در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  احتضار
نویسنده :  محسن بي باك
كلمات كليدي  :  احتضار، محتضر، استقبال الي القبله، تلقين، كلمات فرج
لغة و اصطلاحاً
احتضار، باب افتعال از الحضور و در لغت به معنای حالت نزع و سوق یعنی به حال مرگ افتادن و جان دادن است.[1] به شخص در حال مرگ و جان دادن محتضر گفته می‌شود.
احتضار در اصطلاح فقه به همان معنای لغوی خود به کار رفته است.[2] در علت نامیدن شخص در حال مرگ به محتضر مواردی ذکر شده است؛[3] همچون: حضور ملائکه نزد مریض یا حضور ائمه خصوصاً[4] امیرالمؤمنین یا حضور مؤمنین برای تشییع و...
 
احتضار در شریعت
مادة احتضار به معنای مورد نظر در اینجا، در آیات قرآن نیامده است البته آیاتی در مورد محتضر به غیر ماده احتضار وجود دارد همچون: «فلولا اذا بلغت الحلقوم و أنتم حینئذ تنظرون»[5] پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد توانایی بازگرداندن آن را ندارید و شما در این حال نظاره می‌کنید و کاری از دستتان ساخته نیست.
در این مورد روایتی از أبی بصیر از امام صادق (ع) وارد شده است که از معنای آیه سؤال کرد و امام فرمودند: مؤمن در حال احتضار جایگاه خود را در بهشت مشاهده می‌کند و می‌گوید مرا به دنیا بازگردانید تا به اهل دنیا از آنچه می‌بینم خبر دهم.[6]
در کتب روایی احادیثی آمده است که بیانگر وظائف، آداب و خصوصیات حالت احتضار می‌باشد. در روایتی از امیرالمؤمنین آمده است که پیامبر اکرم در مورد محتضر به توجه او به سمت قبله امر کردند و این کار را موجب توجه و اقبال ملائکه و خداوند به محتضر دانستند.[7]
 
احکام
احکام مربوط به احتضار به سه دسته واجب، مستحب و مکروه تقسیم می‌شوند.[8]
 
واجب هنگام احتضار
تنها عملی که در مورد وجوبش هنگام احتضار بحث شده است، رو به قبله قرار دادن شخص محتضر است.[9]
 
آراء فقیهان
در حکم استقبال به سوی قبله بین عالمان فقه اختلاف است. دیدگاه مشهور وجوب است.[10] و در مقابل مشهور عده‌ای قائل به استحباب شده‌اند.[11]
عمده دلیل قائلین به وجوب روایات این باب است که از حیث سند و دلالت مورد نقد قرار گرفته است.
یکی از اموری که بر وجوب استقبال به آن استدلال شده است، استمرار سیره مسلمین بر ملتزم شدن به این امر در جمیع اعصار بوده است. اما از آنجا که سیره مسلمین در موارد زیادی به امور مستحبی واقع شده است لذا نمی‌توان سیره را دلیل بر وجوب دانست.[12]
 
نوع وجوب
رو به قبله گذاشتن محتضر واجب کفایی است[13] و بر شخصی که عالم به حال احتضار و متمکن از امتثال است واجب می‌باشد. برخی بر این باورند که اگر محتضر قادر بر این باشد که رو به قبله بخوابد بر خود او نیز واجب است.[14]
در وجوب استقبال فرقی نیست که محتضر صغیر باشد یا کبیر، عبد باشد یا حرّ، اما شرط است که مسلمان[15] یا در حکم[16] مسلمان باشد.[17]
 
کیفیت استقبال
نحوه استقبال به سوی قبله در محتضر با نحوه استقبال میت در داخل قبر متفاوت است. در محتضر به این گونه است که او را به پشت قرار داده و کف دو پا و صورت او را به سمت قبله قرار می‌دهند به گونه‌ای که اگر محتضر در این حالت بنشیند، رو به قبله است. در این مسئله بین علماء شیعه اختلافی نیست بلکه ادعای اجماع شده است.[18]
 
زمان وجوب استقبال
آنچه از کلمات فقیهان استفاده می‌شود  اینکه وجوب استقبال از نزدیکی زمان مرگ یعنی شروع حالت احتضار تا تحقق وفات استمرار دارد اما اینکه بعد از تحقق مرگ تا زمان غسل میت هم ادامه داشته باشد محل اختلاف است. بعضی باقی ماندن میت تا زمان غسل به همان حالت رو به قبله را به نحوی معتبر دانسته‌اند.[19]
 
موارد سقوط وجوب
1- در جایی که قبله مشتبه شود، استقبال قبله واجب نیست.[20] برخی از فقیهان احتمال قوی داده‌اند که در فرض اشتباه قبله اگر جهت مغرب و مشرق معلوم باشد، استقبال به ما بین مشرق و مغرب واجب است به جهت روایاتی که ما بین آن دو را قبله می‌دانند.[21]
2- وقتی استقبال به کیفیت یاد شده ممکن نبوده وجوب ساقط می‌شود. البته این احتمال هم داده شده است که در صورت تعذر کیفیت خاص، استقبال به صورت نشسته یا به پهلوی راست یا چپ در صورت عدم تمکن از نشستن واجب باشد.[22]
 
مستحبات
مستحبات قبل از موت
1- تلقین: تلقین عبارت است از متابعت مریض از تلقین دهنده در آنچه می‌گوید و اگر مریض قادر به سخن گفتن نباشد باز هم مستحب است چون او کلام تلقین دهنده را می‌فهمد و آن را بر ذهن خود جاری می‌کند.[23]
مفاد تلقین:
الف- شهادتین: گفتن ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و أن محمدا عبده و رسوله.[24]
ب- اقرار به ائمه اثنی عشر و سایر اعتقادات حقه.[25]
ج- کلمات خرج: لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلی العظیم سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهم و رب العرش العظیم و الحمدالله رب العالمین.[26]
 
2- انتقال محتضر به مصلی
منظور از مصلی مکانی  از خانه محتضر که در آن زیاد نماز می‌خواند.[27] از اخبار بدست می‌آید که این نقل زمانی است که خروج روح از محتضر به سختی باشد.[28]
 
3-   تلاوت قرآن نزد محتضر[29]
 
مستحبات بعد از موت[30]
1- بستن چشمان او  2- برهم گذاردن دهان او  3- دراز کردن دستها به پهلوهایش  4- کشیدن و دراز کردن دو پایش   5- پوشاندن او به لباسی  6- روشن کردن چراغ در مکان فوت اگر در شب مرده باشد  7- اعلام و خبر دادن فوت به مؤمنین   8- تعجیل در تجهیز میت مگر در صورتی که مرگ او مشتبه شود که در این صورت یا به علامات موت مراجعه می‌شود و یا تا سه روز صبر می‌کنند.[31]
مکروهات
1- قرار دادن آهن بر روی شکم محتضر   2- حضور جنب یا حائض نزد محتضر این حکم مختص به وقت احتضار است و با تحقق موت از بین می‌رود.[32]   3- تنها رها کردن او  4- لمس کردن محتضر در حال جان دادن  5- تکلم زائر نزد او  6- گریه کردن نزد او
 
 
 


[1] . احمد بن محمد بن المقری الفیومی، المصباح المنیر، ماده حضر
[2] . شیخ محمد علی انصاری، الموسوعه الفقهیه المیسره،‌قم، مجمع الفکر الاسلامیه، طبع سوم، سال 1424 هـ ق، ماده الاحتضار ج 1، ص 278.
[3] . سید محمد بن علی موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح  شرائع الاسلام، مشهد مقدس، تحقیق مؤسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث طبع اول، سال 1410 هـ ق، ج 2، ص 52. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، طبع هفتم، سال 1981م، ج 4، ص 6.
[4] . شیخ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الئمه الاطهار، بیروت، موسسه الوفاء، طبع دوم، سال 1403 هـ، ج 6، ب 7، ح 40، ص 191.
[5] . سوره واقعه، آیه 83 و 84.
[6] . بحارالانوار، ج 6، ب 7، ح 55، ص 200.
[7] . شیخ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تصحیح و تحقیق شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی بیروت، احیاء التراث العربی، ج 2، ب 35، ح 6، ص 662.
[8] . أبی جعفر محمد بن علی طوسی معروف به ابن حمزه، الوسیله الی نیل الفضیله، قم، منشورات مکتبه آیت الله العظمی المرعشی النجفی، طبع اول، سال 1408هـ ص 62.
[9] . الوسیله، ص 62.
[10] . زین الدین بن علی عاملی، «شهید ثانی» الروضه البهیة فی شرح اللمعه الدمشقیه، تحقیق سید محمد کلانتر، قم.مکتبه آیت الله العظمی المرعشی النجفی، ج 1، ص 118. مدارک الاحکام، ج 2، ص 52.
[11] . أبی جعفر محمد بن حسن بن حسن طوسی «شیخ طوسی» الخلاف، قم، دارالکتب العلمیه، ج 1، ص 253 نجم الدین أبی القاسم جعفر بن حسن «محقق حلی» المعتبر فی شرح المحتضر، قم، مجمع الذخائر الاسلامیه، ص 69، أحمد بن محمد اردبیلی «محقق اردبیلی» مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان قم، منشورات جماعه المدرسین فی الحوزة العلمیه فی قم، المقدسه، ج 1، ص 173. مدارک الاحکام، ج 2، ص 53.
[12] .شیخ مرتضی انصاری، تراث الشیع الأعظم، کتاب الطهارة، طبع اول، شوال 1422هـ، ج 4، ص 189 و 190.
[13] . زین الدین بن علی عاملی «شهید ثانی» مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الاسلام، موسسه المعارف الاسلامیه، طبع سوم سال 1425هـ ج 1، ص 78.
[14] . سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، مؤسسه النشر الاسلامی، طبع سوم، سال 1426 هـ، ج 2، ص 18، الجواهر ، ج 4، ص 14.
[15] . بعضی در مورد محتضر مخالف قائل به عدم وجوب استقبال شده‌اند اگر چه به مسلمان بودن او هستیم به جهت رایاتی که حکم به الزام مخالف طبق مذهب خودش می‌کند. الجواهر ج 4، ص 12.
[16] . شهید ثانی در الروضه در مبحث غسل میت مواردی را که شخص در حکم مسلمان است بیان فرموده، الروضه البهیه، ج 1، ص 120 و 121.
[17] . العروه، ج 2، ص 18، الجواهر ج 4، ص 12.
[18] . الجواهر ج 4، ص 12.
[19] . مجمع الفائده، ج 1، ص 173، مدارک الاحکام، ج 2، ص 54، مسالک الافهام ج 1، ص 78، العروه الوثقی، ج 2، ص 19
[20] . مسالک الافهام، ج 1، ص 78، مدارک الاحکام، ج 2، ص 54.
[21] . جواهر ج 4، ص 12.
[22] . جواهر ج 4، ص 12.
[23] . شیخ یوسف بحرانی، الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره، نجف، دارالکتب الاسلامیه، سال 1376هـ، ج 3، ص 366 و 367.
[24] . الوسائل، ج 2، ب 36، ح 1، ص 662.
[25] . العروه الوثقی، ج 2، ص 19.
[26] . الوسائل، ج 2، ب 38، ح 1، ص 666.
[27] . شیخ علی بن حسینی کرکی « محقق ثانی» جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث طبع اول، ربیع الاول، 1408هـ، ج 1، ص 352.
[28] . الجواهر، ج 4، ص 19.
[29] . محقق کرکی، خواندن سوره الصافات و یس را از روایات استفاده کرده است. جامع المقاصد ج 1، ص 353.
[30] . باید به این نکته توجه کرد که احتضار زمانی نزدیک به مرگ و قبل از آن است لذا با تحقق مرگ دیگر احتضار به پایان می‌رسد لکن فقیهان برخی از مستحبات بعد از مرگ را در بحث آداب احتضار آورده‌اند. در اینجا نیز طبق روال فقیهان این مستحبات آورده شده است.
[31] . ابومنصور حسن بن یوسف بن مطهر أسدی « علامه حلی» قواعد الاحکام، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، طبع اول، ربیع الثانی، 1413 هـ، ص 22.
[32] . الجواهر، ج 4، ص 28 و 29.

 


2.2/5 - (9)
 
 
 
1393/06/09
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas