در مورد جهت داري علوم و نقش پيش زمينه هاي معرفتي در ارائه نظريات علمي، شما با كدام نظر موافقيد؟
 موثر در مقام گردآوري اطلاعات
 موثر در مقام گردآوري و داوري
 بدون تأثير

 
  رمانتيسم Romanticism       ديالكتيك استعلايي Dialectic Transcendental       نظريه تصويري THE PICTUER THEORY OF MEANING       جوهر substance       پست مدرنيسم       اسطوره Mythos       بافت گرايي contextualism       اروس Eros       حس دروني inner sense       پيش داوري Prejudice       پساساختارگرايي Post-structuralism       ساختارگرايي structuralism       آيت الله قاضي طباطبايي       آيت الله هاشمي رفسنجاني       ويليام اوكام William occam       شهيد آيت الله صدوقي       حزب استقلال       شهيد مصطفي خميني       انسان كامل Prefect Man       نوآگوستيني Augustinianism       سُدره (Sudrah (Sacred shirt       گناه مرگ ارزان gonah i marg arzan       هئورتات haurvatat       هميستكان hamestakan       كيومرث Kayūmart, Gayūmat, Gayōmart    
 
 
عنوان  :  ناصرالدين شاه
نویسنده :  سعيده سلطاني مقدم
كلمات كليدي  :  تاريخ، ناصرالدين شاه، اميركبير، مهدعليا
   "ناصرالدين شاه"، در ششم صفر 1247 ه.ق در نزدیکی آذربايجان به دنيا آمد. پدرش "محمدشاه" و مادرش "جهان خانم" معروف به "مهد عليا" می­باشد.[1]
   وی را براي آموزش و تربيت اولیه، نزد "ميرزا عيسي، قائم مقام فراهاني" و فرزندش "ابوالقاسم" فرستادند و بعد از آن نيز تربيت او را به "ميرزا تقي خان اميركبير" واگذار كردند.[2]
   ناصرالدين ميرزا فرزند كوچك محمدشاه بود. وی به استناد به تاريخ و عملكرد كساني همچون "چنگيزخان" و "شاه عباس صفوي" كه فرزندان كوچكترشان را به عنوان وليعهد معرفي كردند، "ناصرالدين میرزا"  را در 5 سالگي به عنوان وليعهد معرفي كرد.
  البته قدرت و نفوذ مهد عليا در اين امر، نكته‌اي است كه نبايد از آن غافل شد. اولين ماموريت خارجي وليعهد در سال 1253 ه.ق در 7 سالگي به "ايروان" انجام شد. ناصرالدين ميرزا سفر رسمي و ملاقات صميمانه‌اي با امپراطوري روس، "نيكلاي اول" داشت.[3]
   ناصرالدين ميرزا در 14 سالگي، با "گلين خانم،" دختر شاهزاده "احمد علي"، يكي از نوادگان فتحعليشاه، طي مراسم با شكوهي ازدواج كرد.[4] البته او به همين ازدواج بسنده نكرد چنانچه حرمسراي ناصري و نفوذ و تاثير زنان حرمسرای وی، در امور مملكتي، در تاريخ ايران مشهور است.
 
 پادشاهی ناصرالدین شاه
    "محمدشاه" در اواخر تابستان 1264 ه.ق، در تهران درگذشت[5] و ناصرالدين ميرزا، ولیعهد محمدشاه در این زمان در تبريز بود. و تا رسیدن او امور پایتخت توسط  مهد عليا مادر وی اداره می­شد.
   در مدت چند روز بحران و كشمكش ميان مدعيان سلطنت و نارضايتي مردمي كه ار حكمرانان ظالم به تنگ آمده بودند. سفارتخانه‌هاي انگليس و روس با هماهنگي هم سلطنت شاه 16 ساله را تضمين كردند، سرانجام پادشاه جوان، با كفايت و لياقت "ميرزا تقي خان اميركبير"، وارد تهران شد. امير كه بلافاصله، لقب "اميرنظام" يا فرمانده كل قشون را دريافت كرده بود جاي "ميرزا آغاسي"، صدر اعظم منفور محمدشاه را گرفت.
 
    ناصرالدین شاه هنگام جلوس بر تخت شاهي با چند مشكل اساسي روبرو بود. خالي‌ بودن خزانه دولت، شورش­ها و فتنه‌هاي مدعيان سلطنت، شورش­هاي محلي و قومي، که بخشي از اين مشكلات بودند. ناصرالدين شاه كه از اوضاع نابسامان معيشتي مردم و نارضايتي آنها بيم داشت به اين فكر افتاد كه كسي را از ميان مردم كه به حزونت خلق و خشونت خلق و كياست طبع و فراست خاطر برجسته باشد را انتخاب كند، و از آن ميان "ميرزا تقي خان اميرنظام" را متحد و مناسب­تر از ديگران ديد.[6]
   ناصرالدين شاه از احترام و رابطه خالصانه و قصد صدر اعظمش در خير و صلاح او و مملكت اطلاع داشت. حتي مي­توان رابطه آنها را، رابطه پدر و فرزندي دانست. مشكلات پيش روي اميرکبیر در ابتداي كار بسيار بود. اختلاف و درگيري بزرگان و شاهزادگان، نابساماني اوضاع معيشتي مردم موضع گيري "آغاسي" و مخالفت او با اميرکبیر، نيز شورش­هاي "≤‗آصف الدوله" در خراسان و "آقاخان محلاتي" در كرمان كه حكايت مشقات امير در خواباندن اين دو شورش و تدبير مجال جداگانه‌اي مي‌خواهد.
   از آغاز سلطنت تا مرگ شاه قاجار، 6 صدراعظم روي كار آمدند كه همگي به يكي از دول بيگانه، وابسته بودند. جز اميركبير كه با سياست موازنه راه نفوذ آنها را مسدود مي­كرد. صدراعظم بعدي "ميرزا آقاخان نوري" بود. او يكي از كساني است كه نگرش شاه را نسبت به صدراعظم لايق خود تغيير داد حتي يكي از شروطش براي وزارت، قتل اميرکبیر بود. بالاخره نيز با بدگوئي‌ها و دسيسه چيني‌هاي او و مهد عليا "قادرشاه" و ديگر درباريان كه بعلت فساد و بي لياقتي توسط امير بركنار شده و راه نفوذ و منافعشان مسدود گشته بود، شاه را مجبور  کردند تا نسنجيده­ترين تصميم تاريخ را بگیرد و اول وی را عزل نموده و سرانجام نيز حكم به قتل وي بدهد.[7]
 
اصلاحات دوره ناصري
   در دوران قاجار خاصه دوره ناصري، با تلف شدن فرصت­ها براي پيشرفت  كشور، شيوع رشوه و بي­برنامگي، ضعف در اداره امور و گماشتن افراد نالايق بر پست­هاي حساس و كليدي، اوضاع وخيم اقتصادي، نفوذ شوم استعمار و استبداد و بها ندادن به دانش و صنعت، همگي ايران را به سراشيب سقوط كشانده بود. اما با پشتكار و عشق و علاقه خاص اميركبير به ايران و اقدامات دلسوزانه او، اقدامات اصلاحي با روندي پرشتاب و موثر پي گرفته شد.
    از جمله این اقدامات مبارزه با فساد درباريان و كوتاه كردن دست آنها از امور مملكتي، نظام­مند كردن سازمان­هاي حكومتي، اجراي قانون، نوسازي نيروي نظامي، اصلاح نيروي قضايي حمايت از اقتصاد و توليدات داخلي با احداث كارخانه‌هاي مختلف، چاپ و نشر كتاب و روزنامه، فراهم آوردن زمينه مناسب براي مترجمان و نويسندگان، مخالفت با نفوذ و حق كاپيتولاسيون روسيه و انگليس می­باشد که همگي به دست توانمند امیرکبیر در این دوره آغاز شد، و يكي از پرشكوه‌ترين دوره‌هاي تاريخ ايران رقم زد.[8]
   ناصرالدين شاه خود نيز با مسافرت­هاي متعدد به فرنگ (اروپا) و آگاهي يافتن از شيوه مملكت داري و حاكم بودن قوانين در كشورهاي غربي در صدد اصلاحاتي چند برآمد. او در يافته بود كه تمركز قدرت در دست يك نفر به نام صدراعظم كار چندان اصولي نيست، بنابراين براي جلوگيري از قدرت­يابي صدر اعظم و يا ادعاي پادشاهي او به تقليد از اروپاييان در سال 1275 ه.ق كابينه‌اي متشكل از 6 نفر تشكيل داد تا كارها بين آنان تقسيم شود.
   تشكيل «مجلس شوراي دولتي» با چهار عضو از اقدامات ديگر وي بود كه خود «رئيس دولت» يا «كابينه» را كه جمعاً 11 نفر عضو داشت را به عهده داشت.
   اگر چه اين اقدامات چندان نتيجه‌اي نداد و بار ديگر همچون گذشته به انتصاب صدراعظم اقدام كرد ولی علاقه به پيشرفت در ناصرالدين شاه ديده مي‌شد، اما روحيه مستبدانه و خودپسندي و بيم از آگاهي مردم از يك سو، و نابساماني اوضاع كشور و نفوذ روز افزون روس و انگليس مانع جدي بر سر اصلاحات بود.[9]
 
سفر به فرنگ
   آگاهي ناصرالدين شاه از جوامع اروپايي و مطالعه سفرنامه‌ها و كتاب­هاي مربوط به آن ديار، اشتياق او را براي سفر به ممالك غربي برانگيخت. سفرهاي پر هزينه و نه چندان سودمند كه براي تامين هزينه آنها گاه مجبور به دادن امتياز از دول بيگانه و گاه گرفتن وام از خود آنان مي‌شد.
سفرهاي او از سال 1287 ه.ق، با زيارت عتبات عاليات، كربلا، نجف و كاظمين شروع شد. دومين سفر او در سال 1290 ه.ق در بیست و ششمین سال سلطنت وی روي داد، اين سفر به صورت رسمي، به دعوت "امپراطور اتريش" براي بازديد از نمايشگاه «وينه» صورت گرفت. كه با كشتي از بندر انزلي به قفقاز، روسيه، آلمان، بلژيك، انگليس، فرانسه رفته و از آنجا نيز به سوئيس و ايتاليا و عثماني عزيمت نمود. سفر دوم به طور غير رسمي و تنها براي سير سياحت و ديدار از مظاهر تمدن غرب و پيشرفت صنايع و تكنولوژي در اروپا بود.
   سفر سوم و آخرين سفر او با همراهي "امين السلطان" به انگليس بود.[10]
 
روابط خارجي
   از ابتداي سلسله قاجار تا حكومت ناصرالدين شاه بيشتر روابط خارجي با دو كشور روس و انگليس بود اما در دوره ناصري با سفرهاي او و علاقه به پياده كردن تكنولوژي و عوامل پيشرفت آنها در كشور، اين ارتباطات گسترش يافت. اميركبير نيز براي اعزام دانشجو و گسترش كشتيراني و تاسيس «دارالفنون» و ايجاد پست و .... دست به برقراري روابط با كشورهايي همچون فرانسه، آمريكا، اتريش و آلمان دست زد.[11]
 
امتيازات به بيگانگان
   امتيازات و قراردادهاي این دوره از تاسف آورترين و غم انگيزترين امتيازات واگذار شده به بيگانگان است كه فهرست وار به آن اشاره مي‌كنيم:
1-  "هرات"(معاهده پاريس) طبق اين معاهده ايران متعهد مي‌شود ضمن تخليه هرات، استقلال «افغانستان»  را به رسميت بشناسد.
2-  "رويتر"، كه به موجب آن، امتياز استخراج معادن و درآمد جنگل­هاي ايران به مدت 70 سال به انگليس داده شد.
3-  امتياز توتون و تنباكو كه به مدت 50 سال به "جرالد تالبوت" انگليسي داده شد كه ضمن برپايي اعتراضات مردمي سلطنت ناصرالدين شاه نيز متزلزل شد.
4-    امتياز ايجاد راه شوسه "اهواز به تهران" که به انگليس داده شد.
5-    امتياز تاسيس "بانك استقراضي" که به روس داده شد.[12]
 
روحانيت و ناصرالدين شاه
   با افزايش ناكارآمدي اقتصادي و سياسي در دوره ناصري  و گسترش نارضايتي‌هاي عامه مردم، علما بيشتر، در انديشه اصلاحات و محدود كردن استبداد و استعمار افتادند. و این باعث  برخوردهاي مستقيم ميان علما و حكومت در اين دوره شد. يكي از رهبران مبارز اين دوران "ملاعلي كني" بود كه نقش موثري در رهبري افكار عمومي و قيام‌هاي مردمي عليه دولت داشت. ملاعلي كني در جريان نهضت تنباكو با نوشتن نامه برای شخص شاه و در دست گرفتن رهبری مردم، باعث لغو اين امتياز و حتي عزل "سپهسالار" نماينده ايراني طرف قرارداد شد و در جريان احداث «فراموشخانه» توسط "ملكم خان" نيز تلاش بسياري كرده و باعث تعطيلي آن شد.
  "ملاهادي سبزوار" حكيم فرزانه و فيلسوف دوره ناصري است، او با مناعت طبع و بلند نظري بسيار، از قدرت و حاكميت فاصله مي‌گرفت و به توجهات ناصرالدين شاه و كمك­هاي مالي او كه براي جلب حمايت و پشتيباني اين روحاني وارسته، انجام مي‌شد، توجهی نمي‌کرد.[13]
 
سرانجام ناصرالدين شاه
   با فرا رسيدن ذيقعده 1313 ه.ق ناصرالدين شاه و درباريان خود را براي پنجاهمين سال سلطنت آماده مي‌كردند، اما واقعه قتل او در حرم حضرت "عبدالعظيم(ع)" تمام تصورات آنها را در هم ريخت. قاتل شاه "ميرزا رضا كرماني" بود، كه در سال 1307 ه.ق با "سيد جمال­الدين اسدآبادي"، آشنا شده بود و سخت تحت تأثير انديشه او قرار گرفته بود وی به این طریق وارد فعاليت­هاي سياسي مي‌شود و در جريان قيام­هاي مردمي مثل قيام تنباكو، چندي به زندان افتاده و شكنجه مي‌شود. و سرانجام تصميم به قتل ناصرالدين شاه مي‌گيرد.
    همان روزي كه شاه قصد برپايي جشن پنجاه سالگي سلطنت­اش را دارد، او را با ضرب يك گلوله از پاي در مي‌آورد تا آخرين سال سلطنت او را رقم ‌زند.[14]
 
 


[1] . سپهر، لسان الملك؛ ناسخ التواريخ، تهران، اسلاميه، 53، ص 965.
[2] . امانت، عباس، قبله عالم ناصرالدين شاه، تهران، مهرگان، ص 83.
[3] . پيرنيا، مشير الدوله، تاريخ ايران از اغاز تا انقراض قاجاريه، تهران، خيام، بي تا، ص 570.
[4] . روضة الصفا، همان، ص 8313.
[5] . هدايت، رضاقلي خان؛ روضة اصفا، بي جا، مكزي، 1339 ه.ق، ص 8176.
[6] . ناسخ التواريخ، پیشین، ص 965.
[7] . آدميت، فريدون، اميركبير و ايران، تهران، خوارزمي، 1363، ص 257.
[8] . شميم، علي اصغر، ايران دردوراه سلطنت قاجار، تهران، سوره، 74، ص 161.
[9] . آدميت، فريدون، پیشین، ص 344.
[10]. ناصرالدين شاه قاجار، سفرنامه، تهران، غزل، بي تا، ص 141.
[11] . مهدوي، عبدالرضا؛ تاريخ روابط خارجي ايران، تهران، اميركبير، ص 75.
[12] . شميم، پیشین، ص 175.
[13] . الگار، حامد؛ دين و دولت در ايران، تهران، توس، چاپ 2، صص 69و  195.
[14]. دانشور، داريوش؛ وقايع دارالخلافه، مشهد، گوتنبرگ، چاپ اول، ج 7، ص 126.

 


3.4/5 - (38)
 
 
 
1393/08/03
 
 كنگره بين المللي علوم انساني اسلامي
 دانشگاه علامه طباطبايي
 پايگاه اطلاع رساني پژوهشكده
 دانشگاه شيخ بهايي
 دانشگاه اصفهان
 دانشگاه تربيت مدرس
 دانشكده علوم حديث
 دانشگاه تبريز
 دانشگاه باقرالعلوم(ع)
 دانشگاه گلستان
 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
 سايت واعظون
 پايگاه فرهيختگان تمدن شيعي
 
کتابخانه هادی
 
 فرهنگ نامه تاريخ زندگاني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
بسم الله الرحمن الرحيم فرهنگ‎نامه‎ي تاريخ زندگاني پيامبر اعظم(ص) منشر شد در راستاي ...
 
 
 
 
Email:pajoohe_b@yahoo.com صفحه اصلی |  اخبار |  مصاحبه |  پند و اندرز |  نامه های اخلاقی |  مقالات پژوهشکده |  مقالات نشریات |  پژوهشها |  دوره های آموزشی |  فرهنگ علوم اسلامی و انسانی |  پرسش و پاسخ |  چند رسانه ای |  Powered By vwideas