در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  گروه فرقان
نویسنده :  محمد علی زندی
كلمات كليدي  :  اكبر گودرزي،سازمان مجاهدين خلق،شريعتي،مطهري،انقلاب اسلامي،همه پرسي جمهوري اسلامي،مسايل ايران
گروه فرقان توسط طلبه جواني به نام اكبر گودرزي كه در اوج فعاليتش 20ساله بود شكل گرفت. گودرزي در سال56 از لباس طلبه‌گري بيرون آمد و كلاس‌هاي تفسير قرآن، در مناطق مختلف تهران(نازي­آباد، سلسبيل، قلهك، جواديه، خزانه) برپا كرد و مساجدي كه گودرزي جلسات قرآن را در آنها برگزار مي‌كرد عبارت بودند از:
مسجدالهادي(خيابان شوش) مسجد فاطميه(خزانه) مسجد رضوان(خيابان اتابك) مسجد شيخ­هادي و مسجد خمسه(قلهك) و مسجد اعظم(که کتابخانه قائم در آن بود).
گودرزي گروه فرقان را در درون همين جلسات تفسير قرآن تأسيس و رهبري كرد و از سال56 به صدور اعلاميه و بيانيه پرداخت و وارد حوزه سياست و مبارزه شد. البته اين را بايد افزود كه گروه فرقان در آغاز با عنوان"گروه كهفي‌ها" شهرت داشت و بعدها به نام فرقان شناخته شد. در جريان پيروزي انقلاب اسلامي با اسلحه‌هايي كه وي و همراهانش از پادگان‌هاي فتح شده توسط مردم به دست آوردند از همان نخست وارد فاز نظامي شدند. اما اين­بار ديگر نظام شاهنشاهي سقوط كرده بود و گروه فرقان كه از حال­وهوای مبارزه خارج نشده بودند و همه هویت­شان به مفهوم مبارزه ختم مي‌شد، به جنگ با نظام اسلامي جديد روي آورد. گودرزي با داشتن شماري از جوانان كه همچنان روحيات انقلابي سال55 تا 57 را داشتند، آنان را بر اساس آموزه‌هاي قرآن نشئت گرفته از برداشت‌هاي خود، به­شدت بر ضد روحانيت و آنچه كه آن را آخونديسم مي‌ناميد تربيت كرده بود. از اعضاي اصلي اين گروه كه حدود 50 تا 60نفر بودند مي‌توان، سعيد مرآت، عباس عسگري، عليرضاشاه ­بابابيك، حسن اقرلو، علي حاتمي، كمال ياسيني، سعيد واحد، محسن سياهپوش، حميد نيكنام، علي اسدي، بهرام تيموري، عبدالرضا رضواني، امير قلعه­نوتاش را نام برد.[1]
 
تفاسير، تأليفات و نشريات گروه فرقان
بيشتر نوشته‌ها و نشريات گروه فرقان تا قبل از دستگيري گودرزي، به قلم خود اوست كه با نام مستعار منتشر مي‌شد.
تفسيرها: گروه فرقان در سال56 و 57 مجلدات زيادي از تفسير قرآن خود را تحت عنوان پيام قرآن منتشر و پخش كردند كه اين تفاسير عبارت بودند از:
تفسير فاطر، يس، صافات، تفسير احزاب، سبأ و نجم، تفسير عنكبوت و روم، تفسير لقمان و سجده، تفسير شوري و زخرف، تفسير محمد، فتح و حجرات، تفسير دخان، جاثيه و احقاف، تفسير سوره­­ی مومن و فصلت، تفسير سوره­­ی فرقان و نور(همه­ی اين تفاسير با نام مستعار نجم­الدين شكيب آمده است) تفسير سوره­ی انبياء(حسين صادقي) تفسير سوره­ی بقره(جواد صابر) تفسير سوره­ی مريم، سوره­ی طه(حسن قائمي)،‌ تفسير توبه، شعراء، نمل، و قصص(احسان كمالي) تفسير سوره­ی يوسف و جزء سي‌ام(محمدحسين آل­ياسين و نيز به اسم احسان كمالي) تفسير مزمل، ‌مدثر، قيامت، انسان و مرسلات(نجم­الدين منتظر)،‌تفسير سوره­ی كهف، و تفسیر ذاريات و ق، و همچنين ترجمه­ی كامل از قرآن نيز از آنان منتشر شده است.[2]
كتاب‌ها: كتابي با عنوان فرازي از نهج­البلاغه و شرح دعاي عرفه(يا پيام حسين) كتاب فروغ نهج­البلاغه دو جلد؛ همچنين كتاب توحيد و ابعاد گوناگون آن(صادق داوودي)؛ فرقاني‌ها در اين كتاب معتقد بودند ضعف عمده­ی تشكل‌ها و سازمان‌هاي انقلابي، از مشروطه تا زمان آنها، عدم وجود نوعي آگاهي مكتبي بوده است. بحث‌هاي نخستين اين اثر در تعريف اسلام و توحيد است و بنا به توضيحي كه در آن آمده خلاصه‌ترين تعريف توحيد، نمود خارجي جنگ سراسري و دائمي موجودات براي حل تضادها و راه­يافتن به تكامل برتر و والا است.[3] توحيد انديشه‌اي است براي تعريف سير حركت موجودات در دل اين تضادها بسوي ­الله كه نقطه­ی نهايي تكامل است، اين مباحث كه در قالب تحميل برخي از تفكرات ابتدايي با آيات قرآني طرح مي‌شود، تا پايان كتاب ادامه دارد، در اين تعريف كه بر فرض پذيرش، بيان نوعي حركت تكاملي براي تمام موجودات است، قيامت با تعبير "روز تحقق استعدادها" تعريف مي‌شود.[4]
كتابي با عنوان دعاء تجلي خداگونگي انسان از سوي همين گروه به اسم محمدحسين آل­يس چاپ شده كه شرح صحيفه­ی سجاديه است. در اينجا هم به مانند تفاسيري كه از قرآن ارائه گشته، تمامي مضامين در ارتباط با انقلاب و ضدانقلاب تحليل و تفسير شده است. كتابي ديگر با عنوان اصول تفكر قرآني(به عنوان كتاب دوم توحيد و ابعاد گوناگون آن) به­نام داوود قاسمي چاپ شده كه اصول كلي مستخرج از قرآن دربار­ه­ی انسان­شناسي و ايمان و انقلاب و ضدانقلاب است.[5]
نشريات: نشريات يك ساله­ی آنان درسال1357 تحت عنوان سالنامه­ی فرقان چاپ شده است.
 
گروه فرقان و سازمان مجاهدين خلق
ايدئولوژي اين گروه متأثر از ايدئولوژي سازمان مجاهدين خلق ايران بود به­طوري­كه معمولا بر روي جزوات خود جملاتي از اين منبع‌ را به چاپ مي‌رساندند و خود گودرزي نيز در سير مطالعاتي خود نيز كتاب‌هاي مجاهدين خلق را مطالعه كرده بود.[6]
آيت­الله موسوي­اردبيلي معتقد است كه سازمان مجاهدين خلق در ترورهاي فرقان دست داشته است و در واقع گروه فرقان از نظر ايدئولوژي و استراتژي در جهتي هماهنگ با آن سازمان بوده است و عناصر نفوذي سازمان بخوبي موفق شدند از گروه ساده­لوح فرقان در جهت اهداف تشكيلاتي  خود بهره گيرند. در اين مورد موسوي­اردبيلي مي‌گويد:«شواهدي حکايت از رابطه­ی سازماني گروه فرقان با سازمان مجاهدين خلق در دست است كه عبارتند از:‌
الف) از نظر ايدئولوژي، گروه فرقان در انتشارات خود و تحليل‌هاي قرآني منتشره‌اش نشان داده است كه به­طور دقيق در خط اين سازمان حركت مي‌كند، همان برداشت‌هاي مادي از مفاهيم اسلامي را كه سال‌ها و بارها از زبان اعضاي سازمان شنيده‌ايم، در نوشته‌هاي گروه فرقان مي‌بينيم.
ب) از نظر استراتژي نيز گروه فرقان همان مسيري را طي مي‌كند كه سازمان مجاهدين ترسيم كرده است. در رابطه با امام­خمینی هم به­طور دقيق همان برداشت‌هاي درون سازمان مجاهدين را دارد.»[7]
 
گروه فرقان و ديدگاه­هاي شريعتي
گروه فرقان گاه از شريعتي و انديشه‌هاي او طرفداري مي‌كرد. حتي در نوشته‌هاي خود از برخي از تعبيرات خاص شريعتي استفاده مي‌كردند. نشريات فرقان سرشار از استناداتي است كه به اثر تشيع علوي و تشيع صفوي صورت گرفته و بر اساس آن اقدامات بعدي فرقان به انجام رسيده است.
همچنين تحليل‌هاي شريعتي درباره­ی مسائل طبقاتي و جايگاه روحانيون و تز«مذهب عليه مذهب» دقيقا در كتابچه­­ی تحليلي از اوضاع سياسي ايران، در رابطه با تكوين و تدوين ايدئولوژي اسلامي، تداوم انقلاب توحيدي گروه فرقان نفوذ كرده است. در سالنامه­ی يكم فرقان نيز به ايدئولوژي‌هاي شريعتي اشاره شده است و به­عنوان ششمين شهيد ايدئولوژيك از آن ياد شده است.
در سال1356 يعني سال آغاز فعاليت فرقان با درگذشت شريعتي، اولين اعلاميه از سوي اين جريان نوپا انتشار يافت. آنچه در اين شرايط، سبب برآشفتن فرقاني‌ها شد، اطلاعيه مشترك مطهري و بازرگان بود كه چند روز پس از انتشار، بازرگان بر اثر اصرار دوستان و با تهديد مخالفان امضايش را پس گرفت. به­دنبال صدور آن اطلاعيه، گودرزي اطلاعيه‌اي صادر كرد و به تهديد مخالفان شريعتي و در واقع آقاي مطهري پرداخت. در اين اطلاعيه با اشاره به ائتلاف ارتجاع و روشنفكران مدرن يعني مطهري و بازرگان آمده است كه«حاصل زشت اين ائتلاف ناجوانمردانه، آن هم در شام غريبان شهيدان و در اجراي اهداف شوم نفاق­پيشگان تاريخ بوده و به­طوري­كه اطلاعيه‌اي به تاريخ23/9/56 و با امضاي چهره‌هايي همچون مطهري و بازرگان درآمد كه بازتاب مقاصد پوشيده­ی جبهه­ی موتلفه بود و از تبادل­نظر ميان آنها كه طبعا چيزي جزء مسخ هدف شهيدان و فرهنگ انقلابي آنها را در برنمي‌گيرد حكايت مي‌كرد.» سپس با نقد برخي از عبارات آن نامه آمده است كه«عوام­فريبي و خيانت­پيشگي عوامل مزبور از فرازي ديگر از نوشته‌شان روشن مي‌شود» در سالگرد سفر دكترشريعتي به خارج از كشور و مرگ وي، باز گروه فرقان اطلاعيه‌اي داد و ضمن آن سخت به صادركنندگان آن بيانه حمله كرد. همچنين اكثر گروه در بازجويي اعتراف كرده بودند كه آثار شريعتي را مطالعه كرده بودند. البته نبايد پنهان كرد كه گفتمان حاكم بر نوشته‌هاي فرقان، تطابق جدي با نوشته‌هاي دكترشريعتي ندارد. هم به آن دليل كه اين گروه سعي مي‌كردند تا از قرآن دستاويزي براي نگره‌هاي انقلابي خود عرضه كنند و هم پيچ در پيچ بودن برداشت‌هاي شگفت فرقاني‌ها از آيات، بدون ترديد، پسند شريعتي هم نمي‌توانست باشد.[8]
 
مواضع گروه فرقان در برابر روحانيت و انقلاب اسلامي
فرقاني‌ها  هدف خود را ايجاد جامعه­ی بي­طبقه توحيدی مي‌دانستند و از روحانيت به­عنوان ضدتوحيدي‌ترين عضو جامعه نام مي‌بردند كه خلق تحت ستم را استثمار مي‌كند. و به منظور رسيدن به جامعه­ی توحيدي و آگاه كردن خلق بايد اين عامل استعماري حذف و از بين برود تا بتوان به دستورات و احكام خدا عمل كرد و جامعه­ی بي طبقه­ی توحيدي را پايه‌گذاري نمود. در طول مبارزه عليه رژيم شاه، همواره به مخالفت با روحانيون انقلابي مي‌پرداختند و از آنها تحت عنوان آخونديسم ياد مي‌كردند كه به­منظور حفظ نظام توحيدي موجود دست به استعمار توده‌ها زده است و روحانيت را متهم به كشتار مردم مي‌كردند. با پيروزي انقلاب اين مخالفت شديد شد و از شعار "اسلام منهاي روحانيت" حمايت مي‌كردند.[9]
گروه فرقان در اعلاميه‌اي، انقلاب اسلامي را زاييده­ی توافق در كنفرانس گودالوپ(كه قبل از انقلاب توسط سران هفت كشور صنعتي در گودالوپ تشكيل شد) مي‌دانست و سران انقلاب كه در رأس كشور قرار خواهند گرفت(به جزء امام) را عوامل آنها ذكر مي‌كردند.[10]بر اين اساس گروه فرقان، كناره‌گيري روحانيت از قدرت را ضروري مي‌دانست هر چند در مورد جانشيني آن نظر خاصي ارائه نمي‌داد. به گفته گودرزي:«ما به اين نتيجه رسيده‌ايم كه در اسلام هيچ انضمام و انسجامي بين اسلام و روحانيت وجود ندارد و اصولا وجود روحانيت را مغاير با همه موازين توحيدي و مفاهيم قرآني مي‌دانيم».[11]
در جريان همه­پرسي جمهوري اسلامي، گروه فرقان از اين اقدام در نشريه فرودين58 خود به عنوان«رفراندوم، توطئه استعمار» ياد كردند و اصولا رفراندوم را حتي در شكل دموكراتيك آن مخالف اسلام محمد(ص) و تشيع علي ذكر كردند.[12] اين گروه ضمن نفي تقليد در امور شرعي، معتقد بودند با مراجعه به قرآن و سنت مي‌توان احكام را استنباط كرد.[13]
با تفاسيري كه اين گروه از آموزه‌هاي قرآن مي‌كردند. بخشي از روشنفكران مسلمان، روحانيون و گروه­هاي سياسي را تحت­تأثير قرار داده بودند. در اين ميان بيش از همه مطهري از اين تفاسير بر آشفت و در مقدمه­ی كتاب علل گرايش به مادي‌گري، تحت عنوان ماترياليسم در ايران سخت به آراء تفسيري و تعابيري كه آنان در ترجمه­ی آيات و مفاهيم قرآن آوردند حمله كرد و از آنان تحت عنوان ماترياليسم منافق ياد كرد.[14] كه همين يكي از دلايل ترور وي توسط گروه فرقان شد.
 
ترورهاي گروه فرقان
نخستين عاملي كه گروه فرقان را به رويارويي مسلحانه با جمهوري اسلامي كشاند، به گفته خود آنها  قرباني­شدن ارزش‌هاي راستين تشيع سرخ علوي بود. همچنين تلاش براي آزادساختن اسلام علي از اسارت آخونديسم، عامل ديگر اين مبارزه قهرآميز بود كه شروع به ترور افراد كرد[15] كه عبارت بودند از:
1- در 3/2/58، سرلشكر محمدولي قرني، نخستين رئيس ستادكل ارتش ترور شد[16] كه در اطلاعيه­ی فرقان، ايشان متهم به سركوب خلق كرد شده بود.
2- در 11/2/58، استادمرتضي مطهري از رهبران فكري و سياسي انقلاب و رئيس شوراي انقلاب هنگامي كه از جلسه شوراي انقلاب برمي‌گشت هدف گلوله قرار گرفت و شهيد شد.[17]در اطلاعيه­ی گروه فرقان آمده است:«فكر به قدرت­رسيدن ديكتاتوري آخونديسم و آماده‌سازي تشكيلاتي آن، مدت‌ها قبل، حتی قبل  از خرداد42، از طرف او طرح شده است.»
3- در 4/3/58، حجت­الاسلام و الملسمين هاشمي­رفسنجاني در خانه خود مورد حمله قرار گرفت كه جان سالم به در برد.[18]در اطلاعيه­ی فرقان، هاشمي­رفسنجاني متهم به طراحي سياست‌هاي ديكتاتوري در قبال جنبش توحيدي خلق مستضعف ايران شده و محكوم به اعدام انقلابي شده بود.
4- در 17/4/58، تقي حاج­طرخاني بنيان­گذار مسجد قبا[19].
5- در 25/4/58، آيت­الله سيدرضي شيرازي، رئيس كميته­ی منطقه3 ترور شد كه سالم ماند.[20]
6- در 30/4/58، بهبهاني.[21]
7- در 4/6/58، حاج­مهدي عراقي رئيس مالي موسسه­ی كيهان و پسرش حسام.[22]
8- در 12/8/58، آيت­الله قاضي­طباطبائي، نماينده­ی امام و از روحانيون­مبارز تبريز.[23]
9- در 27/9/58، دكترمفتح عضو شوراي انقلاب و رئيس دانشگاه الهيات و معارف اسلامي.[24]
10- در 16/9/58، نيز بمبي كه از راه دور هدايت مي‌شد در زير پل مسير آيت­الله موسوي­اردبيلي كه در سمت دادستان كل كشور بود منفجر شد كه صدمه­ی جدي به ايشان وارد نشد.[25]
 
سرانجام گروه فرقان
در اوايل آبان­ماه58 مخفيگاه بزرگ فرقان در كرج شناسايي شد و مقادير زيادي سلاح و مواد منفجره و اعلاميه از آنان ضبط شد و چندتن از اعضاي آن دستگير شدند. در اين عمليات ليست مفصلي از كساني كه فرقاني­ها قصد ترور آنان­را داشتند به دست آمد.[26] اما با ادامه پيدا كردن ترورها، نشان از فعاليت گروه فرقان مي‌داد كه بالاخره بانفوذ برخي از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اين گروه، در 22دي58 بالاخره محل رهبر گروه و جمعي ديگر از اعضاي آن شناسايي شد و طي هشت ساعت درگيري مسلحانه همه آنها دستگير شدند.[27] و در 3خرداد59 تيرباران شدند.
بقاياي فرقاني‌ها تا اوايل سال60 همچنان به انتشار برخي از جزوات مي‌پرداختند و حتي از ترورهاي مجاهدين خلق(مانند ترور آيت­الله خامنه‌اي) نيز به نوعي سوء استفاده كرده، آنها را با انديشه خود پيوند مي‌دادند. در سال‌هاي اخير نيز گه­گاه اطلاعيه‌اي از گروه فرقان در برخي از سايت‌هاي خبري خارج از كشور ديده مي‌شود كه نمونه­ی آن اطلاعيه­ی آنان به مناسبت حمله­ی امريكا به عراق در فروردين1381 است كه با عنوان«امپرياليست‌ها در خاورميانه چه مي‌خواهند» انتشار يافته و نام گروه فرقان در ابتدا و انتهاي آن ديده مي‌شود. همچنين در آستانه­ی انتخابات نهمين دوره­ی ­رياست جمهوري ايران در27/3/1384 بار ديگر چند انفجار صورت گرفت كه از طرف وزيركشور به گروه خوارج فرقان منسوب گرديد.[28]
 
 
 
 
 
 
 
 


[1] . جعفريان، رسول؛ جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي سياسي ايران، قم، مؤلف، 1385، ص 544.
[2] . همان، ص 549.
[3] . داوودي، صادق؛(نام مستعار گودرزي) توحيد و ابعاد گوناگون آن، تهران، نشر كاظميه، 1356، ص 4.
[4] . همان، ص 284.
[5] . قاسمي، ‌داوود؛(نام مستعار گودرزي) اصول تفكر قرآني، تهران، گروه فرقان، 1356، ص
[6] . واثقي، محمد حسين؛ مجموعه مقالات مصلح بيدار، قم، انتشارات صدرا، 1380، ص 193.
[7] . موسوي اردبيلي، عبدالكريم؛ غائله 14اسفند59 ظهور و سقوط ضد انقلاب، تهران، انتشارات نجات، 1364، ص 68.
[8] . جعفريان، رسول؛ پيشين، ص 552-550.
[9] . فوزي تويسركاني؛ يحيي؛ تحولات سياسي، اجتماعي بعد از انقلاب اسلامي در ايران تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1384، ج 1، ص 432.
[10] . مطهري، علي؛ سيري در زندگاني مطهري، تهران، صدرا، 1371، ص 166.
[11] . هاشمي، ياسر؛ عبور از بحران كارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني 1360، تهران، نشر معارف انقلاب، 1378، ص 82.
[12] . فوزي تويسركاني، يحيي؛ پيشين، ص 433.
[13] . واثقي، محمدحسين؛ پيشين، ص 196.
[14] . مطهري، مرتضي؛ علل گرايش به ماديگري، تهران، صدرا، 1378، صص 43 - 29.
[15] . جعفريان، رسول؛ پيشين، ص 196.
[16] . روزنامه كيهان، (4/2/1358)، ص 1.
[17] . روزنامه اطلاعات، (11/2/1358)، ص 1.
[18] . روزنامه اطلاعات، (5/3/1358)، ص 1.
[19] . روزنامه اطلاعات، (18/4/1358)، ص1.
[20] . روزنامه اطلاعات، (25/4/1358)، ص 1.
[21] . روزنامه اطلاعات، 31/4/1358)، ص 1.
[22] . روزنامه اطلاعات، (5/6/1358)، ص 1.
[23] . روزنامه كيهان، (13/8/1358)، ص 1.
[24] . روزنامه كيهان، (27/ 9/1358)، ص 1.
[25] . موسوي اردبيلي، عبدالكريم؛ پيشين، ص 58.
[26] . رضوي، مسعود؛ هاشمي و انقلاب، تهران، انتشارات همشهري، 1377، ص 181.
[27] . الويري، مرتضي؛ خاطرات مرتضي الويري، تهران، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، 1375، ص 86.
[28] . جعفريان، رسول؛ پيشين، ص 553.

 


4.2/5 - (11)
 
 
 
1393/08/01
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas