در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  عالم مثال World of ideas
نویسنده :  احسان تركاشوند
كلمات كليدي  :  عالم مثال، عالم عقل، عالم ماده، عالم اشباح، عالم اظلّه
عالم در لغت به معنای خَلق، همه مخلوقات و آنچه فلک آن را در برگرفته، می‌باشد و جمع آن عوالم است.[1]
مشهور فلاسفه عوالم را سه تا می‌دانند: عالم مادّه، عالم مثال و عالم عقل.[2]
البته تذکر این نکته لازم است که منحصر کردن عوالم غیرمادی به عقل، نفس و مثال حصر عقلی نیست و ممکن است یک سری عوالم دیگر وجود داشته باشد که فلاسفه به آن نرسیده‌اند، هرچند تقسیم موجود به مادّی و غیرمادّی حصر عقلی است.[3]
-    عالم مثال به مرتبه‌ای از وجود گفته می‌شود که واسطه بین عالم عقلی و عالم جسمانی است. در واقع موجودات این عالم اگرچه مادّی نیستند اما برخی از آثار ماده مانند کمّ و کیف و وضع و... را دارند.[4]
برخی دیگر از اسامی این عالم عبارتند از:‌ عالم اشباح مجرّده، عالم صور معلّقه، عالم مُثُل معلًقه، عالم خیال منفصل، عالم أظلّه و عالم أشباح.[5]
اين عالم در لسان متأخرین عالم برزخ نیز نامیده می‌شود و این به آن سبب است که برزخ در لغت به معنای حائل بین دو چیز است[6] و این عالم هم حائل و حاجز بین عالم ماده و عالم عقل است.
-    تعبیر به اشباح و مانند آن درباره این عالم به این معنا نیست که موجودات این عالم، صورت‌هایی کمرنگ‌تر از موجودات جسمانی هستند و از نظر مرتبه وجودی ضعیف‌تر از آنها هستند بلکه این تعبیر نشان دهنده وجود صورت‌های ثابت و تغییرناپذیری در آن عالم است که نه تنها ضعیف‌تر از موجودات مادی نیستند، بلکه قوی‌تر از آنها به شمار می‌آیند. همچنین تذکر این نکته هم لازم است که اطلاق مثال بر این عالم به معنایی غیر از مثال‌های افلاطونی است. زیرا آنها مجرد تام و از قبیل جواهر عقلانی هستند در حالی‌که موجودات عالم مثال به این معنی حدّ فاصل بین مجرّد تام و مادّی هستند.[7]
 
موجودات عالم مثال
در عالم مثال، صورت‌های جوهریّه عالم مادی به صورت ثابت و بی‌حضور ماده وجود دارند. مانند مفهومی که هر کدام از ما از موجوداتی که قبلاً آنها را دیده‌ایم در ذهن خود تداعی می‌کنیم.[8]
مثال متصل و منفصل :
برخی عالم مثال را دو قسم دانسته‌اند:
1.  مثال متصل: به آن عالمی گفته می‌شود که موجودات آن قائم به نفوس جزئی می‌باشند. مانند مفهوم خیالی متصوّر که توضیح آن گذشت.
2.  مثال منفصل: به عالمی گفته می‌شود که موجودات آن عالم وابسته به نفوس جزئی نیستند بلکه به صورت قائم به ذات و مستقل موجودند. مانند صورت‌هایی که در خواب دیده می‌شوند.[9]
 
ادلّه عالم مثال
برخی از فلاسفه کوشیده‌اند با استفاده از قاعده امکان اشرف، این عالم را اثبات کنند همانطور که ملاصدرا قاعده دیگری به نام «قاعده امکان أخص» برای اثبات این عالم تأسیس کرده‌ است.[10] تبیین یکی از ادلّه‌ای که برای اثبات عالم مثال آورده شده است به روش منطقی از این قرار است:
1.    ما در درون نفسمان تصوراتی از کوه، صحرا و... داریم.
2.    این تصورات مادی نیستند. (زیرا کوه با آن وسعتش در نفس من نمی‌گنجد)
3.    پس این تصورات غیرمادّی هستند.
4.    این تصورات، عقلانی نیز نیستند (زیرا برخی از آثار ماده مانند کیف، کمّ و...) را دارند در حالی که صور عقلانی از هرگونه آثار ماده نیز مبرّا هستند.
5.    نتیجه آنکه: این صور، نه‌عقلانی هستند و نه مادّی، بلکه صورت‌های مجرّدی هستند که برخی از آثار عالم مادی را دارا هستند. که این عالم را «عالم مثال» می‌نامیم.[11]
ـ برخی از فلاسفه معاصر[12] کوشید‌ه‌اند تا ادله اثبات عالم مثال متصل و مثال منفصل را جداگانه بیان کنند. لکن از آنجاکه بسیاری از این ادلّه قابل مناقشه است از آوردن آنها صرف نظر می‌کنیم.
نکته ديگر اينكه وجود اشباح مجرّد از مادّه به هیچ وجه قابل انکار نیستند و در روایات شریفه نیز تعبیراتی مانند اشباح و اظلال وارد شده که قابل انطباق بر آنهاست و کمتر کسی است که قدم در راه سیر و سلوک برداشته باشد و چیزی از این قبیل موجودات را مشاهده نکرده باشد. اما اثبات آنها از راه عقلی کار آسانی نیست.[13]
بررسی عالم مثال (موجودات مثالی و ویژگی­های آن) از چند نظر دارای اهمیت است:
1. عالم برزخ خود یکی از مصادیق موجودات مثالی یا عالم مثال است و انسان در برزخ با بدن مثالی -که طبق روایات اهل بیت شبیه همان بدن دنیایی انسان می­باشد ( لکن به صورت مثالی)- حضور پیدا می­کند. امام صادق(ع) می­فرماید:
«... فاذا قبضه الله عزوجل صیّر تلک الروح فی قالب مثالی کقالبه فی الدنیا...»[14]
 
 2. همچنین طبق برخي از مهم­ترین ديدگاهها در میان متفکران مسلمان، در قیامت نیز انسان با بدن مثالی ثواب داده می­شود یا مورد عقاب قرار می­گیرد و به عبارتی معاد جسمانی با جسم مثالی صورت می­گیرد. [15]
      3. نیز طبق برخی اقوال حقیقت وحی نیز با اتصال روح نبی به عالم مثال حاصل می­شود، همان طور که الهام نیز با اتصال روح اولیاء و صلحاء به همان عالم صورت می پذیرد[16].
البته بحث عالم مثال از قدیمی­ترین مباحث در میان ادیان و مکاتب فکری بوده است.
با نگاهی اجمالی به پیشینه بحث عالم مثال شاید بتوان افلاطون را اولین کسی نامید که بحث تقسیم عوالم به مثل، ریاضیات و محسوسات را مطرح کرده،[17] اگر چه این را فقط می­توان اشاره­ای به عالم مثال دانست؛ زیرا اگر چه عالم مثل او عالمی کاملاً عقلی است، اما می­توان عالم ریاضیات را بر عالم مثال (حد وسط بین عالم مثال و عالم عقلی) منطبق کرد؛ زیرا ریاضیات را او اگر چه اموری مجرد می­داند اما متعلق ریاضیات عالم ماده است، اگرچه در آثار افلاطون شواهدي وجود دارد که اين احتمال را تقويت مي­كند كه ریاضیات افلاطون از فیثاغوریان برای او به ارث مانده باشد.
ارسطو با تقسیم عوالم به علت نخستین،عالم علوی و عالم سفلی،حد وسط را عالم علوی می­داند. [18]
فلوطین با تقسیم مراتب وجود به احد (واحد)، عقل، نفس و طبیعت، به واسطه بودن نفس تصريح می­كند.[19]
ابن سینا با تقسيم عوالم به: واجب الوجود، عقول قدسيه (نفس ناطقه فلكي و نفس ناطقه انساني) و عالم طبيعت­، نفس را حد وسط مي­داند.[20]
عرفاء به حضرات خمس قائلند: غیب مطلقه، عقول و نفوس کلیه (عالم جبروتيه و ملكوتيه)، عالم مثال یا عالم خیال، شهادت مطلقه(عالم حس) و انسان کامل محمدی.[21]
شیخ اشراق مراتب وجود را پنج تا می­داند : نورالانوار (واجب الوجود)، انوار قاهره (عقول طولی و عرضی)، انوار اسفهبدیه (نفوس یا انوار مدبره)، عالم مثال (اشباح،صور معلقه ، برزخيان)، عالم  جسمانی (غواسق و هیئات ظلمانیه).[22]
  چنانکه پیداست اگر چه در کلام بزرگان از عالم واسطه یاد شده، اما قبل از شیخ اشراق و عرفاء کسی به وجود این عالم تصریح نکرده یا لااقل از این عالم به طور جدی یاد نکرده است. بنابراین می­توان شیخ اشراق را اولین فیلسوف (یا لااقل اولین فیلسوف اسلامی) دانست که بحث عالم مثال را مطرح نموده و در چند و چون این عالم بحث کرده است. اگر چه از نظر عرفاء این عالم سابقه طولانی­تری دارد.
      در منابع دینی هم علاوه بر برخی مفسرین قرآن، در شرح و توضیح برخی از روایات (به ویژه در ذیل روایاتی از اصول کافی که تکامل را برای موجودات برزخی اثبات می کنند) از چند و چون این عالم بحث شده است.


[1] . ابن‌منظور، لسان‌العرب، بیروت، اعلمی، ج 9، ص 373.
[2] . جهت اطلاع از نظریات تفصیلی فلاسفه اسلامی، ر.ک: ملاصدرا، الحکمة المتعاليه فی اسفار العقليةالاربعة، قم، مصطفوی، ج 7، ص 138ـ106 و ص 254ـ244 و قم، مصطفوی، ج 2، ص 82ـ46، شیخ اشراق، حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، ج 2، ص 109 و 121 و 211ـ198 و ابن‌سینا، الاشارات و التنبیهات، قم، نشر البلاغه، ج 3، ص 9ـ2، ص 120، ص 221ـ217 و ص 253 و 412.
[3] . مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج 2، ص 166 (درس 45).
[4] . آموزش فلسفه، ج 2، ص 166 و نهاية الحکمة، قم، مؤسسة‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ج 4، ص 1238.
[5] . نهاية الحکمة، قم، مؤسسة‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ج 4، ص 1238 (تعلیقة 2).
[6] . المعجم الوسیط، ج 1، ص 49، دفتر نشر معارف اسلامی.
[7] . آموزش فلسفه، ج 2، ص 165.
[8] . نهاية الحکمة، ج 4، ص 1239. 
[9] . آموزش فلسفه، ج 2، ص 165.
[10] . همان، ج 2، ص 166.
[11]  با استفاده از:‌ اسفار، ج 1،‌ص 293ـ292 و تعليقة بر نهاية الحکمه استاد فیاضی، ج 4، ص 953 (تعلیقة 28).
[12] . غلامرضا فیاضی، تعليقةٌ علی نهاية الحکمه، ج 4،‌ ص 1207 (تعلیقة 3) و ص 1240ـ1239.
[13] . آموزش فلسفه، ج 2، ص 166.
[14] . الکلینی،محمد بن یعقوب،فروع کافی ،ج 3 ،ص 245 .
[15]  . الشیرازی،صدرالدین(ملاصدرا)،اسرار الایات،نشر حکمت،ص 96 و 112 و الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه،چ بیروت،ج 9،ص 109 و سهروردی،یحیی (شیخ اشراق)،التلویحات اللوحیه و العرشیه ( مجموعه مصنفات،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،چ سوم،1380،ج 1 ص 90 .
[16]  . ابن سینا،حسین بن عبدالله؛الاشارات و التیبیهات،قم،نشرالبلاغه،ج 3،ص 411-410 .
[17]  . كاپلستن ، فردريك؛ تاريخ فلسفه غرب ، ترجمه  جلال  الدين مجتبوي  ، انتشارات  علمي  و فرهنگي  ، 1362 ه.ش.، ج 1 ، ق 1 ، ص 219-214 .
  .[18] ارسطو ؛ متافيزيك ، ترجمه شرف الدين خراساني ، ص 457-395 .
[19]  . زكريا ، فواد ؛ التساعيه الرابعه لافلوطين ، الهيئه المصريه العامه للتأليف والنشر، 1389ه.ق .
[20]  .  ابن سينا ، حسين بن عبدالله ؛ الاشارات والتنبيهات ،  دفتر نشر كتاب ، 1403 ه . ق  .، ج 3 ، ص 362-359 .
[21]  . آشتیانی،سید جلال الدین؛شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم،قم،دفتر تبلیغات اسلامی،چ سوم ،1372ه.ش ، ص 448-447 ..
[22]  . سهروردی،یحیی (شیخ اشراق)؛ حکمت اشراق (مجموعه مصنفات،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،چ سوم،1380ه.ش،ج2 ، ص 232 .

 


3.8/5 - (9)
 
 
 
1393/09/01
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید