در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  مراحل رشد شخصيت در نظريه فرويد Stages if personality development in Freud’s theory
نویسنده :  جواد قاسمي زرنوشه
كلمات كليدي  :  رشد رواني – جنسي، عقده اديپ، عقده الكترا، اضطراب اختگي، روان شناسي شخصيت
زیگموند فروید(Sigmund Freud) معتقد بود كه اختلال‌های روان‌رنجوری كه بیمارانش از خود نشان می‌دادند از تجارب دوره كودكی آن‌ها سرچشمه گرفته است.[1] او تجربیات كودكی را به قدری مهم می‌دانست كه گفت، شخصیت فرد بزرگسال در پنج سالگی به طور محكم شكل می‌گیرد و متبلور می‌شود. آنچه وی را متقاعد ساخت كه این سال‌های نخستین بااهمیت هستند، خاطرات كودكی خود او و خاطراتی كه توسط بیماران بزرگسال او فاش می‌شدند بود. فروید تعارض‌های جنسی نیرومندی را در طفل و كودك نورس احساس كرد، تعارض‌هایی كه به نظر می‌رسید در اطراف نواحی خاص بدن دور می‌زنند. وی متوجه شد كه در سنین مختلف، هر یك از نواحی بدن از نظر مركز تعارض، اهمیت بیشتری دارد. در هر مرحله رشد شخصیت، تعارضی وجود دارد كه باید قبل از اینكه كودك بتواند به مرحله بعدی پیشروی كند حل شود. گاهی اوقات شخص دوست ندارد یا نمی‌تواند از یك مرحله به مرحله بعدی منتقل شود، زیرا تعارض حل نشده است یا به این علت كه نیازهای وی آنچنان عالی توسط والدینی آسان‌گیر ارضا شده‌اند كه كودك نمی‌خواهد پیش برود. در هر دو صورت گفته می‌شود كه فرد در این مرحله رشد تثبیت شده است. در تثبیت(Fixation) قسمتی از لیبیدو یا انرژی روانی(Cathexis) صرف آن مرحله رشد می‌شود و انرژی كمتری برای مراحل بعدی باقی می‌ماند.[2]
 
 
مراحل رشد روانی ـ جنسی فروید
 
مرحله دهانی Oral stage
  اولین مرحله روانی ـ جنسی رشد شخصیت از تولد تا دو سالگی ادامه دارد.[3]
در خلال اولین سال زندگی كودك، دهان مهمترین منبع كاهش تنش(مثلا خوردن) و احساسات لذت‌بخش(مثلا مكیدن) است. در این مرحله از زندگی حالات روانی خاصی مثل وابستگی و به دهان بردن همه چیز از ویژگی‌های مهم كودك است. كودك از نظر روانی نارس است و باید دیگران از او مواظبت كنند. اولین تماس‌های او با جهان خارج از طریق گرفتن و به دهان بردن اشیا و بیرون ریختن آنهاست.[4] توانایی اعتماد و اتكا به دیگران از خصوصیات شخصیتی این مرحله است.[5]
  در طول این مرحله، دو شیوه رفتار كردن وجود دارد: رفتار جذب دهانی(Oral  Incorporative   Behavior)(خوردن و بلعیدن) و رفتار پرخاشگر دهانی یا آزارگر دهانی(Oral aggressive or oral sadistic behavior)(گازگرفتن یا تف كردن).
  شیوه جذب دهانی ابتدا رخ می‌دهد و شامل تحریك لذت‌بخش دهان توسط دیگران و توسط غذاست. بزرگسالانی كه در مرحله جذب دهانی تثبیت شده‌اند، بیش از اندازه به فعالیت‌های دهانی مثل، خوردن، نوشیدن، سیگار كشیدن و بوسیدن علاقه دارند. اگر آنها هنگام طفولیت به حد افراط ارضا شده باشند، شخصیت دهانی بزرگسال آنها به خوش‌بینی و وابستگی غیرعادی متمایل خواهد بود. چون در كودكی در مورد آنها افراط شده است، همچنان برای ارضا كردن نیازهایشان به دیگران وابسته می‌مانند. در نتیجه، آنها بیش از اندازه ساده‌لوح هستند، هر چیزی را كه به آنها گفته می‌شود، دربست می‌پذیرند و به صورت نامعقول به دیگران اعتماد می‌كنند. به این‌گونه افراد، برچسب تیپ شخصیتی "دهانی‌ پذیرا" زده می‌شود.
  دومین رفتار دهانی، یعنی، پرخاشگر دهانی یا آزارگر دهانی، در طول مدت پیدایش دردناك و عذاب‌آور دندان‌ها رخ می‌دهد. در نتیجه این تجربه، كودكان، مادر را علاوه بر عشق، با نفرت می‌نگرند. اشخاصی كه در این سطح تثبیت شده‌اند، مستعد بدبینی، خصومت و پرخاشگری بیش از اندازه هستند. آنها احتمالا اهل جروبحث و كنایه‌زدن هستند، حرف‌های "نیش‌دار" می‌زنند و نسبت به دیگران خشونت نشان می‌دهند. آنها نسبت به دیگران حسود هستند و در تلاش برای تسلط، می‌كوشند.
  مرحله دهانی هنگام از شیر گرفتن خاتمه می‌یابد. البته اگر تثبیت رخ داده باشد، مقداری لیبیدو باقی می‌ماند، سپس تمركز كودك به مرحله بعدی جابجا می‌شود.[6]
 
 
مرحله مقعدی anal stage
  همزمان با از شیر گرفتن كودك، لیبیدو از ناحیه دهان به منطقه مقعد منتقل می‌شود. لذا، احساس لذت در كودك ابتدا از تخلیه مدفوع و سپس از نگهداری آن حاصل می‌شود. این بدان معنی نیست كه بگوییم كودك در خلال مرحله دهانی چنین لذتی احساس نمی‌كند. با وجود این، در خلال سال‌های دوم و سوم زندگی، لذت مقعدی نقش غالب را دارد.[7] حدود 18 ماهگی، هنگامی كه درخواست جدیدی از كودك می‌شود، یعنی آموزش توالت رفتن، این موقعیت به طور چشمگیری تغییر می‌كند. فروید، معتقد بود كه تجربه آموزش توالت رفتن در طول مرحله مقعدی، تاثیر مهمی بر رشد شخصیت دارد. عمل دفع برای كودك تولید لذت شهوانی می‌كند، اما با شروع آموزش توالت رفتن، كودك باید یاد بگیرد كه این لذت را به تعویق اندازد. اگر آموزش توالت رفتن، خوب پیش نرود، مثلا اگر كودك در یادگیری آن مشكل داشته باشد، یا والدین بیش از اندازه توقع داشته باشند، كودك به یكی از این دو شیوه واكنش نشان می‌دهد. یك شیوه این است كه در زمان و مكانی كه والدین تایید نمی‌كنند، عمل دفع را انجام دهد و به این طریق تلاش‌های آنها را برای تنظیم با شكست روبرو سازد. اگر كودك این شیوه را برای كاهش دادن ناكامی، رضایت‌بخش بداند و زیاد از آن استفاده كند، ممكن است شخصیت پرخاشگری مقعدی(anal  aggressive  personality) را پرورش دهد. به نظر فروید، این مبنای بسیاری از اشكال رفتارهای خصمانه و آزارگرانه در زندگی بزرگسالان است كه از جمله آنها بی‌رحمی، ویران‌گری و قشقرق هستند. چنین شخصی احتمالا آشوب‌گر و نامرتب خواهد بود و دیگران را به صورت اشیایی می‌داند كه در تصرف او هستند.
  دومین شیوه، جلوگیری یا نگهداشتن مدفوع است. این كار موجب احساس لذت شهوانی می‌شود(به علت پر بودن روده كوچك) و می‌تواند شیوه موفقیت‌آمیز دیگری برای دستكاری والدین باشد. اگر روده كودك چند روز كار نكند، ممكن است آنها نگران شوند. بنابراین، كودك روش جدیدی را برای به دست آوردن توجه و محبت والدین كشف می‌كند. این رفتار، مبنایی برای رشد شخصیت نگهدارنده مقعدی) anal  retentive   personality) است.
  چنین شخصی، لجباز و خسیس است و وسایل را اندوخته یا نگهداری می‌كند. به عبارت دیگر این‌گونه اشخاص، خشك و مقرراتی، به صورت وسواسی مرتب و آراسته، سرسخت و لجوج و خیلی باوجدان هستند.[8]
  در آخر، روش‌های به‌كار گرفته شده توسط مادر در تربیت برای اجابت مزاج و نگرش والدین نسبت به موضوعاتی نظیر دفع، پاكیزگی، نظارت و مسئولیت، تاثیر بسزایی در رشد شخصیت كودك دارد.[9]
 
 
مرحله آلتی phallic stage
  در حدود سنین چهار تا پنج سالگی، لیبیدو در محدوده دستگاه تناسلی متمركز می‌شود. در این سن اغلب دیده می‌شود كه توجه كودكان به دستگاه تناسلیشان جلب می‌شود و با دستكاری، از آن لذت می‌برند و در زمینه مسائلی مثل تولد و مسائل جنسی و اینكه چرا پسرها آلت مردی دارند و دخترها ندارند، كنجكاوی نشان می‌دهند.
  تعارض مرحله آلتی، آخرین و اساسی‌ترین تعارضی است كه كودك باید با آن مواجه شود و با موفقیت آن را حل كند. این تعارض همان خواست ناخودآگاه(ناهشیار) كودك به تملك والد ناهمجنس خود و در عین حال دوری از والد همجنس خود است. فروید، این وضعیت را عقده ادیپ(Oedipus complex) نامیده است.[10] نام این عقده از افسانه یونانی گرفته شده است كه در نمایش Oedipus Rex، نوشته سوفوكلس(Sophocles) در قرن پنجم قبل از میلاد ترسیم شده است. در این داستان، ادیپ جوان پدرش را می‌كشد و با مادرش ازدواج می‌كند. بدون اینکه در آن زمان بداند آنها چه کسانی هستند. در عقده ادیپ، مادر هدف عشقی پسر جوان می‌شود. پسر از طریق خیال‌پردازی و رفتار آشكار، خواسته‌های جنسی خود را به مادر نشان می‌دهد ولی پسر در سر راه خود با مانعی روبرو می‌شود؛ پدر، كه او را به صورت یك رقیب و تهدید می‌بیند. در نتیجه، نسبت به پدرش حسود و متخاصم می‌شود. فروید، عقده ادیپ را از تجربیات كودكی‌اش تدوین كرده و نوشت:«من در مورد خودم نیز متوجه عشق به مادر و حسادت نسبت به پدر شده‌ام». پسر ترس خود از پدر را در مناسبات تناسلی تعبیر می‌كند و از این می‌ترسد كه پدرش اندام خلافكار، یعنی آلت وی را كه منبع لذت و تمایلات جنسی اوست قطع كند و از اینرو، اضطراب اختگی(Castrion anxiety) ایفای نقش خواهد كرد.
  ترس پسر از اختگی، چنان نیرومند است كه او مجبور می‌شود میل جنسی خود به مادرش را سركوب كند. به نظر فروید این شیوه‌ای برای حل كردن عقده ادیپ است. پسر، محبت پذیرفتنی ترس را جایگزین میل جنسی به مادر می‌كند و همانندسازی نیرومندی را با پدرش ایجاد می‌نماید. وی برای بهتر كردن همانندسازی، می‌كوشد با تقلید كردن از اطوار قالبی، رفتارها، نگرش‌ها و معیارهای فرامن پدر، بیشتر شبیه او شود.
 
عقده ادیپ در دختران
  نظر فروید درباره تعارض آلتی زنانه كه برخی از طرفداران او آن را عقده الكترا(Electra Complex) خوانده‌اند، از وضوح كمتری برخوردار است. همانند پسر، اولین هدف عشقی دختر، مادر است زیرا او منبع اصلی غذا، محبت و ایمنی در طفولیت است. فروید نوشت:«دخترها نداشتن اندام جنسی را كه برای پسران ارزش برابری دارد، عمیقا احساس می‌كنند. آنها به این دلیل خود را حقیرتر می‌دانند و این رشك برای آلت مردی، منشأ تمام واكنش‌های زنانه است». بنابراین دختر رشك آلت مردی(penis envy)، نقطه مقابل اضطراب اختگی پسر را پرورش می‌دهد. دختر معتقد است كه آلت مردی‌اش را از دست داده است و پسر می‌ترسد كه آن را از دست بدهد. سرانجام دختر با مادرش همانندسازی می‌كند و عشق خود به پدر را سركوب می‌نماید ولی اینكه چگونه این اتفاق می‌افتد، فروید آن را روشن نساخت.
 
شخصیت آلتی
  تعارض‌های آلتی و درجه حل شدن آنها، در تعیین واكنش‌های فرد بزرگسال به جنس مخالف و نگرش‌های او نسبت به این جنس، اهمیت زیادی دارد.
  فروید شخصیت آلتی مردانه را بی‌پروا، مغرور و متكی به نفس توصیف كرد. مردانی كه چنین شخصیتی دارند می‌كوشند مردانگی خود را از طریق فعالیت‌هایی چون فتوحات جنسی مكرر به اثبات رسانند و یا آن را نشان دهند. شخصیت آلتی زنانه، در زنانگی خود اغراق می‌كند و از استعداد و جذابیت خود برای خرد كردن مردان و چیره شده بر آنها استفاده می‌كند.[11]
 
 
دوره نهفتگی یا كمون Latency period
  مرحله آرامش نسبی یا عدم فعالیت سائق جنسی در طول دوره‌ای است که از انحلال عقده ادیپال تا بلوغ طول می‌کشد. سائق جنسی در طول این دوره معمولا تصور می‌شود كه در حال خاموشی است. این دوره در درجه اول هم برای دخترها و هم پسرها مرحله وابستگی با همجنس‌هاست.[12] این دوره برای تعلیم و تربیت كودك مناسب است و وی می‌تواند به یادیگری مطالب و مهارت‌های تازه از قبیل خواندن و نوشتن و آموختن آداب و رسوم و اخلاق اجتماعی نایل آید. چنانچه كودكی، عقده ادیپ را به سلامت پشت سر گذاشته باشد و با والد همجنس خود رابطه مثبتی برقرار كرده باشد، استعداد كافی برای رقابت با دیگران كسب كرده و قادر خواهد بود با پیروزی و شكست به شكل واقع‌بینانه روبرو شود.[13]
 
 
مرحله جنسی یا تناسلی genital stage
  آخرین مرحله روانی – جنسی رشد شخصیت، هنگام بلوغ جنسی آغاز می‌شود. بدن از نظر فیزیولوژیكی بالغ می‌شود و اگر تثبیت مهمی در مرحله قبل رشد اتفاق نیفتاده باشد، ممكن است فرد قادر به هدایت زندگی بهنجار باشد.[14]
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


[1] . شولتز، دوان پی شولتز و سیدنی، الن؛ تاریخ روان‌شناسی نوین، علی‌اكبر سیف و همكاران، تهران، دوران، 1382، چاپ دوم، ص 471.
[2] . شولتز، دوان پی شولتز و سیدنی، الن؛ نظریه‌های شخصیت، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، 1384، چاپ هفتم، ص 70.
[3] . همان، ص 71.
[4] . شفیع‌آبادی، عبداله و ناصری، غلامرضا؛ نظریه‌های مشاوره و روان‌درمانی، تهران، نشر دانشگاهی، 1385، چاپ دوازدهم، ص 43.
[5] . سادوك، بنیامین و سادوك، ویرجینیا؛ خلاصه روان‌پزشكی، نصرت‌اله پورافكاری، تهران، شهرآب و آینده‌سازان، 1385، چاپ سوم، جلد اول، ص 286.
[6] . نظریه‌های شخصیت، ص 71 ـ 72.
[7] . نظریه‌های مشاوره و روان‌درمانی، ص 44.
[8] . نظریه‌های شخصیت، ص 72 ـ 73.
[9] . نظریه‌های مشاوره و روان‌درمانی، ص 45.
[10] . همان، ص 45 ـ 46.
[11] . نظریه‌های شخصیت، ص 73 ـ 74 ـ 75.
[12] . خلاصه روان‌پزشكی، ص 288.
[13] . كریمی، یوسف؛ روان‌شناسی شخصیت، تهران، ویرایش، 1375، چاپ دوم، ص 70.
[14] . نظریه‌های شخصیت، ص 76.

 


3.8/5 - (47)
 
 
 
1393/09/06
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید