به نظر شما، ساختار ظاهري سايت تا چه حد متناسب با محتواي علمي است؟
 بسيار
 تا حدودي
 كم
 بسيار كم

 
  فراخوان مقاله       فرا رسيدن ايام الله دهه مبارك فجر بر ملت غيور ايران مبارك باد       تاريخ كليسا 6 (زندگي حضرت عيسي(ع)) church history       اصول گرايي       برهان وجودي Ontological Argument       تاريخ تغيير قبله       فرقه ثعالبه       فرقه هذيليه1       تاريخ كليسا 7 (محاكمه حضرت عيسي(ع)) church history       آزادي هاي مدني       پيشيني A priori    
 
 
عنوان  :  ماهيت روانشناسي Essence of psychology
نویسنده :  معصومه قلي زاده
كلمات كليدي  :  فرآيندهاي ذهني، مطالعه رفتار، روان شناسي مثبت نگر، روان شناسي عمومي
 اصطلاح روان‌شناسی را برای نخستین بار لایب‌نیتز(Leibnitz) فیلسوف مشهور آلمانی در آثار خود به‌كار برد و سپس یكی از مریدان او به نام ولف(Wolff) این كلمه را در قرن هجدهم رایج ساخت.[1]
  واژه(psychology) یا روان‌شناسی همچون بسیاری از اصطلاحات علمی ریشه‌ای یونانی دارد و از دو كلمه psyche به معنی روح یا ذهن و logos به معنی شناخت یا مطالعه تشكیل می‌شود. معنی تحت‌الفظی روان‌شناسی، مطالعه نفس، شناخت یا علم‌النفس بود و این همان معنایی است كه واژه روان‌شناسی هنگامی كه ساخته شد در برداشت. اسامی دیگری نیز در قرن هجدهم و نوزدهم به طور همزمان در مورد این علم به‌كار می‌رفته است. برخی از آنها عبارت بودند از فلسفه ذهنی، خودشناسی و روح‌شناسی.[2]
  امروزه كمتر كسی را می‌توان سراغ داشت كه از دانش روان‌شناسی بی‌نیاز باشد. این علم با همه جوانب زندگی در ارتباط است.[3] آدمی، یگانه موجودی است كه برای ادامه موفقیت‌آمیز زندگی باید از نیازها و توان‌های بدنی و روانی خود و دیگران آگاهی كافی داشته باشد. به سخن دیگر، انسان در جستجوی این است كه چه رفتاری در برخورد او با دیگران پسندیده‌تر و موثرتر است. روان‌شناسی دانشی است كه ما را به دقایق كردار و كنه رفتار آدمی و هر موجود زنده‌ای رهنمون می‌سازد. مایه تحقیق در این علم، رفتار است. زیرا رفتار امری محسوس و مشهود است. به این جهت روان‌شناسان به موضوع‌هایی مانند یادگیری، هیجان، هوش، وراثت و محیط، تفاوت‌های فردی و رفتارهای گروهی و تأثیر ویژگی‌های بدنی در رفتار علاقه نشان می‌دهند و می‌کوشند علت بروز چنین رفتارهایی را روشن نمایند. رفتار نه تنها به آنچه انجام می‌دهیم بلكه به آنچه می‌اندیشیم نیز اطلاق می‌شود. یعنی احساس و اندیشه، واكنش‌ها و پاسخ‌های بدنی و روانی را شامل می‌شود. روان‌شناسی علاوه بر رفتارهای طبیعی به بحث و بررسی در چگونگی رفتارهای نابهنجار یا غیرطبیعی نیز می‌پردازد.
  این نكته را نیز نباید از نظر دور داشت كه روان‌شناسی تنها خود را به رفتار آدمی محدود نمی‌سازد، بلكه رفتار جانوران را نیز بررسی می‌كند و چه بسا تحقیق در رفتار بی‌پیرایه و بی‌قید و شرط جانوران پست، روشن‌گر زمینه‌های رفتار آدمی است.[4]
  شاید فكر كنید روان‌شناسی همان عقل عام است ولی محققان غالبا به نكات غیرمنتظره‌ای در رفتار انسان پی‌می‌برند. روان‌شناسی مفروضات را به صورت ظاهری نمی‌پذیرد بلكه مستدل بودن آنها را در نظر می‌گیرد. روان‌شناسی رشته دقیقی است كه مفروضات را می‌آزماید.[5]
  اكثر مردم، روان‌شناسی را به مشكلاتی مثل افسردگی، خشونت و اختلالات روانی ربط می‌دهند. روان‌شناسان هم گاهی فكر می‌كنند رشته آنها بیش از حد بر جنبه‌های منفی رفتار متمركز شده و به اندازه كافی به جنبه‌های مثبت رفتار نپرداخته است. اما روان‌شناسی با هر دو جنبه مثبت و منفی زندگی سروكار دارد. پس از آنكه صاحبنظران متقاعد شدند حال‌وهوای روان‌شناسی بیش از حد منفی شده است، دو جنبش را كه روی تاثیرات مثبت روان‌شناسی بر زندگی مردم متمركز بودند، پدید آوردند. یكی از این جنبش‌ها، جنبش انسان‌گرایی بود که در اواسط قرن بیستم ظهور كرد و بر خصوصیات مثبت یك شخص، ظرفیت انسان برای كمال و حق تعیین سرنوشت تاكید داشت. جنبش دیگر، روان‌شناسی مثبت‌نگر نام دارد که در آغاز قرن بیست و یكم شتاب گرفته و بر سه موضوع كلی تاكید دارد.
1-   تجاربی كه مردم برای آنها ارزش قائلند مثل امید، شادی و خوش‌بینی.
 
2-   صفات فردی مثبتی مثل ظرفیت، عشق، كار، فعالیت، قریحه و مهارت‌های میان‌فردی.
 
3-   ارزش‌های مثبت گروهی و شهروندی مثل مسؤلیت‌پذیری، دلگرمی دادن و شكیبایی.[6]
 
  روان‌شناسی، علم تحقیق در رفتار موجودات زنده و به‌خصوص رفتار بشر می‌باشد و به همین جهت از چندی پیش، روان‌شناسان علاقه شدیدی نسبت به مشكلات عملی كه برای افراد بشر پیش می‌آید و راه‌حل‌هایی كه می‌توان پیشنهاد كرد، پیدا نموده‌اند. منظور روان‌شناسی نه تنها پیشرفت علمی و صنفی است بلكه یكی از هدف‌های آن بهبود بخشیدن به زندگی انسان می‌باشد.[7] به طور كلی هدف‌ها و آموخته‌های روان‌شناسی عبارتند از:
1-  روان‌شناسی اصول كلی ناظر بر رفتار را با توجه به تفاوت‌های فردی و شرایط مربوط مشخص می‌كند.
 
2-  تصریح می‌كند كه عوامل ارثی و محیطی به صورت جداگانه یا به طور متقابل در ایجاد رفتار چه تاثیری دارند.
 
3-  نیازها و امكانات كودكان، نوجوانان و بزرگسالان را از نظر رشد بدنی، هیجانی، اجتماعی، عقلی و فكری روشن می‌سازد.
 
4-    حدود، مسیر رشد و پیشرفت انواع استعدادهای ذاتی و اكتسابی افراد را معین می‌كند.
 
5-    شرایط ناظر بر بهبود كار و رابطه سازنده میان افراد را مورد بررسی قرار می‌دهد.[8]
 
  روان‌شناسی، یا بهتر بگوییم رفتارشناسی، كیفیت رفتار موجودات را با استفاده از روش‌های علمی مورد بررسی و تحقیق قرار می‌دهد. در تعریف روان‌شناسی روی مطالعه علمی تاكید بسیار شده است.[9]
  با توجه به اینكه علم در حكم شناخت قوانین طبیعت است، روان‌شناسی علمی نیز می‌كوشد تا میدان علم را در حد بررسی رفتار حیوان و انسان، به منزله اجزای طبیعت، توسعه بخشد. از این زاویه و با دید طبیعت‌نگری، روان‌شناسی براساس مشاهده و آزمایش به تدوین قوانین رفتار می‌پردازد. اما روان‌شناسی فقط بر پایه تدوین و در نتیجه تبیین علمی رفتار تكیه نمی‌زند بلكه با توجه به چگونگی زندگی و با تألیف معارفی كه در اختیار دارد می‌كوشد تا موجودات و از آن میان خصوصا انسان را به كمك كلیه روش‌هایی كه به نتایج قابل توجهی منتهی می‌شوند، بفهمد و درك كند. از این زاویه، روان‌شناسی با یك دید انسان‌نگری نیز به مطالعه رفتار روی می‌آورد.
  روان‌شناسان امروزی به هر نوع مكتب یا نظام وابسته، یا به هر نوع روش كاری معتقد باشند، بر یكی از این دو دیدگاه و یا غالبا بر هر دو تكیه می‌زنند. از زاویه پژوهش و در میدان عمل این دو دیدگاه عبارتند از روش‌های تجربی و روش‌های بالینی.
  شكی نیست كه روش تجربی و تطبیقی، موقعیت مناسبی برای حفظ وحدت روان‌شناسی فراهم می‌آورد. از این لحاظ روان‌شناسی، علمی است به علت آنكه نظری و تجربی است و عمومی است به علت آنكه تطبیقی است. اما كاربرد آن درباره زاویه‌های مختلف رفتار انسان مشكل و محدود است.[10]
  كیفیت شاخص هر دانشی بیشتر به روح علمی و ارزشی كه روش‌های آن در كسب معرفت دارد وابسته است. روان‌شناسی نیز مانند هر دانش دیگری دارای روش علمی خاص خود می‌باشد. بی‌شك همین روح علمی  در روان‌شناسی است كه آن را از علم‌النفس متمایز می‌سازد. در علم‌النفس رفتار آدمی از راه تفكر قیاسی و نظر شخصی تجزیه و تحلیل می‌شود. در واقع هرگونه رفتاری بر پایه تصورات قبلی یا منطق از پیش تجربه شده، استدلال می‌شود. این روش در مقایسه با روش علمی بسیار ناتوان و فرسوده است.[11]
  در روان‌شناسی علمی امروزی، توجه عمیقی به موفقیت‌های فیزیك، شیمی و سایر علوم طبیعی می‌شود. بسیاری از روان‌شناسان احساس می‌كنند كه اگر روان‌شناسی می‌توانست از این علوم پیروی كند دچار تحولات بزرگی می‌شد. آنها اعتقاد دارند كه روان‌شناسی، مانند فیزیك، در تلاش برای اندازه‌گیری كمی و عینی متغیرهای مجزا و فرمول‌بندی قوانین انتزاعی است.[12]
  روان‌شناسی را می‌توان چنین تعریف كرد: بررسی علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی.[13]
  در این تعریف سه اصطلاح كلیدی علم، رفتار و فرآیندهای ذهنی وجود دارد. برای فهم روان‌شناسی ابتدا باید معنای این سه اصطلاح را فهمید.
روان‌شناسی به عنوان یك علم، برای مشاهده، توصیف، پیش‌بینی و تبیین رفتار از روش‌های نظام‌مند استفاده می‌كند. روش‌های علمی، روش‌های اتفاقی نیستند. محققان روان‌شناسی مطالعات خود را دقیق و موشكافانه طراحی و اجرا می‌كنند. در روان‌شناسی، مطلوب این است كه نتایج حاصل، رفتار شمار زیادی از آدم‌ها را توصیف كنند. از آنجا كه روان‌شناسان از همان روش‌های تحقیق فیزیك‌دانان، زیست‌شناسان و سایر دانشمندان استفاده می‌كنند، پس روان‌شناسی چنانچه قبلا نیز گفته شد، یك رشته علمی است.
  حال ببینیم كه رفتار و فرآیندهای ذهنی چه هستند. رفتار هر كاری كه انسان می‌تواند انجام دهد.[14] تعریف لغوی رفتار عبارت است از جمیع فعالیت‌هایی كه از موجود زنده سر می‌زند نه آنهایی كه بر او وارد می‌گردد. راه رفتن، مطالعه كردن، دادوستد اجتماعی و نظایر آنها رفتارهای مورد مطالعه علم روان‌شناسی می‌باشد.[15]
  ولی تعریف فرآیندهای ذهنی دشوارتر از تعریف رفتار انسان است؛ فرآیندهای ذهنی همان افكار، احساسات و انگیزه‌هایی هستند كه ما انسان‌ها در درونمان داریم و قابل مشاهده مستقیم نیستند. اگر چه افكار و احساسات را به صورت مستقیم نمی‌توانیم ببینیم ولی واقعیت دارند.[16]
 


[1] . منصور، محمود؛ روان‌شناسی ژنتیك، تهران، سمت، 1381، چاپ سوم، ص 15.
[2] . میزیاك، هنریك؛ تاریخچه و مكاتب روان‌شناسی، احمد رضوانی، تهران، آستان قدس رضوی، 1376، چاپ دوم، ص 16.
[3] . اتكینسون، ریتاال؛ زمینه روان‌شناسی، براهنی و دیگران، تهران، رشد، 1378، چاپ سیزدهم، جلد اول، ص 29.
[4] . پارسا، محمد؛ زمینه روان‌شناسی، تهران، بعثت، 1372، چاپ هفتم، ص 2.
[5] . سانتراك، جان؛ زمینه روان‌شناسی، مهرداد فیروزبخت، تهران، رسا، 1383، چاپ اول، ج اول، ص 38.
[6] . همان، ص 52.
[7] . شاملو، سعید؛ بهداشت روانی، تهران، دانشگاه تهران، 1345، چاپ اول، ص 1.
[8] . پارسا، محمد؛ زمینه روان‌شناسی، ص 26.
[9] . عظیمی، سیروس؛ اصول روان‌شناسی عمومی، تهران، دهخدا، 1366، چاپ دهم، ص 30.
[10] . روان‌شناسی ژنتیک، ص 9.
[11] . پارسا، محمد؛ زمینه روان‌شناسی، ص2.
[12] . كرین، ویلیام كریستوفر؛ نظریه‌های رشد، غلامرضا خوی‌نژاد، تهران، رشد، 1384، چاپ اول، ص 47.
[13] . اتکینسون، ریتاال؛ زمینه روان‌شناسی، ص 29.
[14] .سانتراك، جان؛ زمینه روان‌شناسی، ص 38.
[15] . عظیمی، اصول روان‌شناسی عمومی، ص 33.
[16] . سانتراك، جان؛ زمینه روان‌شناسی، ص 38.

 


5/5 - (1)
 
 
 
1388/11/20
 
 شرح حال انديشمندان
 مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر(عج)
 سايت موسسه اطلاع رساني تبيان
 كتابخانه الكترونيكي كتابهاي شيعه
 موسسه آموزشي پژوهشي مذاهب اسلامي
 مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما
 صفحه عقائد
 
کتابخانه هادی
 

 گزارش كتاب سلسلة شروح صحيفة سجاديّه (13)
جلد 13 كتاب سلسلة شروح صحيفة سجاديّه، تأليف دانشمندي از قرن 11 هجري قمري، توسط دكتر فتح الله ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas