در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  امثال و حكم
نویسنده :  حميده سلطاني مقدم
كلمات كليدي  :  امثال، حكم، داستان، نثر، نظم، ادبيات فارسي
مثل در لغت به معنی مانند و شبیه است. این کلمه عربی است و ریشه آن از ماده مُثول به معنی شبیه بودن چیزی به چیز دیگر است[1] و به معنی مانند، شبیه، برهان و دلیل، مطلق سخن، پند و عبرت و نشانه و علامت است، اما در اصطلاح خاص ادبی نوع خاصی است که در فارسی معادل داستان به­کار می­رود.[2] و "حِکم" جمع حکمت است، از دسته­ی ادب و غُرر و دُرر و لطائف نُکت و بذله­ها.[3]
 
امثال و حکم چیست؟
امثال و حکم را می­توان به سه دسته تقسیم کرد:
1.امثال
2.ضرب­المثل
3.تمثیلات
1.امثال: امثال آن قسمت از حکایات کوچک اخلاقی است که به عربی "مَثَل" و به زبان لاتین "فابل" و به فارسی داستان گویند. این رشته از ادبیات بسیار گسترده است و در تمام زبان­ها و فرهنگ­ها هدفش ارشاد مردم است و بیشتر، قهرمانان این داستان­ها حیوانات و نباتات هستند. گاهی این داستان­ها از زبان­های دیگر ترجمه و تلخیص شده­اند؛ مانند کلیله و دمنه که مشتمل بر داستان­های اخلاقی از زبان حیوانات است.
       نشنیده­ای که زیر چناری، کدو بنی  
                                        بر رست و بر دوید بر او بر روز بیست
      پرسید از چنار که تو چند روزه­ای؟
                                     گفتا چنار، سال مرا بیشتر ز سی­ست
      خندید پس کدو که من از تو به بیست روز
                                   برتر شدم بگوی که این کاهلی ز چیست
      او را چنار گفت که امروز ای کدو
                                             با تو مرا هنوز نه هنگام داوریست
      فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
                                      آنگه شود پدید که مرد و نامرد کیست؟ 
                                                               ناصر خسرو علوی
 
2.ضرب­المثل: ضرب­المثل یک جمله­ی کوتاه به نظم و یا به نثر است که گاهی دربردارنده پند و دستور اخلاقی و اجتماعی است که با وجود کوتاهی لفظ و سادگی و روانی، شنونده را در افکار عمیق فرو می­برد:
     
بنی آدم اعضای یک پیکرند
                                              که در آفرینش ز یک گوهرند
                                                                       سعدی
      مجو درستی عهد از جهان سست نهاد   
                                که این عجوزه عروس هزار داماد است      
                                                                          حافظ
 
در قرآن کریم و احادیث نیز این­گونه ضرب­المثل­ها به­کار رفته است، مثلا در این حدیث از پیامبر:«من حفر بئرا لاخیه وقع فیه» که مضمون آن به این صورت در ادبیات فارسی درآمده است:
            
      چَه مکَن که خود افتی
                                                 بدمکن که بد افتی[4]
 
3.تمثیلات: تمثیلات و امثال تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند تنها در امثال، گوینده به حیوانات و نباتات و حتی جمادات شخصیت انسانی می­دهد؛ ولی در تمثیل موضوع سخن انسان­ها هستند و گوینده از انسان­ها مثال می­آورد؛ بنابراین تمثیل، حکایتی است حقیقی و قابل وقوع. تمثیلات نیز می­تواند از قومی به قوم دیگر برود و زبان به زبان منتقل شود.[5] 
 
منشا داستان­های امثال
یکی از مظاهر فرهنگ و تمدن و ادبیات هر کشور امثال و حکم و کلمات قصار و پر مغزی می­باشد که از دهان بزرگان علم و ادب و یا مردم عامی آن دیار تراوش کرده است. در زبان فارسی بیش از هر زبان زنده­ی دنیا مثل و حکمت است که هر کدام دارای یک جهان ذوق و اندیشه و حلاوت و حسن تعبیر در ادای مقصود آن می­باشد، به کار رفته است. ارسطو هزاران سال پیش از این، معتقد بوده است که امثال و حکم در حُکم خوشه­های حکمت باستانی می­باشد که در پرتو ایجاز، درستی و صواب از خطر نابودی در امان مانده است.[6]
یک ویژگی داستان­های امثال آن است که این داستان­ها بازمانده از سده­های پیشین است و به شخص خاص و افراد معینی تعلق دارند، گاه چنین است که داستانی با حوادث زندگی شخصی سرشناس مطابق می­آید و با نام آن شخص تاریخی مشهور می­شود و در حقیقت به سبب آن مَثل نام آن بزرگ نیز پیوسته در یادها و برسر زبان­ها می­ماند. برای نمونه این مثل: خودم به جا، خرم به جا؛ که در یک ماخذ به نام خواجه نصیرالدین طوسی و در جای دیگر به سعدی نسبت می­دهند. برخی محققان کوشیده­اند برای برخی داستان­های مثل، ریشه­های تاریخی و زمان معین بیابند، گرچه این کار تنها ابعادی از موضوع را روشن می­کند و تعدد روایات و انسان­ها و پراکندگی جغرافیایی آن­ها را نشان می­دهد اما به­طور قطع نمی­تواند تاریخ دقیق و زمان ساخت آن را معلوم کند. این قضیه این نکته را نشان می­دهد که برخی از داستان­ها را مردم ساخته­اند و بعدها در ادبیات رسمی راه یافته است. مثلا "انجوی شیرازی" روایتی از این مثل را از مردم "جَهَق" قمصر کاشان نقل می­کند که:«به شتر گفتند از کجا می­آیی؟گفت: از حمام، گفتند از پاشنه پایت پیداست»؛ و مولوی این داستان را به این گونه نقل می­کند:
    
  آن یکی پرسید اشتر را که هی  
                                               از کجا می­آیی ای فرخنده پی
      گفت از حمام گرم کوی تو         
                                                     گفت پیداست از زانوی تو[7]
 
اما زرین­کوب عقیده­ای غیر از این دارد. او معتقد است مردم از عهده­ی خلق ابداع برنمی­آیند و این هنرمندان و شاعران بی­نام و نشان و خوش قریحه­اند که به زبان عامه­ی مردم سخن می­گویند و به شیوه­ی آن­ها می­اندیشند و افسانه­ها و اندرزها و حکمت­های آنان بر زبان­ها می­افتد. در هر صورت این امثال و حکمت­هایشان در طی دوران و در میان افراد و قوم­ها به زیبایی و ارتقا هنری رسیده­اند، در هر صورت ضرورت­ها و نیازهای مردم آفریننده­های آن­هاست که صدها سال سینه به سینه به دست ما رسیده است[8].
 
امثال در نظم و نثر
امثال، بیشتر در مایه­های شعری و به­صورت مصرعی از بیت یا دوبیتی و به­صورت مصداق و مضمون در غزل و قصیده آورده شده است. ترانه، رباعی و غزل به­ویژه با حالات عارفانه خود، ضرب­المثل را بهتر پذیرا می­شوند؛ امثالی چون:
"رنگ رخساره خبر می­دهد از سرّ درون"، "تهی پای رفتن به از کفش تنگ"، "از کوزه همان برون تراود که دروست"، "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت" و "حیف از طلا که خرج مطلّا کند کسی".
و در مایه­های نثر: "تا تنور گرم است نان را بچسبان"، "این همه چمچه زدی پس حلوات کو"، "سر را قمی می­شکند تاوانش را کاشی می­دهد".[9]
 
فواید داستان­های امثال و حکم
حکمت­های امثال یا داستان­های امثال که معمولا به صورت روایت و داستان نقل شده است آیینه­ی زندگی و اخلاق عمومی است همچنان که مثل­ها مثل آیینه­ی تمام­نمای زندگی و حیات مادی و معنوی سازندگان آن­هاست. داستان­های امثال نیز چنین است. در قالب یک داستان ساده­ی مثلی، افکار بلند و جذابی را می­بینیم که حتی با آثار بهترین نویسندگان و شاعران به لحاظ انتقال پیام­های ارزشی و اخلاقی و اجتماعی برابری می­کند و شاید دلنشین­تر از آن هستند زیرا از دل همین مردم ساده­ دل بر زبانشان جاری گشته و لاجرم بر دل می­نشیند .
انعکاس فرهنگ، آداب و عادات در تاریخ اجتماعی این داستان­ها جز آن­که آیینه­ی زندگی امروز است انعکاس­دهنده­ی فرهنگ، عقاید و اندیشه­های گذشتگان نیز هست. با مطالعه­ی این داستان­ها می­توانیم از چگونگی اندیشه و تفکر پیشینیان مطلع شویم و اساسی­ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی را استخراج کنیم تا چنان­چه سنت­های پسندیده­ای است به آنها تأسی کنیم و اگر نه، از مدار زندگی دور بسازیم.[10]تاریخ اجتماعی نیز از خلال این داستان­های امثال قابل مطالعه است. مثلا داستان این مثل:«اینجا اردستان نیست که به شغاد باج بدهند» داستان حمله­ی شغاد، برادر رستم به اردستان است که چون شهر مقاومت می­کند به تبعیت این شهر، شهرهای دیگر هم مقاومت کرده و تسلیم نمی­شوند اما اردستان بالاخره تسلیم می­شود و ساکنان مجبور می­شوند به شغاد باج بدهند، ساکنان شهرهای همسایه باخبر می­شوند و در مقابل اخاذی شغاد می­گویند:«اینجا اردستان نیست که به شغاد باج بدهند».[11]حفظ فرهنگ غنی ایرانی یکی دیگر از فواید امثال است، در واقع انحطاط فرهنگی از زمانی آغاز می­شود که نسل­ها پیوستگی فرهنگی خود را با فرهنگ، هنر و ادب بومی خود بگسلند. ترویج امثال و حکم به­ویژه آن­هایی که جنبه­های تعلیمی و اجتماعی و سازندگی بیشتری دارند در حکم میراث­های معنوی یک ملّت و مرام و فرهنگ، غنای آن­را تضمین می­کند. فواید امثال و حکم به همین جا ختم نمی­شود اما گفتن همه­ی آن­ها نیز در این فرصت نمی­گنجد. از دیگر فواید امثال به­طور خلاصه ساده کردن مباحث سنگین برای اذهان عامه، چنانچه مولوی بیشترین استفاده را از این داستان­ها برده است و یا استفاده از داستان­های تمثیلی در جهت توجیه و تقریر مدعای خود از مواردی است که جای تأمل دارد.[12]
 
جمع­آوری و تدوین کتاب­های امثال وحکم
اولین کتاب­هایی که به­طور مدوّن و یک­جا داستان برخی مثل­ها در آن­ها آورده شده است، دو کتاب "جامع­التمثیل" و "مجمع­التمثیل" نوشته­ی "محمدعلی هبله­رودی" است. هبله­رودی از دانشمندان ایرانی است که در هند می­زیست و برای نخستین­بار در 1409ه.ق در حیدرآباد هند اقدام به جمع­آوری امثال فارسی کرد که مجمع­الامثال دارای 2095مثل رایج روزگار نویسنده است که منشأ داستانی 63مثل قید شده است. از این حیث این کتاب کهن­ترین مجموعه امثال و داستان­های امثال است. پس از هبله­رودی کسی که به­طور جدی به جمع­آوری امثال و داستان­های آن پرداخت "امیرقلی امینی" است. کتاب "فرهنگ عوام" او که در سال 1338ش منتشر شد حاوی ده­هزار مثل و اصطلاح است. از دیگر کسانی که مبادرت به جمع­آوری امثال فارسی کرده­اند می­توان به "مرتضویان فارسانی" با کتاب "داستان­های امثال"،"احمد بهمنیار" با کتاب "داستان­نامه بهمنیاری" و "احمد شاملو" با کتاب "کوچه" و نیز"علی اکبر دهخدا" با کتاب "امثال وحکم" اشاره کرد.[13]
 
ویژگی­های داستان­های امثال و حکم
طنز و شوخ طبعی: طنز و شوخ طبعی جان­مایه­ی تمام امثال و داستان­های آن است البته این طنز شدت و ضعف دارد. طنز، دلیل مهم بقای امثال و حکم است. این طنزها را اغلب مردمانی در قالب داستان­ها می­ساخته­اند که در خفقان و یا جوامع بسته قدرت بیان حقیقت را نداشته­اند. از شگردهای طنزآمیز شدن امثال، کودن­نمایی، ستایش اغراق­آمیز و بازی­های لفظی و ریشخند و استهزا است.[14]
تعدد روایات: برای داستان­های امثال گاه ده­ها روایت وجود دارد. علاوه بر تعدد در داستان­ها در شخصیت­ها و قهرمانان داستان نیز تعدد دیده می­شود.
سادگی: ویژگی ذاتی داستان­های امثال سادگی شیوه­ی بیان آن­ها است این گونه داستان­ها از آن­جا که برای کودکان و یا طبقات عام نقل می­شود و یا ناقلان آن­ها خود مردم بوده­اند از این رو ساده و مناسب ذوق و قریحه­ی مردم است، نظیر تمام داستان­هایی که در امثال و حکم دهخدا است؛ وی با آگاهی از این ویژگی ذاتی با نثر شیوا و ادبی و فاخر بر شیرینی این امثال افزوده است.[15]                     
         
  
 


[1] لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مثل
[2] ذوالفقاری، حسن؛ داستان­های امثال، تهران، مازیار، 1384، چ اول، ص20.
[3] لغتنامه دهخدا، ذیل واژه حکم
[4] . ذوالفقاری، حسن؛ ، همان، ص7_28.
[5] . برقعی، یحیی؛ کاوشی در امثال و حکم، تهران، فروغی، 1351، ص2_5.
[6] . گلپایگانی، فرج الله؛ گزیده و شرح امثال و حکم دهخدا، تهران، هیرمند، 1376، ج1، ص4و5.
[7] . ذوالفقاری، حسن؛ ، همان، ص17.
[8] . زرین کوب، عبدالحسین؛ یادداشت­ها و اندیشه­ها، تهران، اساطیر، 371، ص245.
[9] . دبیرسیاقی، محمد؛ گزیده امثال و حکم دهخدا، تهران، تیراژه، 366، چ4، ص3_5. 
[10] . برقعی، یحیی؛ همان، ص7.
[11] . شروانی، زین العابدین؛ بی جا، سنایی، بی تا، ص51.
[12] . زرین کوب، عبدالحسین؛ بحر در کوزه، تهران، علمی، 366، ص166.
[13] . ذوالفقاری، حسن؛ ، همان، ص4_7.
[14]. اخوت، احمد؛ نشانه­شناسی مطایبه، تهران، فردا، 371، ص28.
[15]. حلبی، علی­اصغر؛ خواندنی­های ادبی فارسی، تهران، زوار، بی تا، ص18.

 


3.3/5 - (178)
 
 
 
1393/08/10
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas