در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  زن در دوره قاجار
نویسنده :  سعيده سلطاني مقدم
كلمات كليدي  :  تاريخ، توليدات، صنايع، فعاليت سياسي، ازدواج، طلاق، پوشش
وظایف زن در خانه
   مراقبت از کودکان از جمله وظایف مهم زنان بود، هر زن ایرانی غالباً فرزندان بسیاری به دنیا می­آورد.[1] به دلیل ازدواج­های زودرس اغلب زنان در سن سی سالگی مادربزرگ می­شدند. وظایف مادری برای مادران در عهد قاجار با توجه به ازدواج زودرس فرزندان محدود به چند سالی بود، به قولی، کودکان فقط تا سن 11 تا 12 سالگی زیر دست مادر، بزرگ می­شدند.[2] در خانواده­های معمولی زنان علاوه بر پرورش کودکان به وظایف دیگری چون آشپزی، نظافت منزل، دوخت و دوز لباس­های افراد خانواده و خرید خارج از منزل را نیز به عهده داشتند. آنان در کنار این مسئولیتها به کارهای دیگری چون قالی­بافی، پشم­ریسی و دیگر هنرهای دستی نیز می­پرداختند.
 
نقش زنان در تولیدات اقتصادی
   زنان در عهد قاجاریه، خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه تولید برای امرار معاش نقش مهمی در معیشت خانواده ایفا می­کردند؛ این نقش در اقتصاد کشور بی­تأثیر نبود. استفاده از نیروی جسمی زنان، در تولیدات دامپروری و کشاورزی بود. در میان قبایل ترکمان، ازدواج با زنان بیوه، به دلیل تجربیاتی که آنان در قالی­بافی و دامپروری داشتند، از اولویت بیشتری برخوردار بود.
   قدر و قیمت یک زن تا حد زیادی براساس مهارت­های تولیدی او مشخص می­گردید. هر دختری بعد ازدواج فرش دستبافت خود را به خانه شوهر می­برد، تا از طریق دقت و حوصله­ای که در آن به خرج داده، حوصله و وفاداری او نسبت به همسرش معلوم گردد.[3]
   یکی از عرصه­های اشتغال رایج زنان خدمتکاری آنها با عناوین متفاوتی چون «گیس­سفید» و دایه در نزد خاندان­های متمول بود، به طوری که وجود آنها از عوامل مهم در به گردش در آوردن چرخ زندگی خانواده­های متمول به حساب می­آمد؛ چرا که زنان این قبیل خانواده­ها، به خاطر حفظ ظواهر اشرافی حتی­المقدور از پرورش کودکان خودداری می­کردند و نسبت به وظایف دیگر یک زن خانه­دار، نظیر آشپزی، خرید از بازار و نظافت منزل نیز بیگانه بودند.
   زنان علاوه بر مشاغل خدماتی به طبابت سنتی با تکیه بر گیاهان دارویی می­پرداختند، زنان در یکی از تکایای تهران آن روزگار، بیمارستان و یا درمانگاه عمومی تشکیل داده بودند و از مراجعان که اکثر بانوان بودند، معاینه به عمل می­آوردند.[4] زنان عهد قاجار در مبادلات تجاری و بازار نیز در سطح بسیار محدودی سهیم بودند؛ بدین صورت که یا مانند فروشندگان دوره­گرد به فروختن پارچه در منازل می­پرداختند[5] و یا اینکه در خیابانها مشغول دست فروشی می­شدند، از جمله در بازار «وکیل شیراز»[6] و در «مسجد نو» و «شاه­چراغ» این شهر زنان به کار «دست­فروشی» مشغول بودند. جالب است! بدانیم که زنان در اواخر دوران قاجار و در زمان سلطنت احمدشاه (1327- 1343ه.ق.) وارد نظمیه می­شدند و به عنوان پلیس مخفی در مکان­هایی که به  وجود آنان نیاز بود به خدمت می­پرداختند.[7]
 
زن در جامعه
   فعال­ترین بُعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم، روضه­خوانی و نمایش­های تعزیه بود. مشاهده مراسم نمایشی تعزیه که در واقع بازسازی حوادث خونین عاشورای حسینی بود، از علایق وصف ناپذیر زنان بود. کسب اجر اخروی نیت برای توبه از معاصی، افزودن بر اطلاعات دینی، دیدن رجال سیاسی، روحانیون و مراجع بزرگ و شنیدن مواعظ آنها در کنار بازیگری حزن­انگیز و دلنشین «تعزیه­گران»، لذت در جمع، واقع شدن و مشارکت در طبخ غذا و تناول آن به خصوص برای زنان طبقات محروم از انگیزه­هایی بودند، که به حضور زنان در این مراسم قوت می­بخشید.[8] مشارکت اجتماعی زنان در صحنه­های اجتماعی همواره با پوشش سخت سنتی و ملاحظات اخلاقی مبنی بر تفکیک زنان از مردان همراه بوده است.[9]
   پاره­ای از زنان در دوران قاجار حتی به حکمرانی نیز رسیدند.        "حُسْنِ­جهان" خانم ملقب به "والیه"، از دختران فتحعلیشاه، سالها در کردستان شخصاً با کمال استقلال حکمرانی کرد.[10]
   "فخرالملوک" دختر "ناصرالدین شاه" مدت زمانی در قم دست اندرکار رتق و فتق امور شهر بود.[11]
 
فعالیت فرهنگی زنان
   عده محدودی از دختران این امکان را داشتند که در محدوده خانه با استفاده از اعضای باسواد خانه مثل پدر یا برادر به آموختن سواد بپردازند. دختران عامه اجتماع از طریق مکتب­خانه­ها موفق به آموختن سواد      می­شدند.
"جمشید ملک­پور" ارتباط  زن ایرانی با هنر نمایش را اواخر دوران مظفری می­داند. یعنی زمانی که "تاج­ماه آفاق­الدوله" به ترجمه نمایشنامه "نادرشاه" می­پردازد. برای اولین بار در زمان سلطنت "احمدشاه" زنان ارمنی بازیگری در تئاتر را آغاز کردند، آنها نه تنها در مجامع خصوصی و یا دربار بلکه برای عموم نیز نمایش اجرا می­کردند.[12]
 
فعالیت سیاسی زنان
   زنان در جریان نهضت مشروطه یا خود حضور داشتند و یا مشوق مردان در نهضت بودند. آنها در صورت عدم توانایی شرکت مستقیم، از ایثار کمکهای مالی در راه پیشبرد اهداف مشروطه دریغ نداشتند. زنان در لحظه لحظۀ این حرکت مهم سیاسی و اجتماعی فعالانه حضور داشتند و هنگامی که مخالفت با دولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه تهران بارها و بارها بست نشستند، زنان نیز عهده­دار مسئولیت­های مهمی بودند. آنان ضمن همراهی با مردان در آوردن علما به مسجد برای سخنرانی، مسئولیت حفظ جان علما را هم برعهده داشتند. ضمن اشغال اطراف منبر، آماده می­شدند، تا در صورتی که طرفداران استبداد قصد بلوا و اغتشاش داشتند به سرکوب آنها بپردازند.[13] در سال 1338 ه.ق. انجمن مخدرات وطن به ریاست "بانو آغابیگم" در تهران تأسیس شد. هدف این انجمن دفاع از استقلال کشور، مخالفت  با وام گرفتن از بیگانگان و نیز جلوگیری از خرید کالاهای خارجی و تبلیغ مصرف کالاهای داخلی بود. هنگامی که مردم شهرهای تهران، تبریز و رشت و دیگر شهرهای ایران در حمایت از مجلس و مخالفت با اولتیماتوم روسیه جهت اخراج "شوستر" امریکایی به اعتراض می­پردازند، زنان تهران نیز خود را برای دفاع از کشور آماده کردند و مصرانه در امر تحریم کالاهای روسی و انگلیسی شرکت می­کنند.[14] در همین زمان از سوی برخی از نمایندگان، زمزمه­هایی در باب پذیرش اولتیماتوم روسها آغاز شد؛ لیکن زنان در حالی که مسلح بودند، به سمت مجلس حرکت کردند و از رئیس مجلس اجازه ملاقات خواستند و به او هشدار دادند؛ اگر وکلای مجلس در انجام فرایض خود و محافظت و برقرار داشتن شرف ایران تردید نمایند، مردان و فرزندان و خودمان را کشته و اجسادشان را همین جا می­اندازیم.[15]
 
مسأله نان
   بحرانها و مشکلات اقتصادی در دوران قاجار همواره عرصه را به مردم تنگ می­کرد. گرانی نان از جمله مهم­ترین و حیاتی­ترین مشکل اقتصادی مردم این دوره بود زنان اغلب در اعتراض به وضع بحرانی نان پیش قدم بودند و به طرق مختلف به ابراز نارضایتی می­پرداختند.
   "اعتمادالسلطنه" در کتاب خود در باب گرانی نان می­آورد: یکشنبه 6 شعبان 1309ه.ق. عصر، ناصرالدین شاه به خانه امام­جمعه رفته بود، در آنجا شنید که زنها باز از گرانی نان شکایت کرده بودند.[16]
 
ازدواج
   در جامعه عهد قاجار، فاصله چندانی بین کودکی و ازدواج دختران وجود نداشت. دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج می­کردند. عواملی چون دستیابی به استقلال اقتصادی، رشد سریع دختران در آن روز و پایین بودن میانگین عمر به دلیل شیوع بیماری در افزایش این ازدواج­های زودرس موثر بود. دختران و پسران هیچ­گونه اختیاری در برگزیدن همسر آینده خود نداشتند. رایج­ترین شکل ازدواج عقد دائم بود.
   از دیگر شیوه­های رایج ازدواج، ازدواج موقت یا صیغه­کردن دختران و زنان براساس قرارداد و توافق بود. فقر مالی نیز سبب می­شد تا خانواده­ها به ازدواج موقت دختران خویش رضایت دهند.[17]
   صیغه­کردن زنان در عرف جامعه کاملاً قابل قبول بود و زن­های صیغه­ای پس از به پایان رسیدن دوره قرارداد به آسانی به عقد دائمی اشخاص دیگر در می­آمدند.[18]
   شکل دیگر ازدواج شامل دختران یا زنانی می­شد که از طریق جنگها و یا دزدیده شدن و یا تجارت برده، اسیر و فروخته می­شدند.[19]
   نظام چند زنی در شهرها، معمولا مختص به اشراف بوده است؛ ولی در ایالات نیز رواج داشت. در بین ایلات بلوچ حتی مردان کم بضاعت نیز گاه تا 8 زن می­گرفتند و این نیز به این دلیل بود که زن در ایلات نه تنها هزینه­ای برای شوهر نداشت؛ بلکه نیروی تولیدی کارآمدتری نسبت به شوهر به حساب می­آمد.[20]
 
طلاق
   در نظام خانوادگی دوران قاجار، حق طلاق با مرد بود. درخواست طلاق از سوی مرد با بهانه و یا بدون بهانه برای اجرای آن کافی بود.[21]
   نازایی و خروج از جاده عفاف از عمده­ترین دلایل طلاق زنان بوده است. گاه نیز بد قدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش می­توانست؛ دلیل طلاق باشد.
   زن در مورد خاصی چون عدم دریافت نفقه از مرد، انحرافات اخلاقی و یا ناتوانی جنسی مرد، می­توانست درخواست طلاق نماید.[22]
   با وجود مجاز­ بودن طلاق، این مسأله به ندرت رخ می­داد. در واقع سرنوشتی که پس از طلاق در انتظار زن بود، او را از طلاق برحذر        می­داشت. وظیفه نگهداری کودکان از سوی مردان و مشکل پرداخت مهریه نیز مردان معمولی جامعه را نیز از فکر طلاق زنانشان منصرف می­کرد.
 
پوشش زنان
   "پولاک" می­نویسد: در داخل خانه آرایش زنان غلیظ­تر و پوشش آنها سبک­تر و کمتر است. در خانه زن معمولاً سر خود را با پارچه یا شالی   می­پوشاند که گوشه­های آن از پشت آویزان است و پیراهن، عبارت از پارچه­ای نازک و ابریشمی به رنگ صورتی یا آبی که گلدوزی شده با حاشیه­های طلایی می­باشد.[23]
 
زینت­آلات زنان
   کلیه زنان ایرانی از هر قشری، علاقه زیادی به استفاده از طلا و جواهر به عنوان زینت­آلات از خود نشان می­دادند.
   زینت­آلات نقره­ای مخصوص قشر محروم و کم بضاعت، اغلب به صورت دستبند و انگشتر نقره­ای به کار می­رفت، گردنبندهای نقره­ای مخصوص نوکر و کلفت­های سیاه­پوست از خانواده اعیان و اشراف بود.[24]
 
کدبانویی زنان
    خانم "کارلاسرنا" در مورد کدبونایی زنان ایرانی می­نویسد: خانم­های ایرانی در تهیه مربا و شیرینی سلیقه خاص و طولانی دارند. اغلب اوقات وقتی که آنها برای دیدار کسی می­روند، به عنوان ابراز محبت مقداری از شیرینیهای دست پخت خود را پیشاپیش می­فرستند. خدمتکاران، آنها را در سینی­هایی که رویش روپوش قلابدوزی شده، انداخته شده است، به خانه دوست مورد نظر می­بردند.[25]
 
 
 


  .[1] پولاک، سفرنامه پولاک، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، 1368، ص 67.
[2]. دروویل، سفرنامه دروویل، ترجمه جوادمحیی، تهران، گوتمبرگ، 1348، ص 154.
[3]. دالمانی، هانری؛ سفرنام، ترجمه، فره وشی ه از تا بختیاری، تهران، نشر ابن سینا و امیرکبیر، 1325،  ص 125.
 
[4]. اعظام قدسی، همان، ص 49.
[5]. هدایت، مهدی قلی خان؛ گزارش ایران، به اهتمام محمدعلی صوتی، تهران، نشرنقره، چاپ دوم، 1362، ص 110.
 .[6] وقایع اتفاقیه، مصحح سعیده سیرجانی، تهران، نوین، 1362، ص 613.
 .[7] بهرامی، عبدالله؛ خاطرات عبدالله بهرامی، تهران، بی نا، جلد اول، 1344، ص 420.
 .[8] دیولافوا، سفرنامه دیولافوا، مترجم فره وشی،تهران، خیام، 1332، ص 111.
[9]. پولاک، پیشین، ص 187.
 .[10] عضدالدوله، احمدمیرزا؛ تاریخ عصزی، مصحح حسن کوهی کرمانی، تهران، مظاهری، ص 21.
[11]. عضدالدوله، احمدمیرزا؛ تاریخ عصزی، مصحح حسن کوهی کرمانی، تهران، مظاهری، ص 21.
[12]. ملک پور، جمشید؛ ادبیات نمایشی در ایران، تهران، توس، 1363، جلد دوم، صفحه 103.
 .[13]  ناهید، عبدالحسین، سه مبارزه مشروطه، تبریز، نشر اختر، 1384، چاپ اول، ص 55.
 
 .[14] دولت آبادی، یحیی؛ حیات یحیی،تهران، فردوس، 1371، جلد سوم، ص 197.
 .[15] شوستر، مورگان؛ اختناق ایران، ترجمه حسن افشار، تهران، نشرماهی، 1385، ص 242.
[16]. کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، آگاه، 1361، بخش اول، ص 796.
 .[17] پولاک، همان، ص 170.
[18] .مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، زوار، 1377،جلد اول، ص 194.
[19].هدایت، مهدی قلی خان، پیشین، ص 40.
[20]. پاتینجر، هنری؛ سفرنامه پاتینجر، ترجمه شاهپور گودرزی، تهران، دهخدا، 1348، ص 65.
 .[21] پولاک، پیشین، ص 15.
[22]. دروویل، پیشین، ص 126.
[23]. پولاک، پیشین، ص 209.
[24]. ویلز، ایران در یک قرن پوش، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، تهران، اقبال، چاپ 1368، ص 120.
[25]. کارلاسرنا، سفرنامه، ترجمه سعیدی، تهران، زوار، 1362، صفحه 77.

 


3.9/5 - (15)
 
 
 
1393/08/03
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas