در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  پيمان برادري ميان مهاجر و انصار
نویسنده :  طلعت ده پهلواني
كلمات كليدي  :  تاريخ، پيمان برادري، انصار، مهاجر، مدينه
 انعقاد پيمان برادري ميان مسلمان (مهاجرين، انصار) در مدينه به عنوان يكي از مهم­ترين و نخستين اقدامات سياسي، اجتماعي پيامبر اسلام، پس از هجرت از مكه به مدينه از اهمّيت ويژه‌اي برخوردار است كه رمز تشكيل امت واحده در صدر اسلام را در خود نهفته دارد. پيامبر(ص) به ياري انصار به عنوان يك گروه اجتماعي خارج از مكه توانست، پايگاه قدرتمندي براي حمايت وي و يارانش در مقابل اشراف مكه فراهم كند و همچنين موقعيت حساس شهر يثرب براي پيامبر(ص) اهميت ويژه‌اي داشت. عقد و پيمان اخوت ديني، دشمن‌هاي ديرينۀ نسبي و اختلافات قبيله‌اي را كاهش مي‌داد، رسوم جاهلي و اسباب تفاخر را درهم مي‌شكست، امتيازات نسبي را از بين مي‌برد و روحيّۀ صفا و برادري ديني جانشين آن مي‌شد.[1]
   امام علي(ع) فرمود: «پيامبراكرم(ص) شكاف‌هاي اجتماعي را به وحدت اصلاح و فاصله‌ها را به هم پيوند مي‌داد.»[2]
   از آنجا كه مهاجر و انصار پرورش يافته دو محيط مختلف بودند، در طرز تفكر و معاشرت، فاصلۀ زيادي با هم داشتند "اوس" و "خررج" كه جمعيت انصار را تشكيل مي‌دادند صد و بيست سال با هم جنگ كرده بودند.[3] با اين اختلافات حيات ديني و سياسي اسلام به هيچ وجه امكان پذير نبود. پيامبر(ص) تمام اين مشكلات را حل نمود از طرف خداوند مأمور شد مهاجر و انصار را با هم برادر كند روزي در يك انجمن عمومي به مسلمانان فرمود:
«تأخّوا في‌ الله اخوين اخوين»
دوتا دوتا باهم برادر شويد.[4]
 
زمان و مكان بستن اين پيمان
    پس از استقرار مسلمانان مهاجر از مكه به مدينه، اينك زمان آن رسيده بود كه پيامبر(ص) پيمان برادري میان مهاجر و انصار ببندد. رسول­خدا(ص) بين صحابه‌اش از مهاجرين و انصار رفت و فرمود:
   «برادر شويد، سپس دست علي(ع) را گرفت و فرمودند كه براي من برادري  نظير علي بن ابي‌طالب(ع) نيست.»[5]
   ابن اسحاق هم دربارۀ محل دقيق پيمان و تعداد دقيق كساني را كه با هم  پيمان بستند و پيامبر(ص) ميان آنها برادري برقرار كرده، ذكر نكرده، و فقط فهرست تعدادي از مهاجرين و انصار را يادآوري مي‌كند و در صدر اين فهرست برادري پيامبر(ص) و علي را بيان مي‌كند. در روايتي در باب زمان عقد اين پيمان آمده است كه: «پيامبر(ص) پس از استقرار در مدينه، و پس از ساخت مسجدالنبي اين پيمان را منعقد كرد.»[6]
   بعضی از مورخین نوشته­اند، كه پيمان در مسجد مدينه صورت گرفته است،[7]
 
تعداد شركت كنندگان در پيمان
   برخي از متكلمين و مورخين، در باب عقد اخوت ما بين برخي افرادي كه در اين پيمان شركت كرده‌اند، نظرات گوناگون دارند. در كتاب سيرۀ ابن­اسحاق آمده است كه «پيامبر(ص) ميان يارانش (مهاجر، انصار) پيمان برادري بست تا دو تن دو تن در راه خدا برادر ‌شوند؛ آنگاه دست علي بن ابي‌طالب(ع) را گرفت و فرمود: اين برادر من است؛ پس علي بن ابي‌طالب(ع) برادر پيامبر(ص) مي‌شود. "حمزة بن عبدالمطلب" با "زيد بن حارثه" (پسر خوانده پیامبر(ص)) برادر مي‌شود، حمزه(ع) در جنگ احد وقتي آماده نبرد مي‌شود، وصيت مي‌كند كه اگر كشته شد، زيد بن حارثه ميراث‌دار وي خواهد شد.[8]  
    "جعفر بن ابي‌طالب" با "سعد بن معاذ" برادر مي‌شود و "ابوبكر بن ابي‌قحانه" با "خارجة بن زهير"، "عمر بن خطاب" با "عتبان بن مالك"، "ابو عبيد حراج" كه "عامر بن عبدالله" نام داشت، با "سعد بن معاذ" برادر مي‌شوند. "زبير بن عوام" با "سلمه بن سلامة" از قبيلۀ «بني­زهره»   هم­پيمان مي‌شود. "طلعة بن عبيدالله" با "كعب بن مالك"، "مصعب بن عمير بن هاشم" با "ابوايوب انصاري"، "عمار بن ياسر" با "حذيفة بن يمان"، "ابوذر غفاري" با "منذر بن عمرو"، "بلال" (آزاد شدۀ ابوبكر) با "ابو روَيحه عبدالله بن عبدالرحمن"، "سلمان فارسي" با "ابوالدارد ابويمر بن ثعلبه" پيمان اخوت بستند»[9] "بلاذري" در «انساب الاشراف» در باب اين پيمان به تعداد افراد اشاره نكرده است فقط فهرستي از چهل و شش نفر كه در مدينه با هم برادر شده‌اند را ارايه كرده است.[10] "ابن­خلدون" هم نام سي و چهار تن از شركت كنندگان را ارايه كرده است.[11] در «سبل­ الهدي» تعداد شركت كنندگان را سيصد نفر اعلام نموده كه نيمي از آن را انصار و نيم ديگر را مهاجرين تشكيل مي‌دهند.[12] "ابن سعد" تعداد شركت كنندگان را 90 نفر ذكر كرده است.[13]
   در «نهاية المسؤل» نيز اين تعداد نود نفر ذكر شده است[14] و همچنين در كتاب «نهاية الارب في فنون الادب» نيز اين تعداد نود نفر ذكر شده است.
   بنابراين در منابع تاريخ اسلام، فهرست كامل و جامعي از تعداد شركت كنندگان و مشخصات آن افراد را ذكر نكرده است؛ ولي اغلب منابع معتبر اين تعداد شركت كنندگان را نود نفر ذكر كرده‌اند.
 
اهداف و ثمرات پيمان
   يكي از كاركردهاي پيمان اخوت در آغاز، احساس مسئوليت بيشتر مسلمانان نسبت به يكديگر خصوصاً در مسائل مالي بود. زماني كه مسلمانان دو به دو با هم برادر شدند، هر يك از آنها و به ويژه انصار، مي‌كوشيدند تا برادران ديني خود را در مواقعي كه نياز مالي دارند، حمايت كنند؛ به طوري كه عدّه‌اي از انصار، حتي حاضر شدند نيمي از اموال خود را به مهاجرين ببخشند.[15] حتي يكي از آنها به هم­پيمان خود اعلام كرد، حاضر است؛ يكي از زيباترين زنان خود را طلاق دهد و به عقد برادر مهاجرش درآورد.[16] تا وقوع جنگ احد در واقع عقيده هر يك از شركت كنندگان در پيمان نسبت به برادر خود چنان بود كه مي‌توانستند از ميراث برادر خود سهم ببرند.[17] روايت شده كه در زمان خليفۀ دوم كه دستور به تنظيم ديوانها كرد و ديوانها بر مبناي نسبت تنظيم شده از بلال كه در آن هنگام به جبهه‌هاي جنگ شام رفته بود، سؤال كرد كه سهم خود را به چه كسي واگذار مي‌كني؟ بلال در پاسخ گفته بود «به "ابو رويحه" كه هرگز از او جدا نخواهم شد، به سبب آن پيمان برادري كه رسول­خدا(ص) ميان من و او برقرار فرمود»[18] خليفه هم سهميۀ او را به سهم ابو رويحه از بيت‌المال ضميمه كرد. حمزه‌ بن عبدالمطلب كه با زيد بن حارثه برادر شده بود، در جنگ احد به شهادت رسيد، در وصيت نامۀ خود، زيد بن حارثه را وصي خود قرار داده بود.[19]
   روايت شده است حضرت رسول خطاب به انصار فرمودند كه برادر مهاجرش فرزندان و اموال و دارايي خويش را در مكه رها ساخته و به ميان شما آمده، انصار جواب دادند: آنها در اموال ما شريكند. پيامبر(ص) از اينكه مهاجرين بدون كار و تلاش صاحب نيمي از اموال انصار شدند، مخالفت ورزيد، ولي در عوض به انصار پيشنهاد داد كه به مهاجرين كه با نوع فعاليت و كارها در مدينه آشنايي ندارند، آموزش‌هاي لازم را بدهند و در مقابل كارهايي كه برايشان انجام مي‌دهند سهمي را به آنها اختصاص دهند.[20]
   پيامبر(ص) با طرح پيمان اخوت و برادري موفق شد، وحدت اسلامي را تحقق بخشد.
   سليمان قندوزي مي‌گويد: امام علي(ع) بعد از همه با پيامبر(ص) پيمان اخوت بست، آن حضرت با پيامبر(ص) عرض كرد كه اصحاب خود را با يكديگر برادر كردي؛ ولي عقد اخوت ميان من و ديگري برقرار نكردي؟ پيامبر(ص) در جواب فرمود: «به خدايي كه مرا براي هدايت مبعوث كرد سوگند، به اين علت كار برادري تو را عقب انداختم كه مي‌خواستم در پايان با تو برادر شوم تو نسبت به من مانند هاروني نسبت به موسي، جز اينكه پس از من پيامبري نيست، تو برادر و وارث مني.»[21]
 
 


[1] . زرگري‌نژاد، غلامحسين؛ تاريخ صدراسلام، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1387، ص 349.
[2] . نهج‌البلاغه، خطبۀ 231، (فلم‌الله به الصدع، ورتق به النتق و...).
[3] . زرگري نژاد، پیشین، ص 350 – 353.
[4] . ابن هشام، سيرة النبويه، بيروت، دارالوفا، 1368، ج 2، ص 349.
[5] . ابن‌هشام، محمد؛ السيره النبويه، الجزالثاني، صدقي جميل العطار، تحقيق سيد محمد اللحام، دارالفكر، بيروت، 1419، ص 114.
[6] . امين، سيدمحسن؛ سيره معصومان، ترجمه علي حجتي كرماني، تهران، سروش، 1375، ج 1، ص 282 – 283.
[7] . صالحي، محمدبن يوسف؛ سبل الهدي، والرشاد في سيره خيرالعبار، جزالثالث، استاد عبدالعزيز، عبدالحق حلمي، قاهره، 1411، ص 534.
[8] . ابن اسحاق، محمد؛ سيره ابن اسحاق، افست، مؤسسۀ اسماعليان، 1368، ج 2، ص 152.
[9] . ابن اسحاق، محمد؛ سيره ابن اسحاق، افست، مؤسسۀ اسماعليان، 1368، ج 6، ص 153 – 150.
[10] . بلاذري، احمدبن يحيي؛ الأنساب الشراف، بيروت، دارالحضار للطلبامه والنشر، 1368 ص 1403.
[11] . ابن خلدون، عبدالرحمن؛ تاريخ العبر، ج 2، نوشتن و حواشي، استاد خليل الشهاده و سهيل ذكار، دارالفكر، بيروت لبنان، ص 423.
[12] . صالحي، پيشين، ص 535 – 534.
[13] . كازروني، محمدبن مسعود؛ نهايه المسئول في روايته الرسول، ترجمه عبدالسلام بن علي بن حسين، الأبرقوهي، تصحيح جعفر ياحقي، تهران، ناشر علمي فرهنگي، 1366، صص 363 – 362.
[14] . نويري، احمد؛ نهايه الارب في فنون الادب، ترجمه محمود مهدوي دامغاني، انتشارات، اميركبير، 1364، ج 1،ص 328.
[15] . صالحي، محمدبن يوسف؛ پيشين، ص 529.
[16] . همان، ص 530.
[17] . مكارم شيرازي، ناصر؛ جمعي از همكاران، تفسير نمونه، ج 7، نشر دارالكتب الاسلامية، تهران، 1361، صص 266، 265.
[18] . ابوزهرة، محمد خاتم پيامبران، ، ترجمۀ حسين صابري، نشر آستان قدس رضوي، 1373، ج 2، ص 259.
[19] . همان، ص 258.
[20] . همان، ص 264.
[21] . قندوزي، سليمان؛ ينابيع المودة، دارالفكر، بيروت، ج 1، ص 55.

 

 


2.4/5 - (5)
 
 
 
1393/09/05
 
 فروشگاه كتب پژوهشكده
 سايت احكام
 سايت مهندسي فرهنگي
 سايت پژوهش هاي معنوي
 سايت پژوهه تبليغ
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 زندگينامه مراجع,انديشمندان و علماي شيعه
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  برای دریافت پنل پیامک رایگان کلیک کنید