در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  كنفرانس گوآدلوپ
نویسنده :  محمد علی زندی
كلمات كليدي  :  كنفرانس گو آدلوپ، كارتر، ژيسكار ديستن، هلموت اشميت، جيمز كالاهان، شوروي، برژينسكي، بختيار، برژنف، ژنرال هايزر، علوم سياسي
هم‌زمان با تشكيل دولت بختيار و پيش از خروج شاه از ايران، كنفرانس گوآدلوپ با حضور كارتر رئيس‌جمهور آمريكا، ژيسكار ديستن رئيس‌جمهور فرانسه، هلموت اشميت صدراعظم آلمان غربي و جيمز كالاهان نخست‌وزير انگلستان[1] در هفته اول ژانويه1979 در جزيره­ی گوآدلوپ به‌طور غيررسمي تشكيل شد.[2]
 
زمينه‌هاي شكل‌گيري كنفرانس گوآدلوپ
كنفرانس گوآدلوپ به‌دعوت ژيسكارديستن ، هنگامي تشكيل شد كه خطر مداخله­ی شوروي براي بهره‌برداري از اوضاع بحراني ايران در آغاز سال1979 جدي به‌نظر مي‌رسيد. روس‌ها تا اوائل تشكيل دولت نظامي و تا زماني كه هنوز اميدي به بقاي رژيم سلطنتي در ايران وجود داشت به حمايت خود از رژيم شاه ادامه مي‌دادند و اثري از تبليغات ضد رژيم، یا طرفداري از انقلاب ايران در مطبوعات و رسانه‌هاي خبري شوروي ديده نمي‌شد. زيرا دولت شوروي علاوه بر روابط دوستانه‌اي كه با رژيم شاه برقرار كرده بود، تشكيل يك حكومت مذهبي در ايران را به مصلحت خود نمي‌دانست و از استقرار چنين رژيمي در همسايگي جمهوري‌هاي مسلمان خود بيمناك بود. اما در اواخر آبان1357 كه ناتواني دولت نظامي در جلوگيري از گسترش حركت‌هاي انقلابي آشكار شد و دامنه اعتصابات و تظاهرات گسترش يافت، دولت شوروي ناگهان سكوت خود را شكست و برژنف رهبر وقت شوروي روز 18نوامبر1978(27آبان1357) با ارسال پيامي به كارتر، امريكا را از مداخله در امور ايران بر حذر داشت. همزمان با ارسال اين پيام براي كارتر، روزنامه پراودا ارگان رسمي دولت شوروي نيز ضمن مقاله‌اي درباره­ی هرگونه مداخله­ی خارجي در امور ايران هشدار داد و نوشت كه هرگونه مداخله خارجي در امور ايران به‌خصوص دخالت نظامي در اين كشور همسايه را عملي بر ضد امنيت خود تلقي خواهد نمود.[3]
برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر، در خاطرات خود از پيام برژنف درباره­ی اوضاع ايران به‌عنوان يك تحول شوم در بحران ايران ياد كرده و ارسال چنين پيامي در آن موقعيت از مقاصد سوء شوروي‌ها براي بهره‌برداري از بحران ايران حكايت مي‌كرد. برژينسكي  اضافه مي‌كند كه وزارت‌خارجه پيش‌نويس پاسخ ملايمي براي پيام برژنف تهيه كرده بود كه بيشتر لحن دفاعي داشت و به دولت شوروي اطمينان مي‌داد كه امريكا قصد مداخله در امور ايران را ندارد. برژينسكي براي خودداري از ارسال اين پاسخ و تهيه جواب محكم‌تري براي برژنف دست به‌كار مي‌شود. و سرانجام پيامي به اين مضمون براي برژنف ارسال مي‌شود كه امريكا به حمايت خود از رژيم قانوني ايران ادامه خواهد داد و به تعهدات خود براي حفظ و استقلال تماميت ارضي ايران عمل خواهد كرد. در اين پيام بر اين نكته تأكيد شد كه امريكا انتظار دارد دولت شوروي هم استقلال و تماميت ارضي ايران را محترم شمرده و از مداخله در امور اين كشور خودداري نمايد. اتهام قصد مداخله امريكا در امور ايران هم قويا رد شد و عنوان كردن اين اتهامات از طرف شوروي به‌عنوان مقدمه و زمينه‌چيني براي مداخله­ی خود آنها تلقي مي‌شود. برژينسكي در ادامه مي‌گويد در متن پاسخ كارتر به برژنف مخصوصا روي اين نكته تأكيد كرده و نوشتيم كه من اطمينان دارم شما اين مطلب را به‌خوبي درخواهيد يافت كه چنين مداخله‌اي(مداخله شوروي در ايران) عواقب بسيار وخيمي به‌بار خواهد آورد.[4]
پاسخ محكم كارتر به برژنف، دولت شوروي را از مداخله­ی علني در امور ايران بازداشت ولي تبليغات شوروي از اين تاريخ به طرفداري از انقلاب ايران تغيير جهت داد و روس‌ها با اعزام توده‌اي‌هاي فراري به ايران و ايجاد يك تشكيلات كمونيستي در جنب نيروهاي اسلامي درصدد نفوذ در جريان انقلاب ايران برآمدند. ژيسكار ديستن در خاطرات خود گزارش نگران‌كننده‌اي كه در اين مورد از تهران مي‌رسيد اشاره كرده و مي‌نويسد: «سفير ما تقريبا هر روز تلگراف‌هاي دقيق و جامعي درباره­ی تحولات اوضاع ايران براي ما مي‌فرستاد....حدسيات او درباره­ی اوضاع ايران بدبينانه بود. در گزارشات او مي‌خوانيم كه خروج شاه از ايران، با وجود حمايت ارتش اجتناب‌پذير است. به‌عقيده­ی او هيچ فرمول سياسي براي جانشيني شاه وجود نداشت و بيم آن مي‌رفت كه كمونيست‌ها كه تنها تشكيلات منظم سياسي ايران را در اختيار داشتند، با حمايت شوروي در همسايگي شمال ايران، قدرت را در دست گيرند...»[5] كه اين موضوعات باعث شد كه كنفرانس گودآلوپ شكل گيرد.
 
مواد مورد بررسي در اين كنفرانس
در اين كنفرانس، انقلاب ايران، جنگ كامبوج، خشونت در افريقاي جنوبي، خطرات روزافزون شوروي در خليج فارس، مسئله­ی تركيه، كودتا در افغانستان، و وضعيت يمن جنوبي از مسايلي بودند كه مورد بحث قرار گرفتند. بدون شك ايران از اعم موضوعاتي بود كه در اين كنفرانس مورد بررسي قرار گرفت.[6]
 
مذاكرات بين افراد حاضر در كنفرانس
در اين كنفرانس صحبت‌هاي زيادي بين افراد حاضر درباره­ی ايران انجام شد. جيمز كالاهان گفت:«شاه از دست رفته و ديگر قادر به كنترل اوضاع نيست. راه حل واقعي براي جانشيني او هم وجود ندارد. مردان سياسي هم كه در ميان مانده‌اند، توانايي‌هاي محدودي دارند. به‌علاوه بيشتر آنها با رژيم ارتباطاتي داشته‌اند و آلوده به مسايل و مشكلات اين رژيم هستند. ارتش هم فاقد تجربه سياسي است و نمي‌تواند در اين ميان يك نقش انتقالي ايفا كند. و فرماندهان آن هم به شاه وفا دارند و نمي‌تواند عملي انجام بدهند...»[7]
ژيسكار ديستن عنوان كرد كه من نظريات دولت فرانسه را براساس اطلاعاتي كه از سفيرمان دريافت داشته‌ام و گزارش ميشل يونياتوسكي از مذاكراتش در تهران تشريح مي‌كنم:«من دو خطر عمده، كه با هم  ارتباط دارند، يعني فروپاشي و تجزيه ايران و خطر مداخله شوروي را خاطرنشان مي‌سازم. من به سه همتاي خود اطلاع مي‌دهم كه شاه به‌وسيله من تقاضا كرده است که به اقدام مشتركي براي تضعيف فشار شوروي دست بزنيم. ضمن اعلام اين مطلب اضافه مي‌كنم كه به‌هرحال هشداري از طرف ما به شوروي‌ها مفيد خواهد بود، زيرا آنها را متوجه خواهد كرد كه ما مستقيما درگير و نگران اين اوضاع هستيم. نظر من اين است كه در حال حاضر بايد از شاه پشتيباني كرد، زيرا با وجود اين‌كه منفرد و تضعيف شده است حداقل ديد واقع‌بينانه‌اي نسبت به مسايل دارد و تنها نيروي موجود در برابر جريان مذهبي، يعني ارتش را هنوز در اختيار دارد...»[8]
كارتر در ادامه بيان كرد:«اوضاع ايران به‌كلي تغيير پيدا كرده است.[9] شاه ديگر نمي‌تواند بماند.[10] مردم ايران ديگر او را نمي‌خواهند و دولت يا دولت‌مردي در ايران باقي نمانده است كه حاضر به هم‌كاري با او باشد. اما جاي نگراني نيست، نظامي‌ها هستند، آنها قدرت را به‌دست خواهند گرفت بيشتر فرماندهان نظامي ايران در مدارس ما تحصيل كرده‌اند و فرماندهان و روساي ارتش ما را خوب مي‌شناسند، آنها حتي يكديگر را به اسم كوچك صدا مي‌كنند....»[11]
در اين كنفرانس راه حل‌هاي جلوگيري از نفوذ فزاينده شوروي به خليج فارس نيز بررسي شد. هر چهار كشور  بر اين عقيده بودند كه اگر در مثلث  بين تركيه، حبشه و افغانستان نفوذ شوروي افزايش يابد، موازنه قدرت در جهان برهم خواهد خورد.[12]
از جمله مسايل ديگري كه در كنفرانس سران مورد بحث قرار گرفت و آن‌را به مسايل ايران ربط داده بودند اين بود كه، كودتاي افغانستان و يمن جنوبي به نفع هواداران مسكو، ‌شوروي را در وضعي قرار داد كه در ايران بعد از انقلاب جاري بتواند اعمال نفوذ كند. ايران بدون شاه ناآرام خواهد ماند. دست كشيدن ايران از خليج فارس سبب خلائي خواهد شد كه مسكو و دوستانش حتي با وجود مخاطره پايداري غرب حاضرند آن‌را پر كنند.[13]
برژينسكي به جلسه مهمي كه روز قبل از تشكيل اين كنفرانس در كاخ سفيد تشكيل شده بود اشاره كرده و مي‌نويسد:«اعمال و رفتار  ضدونقيض شاه و گزارشاتي كه از طرف سوليوان به واشنگتن مي‌رسيد، سرانجام ما را به اين نتيجه رساند كه اولا در شرايط موجود به نفع ماست كه شاه از ايران خارج شود و ثانيا لازم است كه يك افسر بلند پايه  امريكايي، ژنرال رابرت‌ هايزر را به ايران بفرستيم تا پس از خروج شاه از ايران به حفظ يكپارچگي و انسجام ارتش ايران كمك كند. كه بالاخره اين تصميمات روز 3ژانويه­ی1978­(13دي57) در جلسه­ی كميته ويژه­ی هماهنگي و جلسه‌اي كه بعدا در حضور كارتر تشكيل شد اتخاذ گرديد.»[14]
مأموريت هايزر آن‌طور كه از نوشته‌هاي خود او و ساير مقامات رسمي امريكا برمي‌آيد، جلوگيري از فروپاشي ارتش ايران پس از خروج شاه، و تضمين حمايت ارتش از حكومت بختيار بود. ولي هايزر در عين حال مي‌بايست از هرگونه اقدامي نظامي براي جلوگيري از خروج شاه، پيش‌گيري كند. و  بعد از خروج شاه نيز نظاميان را از دست زدن به يك اقدام حاد و ناپخته عليه حكومت بختيار باز دارد. آخرين مرحله مأموريت هايزر، در صورت شكست بختيار و نا اميدي امريكا از كنار آمدن با انقلابيون ايران ترتيب يك كودتاي نظامي براي حفظ منافع امريكا در ايران بود.[15]
 
پيامدهاي كنفرانس گودآلوپ
ژنرال هايزر به‌دنبال كنفرانس گوآدلوپ به تهران اعزام شد و رئوس تصميمات كنفرانس را به فرماندهان نظامي ايران ابلاغ كرد و به آنها گفت كه امريكا با هرگونه اقدام نظامي براي جلوگيري از خروج شاه يا ساقط كردن حكومت بختيار مخالفت خواهد كرد.[16]
همچنين چند روز پس از پايان كنفرانس گو آدلوپ، كارتر در 18دی57(7ژانويه­ی1978) از طريق دو تن از ياران ژيسكار ديستن پيامي براي امام‌خميني(ره) مي‌فرستد كه در آن با نهايت صراحت اعلام مي‌كند كه دولت بختيار مورد حمايت امريكاست و از امام مي‌خواهد كه از وي حمايت كند و تهديد مي‌كند كه در صورت مخالفت امام با دولت بختيار وقوع يك كودتاي نظامي حتمي است و اين‌كه بهتر است امام در بازگشت به ايران عجله نكند.[17]
امام‌خميني در پاسخ كارتر فرمودند:«پيام آقاي كارتر دو جهت در آن بود. يكي راجع به موافقت كردن با دولت بختيار و حداقل سكوت در اين شرايط و حفظ آرامش در اين فترت و يكي هم راجع به احتمال كودتاي نظامي و يا پيش‌بيني كودتاي نظامي، پيش‌بيني كشتار وسيع مردم كه ما را از آن مي‌ترسانند. راجع به دولت بختيار، شما سفارش مي‌كنيد كه ما برخلاف قوانين خود عمل كنيم. به فرض اين‌كه من چنين خطايي بكنم. ملت‌ ما حاضر نخواهد بود. ملت‌ ما اين همه مصيبت كشيد و اين همه خون داد كه از زير بار رژيم سلطنتي و سلسله پهلوي خارج شود، ملت ما حاضر نيست كه تمام خون‌ها هدر برود و شاه به سلطنت باقي باشد. يا برود يا بدتر از آن برگردد. و نه حاضر است كه شوراي سلطنت را قبول كند و آن‌هم بر خلاف قانون اساسي است كه من مكرر تشريح كرده‌ام و اما قضيه­ی اين‌كه آرامش باشد. ما هميشه مي‌خواهيم كه مملكت آرام باشد و مردم با آرامي زندگي كنند و اما به‌دست آوردن آرامش با وجود شاه امكان ندارد و ما نمي‌توانيم با وجود شاه آرامش را برگردانيم. آقاي كارتر اگر حسن نيت پيدا كرده‌‌اند و مي‌خواهند آرامش باشد و خون‌ها ريخته نشود خوب است كه شاه را ببرند و دولت بختيار را پشتيباني نكنند و به ميل ملت كه يك امر مشروعي هست... ولي خواسته است كه از ميل ملت جلوگيري كنند و اما قضيه­ی كودتا، الان به من خبر داده‌اند كه يك كودتاي نظامي در شرف تكوين است و مي‌خواهند كشتار زيادي بكنند و از من خواسته‌اند كالاهاي امريكايي را تحريم كنم و به امريكا اخطار كنم كه كه اگر چنين كودتايي بشود از چشم شما مي‌بينند و اگر شما حسن نيت داريد بايد جلوگيري كنيد من كودتا را نه به صلاح ملت مي‌دانم و نه به صلاح آمريكا. اگر كودتا بشود از چشم شما مي‌بينم... به شما توصيه مي‌كنم كه جلوي اين خون‌ريزي‌ها را بگيريد. و نگذاريد اين خون‌ريزي‌ها تحقق پيدا كند... اگر بخواهيد آرامش در ايران حاصل شود راهي جز اين نيست كه نظام شاهنشاهي كه قانوني نيست كنار برود، و ملت را به حال خود باقي بگذارند، تا من يك شوراي انقلاب تأسيس كنم از اشخاص پاكدامن، براي نقل قدرت، تا امكانات مناسب جهت حكومت مبعوث ملت انجام گيرد، و در غير اين صورت اميد آرامش نيست و خوف آن دارم كه اگر كودتاي نظامي بشود، انفجاري بشود در اين‌كه كسي نتواند جلوي آن‌را بگيرد و ملت ايران از كودتاي نظامي نمي‌ترسد براي اين‌كه ماه‌هاست كه با قدرت نظامي هرچه سخت‌تر با مردم مقابله شده است و نتوانسته‌اند آرامش برقرار سازند... و اما به دولت فرانسه، از ريس‌جمهور كه در اين كنفرانس از تأييد كارتر از شاه مناقشه كرده است تشكر مي‌كنم و ميل دارم كارتر را نصيحت كنند كه دست از پشتيباني اين شاه و اين رژيم و اين دولت كه همه برخلاف اين امت است بردارند و چرخ‌هاي اقتصاد به گردش درآيد و در آن وقت است كه مي‌شود كه نفت را به غرب و هر كجا كه مشتري باشد صادر كند.»[18]
 


[1] . مدني، سيدجلال‌الدين؛ تاريخ سياسي معاصر ايران، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1362، ج 2، ص308.
[2] . طلوعي، محمود؛ داستان انقلاب، تهران، نشر علم، 1375، ص 389.
[3] . همان، ص 390.
[4] . ونس، سايروس؛ و برژينسكي، زبيگنو؛ توطئه در ايران، ترجمه محمود طلوعي، تهران، انتشارات هفته، 1362، ص 122.
[5] . ديستن، ژيسكار؛ قدرت و زندگي خاطرات يك رئيس‌جمهور، ترجمه محمود طلوعي، تهران، پيك ترجمه و نشر، 1368، ص 98.
[6] . علي­بابايي، داوود؛ بيست و پنج سال در ايران چه گذشت، تهران، اميد فردا، 1381، ج 1، ص 96.
[7] . باقي، ع؛ تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي ايران، تهران، نشر تفكر، 1373، ص 306. و نیز ديستن، ژيسكار؛ پيشين، ص 100.
[8] . باقي، ع؛ پيشين، ص 306. و نیز ديستن، ژيسكار؛ پيشين، ص 101.
[9] . سفري، محمدعلي؛ قلم و سياست، تهران، نامك، 1380، ج 4، ص 209.
[10] . فردوست، حسين؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، تهران، انتشارات اطلاعات، 1374، ج 1، ص599.
[11] . ديستن، ژيسكار؛ پيشين، ص 102. و نیز باقي، ع؛ پيشين، ص 307.
[12] . علي­بابايي، داوود؛ پيشين، ص 92.
[13] . همان، ص 93.
[14] . ونس، سايروس؛ و برژينسكي، زبيگنو؛ پيشين، صص 140-132.
[15] . طلوعي، محمود؛ پيشين، ص 400.
[16] . روبين، باري؛ جنگ قدرت‌ها در ايران، ترجمه محمود طلوعي، تهران، انتشارات آشتياني، 1363، ص176.
[17] . علي­بابايي، داوود؛ پيشين،‌ ص 94.
[18] .خميني، روح­الله؛ صحيفه امام،‌ تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام‌خميني، 1379؛ ج 5، ص375.

 


0/5 - (0)
 
 
 
1393/08/10
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas