در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  عصر جاهليت
نویسنده :  عباس ميرزايي
كلمات كليدي  :  تاريخ، جاهليت، خرافات، آداب و رسوم
   قرآن، دوران متصل به ظهور اسلام را عصر جاهلیت نامیده است.[1] عصری که از نظر زمانی تا 150 سال قبل از اسلام را در بر می­گیرد.[2] دورانی که سراسر شرک و تاریک اندیشی بر آن غلبه داشته است.
   در توضیح این مفهوم ابتدا باید اشاره کرد، از آنجا كه بخش عمده مناطق شمالی شبه جزیره عربستان، به ویژه منطقه حجاز را صحراهای خشک و سوزان تشکیل داده­ است و بیشتر اعراب در پیش از اسلام، بادیه­نشین و صحراگرد بوده­اند و به دنبال باران بدین سو و آن سو می­رفتند.[3] این رفتار و  ویژگی­ها، تمایلات خاصی را در آنان ایجاد کرده بود که بسیاری از خلق و خوی‌هاي انسانیت را از دست داده بودند.
 
نظام قبیلگی
   اساس چنین جامعه­ای بر نظام قبیلگی قرار داشت، که ریاست آن را بزرگی از اهل قبیله با ویژگی­های خاص، بر عهده می­گرفت. تواضع، حلم، صبر، سخا و شجاعت از جمله آنها به شمار می­رود.[4]
 به طور کلی، هر فرد قبیله حاضر است هر نوع فداکاری و ایثار را در راه قبیله بپذیرد. از این‌روست که حفظ نسب و اصالت قبیلگی از ارزش خاصی نزد اعراب بهره­مند است. آنان برای حفظ این ارزش ناچارند نسب خود را حفظ کنند.[5] برای عرب جاهلی هر قدر افراد قبیله زیادتر باشد، افتخار آن بیشتر است؛ چرا که قدرت زیادتری دارد. افتخار به این موضوع به حدی است که حتی برخی از قبایل، برای افزایش تعداد افراد قبیله مردگان خود را نیز بر می­شمردند.[6]
 
ویژگی تعصب و روحیات عرب جاهلی
   در بررسی قبيله و تاریخ جاهلیت باید به «تعصب» اشاره کرد. مؤلفه­ای که نقطه مشترک و قوام هم­بستگی قبیله را اين عنصر تشکیل می­داد. بسیاری از ویژگی‌ها و خصوصیات این گروه از انسان­ها در دوران جاهلیت را می­توان در پرتو این مقوله مورد مطالعه قرار داد.[7] آنان حتی حاضر بودند در این راه جان خود را نیز فدا کنند.[8] اگر کسی از افراد قبیله مورد ظلم و یا ستمی قرار می­گرفت، برای خود حق انتقام قائل بود. افراد قبیله نیز وظیفه داشتند وی را یاری کنند، آنان معتقد بودند «خون را جز خون نمی­شوید» و حتی حاضر بودند به جهنم بروند؛ ولی انتقام را بگیرند.[9]
   روح نظام قبیلگی بدوی در دوران جاهلیت، نزاع و جنگ بر سر ماندن بود. آنان بر سر کوچک­ترین مسائلی جنگ­های بزرگی به راه می­انداختند که شاید سال‌ها به طول می­انجامید. این جنگ­ها را «ایام­العرب» نامیده­ا­ند که برخی از آنان تا چهل سال نیز ادامه می­یافت.[10]
   اعراب در دوران جاهلیت به سرزمین­های مختلفی حمله و آنها را غارت      می­کردند. در دست درازی به اموال مردم و غارت حدّ و مرزی نمی­شناخته و جز زبان شمشیر زبان دیگری نمی­دانستند.[11] آنان چیزی جز قدرت و زور را نمی­شناختند و جز در برابر آن خضوع نمی­کردند. اعراب جاهلی بر همین پایه حق را تعیین کرده و عدالت را بر همان اساس قرار می­دادند.[12] آنان حتی در این باره شعر نیز می­سرودند.[13]
 
عرب جاهلی و خرافات
   جهل و خرافه سراسر زندگی آنان را فرا گرفته بود، که علت آن را  می­توان در دوری از فرهنگ و تمدن­های پیشرفته بررسی کرد.
   اعراب دوران جاهلیت از چنان عقل و فکری برخوردار بودند که روابط بسیاری از پدیده­ها را درک نمی­کردند و نمی­توانستند رابطه منطقی بین آنها ایجاد کنند.
   اگر گاو ماده­ای آب نمی­خورد، علت را وجود دیوی میان شاخ­های گاو نر می­دانستند و آن را می­زدند.[14] هنگامی که شتر ماده­ای مریض می­شد، شتر نر سالمی را داغ می­کردند. زمانی که شخص بزرگی از دنیا می­رفت، در کنار قبرش گودالی حفر كرده و شتری را در آن حبس می­نمودند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد، تصور بر آن بود که میت در روز حشر بدون وسیله نماند! معتقد بودند شخص مار و عقرب‌ گزیده، اگر فلز مس همراهش باشد، می­میرد، برای همین گردن­بندی از طلا یا نقره به او آویزان می­کردند. آنان بر این باور بودند که اگر شخصی به وسیله سگ وحشی و هار گزیده شود، مقداری از خون رئیس قبیله می­تواند شفای او باشد. برای طرد ارواح شریر به استخوان­های اموات و پارچه­های آلوده به کثافت و ناپاکی پناه می­بردند و آن را بر گردن بیمار می­آویختند. هنگامی که مادری در دهان فرزندش دمل یا زخم­هایی می­دید، طبقی بر سر می­نهاد و در میان قبیله به جمع­آوری نان و خرما می­پرداخت. آنها را برای سگها می‌ریخت، شاید فرزندش شفا يابد.
   آنان به هنگام ورود در محلی جدید برای دوری از شر اجنه و طاعون ده مرتبه صدای الاغ در می­آوردند و هنگام گم شدن در صحرا لباس­هایشان را وارونه به تن می­کردند تا پیدا شوند! و... .[15]
   خرافه­های جاهلی در میان آنان به گونه­ای بود، که قرآن از آن به غل و زنجیر بر اعضایشان تعبیر می­کند.[16] بیان قرآن ناظر به این نکته است که در آن زمان جهل و ناعدالتی سراسر زندگی عرب جاهلی را فرا گرفته بود.[17]
 
عرب جاهلی و زنان
   اعراب جاهلی همچنین هیچ ارزشی برای زن قائل نبودند. وجود زن و دختر را مایه ننگ و سرافکندگی می­دانستند. آنان زنان را شایسته ارث نمی­دانستند و بر آن بودند که تنها کسانی که شمشیر می­زنند و از قبیله دفاع می­کنند از حق ارث برخوردارند.[18] آنان نه تنها به زنان ارث نمی­دادند، بلکه اگر شوهرش از دنیا می­رفت، خود زن را نیز به ارث می­بردند.[19]
   زنان و دختران را بدون هیچ­ گونه محدودیتی به نکاح در می­آوردند و یا طلاق می­دادند و کوچک­ترین ارزشی برای آنان قائل نبودند.[20] در بین آنان حتی گزارشاتی از زنده به گور کردن دختران نیز وجود دارد.[21] خداوند در قرآن کریم در این باره می­فرمايد: «هرگاه به یکی از آنان بشارت می­دادند که دختر نصیب او شده، از فرط ناراحتی صورتش سیاه می­شد و خشم خود را فرو می­خورد و از قوم و قبیله خود متواری می­گردید. آیا ننگ را بپذیرد و او را به خواری نگه دارد، یا در خاک پنهانش کند.»[22] همچنین می­فرماید: «و آن گاه که از دختران زنده به گور شده سؤال می­شود که به چه جرمی کشته شده­اند؟»[23] خداوند آنان را «گمراه و هدایت نیافته معرفی می­کند.»[24]
 
عرب جاهلی و آداب و رسوم
   در پایان باید به این نکته اشاره شود، که با تمام سیاهی­ها و زشتی­هایی که زندگی عرب جاهلی را فرا گرفته بود، برخی از آداب و آیین انسانی نیز در بین آنها گزارش شده است.
   پیش از بیان این قسمت باید گفت، درست است که کلمه «جاهلیت» از جهل گرفته شده؛ اما این بدان معنا نیست که عرب جاهلی از هیچ گونه علم و فضلی برخوردار نباشد و کلمه «جهل» در برابر «علم» معنا شود. همان­گونه که برخی از محققین این چنین تصور کرده­اند.[25]
   در میان عرب شعر و خطابه اهمیت و رواج فوق‌العاده­ای داشته است، به   گونه­ای که حتی شاعران ماهر هر قبیله از افتخارات آن قبیله به شمار   می­رفتند.[26] آنان شعر را وسیله­ای برای ثبت اوضاع و اخبار مهم خود قرار می­دادند.[27]
   از رسوم اجتماعی آنان نیز می­توان به جوار(پناه دادن) و حلف(هم‌پیمانی) و بیعت نام برد. و از آداب فردی آنان هم باید به اکرام به مهمان، جود، سخا و حلم و مروت اشاره کرد.
   همچنان که پیامبر(ص) در حدیثی فرموده­اند: «در اسلام به فضایل عصر جاهلیت [نیز] عمل می­شود.»[28]
 
 


[1]. طباطبایی، محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 2002م.، الطبعه الاولی، ج4، ص151.
[2]. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد، جامعه بغداد، 1413هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج1، ص73.
[3]. واقدی، محمد بن سعد؛ المغازی تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1989م.، الطبعه الاولی، ج2، ص575.
[4]. آلوسی، ابو الفضل شهاب الدین محمود؛ بلوغ الارب، تحقیق محمد بهجة الاثری، قاهره، دارالکتب الحدیثة، 1992م.، الطبعه الاولی، ج3، ص187.
[5]. آلوسی، پیشین، ج1، ص140.
[6]. قرآن کریم، سوره تکاثر، آيه 3.
[7]. حتی، فیلیپ؛ تاریخ عرب، تهران، آگاه، 1366، چاپ اول، ص38.
[8]. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی، تهران، سازمان انتشارات آموزش و پرورش، 1368، چاپ اول، ج4، ص200.
[9]. نویری، شهاب الدین احمد؛ نهایة الارب فی فنون الادب، مصر، وزارة الثقافه و الارشاد القومی، 1985م.، الطبعه الاولی، ج6، ص67.
[10]. در این باره ر. ک: عمر فروخ، تاریخ الجاهلیة، بیروت، دارالعلم للملایین، 1984م.، الطبعه الاولی، ص77 ـ 105.
[11]. ابن خلدون، عبد الرحمان بن محمد؛ مقدمه ابن خلدون، قاهره، ناشر مصطفی محمد، بی‌تا، ص149.
[12]. جواد علی، پیشین، ج4، ص296.
[13]. حتی، فیلیپ؛ پیشین، ص35.
[14]. آلوسی، پیشین، ج2، ص303.
[15]. همان، ج2، ص303 ـ 367.
[16]. قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 157.
[17]. طباطبایی، پیشین، ج4، ص151 به بعد.
[18]. المحبّر، محمدبن حبیب؛ بیروت، دارالافاق الجدیدة، 1998م.، الطبعه الاولی، ص324.
[19]. قرآن کریم، سوره نساء، آیه 19.
[20]. الترمانینی، عبدالاسلام؛ الزواج عند العرب فی الجاهلیة و السلام، دمشق، مکتبة الاسد، 1996م.، الطبعه الاولی، ج17، ص47.
[21]. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، تحقیق محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، دارالاحیاء الکتب العربیة، 1961م.، الطبعه الاولی، ج13، ص174.
[22]. قرآن کریم، سوره نحل، آیه 58 ـ 59.
[23]. قرآن کریم، سوره تکویر، آیه 8 ـ 9.
[24]. قرآن کریم، سوره انعام، آیه 140.
[25]. جواد علی، پیشین، ج1، ص40.
[26]. احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی؛ قم، منشورات الشریف الرضی، 1414هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج1، ص262.
[27]. جواد علی، پیشین، ج1، ص73 ـ 70.
[28]. خرمشاهی، بهاء الدین؛ جاهلیت، دائرة المعارف تشیع، تهران، نشر شهید محبی، 1375، ج5، ص281.

 

 


3.4/5 - (47)
 
 
 
1393/05/04
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas