جریان­های سیاسی اسلام به کار می­رود که خواستار ایجاد حکومتی بر مبنای اصول اسلامی هستند. بنابراین اسلام سیاسی را می­توان گفتمانی به حساب آورد که گرد مفهوم مرکزی حکومت اسلامی نظم یافته است. اسلام­گرایی طیفی از رویدادها از پیدایش یک ذهنیت اسلامی گرفته تا تلاشی تمام عیار برای باز­سازی جامعه­ي مطابق با اصول اسلامی را دربر می­گیرد.[3]
 
مبانی اسلام سیاسی
1.  اعتقاد به ابعاد فراگير دين
غلامرضا بهروز لك معتقد است كه در گفتمان اسلام سیاسی، دین فقط یک اعتقاد نیست بلکه ابعادی فراگیر دارد و تمامی عرصه­ی هیأت آدمی را دربر می­گیرد.[4]
2. اعتقاد به جداناپذيري دين از سياست
اسلام سیاسی بر تفکیک­ناپذیری دین و سیاست تأکید کرده و مدعی است اسلام از نظریه­ای جامع درباره­ی دولت و سیاست برخوردار است و به­­ دلیل تکیه بر وحی از دیگر نظریه­های سیاسی متکی بر خرد انسانی، برتر است.[5]
 
3. اعتقاد به تشكيل دولت مدرن بر اساس اسلام
اسلام سیاسی از تعبیرهای اسلامی برای تبیین و توضیح وضعیت سیاسی جامعه استفاده می­کند و بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامی را تنها راه حل بحران­های جامعه­ي معاصر به­ شمار می­آورد. اسلام سیاسی در پی ایجاد نوعی جامعه­ي مدرن است که در کنار بهره­گیری از دستاوردهای مثبت تمدن غرب از آسیب­های آن به­­ دور باشد.[6]
 
4. اعتقاد به استعمار غرب عامل عقب­ماندگي مسلمانان
اسلام­گرایان عقب­ماندگی سیاسی مسلمانان را زاییده­ي استعمار جدید غرب می­دانند و به این وسیله با دست گذاشتن بر حساسیت­های امت اسلام، می­خواهند به عقب­ماندگی مسلمانان پاسخ گویند.[7]
 
هدف اسلام سیاسی
هدف نهایی اسلام سياسي، بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی است و در این راه به­دست آوردن قدرت سیاسی، مقدمه­ای ضروری تلقی می­شود. به نظر محمدعلي حسيني­زاده هواداران اسلام سیاسی، اسلام را به مثابه یک ایدئولوژی جامع در نظر می­گیرند که دنیا و آخرت انسان را دربر گرفته و برای همه­ی حوزه­های زندگی دستورها و احکامی روشن دارد.[8]
 
عوامل ظهور اسلام سیاسی
انديشمندان دلايل مختلفي براي ظهور اسلام سياسي در جهان برشمرده­اند از جمله: شکست نخبگان غیرمذهبی سکولار (فواد عجمي)، فقدان مشارکت سیاسی (فواد عجمي، تدا اسكاچپول)، بحران خرده بورژوازی (نيكي كدي، مايكل گيلسنان)، دلارهای نفتی و توسعه­ي نابرابر (مايكل فيشر) ، اثرات زوال فرهنگی (گيلسنان، فواد عجمي و مايكل فيشر).[9] بابي سعيد اين دلايل را رد مي­كند و در نقد آنها معتقد است كه اين ديدگاه­ها، علي‌رغم تاكيد بر وجود مشكلات پنجگانه­ي فوق در درون دنياي اسلام، نمي‌توانند توضيح دهند كه چرا رويكرد و انتخاب مردم براي حل اين معضلات، اسلام‌گرايي است و نه گفتمان­هاي ديگري چون ليبراليسم و يا سوسياليسم. وي معتقد است كه  گرچه جميع اين روايت­ها كمك مي‌كنند تا توضيحات مفيدي از بحران فراهم شود، اما توضيحات قانع‌كننده‌اي مبني ­بر اين‌كه چگونه بحران در نظم سياسي، عامل ظهور اسلام‌گرايي مي‌شود، ارائه نمي‌دهند.[10] بابي سعيد، كماليسم و بحران در آن­را ريشه­ي ظهور اسلام‌گرايي مي‌داند به نظر او ناتواني كماليسم در سركوبي مخالفان موجب مطرح شدن اسلام­گرايي به­عنوان بديلي به­جاي آن شد.
 
تفاوت اسلام سیاسی با جریان بنیادگرایی
بار معنايي واژگان بنيادگرايي، راديكاليسم، اسلام­گرايي و اسلام سياسي متفاوت است. دال­هايي چون بنيادگرايي و راديكاليسم در زمينه­ي فرهنگ غربي بار معنايي كاملا منفي يافته­اند. اما، واژگان اسلام سياسي و اسلام­گرايي دال­هايي نسبتا خنثي و فاقد بار منفي هستند.[11] بنیادگرایی سنتی، حرکتی است اعتراض­آمیز علیه حکام منحرف و خائن که اصول اسلام، قران و حدیث را به فراموشی سپرده­اند و مانع تطبیق شریعت با موضوعات اجتماعی شده­اند.[12]
اسلام سیاسی بر خلاف بنیادگرایان و سنت­گرایان مدرنیته را به­طور کامل نفی نمی­کند بلکه می­کوشند تا اسلام را با جامعه­ی مدرن سازگار نشان دهد. البته اینان جنبه­های سکولار تمدن غرب را نفی کرده و مشکلات جامعه­های معاصر را به دوری از دین و معنویت نسبت داده و راه رهایی از آنها را توسل به ارزش­های دینی و بازگشت به اسلام می­دانند.[13]
 
انواع مختلف اسلام سیاسی در ایران
اسلام سیاسی در ایران ابتدا در دهه­ي 1320هجری شمسی و بعد از سقوط رضاشاه مطرح شد و سپس در دهه­ي 1340هجری شمسی بسط و تکامل یافت. دهه­ي چهل و پنجاه، فصل جدیدی از ظهور اندیشه‌های سیاسی در ایران می‌باشد به­طوری‌که بخش­هایی از قشر روشنفکری ایران به ایدئولوژی سیاسی اسلام روی آوردند درحالی­که پیش از آن روشنفکران ایران عمدتا دارای گرایش­های لیبرالی و غیردینی و ضد سنتی بودند.
از جمله نمایندگان گرایش جدید جلال آل­احمد، علی شریعتی و مهندس بازرگان بودند و همگی کم و بیش مخالف سرمایه­داری و امپریالیسم غربی و هوادار تفسیر سیاسی و نوگرایانه­ای از اسلام و برقراری نظام اجتماعی اسلامی بودند، از دیگر سو در بین بخشی از روشنفکران نیز تفکرات مارکسیستی رواج پیدا کرد كه هرچند بعضا اعتقادی به ایدئولوژی مارکسیسم نداشتند ولی مشی مبارزاتی آنها را پذیرفته بودند. در واقع اسلام سیاسی در ایران در سه نوع مختلف بروز یافت:
 
1.      اسلام سیاسی لیبرال: این جریان با تاکید بر دموکراسی و آزادی و با تفسیری لیبرال از متون شیعی به دنبال یاری گرفتن از مذهب در رویارویی با استبداد کهن ایرانی و ایجاد حکومتی دموکراتیک مبتنی بر فرهنگ و ارزش­های اسلامی است.[14] بازرگان مهمترین نظریه­پرداز اسلام سیاسی لیبرال محسوب می­شود. دغدغه­ي اصلي او نشان دادن سازگاري علم با دين و ارزش­هاي ديني با زندگي مدرن و نياز انسان امروزي به دين بود. در عرصه­ي سياست نيز او با پذيرش دستاوردهاي سياسي غرب مي‌كوشيد تفسيري ليبرال دموكراتيك از اسلام ارائه دهد.[15] در نظر او اسلام مكتب پراگماتيك و عمل‌گرايي است كه قابل تطبيق با دنياي جديد مي‌باشد.[16]بازرگان به ارتباط دين و سياست معتقد بود و بر نقش سازنده­ي دين در زندگي، حكومت و سياست تأكيد داشت. در نظر او مذهب رفتار روزمره و عادي فرد را تعيين مي‌كند با آن مي‌شود شكل جامعه را تغيير داد.[17]
2.      اسلام سیاسی چپ: این جریان درصدد ترکیب اسلام با سوسیالیسم بر آمد. علی شریعتی نظریه­پرداز مطرح اسلام سیاسی چپ بود كه تلاش کرد تا با بازسازی مفاهیم دینی تصویری نوین و جذاب از اسلام ارائه دهد و در این راستا از اکثر مفاهیم دینی مانند انقلاب، تقیه، جهاد، امت ،امامت، شهادت، انتظار و... مفهومی سیاسی و کارامد برای زمان خود ارائه کرد. وي از طريق بازسازي سياسي مفاهيم گفتمان سنتي شيعه به سياسي شدن آن ياري رساند و سپس با قرائتي چپ­گرايانه و سوسياليستي آن­را در جهت راديكاليسم تقويت كرد.[18]
3.      اسلام سیاسی فقاهتی: اسلام سیاسی فقاهتی مبتنی بر اندیشه­های امام­خمینی(ره) است و بر ولایت فقیه، فقه و روحانیت به­عنوان مفسران اصلی شریعت تاکید می­کند.[19] در اسلام سیاسی فقاهتی، علم فقه به دلیل نقشی که در شناخت قانون­های دینی دارد، همچنین فقها به­عنوان کارشناسان معتبر دینی از جایگاهی بلند برخوردارند. روحانیون در این گفتمان تنها مفسران معتبر شریعت به شمار می­آیند و اسلام منهای روحانیت، اسلامی بی­محتوا، انحرافی و... تلقی می­گردد.[20] کار امام­خمینی(ره) از این جهت اهمیت دارد که وی نه تنها با رژیم پهلوی به­طور خاص بلکه با نظم رایج در جهان اسلام به­طور عام نیز به مخالفت برخاست. به واسطه­ي ایشان است که اسلام­گرایی از یک مخالفت ساده و طرح سیاسی به کنار افتادند به یک جنبش ضد نظم حاکم تبدیل می­شود.[21]
 
تأثير اسلام سياسي بر انقلاب اسلامي ایران
انقلاب اسلامي در ايران به­عنوان يك دولت مدرن بر پايه­ي اسلام شكل گرفت. اين انقلاب ريشه در جريان­هاي اسلام سياسي در ايران دارد. از آنجا كه اين جريان اسلام سياسي علت عقب­ماندگی سیاسی مسلمانان را زاییده­ي استعمار جدید غرب می­دانند انقلاب اسلامي نگرش­هاي ضد غربي يافت. از يك سو اسلام سياسي ليبرال دولتي مدرن و دموكراتيك مبتني بر محوريت اسلام را ترسيم مي­كرد و از سوي ديگر شريعتي روحيه­ي انقلابي­گري را در بين جوانان روشن كرده و دولتي متعهد را ترسيم مي­كرد كه بر اساس زيربناي توحيد شكل مي­گرفت. در اين ميان انقلاب اسلامي ايران بيش از همه از جريان اسلام سياسي فقاهتي تغذيه شد. اين جريان به رهبري امام­خميني(ره) كه بر اساس تفكيك­ناپذيري دين و سياست قرار داشت به مخالفت با رژيم پهلوي پرداخت و خواهان تشكيل دولتي مدرن بر پايه­ي اسلام، ضد استعمار و ضد استبداد گرديد. اسلام سياسي فقاهتي امام­خميني(ره) با محوريت روحانيت به بسيج مردم دست زد و بر اساس نظريه­ي ولايت فقيه موفق به تشكيل حكومت شد بدين ترتيب نقش عمده­اي در شكل­گيري و تثبيت جمهوري اسلامي شد.
 


[1]. بهروزلک، غلامرضا؛ اسلام سياسي و اسلام­گرايي معاصر، پگاه حوزه، شماره­ي 209، خرداد 1386
[2]. سعيد، بابي؛ هراس بنيادين اروپامداري و ظهور اسلام­گرايي، ترجمه­ي غلام­رضا جمشيدي­ها و موسي عنبري، تهران، دانشگاه تهران، 1379،ص20
[3]. همان
[4]. بهروزلک، غلامرضا؛ جهانی شدن و اسلام سیاسی در ایران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه­ي اسلامی، 1386، ص39
[5] . حسيني­زاده، محمدعلي؛ اسلام سياسي در ايران، قم، دانشگاه مفيد، 1386، ص17
[6]. همان، ص 18
[7]. روا، الیویه؛ تجربه­ي اسلام سیاسی، تهران، مرکز انتشارات بین­المللی صدرا، 1378، ص23
[8]. حسيني­زاده، محمدعلي؛ پیشین، ص17
[9]. سعید، بابی؛ پیشین، صص 26-22
[10]. همان
[11]. بهروزلک، غلامرضا؛ اسلام سياسي و اسلام­گرايي معاصر، پیشین، همان صفحه
[12]. روا، الیویه؛ پیشین، صص 5-4
[13]. حسینی­زاده، محمدعلی؛ پیشین، ص 18
[14]. همان، ص 195
[15] . حسينی­‌زاده، محمدعلي؛ پيشين، ص195
[16] . آركدي، نيكي؛ ريشه‌هاي انقلاب ايران، عبدالرحيم گواهي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1375، ص365
[17] برزين، سعيد؛ زندگي‌نامه­ي سياسي مهندس مهدي بازرگان، تهران، مركز، 1374، ص69
[18]. مرادی، فریبا؛ شریعتی و اسلام سیاسی در ایران، پایان­نامه­ي کارشناسی ارشد، قم، دانشگاه مفید، 1388، ص3
[19]. حسینی­زاده، محمدعلی؛ پیشین، ص 225
[20]. همان، ص232
[21]. سعید، بابی؛ پیشین، ص 104

 


3.6/5 - (7)
 
 
 
1393/06/25
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas