در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  هوش
نویسنده :  سمانه محمدي قراسويي
كلمات كليدي  :  هوش، هوش كلامي، هوش كاربردي، هوش اجتماعي، هوشبهر، روان شناسي تربيتي
  به نظر می‌رسد از هر كس بپرسیم هوش چیست؟ می‌تواند پاسخ ما را به درستی بدهد. مفاهیمی مانند "باهوش"، "كم‌هوش"، "زرنگ"، "تنبل" و نظایر آنها به راحتی بر زبان مردم جاری می‌شوند و در ارتباط‌های بین افراد به‌كار می‌روند. اما آیا به‌راستی این افراد می‌توانند دقیقا بگویند كه هوش چیست؟ ماهیت آن چگونه است؟ نحوه شكل‌گیری و عوامل تشكیل‌دهنده آن به چه صورت است؟ ‌مسلما افراد معمولی جامعه قادر به پاسخگویی به این پرسش‌ها نیستند و حتی چنین انتظاری از آنان غیرمعقول است.
  همچنان كه افراد بشر از نظر شكل و قیافه ظاهری با یكدیگر تفاوت دارند، از نظر خصایص روانی مانند هوش، استعداد، رغبت و دیگر ویژگی‌های روانی و شخصیتی نیز بین آنان تفاوت آشكاری وجود دارد. از آنجا كه شیوه برخورد افراد با موقعیت‌های مختلف زندگی روزمره و توانایی آنان در حل مسائل زندگی نشانگر سطوح مختلف توانایی‌های آن‌هاست؛ لذا متفكران و دانشمندان گونه‌ای از استعداد یا توانایی كلی را كه لازمه موفقیت در این موقعیت‌هاست مورد توجه قرار داده‌اند. عامه مردم، هوش را توانایی یادگیری، درك موقعیت‌های جدید و برخورد صحیح با موقعیت‌ها می‌دانند. در بیان روزمره، شخص باهوش با صفت‌هایی مانند دقیق، زیرك، تیزبین، برجسته و مانند اینها توصیف می‌شود. برعكس شخص كم‌هوش با صفت‌هایی مانند كند، دیرآموز، کودن و ... مشخص می‌گردد.
  تابه‌حال تعریف دقیقی از هوش به‌عمل نیامده است، كوشش‌هایی كه برای تدوین یك تعریف دقیق از هوش به‌عمل آمده، اغلب با مشكل مواجه بوده و به تعریف‌های بحث‌انگیزی منجر شده است. دلیل این امر این است كه هوش، یك مفهوم انتزاعی است و در واقع هیچ‌گونه پایه محسوس،‌ عینی و فیزیكی ندارد. هیچ نقطه‌ای از مغز انسان وجود ندارد كه بتوان آن را جایگاه هوش دانست. اصطلاح هوش، فقط نامی است كه به فرایندهای ذهنی یا مجموعه رفتارهای هوشمندانه اطلاق می‌شود و نظریه‌های هوش در عمل نظریه‌های مربوط به رفتار هوشمندانه است.
  یكی از قدیمی‌ترین تعریف‌های هوش توسط بینه و سیمون، بدین‌صورت مطرح شده است: ‌«قضاوت و به عبارتی دیگر عقل سلیم، شعور عملی، ابتكار، استعداد، انطباق خود با موقعیت‌های مختلف، به خوبی قضاوت كردن، به خوبی درك كردن و به خوبی استدلال كردن، اینها فعالیت‌های اساسی هوش به شمار می‌روند.»
  در حالی‌كه بینه و سیمون، هوش را در اصل قضاوت درست در برخورد با مسائل تلقی می‌كنند؛ روان‌شناسان دیگر مانند ترمن، هوش را توانایی تفكر انتزاعی، ‌توانایی یادگیری،‌ استعداد حل مساله یا توانایی سازگاری با موقعیت‌های جدید می‌دانند. به هر یك از این تعاریف انتقادهایی وارد است. سازگاری با موقعیت مسلما برای بقای موجود زنده امری اساسی است، ‌اما توانایی سازگاری مفهومی گسترده دارد كه رفتار هوشمندانه بخشی از آن است و از سوی دیگر تعریف ترمن از هوش به عنوان توانایی تفكر انتزاعی، همه ابعاد رفتارهای هوشمندانه را دربرنمی‌گیرد، هرچند تفكر انتزاعی بخشی مهمی از رفتار هوشمندانه است.
  اما یكی از تعاریفی كه بسیار مورد استفاده و استقبال قرار گرفته تعریفی است كه وكسلر، پیشنهاد كرده است. او هوش را به عنوان یك استعداد كلی شخصی برای درك جهان خود و برآورده ساختن انتظارات آن تعریف كرد. بنابراین از نظر وی هوش، شامل توانایی‌های فرد برای تفكر منطقی، اقدام هدفمندانه و برخورد مؤثر با محیط است. او تاكید می‌كرد كه هوش كلی را نمی‌توان با توانایی رفتار هوشمندانه هر اندازه كه به مفهومی گسترده تعریف شود، معادل دانست، بلكه باید آن را به عنوان جلوه‌های آشكار شخصیت به‌طور كلی،‌ تلقی كرد.[1]
  همچنین پیاژه، هوش را آن توانایی‌ها و امكاناتی از رشد زیستی می‌شناسد كه موجود آدمی در سطح روانی خود و بر اثر تعامل با محیط به‌دست می‌آورد. به عقیده وی فعالیت‌های هوشی، به‌تدریج در مراحل مختلف رشد پدیدار می‌شوند و در شكوفایی استعداد فرد و تعامل روانی او نقش‌آفرین و بااهمیت می‌باشند.[2]
  گروهی دیگر از صاحبنظران معتقدند كه برای هوش، سه دسته تعریف می‌توان ارائه داد: ‌عملی، تحلیلی و كاربردی. تعاریف عملی، هوش را قابلیتی می‌دانند كه سبب موفقیت تحصیلی می‌شود و به‌عبارت دیگر در این تعاریف، هوش استعداد تحصیلی به‌شمار می‌آید. تعاریف تحلیلی، هوش را به‌صورت توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی‌ یا توان سازگار شدن با موقعیت‌های تازه تعریف می‌كنند. به‌عبارت دیگر هوش را تفكر عاقلانه، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط می‌دانند. تعاریف كاربردی، هوش را از دید سنجش و روان‌سنجی می‌بینند و آن را پدیده‌ای می‌دانند كه به‌وسیله آزمون‌های هوش سنجیده می‌شود.
  وقتی محققان حوزه هوش، بخش‌های مختلف هوش را با آزمون‌ها اندازه می‌گرفتند متوجه این نكته شدند كه نمرات این آزمون‌های فرعی با هم رابطه زیادی دارد. از آنجا كه آزمون‌های فرعی مختلف، علیرغم تكالیف مختلف آنها، با هم همبستگی بالایی داشتند، برخی از محققان به این باور رسیدند كه هوش یك خصیصه كلی و واحد است. مثلا اسپیرمن، هوش را با عنوان g یا هوش عمومی نامید. كتل شاگرد اسپیرمن، آن را به دو نوع سیال و متبلور طبقه‌بندی كرد تا بین توانایی عمومی و خام و هوشی كه به وسیله آموزش(مدرسه) و فرهنگ تحت تاثیر قرار می‌گیرد، تمییز قایل شود. او معتقد بود كه هوش سیال با آزمون‌های درك فضایی، غیركلامی و عملكردی نظیر طرح‌های مكعب سنجیده می‌شود‌ و هوش متبلور با آزمون‌های دانش كلامی، واژگان و مسائل ریاضی كه مستلزم كاربرد مستقیم مهارت‌هایی است كه از قبل آموخته‌اند، مشخص می‌شود. اما با پیشرفت تحقیقات و گسترش حوزه هوش‌سنجی انواع دیگری از هوش نظیر هوش كلامی، هوش ریاضی، هوش ادراكی و ... مطرح شد.
  محققان معاصر هوش، دیدگاه چندعاملی بودن هوش را توسعه داده و به مراتب فراتر از اندیشه‌های اصلی برده‌اند. آنها الگوهای هوش چندگانه متعددی را مطرح كرده‌اند كه هوش را شامل وجوه و ابعاد مختلفی می‌دانند كه در اینجا سه دیدگاه را معرفی می‌كنیم.
 
 
نظریه ساختار عقل گیلفورد
  جی.پی.گیلفورد، یكی از پیشگامان نظریه‌های چندخصیصه‌ای هوش، معتقد بود كه هوش بستگی به چیزی دارد كه ما درباره آن فكر می‌كنیم. وی به عملیات ذهنی و محصولات این عملیات اشاره می‌كند و بر این اساس الگویی برای ساختار عقل پیشنهاد كرد كه 120 عامل مربوط به هوش در آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.[3]
 
 
نظریه سه‌وجهی استرنبرگ
  بر طبق نظریه سه‌وجهی استرنبرگ، هوش دارای سه شكل است: تحلیلی، ابتكاری و عملی.
  هوش تحلیلی شامل توانایی تحلیل، ‌قضاوت، ارزشیابی، مقایسه كردن امور انتزاعی(ذهنی) می‌شود. هوش ابتكاری شامل توانایی خلاقیت، طراحی، نوآوری و تخیل می‌شود و هوش عملی بر توانایی استفاده،‌ كاربرد، عمل كردن و در عمل به‌كار گرفتن تكیه دارد.[4] استرنبرگ، همچنین در تحقیقات خود به این نتیجه رسید كه هوش بر سه گونه است:
 
یک. هوش كلامی: در این نوع هوش، فرد مطالب را به سرعت می‌خواند و می‌فهمد و در سخن‌گویی، واژگان بیشتر و دقیق‌تری به‌كار می‌برد.
 
دو. هوش كاربردی: بدین‌معنا كه فرد، هوشمند همواره موقعیت‌ها را خوب بررسی می‌كند و مسائل را به نحو مطلوب و موفقیت‌آمیز حل می‌كند.
 
سه. هوش اجتماعی: مردم را آن‌گونه كه هستند می‌پذیرد، پیش از سخن گفتن می‌اندیشد و رفتار و كردارش همواره با سنجیدگی و ژرف‌نگری همراه است.[5]
 
 
هشت چهارچوب ذهنی گاردنر
  هوارد گاردنر، عقیده دارد كه هشت نوع هوش وجود دارد. ضمن توصیف آنها مشاغلی را كه نشان‌دهنده توانمندی در هر نوع می‌باشد، ذكر می‌کنیم:
 
الف. مهارت كلامی: توانایی تفكر پیرامون واژه‌ها و استفاده از زبان به منظور روشن كردن مفاهیم(هنرپیشه‌ها، روزنامه‌نگاران و سخنرانان).
 
ب. مهارت ریاضی: توانایی انجام عملیات ریاضی(دانشمندان، مهندسین و حسابدارها).
 
پ. مهارت‌های فضایی:‌ توانایی دستكاری كردن اشیاء و مهارت جسمانی(جراحان، ‌ورزشكاران و صنعتگران).
 
ت. مهارت‌های موسیقی: حساس بودن نسبت به گام‌ها، ‌آهنگ‌ها و صداها(شنوندگان دارای احساس، آهنگ‌سازان و موسیقی‌دانان).
 
ث. مهارت‌های درون‌فردی: توانایی درك خود(خودآگاهی) و همچنین كنترل كاركردهای بدن خویشتن(معلمان موفق و حرفه‌های بهداشت روانی).
 
ج. مهارت‌های بین‌فردی: توانایی درك یک فرد و جهت دادن موثر به زندگی او(روان‌شناسان و روحانیون).
 
چ. مهارت‌های طبیعی: توانایی مشاهده نمونه‌ها در طبیعت و فهم سیستم‌های طبیعی و سیستم‌های انسان‌ساخته(كشاورزان، گیاه‌شناسان، زیست‌شناسان‌ و نقاشان).[6]
 
  به اعتقاد استرنبرگ، با وجود آنكه مردم دارای توانایی‌های هوش جداگانه‌ای هستند اما در هنگام برخورد با مساله‌ای، همه توانایی‌های هوش خود را در حل آن به‌كار می‌برند. در صورتی كه گاردنر معتقد است كه افراد آدمی برای هر مسأله خاص، هوش مربوط به آن مسأله را به‌كار می‌برند.
ذکر این نکته لازم است که هوش، یک مفهوم فرضی است نه یک خصلت عصب‌شناختی آدمی. به دیگر سخن، هوش یک مفهوم ساختگی است که روان‌شناسان آن را برای سهولت ارتباط ابداع کرده‌اند.
 
 
هوشبهر IQ
  هوشبهر یا بهره هوشی كه از نظر بین‌المللی با "IQ" نمایش داده می‌شود، از تقسیم سن عقلی بر سن زمانی كودك به‌دست می‌آید و نمودار هوشمندی یا كم‌هوشی فرد است. سن زمانی یا تقویمی، همان سن واقعی كودك است و سن عقلی یا هوشی از طریق آزمون‌های سنجیده‌ای كه به كودك داده می‌شود تعیین می‌گردد. هرچه نتیجه آزمون‌ها بهتر باشد یعنی كودك آنان را با دقت بیشتر و درستی انجام دهد و هر چقدر كودك قادر به انجام تست‌های میزان‌شده برای كودكان بزرگتر از خود باشد، بهره هوشی او بیشتر خواهد بود. معمولا چنانچه نتیجه این تقسیم(سن عقلی بر سن زمانی) 100 باشد كودك از هوشبهری طبیعی برخوردار است و اگر از 100 بیشتر باشد طفل یا نوجوان دارای هوشبهری بیشتر بوده و با توجه به مقدار ازدیاد،‌ ممكن است جزء كودكان نابغه و تیزهوش قلمداد گردد و اگر از 100 كمتر باشد با توجه به میزان كمبود جزء گروه دیرآموز یا عقب‌مانده ذهنی قرار می‌گیرند.
  معمول‌ترین آزمون‌هایی كه برای تعیین سن هوشی یا عقلی كودكان و نتیجتا تعیین IQ به‌كار گرفته می‌شود، دو تست استنفورد – بینه و وكسلر است. بر طبق آزمون وكسلر كودكانی كه بهره هوشی آنها حدود 75 تا 70 و كمتر از آن باشد جزء كودكان عقب‌مانده ذهنی محسوب می‌گردند و بهره هوشی 100 تا 75 مربوط به كودكان دیرآموز می‌باشد.[7]
 


[1] . پاشاشریفی، حسن؛ نظریه و كاربرد آزمون‌های هوش و شخصیت، تهران، سخن، 1376، چاپ اول، ص 39 الی 36.
[2] . پارسا،‌ محمد؛ روان‌شناسی تربیتی، تهران، سخن، 1374، چاپ اول، ص 97.
[3] . كریمی، یوسف؛ روان‌شناسی تربیتی، تهران، ارسباران، 1385، چاپ هفتم، ص 200.
[4] . سنتروك. جان، دبلیو؛ روان‌شناسی تربیتی، ترجمه مرتضی امیدیان، دانشگاه یزد، 1385، چاپ اول، ص 184.
[5] . پارسا، محمد؛ روان‌شناسی تربیتی، ص 91.
[6] . سنتروك. جان، دبلیو؛ روان‌شناسی تربیتی، ص 186.
[7] . پاكزاد، محمود؛ كودكان استثنایی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، چاپ سوم، ص 150 الی 148.

 


2.7/5 - (11)
 
 
 
1393/06/25
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas