در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 به نظر شما فرهنگ نامه علوم اسلامي و انساني، تا چه ميزان در فرايند اسلامي كردن علوم انساني موثر است؟
 زياد (2745)
 متوسط (1481)
 كم (1859)
 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  تنبيه بدني كودكان
نویسنده :  محمد ابراهيمي
كلمات كليدي  :  تنبيه بدني، كودك، تنبيه بدني كودكان، خشونت عليه كودك، حقوق كودك
تنبيه بدني كودكان[1]
 
اصطلاح تنبيه بدني در عرف معناي نسبتاً روشني داشته و نياز چنداني به تعريف آن از اين جهت نيست. اين اصطلاح تا كنون در هيچ يك از اسناد بين المللي كه در خصوص حمايت از حقوق بشر تدوين شده‌اند تعريف نشده است. تنبيه بدني كودكان به عنوان پديده‌اي تاريخي كه از ديرباز در تمامي جوامع و فرهنگهاي مختلف اشكال گوناگوني از آن وجود داشته و حتي اكنون هم در جوامع متعددي امري رايج و متداول بوده و حتي در برخي از متون ديني مربوط به مذاهب و اديان مختلف انجام آن مجاز شمرده شده، اكنون مدتهاست كه به عنوان اقدامي مغاير با حقوق بشر در نظام بين المللي حقوق بشر به رسميت  شناخته شده است و تحت عناويني نظير، نقض حقوق كودك، خشونت عليه كودكان، نقض حقوق بشر و...در نظام بين المللي حقوق بشر منع و محكوم مي‌شود.
گر چه برخي از ديدگاهها تلاش كرده‌اند تا با تفكيك ميان تنبيه بدني كودكان موضعي را اتخاذ نمايند كه در آن برخي از اقسام تنبيه بدني كودكان نقض حقوق بشر محسوب نشود و در اين ميان حتي برخي با اتخاذ رويكردي مضيق و تحت اللفظي نسبت به معاهدات مربوطه با اين استدلال كه در هيچ يك از معاهدات بطور خاص از واژه «تنبيه بدني»[2] «تنبيه»[3] يا ديگر واژگان مشابه در ممنوعيت چنين رفتارهايي استفاده نشده، تلاش كرده‌اند تا ممنوعيت تنبيه كودكان  به عنوان پديده‌اي ضد حقوق بشري را زير سؤال برده و آن را بطور كلي يا به صورت جزئي انكار نمايند[4] ولي با اين حال اتخاذ چنين رويكردي با آنچه  در ديدگاه مقابل از نظام بين المللي حقوق بشر ارايه شده مغاير است.
 ديدگاه مقابلي كه بر ممنوعيت تنبيه بدني كودكان در نظام بين المللي حقوق بشر تأكيد دارد از اسناد و استدلالهاي متعددي براي اثبات اين امر بهره مي‌گيرد. در ميان مهمترين اسنادي كه از آن ممنوعيت اعمال تنبيه  بدني نسبت به كودكان استنباط شده مي‌توان به كنوانسيون حقوق كودك سازمان ملل متحد (1989)[5] اشاره نمود كه تا كنون 192 كشور آن را مورد تصويب  قرار داده‌اند. از ديدگاه  كميته حقوق كودك كه نهاد ناظر بر اجراي مقررات مندرج در اين كنوانسيون است، كنوانسيون مذكور تماماً با اعمال تنبيه بدني نسبت به كودكان مغاير است. كميته مذكور با توجه به حق كودك به تماميت جسماني (Right to physical Integrity) تأكيد مي‌نمايد كه تنبيه بدني كودكان با كنوانسيون حقوق كودك ناسازگار و مغاير است.[6]
در راستاي تبيين ممنوعيت تنبيه بدني با توجه به مقررات مندرج در كنوانسيون حاضر از برخي مقررات خاص در اين راستا بهره گرفته شده است. به عنوان نمونه در اين جهت مي‌توان به پاراگراف اول از ماده 19 كنوانسيون اشاره نمود كه به موجب آن تم