در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  سر و اسرار
نویسنده :  محمد شمس اللهي
كلمات كليدي  :  قرآن، سرّ و اسرار، حفظ اسرار، افشاي سرّ، اسرار عالم، اهداف و پيامدهاي افشاي سرّ
"سِرّ" از ماده­ی "سرر" در لغت به معنای پنهان کردن مطلبی در دل می­باشد.[1] و "اسرار" به معنای گفتن راز پنهانی به کسی و سفارش به پنهان داشتن آن است.[2] "اسرّ" از اضداد است؛ هم به معنای پنهان ساختن آمده و هم به معنای آشکار نمودن به کار رفته است.[3]
 
سر و اسرار از منظر قرآن
سرّ و مشتقات آن 33 مرتبه در قرآن کریم بیان شده که برخی مصادیق به معنای مخفی کردن چیزی آمده؛ مانند: «أَسَرُّوهُ بِضاعَةً»،[4] برخی دیگر به معنای فعلی را پنهانی انجام دادن آمده؛ مانند:«وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیة»[5] و در بیشتر موارد به معنای سخن پنهانی یا راز درون دل افراد است.[6]
 
علم خداوند به اسرار عالم
بر اساس آیات قران کریم خداوند به همه­ی اسرار عالم آگاه است و هیچ چیز از علم او مخفی نمی­ماند:
«یعْلَمُ ما فِی­السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یعْلَمُ ماتُسِرُّونَ وَ ماتُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[7]
«آنچه را در آسمانها و زمین است مى‏داند، و از آنچه پنهان یا آشكار مى‏كنید، با خبر است و خداوند از آنچه در درون سینه‏هاست، آگاه است‏.»
 
جمله­ی «والله علیمٌ بذاتِ الصّدور» اعتراضیه است، تا شمول علم الهی را به «ماتُسرّون و ماتُعلِنون» آشکار سازد؛ یعنی خداوند نسبت به آن اسراری که در دل مردم بوده و خود از آن غافلند، آگاه است.[8]
اساساً "سرّ" مربوط به انسان است و چیزی در عالم از خدای سبحان پوشیده نیست. به همین دلیل، خداوند یهود را سرزنش کرده و می­فرماید: مگر نمی­دانند که هیچ چیز بر خداوند پنهان نیست؟
یهودیان بشارت به پیامبر اسلام را که در کتبشان آمده بود، به عنوان راز (سرّ درونی مذهب خودشان)، از مسلمانان می­پوشاندند و افشاکنندگان آن را سرزنش می­نمودند:
«... قالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمافَتَحَ اللَّهُ عَلَیكُمْ لِیحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُم‏...»[9]
«...مى‏گویند: چرا مطالبى را كه خداوند (درباره­ی صفات پیامبر اسلام) براى شما بیان كرد، به مسلمانان بازگو مى‏كنید، تا (روز رستاخیز) در پیشگاه خدا،
بر ضد شما به آن استدلال كنند؟...»
 
 آیه­ی كریمه در مقام توبیخ یهود است؛ زیرا یهود چنین می­پنداشتند كه پروردگار عالم فقط بر آنچه آشكار كنند، آگاه بوده و بر اسرار نهانى آنان هرگز احاطه نخواهد داشت.[10]
لذا خدای متعال بر اساس حکمت و مصلحت خودش، اسرار درونی دشمنان اسلام را فاش می­کند تا توطئه­های آنها نقش بر آب شود:
«...قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُم‏...»[11]
«...خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته است...»
 
این عبارت بیان­گر علت عدم پذیرفته شدن عذر منافقان است؛ زیرا وقتی خداوند رازهای درونی آنان را آشکار می­سازد، راهی برای پذیرش عذر و بهانه برای آنها باقی نمانده و دستشان از فریب مؤمنان کوتاه می­شود.[12]
به همین دلیل منافقان همواره در اضطراب و دلهره به سر می­بردند:
«یحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ­تُنَزَّلَ عَلَیهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِی­ قُلُوبِهِمْ ...‏»[13]
«منافقان از آن بیم دارند كه سوره‏اى بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد...»
 
منافقان همواره وجودشان مملو از ترس بود که سوره­ای یا  آیه­ای نازل شود و کفر، افکار شوم و نقشه­ی آنان را علیه پیامبر اسلام بر ملا کرده و آنان را رسوا کند؛ لذا خداوند به پیامبر خویش می­فرماید: به ایشان بگو که به زودی آن چه از آن می­ترسید، اتفاق خواهد افتاد.[14]
 
انواع سرّ در قرآن
سر در قرآن کریم از چند منظر بیان شده است:
1. سر شخصی افراد:
رازی که پیامبر اسلام –­صلی­الله علیه و آله- با یکی از همسرانش در ارتباط با مسأله­ی خانوادگی و شخصی در میان گذاشت و آن راز افشا شد، قرآن اینگونه از آن یاد کرده:
«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِی إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثًا...»[15]
«(به خاطر بیاورید) هنگامى را كه پیامبر یكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت...»
 
رسول خدا سرّى از اسرار خود را که در دل پنهان داشت و کسی از آن با خبر نبود، با یکی از همسرانش در میان گذاشت، و به وى سفارش فرمود که این راز، باید حفظ شود؛ اما وی امر رسول خدا را اطاعت نکرد و راز را افشا نمود.[16]
 
2. اسرار حکومتی و نظامی:
این نوع سرّ اگر مربوط به مسلمانان باشد، افشای آن خیانت محسوب می­شود؛ مانند: کاری که "ابولبابة بن عبدمنذر" انجام داد و بلافاصله پشیمان شد:
«...لاتَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون‏»[17]
«...به خدا و پیامبر خیانت نكنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالى كه میدانید.»
 
"ابولبابه" در غزوه­ی بنی­قریظه به عنوان داور، میان مسلمانان و یهودیان حاضر شد؛ اما به­خاطر بی­توجهی، سرّی از اسرار مسلمانان را برای یهودیان فاش ساخت.[18] البته این سرّ اگر مربوط به اسرار منافقان و دشمنان دین باشد، آشکار ساختن آن لازم و ضروری است؛ چنانکه بیان شد.[19]
 
خداوند حافظ اسرار عالم
خداوند در قرآن کریم از اسرار عالم، به غیب تعبیر کرده و تاکید داشته که هیچ کس توان دستیابی به غیب را ندارد، مگر افرادی که به اذن خدا بر آن آگاهی یابند:
«عالِمُ الْغَیبِ فَلایظْهِرُ عَلى‏ غَیبِهِ أَحَداً؛ إِلاَّ مَنِ­ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ...»[20]
«داناى غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزیده...»
 
لازمه­ی این بیان رساندن و مسلط کردن کسی، به چیزی است، درحالی­که خداوند این دستیابی و احاطه­ را از دیگران نفی کرده و آگاهی به تمام علوم غیبی را به خود اختصاص داده است؛ یعنی این غیب مختص به علم اوست و از دیگران سلب کلی می­کند. و اما استثنایی که در آیه بیان شده به این معناست که خداوند هر رسولی را که بخواهد و به هر مقدار که خواست او باشد، از علوم غیبی آگاه می­سازد. پس آیاتی که علم به غیب را منحصر به خداوند می­دانند،[21] در حقیقت همان اصالت و اختصاص را می­رسانند.[22]
بر اساس آیات قرآن کریم شیاطین قصد نفوذ به آسمان­ها را دارند تا بر اسراری که از زمینیان پوشیده است، آگاهی یابند؛ ولی خداوند به وسیله­ی ستارگان مانع نفوذ آنها می­شود:
«إِنَّا زَینَّا السَّماءَالدُّنْیا بِزِینَةٍ الْكَواكِبِ، وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَیطانٍ مارِدٍ، لایسََّمَّعُونَ إِلَى­الْمَلَإِ الْأَعْلى‏...»[23]
«ما آسمان نزدیك [پایین‏] را با ستارگان آراستیم، تا آن را از هر شیطان خبیثى حفظ كنیم! آنها نمى‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند...»
 
مقصود از گوش دادن شیاطین به ملأ اعلی، آگاهی بر اخبار غیبی زمینیان است؛ مانند حوادث آینده و اسرار پنهانی. پس تعبیر «لایسّمعون»، کنایه از جاسوسی و استراق سمع است.[24]
 
عوامل و اهداف افشای سر
همیشه افراد با یک هدف به افشای اسرار نمی­پردازند، بلکه اغراض گوناگونی وجود دارد که سبب این کار قبیح می­شود؛ از جمله:
 
1. دوستی با دشمنان:
یکی از عواملی که موجب افشای سر برای دشمنان می­گردد، حسن ظن بر اساس دوستی­هاست؛ لذا خداوند مسلمانان را از دوستی با مشرکان به شدت برحذر ­داشته تا گرفتار فاش کردن اسرار مردم یا حکومت نشوند:
«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُم‏...»[25]
« اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! محرم اسرارى از غیر خود، انتخاب نكنید...»
 
"بطانه" در لغت به معنی آستر درونی لباس است.[26] و در اینجا کنایه از کسی است که با افراد ارتباط دوستی و صمیمیت برقرار کرده و بر اسرار او آگاهی دارد.[27]
شأن نزول این آیه خطاب به برخی از مسلمانان است که با یهودیان پیوند دوستی برقرار کرده بودند؛ ولی خطاب آیه عام بوده و هشداری است به همه­ی مؤمنان تا همیشه مواظب فتنه­ی دشمنان باشند.[28]
 
2. مصلحت اندیشی­های شخصی:
گاهی علت افشای سرّ، مصلحت شخصی و کسب منفعتی در برابر آن فعل  است. مانند کاری که "حاطب­بن­ابی­بلتعه" انجام داد و قصد فاش کردن سرّ مسلمانان برای کفار را داشته تا آنان در مقابل، با خانواده­ی وی در مکه خوشرفتاری کنند؛[29] لذا قرآن خطاب به مهاجران فرمود:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِیاءَ...»[30]
«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید...»
 
برخی از مؤمنان مهاجر پنهانی با کفار مکه دوستی داشتند و قصدشان از این دوستی، جلب حمایت آنان نسبت به ارحام و فرزندانشان در مکه بود؛ اما این آیات نازل شد و آنان را از این کار برحذر داشت.[31]
 
3. سهل­انگاری:
بعضی مواقع افشای سرّ، به خاطر دوستی و کسب منفعت شخصی نیست؛ بلکه تنها بی­توجهی به اصول امنیتی، موجب افشای اسرار می­گردد؛ همانند کاری که "ابولبابه­ی انصاری" انجام داد، که در واقع عامل آن سهل­انگاری وی بود و بحث آن در ذیل آیه­ی 27 انفال بیان شد.
 
4. کینه و حسادت:
پیامبر اسلام –صلی­الله علیه و آله- در ماجرای خاصی، رازی را با یکی از همسران خود در میان گذاشت، و در اصل این ماجرا چند نوع قول و روایت وجود دارد؛ اما آنکه مورد اتفاق اکثر مفسران شیعه است، اینست که پیامبر اسلام به خاطر حفظ آبرو، امر حلالی را که مربوط به مسأله­ی زناشویی با زوجه­ی خویش(ماریه) بود، تحریم نمود و این امر را به عنوان سرّ با یکی از همسرانش در میان گذاشت؛ اما این ماجرا به خاطر حسادت و کینه­توزی­ حفظ نشد، چنانکه اصل این ماجرا و مسأله­ی تحریم نیز از روی حسادت همسر پیامبر به وجود آمد. البته  در شأن نزول این آیات(1-4 تحریم) مسأله­ی خلافت و جانشینی حضرت علی(ع) را نیز مطرح می­کنند. به هر حال جریان افشای سرّ پیامبر با هدف شوم دو تا از همسرانش (حفصه و عایشه) به وجود آمد و موجب آزار رسول خداگشت تا جایی که حضرت حلالی را بر خود تحریم نمود و خدای متعال با نزول آیات اول سوره­ی تحریم، آنها را به شدت توبیخ نموده و با شرح ماجرا، اهدافشان را آشکار ساخت.[32]
 
پیامدهای افشای سرّ
افشای سر خصوصاً اگر اسرار حکومتی باشد، لطمات جبران­ناپذیری بر پیکره­ی جامعه اسلامی وارد می­کند؛ از جمله اینکه برخی در دشمنی و ایجاد فتنه در جامعه جسور می­شوند؛ لذا خداوند مؤمنان را از دوستی با بیگانگان به شدت نهی می­کند:
«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُم‏ لَایَألُونَکُم خَبَالاً...»[33]
«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! محرم اسرارى از غیر خود، انتخاب نكنید. آنها از هر گونه شر و فسادی درباره­ی شما، کوتاهی نمی­کنند...»
 
قرآن مسلمانان را از دوستی با غیر مسلمانان منع کرده، زیرا آنان با آگاهی به راز مسلمانان، آنان را با مشکل مواجه می­کنند و دوست دارند آنها را در زحمت و مشقت بیاندازند؛ در نتیجه آنان را گمراه و فاسد نموده و با این طریق نابودشان می­کنند.[34]
پس چگونه می­توان کسی را که هیچ­گونه پیوندی با ملتی ندارد، به دوستی گرفت؟ پیوند استوار با هم­وطنان و هم­دینان از امور فطری بشر است و تنها کسانی دلسوز یک ملتند که پیوند ملی یا پیوند دینی با آنها داشته باشند؛ لذا به حکم عقل امور یک ملت را نباید جز به هم­وطن غیور یا هم­کیش صادق سپرد.[35]
 
برخورد قرآن با افشاکنندگان اسرار
قرآن کریم تعابیر شدیدی برای افشاکنندگان سرّ به کار برده و شدت توبیخ در مورد آن دو زنی که راز پیامبر را فاش کردند به خوبی آشکار است:
«إِنْ­تَتُوبا إِلَى­اللَّهِ فَقَدْصَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ­تَظاهَرا عَلَیهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاه وَ جِبرِیلُ و...»[36]
«اگر شما (همسران پیامبر) از كار خود توبه كنید (به نفع شماست، زیرا) دل­هایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید،
(كارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و‏...»
 
این تعبیر نشان­گر تاثیر منفی افشای سر در قلب پاک پیامبر –صلی­الله علیه و آله- است تا آن جا که خداوند خود، به همراه جبرئیل، صالح مؤمنان[37] و ملائکه به دفاع از ایشان پرداخته است.[38]
همچنین شدت تعابیر در داستان "حاطب بن ابی­بلتعه" و بی­ثمر خواندن اولاد و ارحام در برابر خشم الهی و داستان "ابولبابه" و عنوان خائن دادن به ایشان، به خاطر افشای سر مسلمانان برای یهودیان بنی­قریظه، نشانه­ی شدت برخورد خداوند با افشاگران اسرار بوده که پیشتر به این دو ماجرا اشاره شد.
دلیل شدت برخورد قرآن با آشکار کنندگان اسرار مردم به اینست که برخی امانت­ها، اماناتی است که خدا و رسول خدا و مؤمنان در آن شریکند، اموری که خداوند امر فرموده و پیامبر مجری آنهاست و مردم از اجرای آن منتفع گشته و اجتماعشان نیرومند می­گردد؛ مانند دستورات سیاسی و اوامر مربوط به جهاد که افشای آنها مانع تحقق حکومت اسلامی شده و حق خدا و رسول و مؤمنان پایمال می­گردد.[39]
 


[1]. راغب اصفهانی، حسین­بن­محمد؛ المفردات فی غریب­القرآن­، بیروت، دارالعلم، 1412ق، چاپ اول، ص404.
[2]. همان.
[3]. ابن منظور، محمدبن­مکرم؛ لسان العرب، بیروت، دارصادر، 1414ق، چاپ سوم ،ج4، ص357.
[4]. و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند. یوسف/19.
[5]. و از آنچه به آنها روزی داده­ایم، در پنهان و آشکار انفاق می­کنند. رعد/22.
[6]. مانند: یوسف/19،ملک/13و... .
[7]. تغابن/4.
[8]. طباطبایی(علامه)، سیدمحمدحسین؛ المیزان فی تفسیرالقران، قم، اسلامی، 1374ش، چاپ پنجم، ج19، ص296.
[9]. بقره/76.
[10]. حسینی همدانی، سیدمحمدحسین؛ انوار درخشان، تهران، لطفی، 1404ق، چاپ اول، ج1، ص216.
[11]. توبه/94.
[12]. طبرسی، فضل­بن­حسن؛ جوامع الجامع، مشهد، آستان قدس رضوی، 1377ش، چاپ دوم، ج3، ص8.
[13]. توبه/64.
[14]. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج9، ص440.
[15]. تحریم/3.
[16]. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج19، ص331.
[17]. انفال/27.
[18]. واحدی نیشابوری، علی­بن­احمد؛ اسباب النزول، تهران، نی، 1383ش، چاپ اول، ص124.
[19].ذیل آیات 64و 94 توبه.
[20]. جن/26 و 27.
[21]. انعام/59، نحل/77 و نمل/65.
[22]. تفسیر المیزان، ج20، ص53.
[23]. صافات/6-8.
[24]. تفسیر المیزان، ج17،ص185.
[25]. آل­عمران/118.
[26]. طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین، تهران، کتاب فروشی مرتضوی، 1375ش، چاپ اول، ج6، ص214.
[27]. بلاغی، محمدجواد، آلاءالرحمن، قم، بنیاد بعثت، 1420ق، چاپ اول، ج1، ص335.
[28]. قرشی، سیدعلی اکبر؛ احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، 1377ش، چاپ سوم، ج2، ص170.
[29]. اسباب النزول، واحدی نیشابوری، ص224.
[30]. ممتحنه/1.
[31]. طبرسی، فضل­بن­حسن، مجمع­البیان فی تفسیرالقران، تهران، فراهانی، 1360ش، چاپ اول، ج9، ص407.
[32]. صادقی تهرانی، محمد؛ الفرقان فی تفسیرالقرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامی، 1365ش، چاپ دوم، ج28، ص432-434.
[33]. آل­عمران/118.
[34]. طیب، سیدعبدالحسین؛ اطیب­البیان فی تفسیرالقرآن ،تهران، اسلام، 1378ش، چاپ دوم، ج3، ص326.
[35] . طالقانی، سیدمحمود؛ پرتوی از قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362ش، چاپ چهارم، ج5،ص304.
[36]. تحریم/4.
[37] . «در كتاب شاهدالتنزيل بسندى از سدير صيرفى روايت نموده گفت: رسول خدا دوبار على بن أبيطالب را معرفى نمود، ‏یک­بار در جایی كه فرمود: "من كنت مولاه فهذا على مولاه" و مرتبه­ی دوم هنگام نزول این آيه(تحریم/4) كه رسول خدا دست على(ع) را گرفت و نداء فرمود: "ايها الناس هذا صالح المؤمنين" و اسماء دختر عميس گفت شنيدم رسول خدا –صلّى­اللّه عليه و آله- ميفرمود: صالح مؤمنان على بن أبي­طالب است». حسینی ­همدانی، سیدمحمدحسین؛ انوار درخشان، تحقیق: بهبودی، محمدباقر؛ تهران، کتابفروشی لطفی، 1404ق، اول، ج16، ص452.
[38]. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، چاپ اول، ج24، ص277.
[39]. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج9، ص55.

 


2/5 - (3)
 
 
 
1393/08/09
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas