در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  رويكردهاي روان شناسي Psychological approaches
نویسنده :  مهدي عبادي
كلمات كليدي  :  رويكرد زيستي، رويكرد رفتاري، رويكرد شناختي، رويكرد روان كاوي، رويكرد پديدار شناختي، روان شناسي عمومي
  رفتارهایی که از انسان سر می‌زند، از دیدگاه‌های گوناگون قابل تبیین است. هر یک از دیدگاه‌ها با تکیه بر روش‌هایی، فرآیندها و رفتارهای روانی را توصیف می‌کنند؛ این الگوهای فکری که رفتار آدمی را با مفهوم و برداشت خاصی تحلیل می‌کنند، رویکرد[1] نام دارد. پنج رویکرد اصلی در روان‌شناسی شناخته شده‌اند که عبارتند از: زیستی، رفتاری، شناختی، روان‌کاوی و پدیدارشناختی.
 
 
رویکرد زیست‌شناختی[2]
  روان‌شناسانی که به این علم، رویکردی زیست‌شناختی دارند، همان‌طور که از نام این رویکرد استنباط می‌شود، برای توصیف و تبیین رفتار انسان از کنش‌های زیستی سود می‌جویند. انسان دارای سیستم عصبی پیچیده‌ای است و تمام فرآیندها و رفتارهای روانی به گونه‌ای خاص با سیستم عصبی و مغز ارتباط دارند. با توجه به این رویکرد، رفتار ما حتی زمانی که فکر می‌کنیم یا چیزی را احساس می‌کنیم، براساس فعالیت‌های عصبی – زیستی شکل می‌گیرد. در گذشته روان‌شناسان فیزیولوژیک(کسانی که در حیطه ارتباط زیست‌شناسی با روان‌شناسی فعالیت می‌کنند) به‌طور عمده به تاثیر فعالیت‌های مغز و سیستم هورمونی در پیدایش فعالیت‌های روانی می‌پرداختند ولی امروزه آنان به تاثیری که دو سیستم عصبی و هورمونی در رفتار و فعالیت‌های روانی دارد، علاقه‌مندی نشان می‌دهند.[3]
 
 
رویکرد رفتاری[4]                                 
  پشتوانه رویکرد رفتاری، آزمایش و تحقیق در رفتار می‌باشد. ضمن این که چون‌وچرای رفتار در آن مفهومی ندارد بلکه فقط چگونگی رفتار حایز اهمیت است.[5] روان‌شناسان رفتارگرا بر عوامل محیطی در شکل‌گیری رفتار تاکید دارند و بر پدیده‌هایی که در درون انسان اتفاق می‌افتد تمرکز نکرده و نقش آن‌ها را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند. در این رویکرد، روان‌شناسان رفتارگرا تنها به بررسی رفتار قابل‌مشاهده فرد می‌پردازند و معتقدند رفتار به وسیله محرک‌های بیرونی کنترل می‌شود.
 
 
رویکرد شناختی[6]  
  در حالی که رویکرد رفتاری، بر محرکات بیرونی رفتار تاکید می‌کند، رویکرد شناختی به آنچه که در درون انسان اتفاق می‌افتد تاکید دارد. محیط درونی در واقع به عنوان واسطه[7] بین محرک درونی و رفتار عمل می‌کند و قابل مشاهده مستقیم نیست. در این محیط پدیده‌هایی مثل زبان، یادگیری، حافظه، حل مساله، ادراک و تفکر اتفاق می‌افتد که به آن‌ها فرآیندهای شناختی گفته می‌شود. در رویکرد شناختی، فرآیندهای شناختی را زیربنای رفتار در نظر گرفته و رفتار را به کمک آن توصیف می‌کنند. رفتار هر فرد در این رویکرد به برداشت او از محیط و حتی خود وابسته است. ذهن در رویکرد شناختی سیستمی شبیه به رایانه دارد که اطلاعات را گرفته، آن‌ها را پردازش، کدگذاری، تفسیر، ذخیره و بازیابی می‌کند و از این طریق منشا رفتار می‌شود.[8]
 
 
رویکرد روان‌کاوی[9]
  طبق این رویکرد زندگی روانی دو سطح دارد: سطح هشیار[10] و ناهشیار[11]. سطح هشیار، محدود و قابل دسترس و سطح ناهشیار، وسیع و شامل باورها، ترس‌ها و خواسته‌هایی است که فرد از آن‌ها آگاه نیست ولی بر رفتار او تاثیر می‌گذارد. این دیدگاه، فرآیندهای روانی را عمدتا متعلق به بخش ناهشیار دانسته و بیان می‌دارد فرد دائما در تعارض انگیزه‌های ناهشیار خود قرار دارد. هر نیازی که با عدم ارضا مواجه شود از حیطه هشیار به حیطه ناهشیار ذهن رانده شده و با ماندگاری در آنجا بر رویاها و لغزش‌های کلامی اثر می‌گذارند.
 
 
رویکرد پدیدارشناختی(انسان‌گرایی)[12]
  اگر تجربه‌های شخصی و درونی فرد را از دیدگاه خود فرد مطالعه کنیم، رویکرد پدیدارشناختی را به‌کار گرفته‌ایم. بر این اساس انسان، آزاد و از روی انتخاب و در جهت توانایی رشد و خودشکوفایی[13] رفتار می‌کند. نیروی انگیزشی فرد، وی را به سوی رفتاری سوق می‌دهد که توانایی‌های بالقوه خود را به‌کار گرفته و به رشدی فراتر از رشد کنونی برسد. این رویکرد هر نوع جبر در رفتار به صورت‌های روانی، زیستی، اجتماعی و اقتصادی را رد می‌کند و طرفدار آزادی انسان در رفتارهای صادره از اوست.
        امروزه روان‌شناسان، غالبا در پژوهش‌ها و مطالعات خود به رویکرد التقاطی معتقدند. یعنی نظریات رویکردهای مختلف را در فعالیت‌های علمی و پژوهشی خود مورد استفاده قرار می‌دهند. بسیاری از آن‌ها پیرو محض و متعصب یک دیدگاه یا رویکرد نیستند و ارزش رویکردهای مختلف را مدنظر قرار می‌دهند.[14]


[1] approach
[2] Biological approach
[3] اتکینسون، ریتاال و همکاران؛ زمینه روان‌شناسی، براهنی و دیگران، تهران، رشد، 1378، ص 42.
[4] behaviourism
[5] دواچی، اقدس و ابراهیمی، اختر؛ روان‌شناسی عمومی، تهران، شهر آب، ص 24.
[6] Cognitive approach
[7] mediator
[8] زمینه روان‌شناسی، ص 54.
[9] psychoanalytic
[10] conscoius
 unconscoius[11]
[12] humanistic
[13] Self actualization
[14] روان‌شناسی عمومی، ص 34.

 


2.7/5 - (31)
 
 
 
1393/07/09
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas